فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳٬۶۴۱ تا ۳٬۶۶۰ مورد از کل ۱۷٬۰۲۸ مورد.
تأملی بر هیچانگی : ""هیچ هیچ هیچانه "" و رابطه ی متن و تصویر در آن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، بررسی شگردهای تعامل متن و تصویر در کتاب ""هیچ هیچ هیچانه"" است. به این منظور، اثر یادشده که شامل 52 شعر از هفت شاعر نام آشنای کودک ایران است، مورد بررسی قرار گرفت. روش پژوهش تحلیل محتوای قیاسی- استقرایی و واحد تحلیل، هر شعر به همراه قاب تصویری آن است.
این بررسی به دو پرسش بنیادی پاسخ می دهد: 1- آیا شعرها و تصویرهای این کتاب هیچانی هستند؟ 2- شگردهای ارتباطی شعرها و تصویرهای این کتاب چگونه است؟
پژوهش نشان می دهد بیشتر شعرهای این کتاب، همان شعرهای ساده ی کودکانه -و نه هیچانه- و تصاویر نیز به صورت قرینه ای در ارتباط با متن تصویرپردازی شده اند. همچنین این پژوهش نشان داد متن و تصویر هیچانی در ارتباط با هم کارکردهای بسیار و گوناگون دارند. شگردهای ارتباطی یافت شده عبارتند از: وارونگی و انواع آن، عدم دقت و صراحت، تکرار زنجیروار، همزمانی رویدادها در مکان. همچنین شگردهای دیگری که می توان به آنها اضافه نمود عبارتند از: 1-آیرونی 2-تمرکززدایی 3-جناس تصویری 4-با اهمیت جلوه دادن پدیده ای بی اهمیت. با بهره گیری از این شگردها، می توان چهار گونه ارتباط را در میان شعرها و تصویرهای کتاب مشاهده کرد که عبارت است از: 1 -شعر و تصویر، هر دو هیچانه است. 2- شعر و تصویر، هیچ یک هیچانه نیست. 3- شعر هیچانه است، اما تصویر خیر. 4- تصویر هیچانه است، اما شعر خیر.
باید توجه داشت بیشتر شعرها و تصویرهای کتاب با وجود برخورداری از این ویژگی ها، در زمره ی هیچانه قرار نگرفتند چرا که شیوه ی به کارگیری این شگردها در شعر و تصویر موجب هیچانگی آنها نشده بود.
القصّة القصیرة جدًّا بین الأدبین العربی والفارسی؛ نظرة إلى نماذج من الکاتب المغربی ""عبدالسمیع بنصابر"" والکاتب الإیرانی ""جواد سعیدی پور(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
إنّ المتتبّع للحرکة الأدبیة یرى اهتماماً واسعاً حظیت به القصّة القصیرة جدًّا خصوصاً فی الآونة الأخیرة، ذلک بسبب الدور البارز الذی ترکته على الساحة الأدبیة بشکل عام، وعلى المتلقّی بشکل خاصّ. إنّ المقال الذی بین أیدینا یتناول بحثاً فی الأدب المقارن، طرفاه الأدبان العربی والفارسی، أمّا نقطة البحث فهی القصّة القصیرة جدًّا، والهدف من المقال تسلیط الضوء على القصّة القصیرة جدًّا فی الأدبین وعقد مقارنة بینهما من خلال النشأة ورأی نقاد الأدبین حیال هذا الفنّ، ومن ثمّ دراسة مقارنة على بعض القصص القصیرة جدًّا اختیرت من کلا الأدبین وتحلیلها للکشف عن العناصر القصصیة التی تضمنّتها. ومن النتائج التی توصّل إلیها المقال أنّ نقاد الأدبین متّفقون – إلى حدّ ما – فی تعریف القصّة القصیرة جدًّا، واتّسامها بعناصر القصّة القصیرة، وهذا ما سنتوصّل إلیه لاحقاً من خلال تحلیل بعض القصص القصیرة جدًّا التی اخترناها من الأدبین. کما نجد التوافق فی إطلاق مسمّیات عدّة على هذا الفنّ من قبل نقّاد الأدبین. أمّا الاختلاف الجزئی البسیط الذی وجدناه فیتمثّل فی طول القصّة القصیرة جدّا. و بالنسبة للمنهج المتّبع فی تحلیل القصص المختارة، فهو المنهج الوصفی التحلیلی الذی یعتمد على المصادر المکتبیة، من خلال إسقاط عناصر القصّة القصیرة على القصص المختارة لنبیّن إمکانیة توفّر العناصر القصصیة وکیفیة توظیفها بشکل یحقّق الروح القصصیة لها.
منتخبات شاهنامه از فردوسی تا فروغی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شاهنامة فردوسی از همان آغا ز طیّ ادوار مختلف مورد استقبال و توجّه بی نظیر گروه های گوناگون قرار گرفته، به گونه ای که در طول تاریخ ادبیّات ایران از هیچ اثری به اندازة شاهنامه ، گزیده نویسی و برای آن نظیره گویی نشده است. این گزیده ها را می توان در نسخه های مستقل و با عنوان «برگزیده» ، «خلاصه» و «منتخبات» شاهنامة فردوسی و یا در قالب جُنگ ها و سفینه ها، ابیات منقول در آثار منظوم و منثور آمیخته به نظم مورد بررسی قرار داد. در این مقاله، ضمن احصا و دسته بندی گزیده های شاهنامه، سیر تطّور تاریخی گزیده-نویسی و منتخبات ابیات شاهنامه مورد توجّه قرار گرفته و معلوم شده است که تا عصر اخیر بخش عمده ای از منتخبات شاهنامه، در خارج از مرزهای ایران فراهم آمده و غالباً گلچین ابیات شاهنامه در ایران، در برخی جنگ ها و آثار منظوم و منثور در دوره های مختلف تاریخی آمده است. رواج گزیده نویسی در عصر حاضر، حاصل خدمات ارزندة فروغی در زمینة شاهنامه پژوهی و تعیین سال 1313 به عنوان سال هزارة فردوسی است. این امر فعالیّت های گسترده ای را در بزرگداشت فردوسی و معرّفی شاهنامه در سطح جهان به دنبال داشت و انتشار چندین شاهنامة کامل و تهیة منتخباتی را در ایران سبب گردید.
بررسی تطبیقی شهر «مهتاب» از نیما یوشیج و «العوده لجیکور» از بدر شاکر سیاب(مقاله علمی وزارت علوم)
بررسی انتقادی مسئله انحطاط ادبی در دوره صفویه و عثمانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقاله به زبان فرانسه: ادبیات منطقه ای در جای خالی سلوچ اثر محمود دولت آبادی و کُلین اثر ژان ژیونو (La littérature régionale dans La Place vide de Solouch de Mahmoud Dowlatâbâdi et Colline de Jean Giono)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سبک نگارشی نویسنده نه تنها بر پایه انگیزه های شخصی و درونی وی بوده بلکه با بسیاری از عوامل مرتبط با محیط اجتماعی و جغرافیائی پیوندی ناگسستنی دارد. به عبارت دیگر، هیچ نویسنده ای نمی تواند خود را از تأثیر طبیعت، محیط اجتماعی و فرهنگی مکانی که در آن زندگی می کند به دور دارد. به همین خاطر ادبیات منطقه ای در کشورهای مختلف شروع به نشو و نما می کند. بر همین اساس بسیاری از نویسندگان سعی در پرداختن به اطلاعاتی در باب آب و هوا، گیاهان، آداب و رسوم، سنتها و ویژگیهای خاص روحی و اجتماعی محل تولدشان داشته اند.محمود دولت آبادی و ژان ژیونو از نویسندگانی هستند که به این امر اهتمام فراوان داشته اند. در این مقاله سعی بر آن است تا با ارائه توضیحاتی در باب ادبیات منطقه ای، تاریخ و مختصات آن در ایران و در فرانسه به تجزیه و تحلیل در باب اطلاعات داده شده در دو کتاب جای خالی سلوچ و کُلین پرداخته شود.
مضامین تعلیمی و تربیتی در هفت پیکر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نظامی با گذشت بیش از هشت قرن، همچنان بلندترین قلّه داستان سرایی را در ادبیات به خود اختصاص داده است و پنج گنج وی قدرت سخنوری اش را در موضوعات گوناگون عرفانی، عاشقانه، تاریخی و حماسی در معرض دید خوانندگان به نمایش می گذارد. گویی قدرت سخندانی و خلوص ایمان وی، با توفیق آسمانی و الهامات غیبی همراه بوده است و نه تنها در تک تک ابیاتش، کمال هنر نمایی و زیبایی هایی ادبی در لفظ و معنی، طراوت و تازگی به کلامش داده است بلکه در تمام داستان هایش پیامهای اخلاقی و انسان مدارانه و معرفت نفس و شناخت حق تعالی را به حاکمان زمان به طور اخصّ و عموم مردم به طور اعم سفارش کرده است. هر چند هفت پیکر نظامی را غنایی و حماسی دانسته اند و به ظاهر در بر دارنده استغراق بهرام گور در عشرت و لذّت شکار و دلدادگی به دلارایی های دختران هفت اقلیم در هفت گنبد است اما پیام کلی و هدف غایی این منظومه سوق دادن خوانندگان به مضامین اخلاقی و اندیشه های متعالی انسانی و آموزه ها و پند و عبرت است. آموزه های تربیتی و تعلیمی که همچون آیینه ای در مسیر تکامل و رستگاری نوع بشر است. در پشت پرده داستان ها و حکایت های هفت پیکر، مفاهیم عمیق تربیتی چون خداجویی و توکّل و اعتماد به خدا، عدل گرایی و ظلم ستیزی، فراگیری علم و هنر و خردورزی، ترک تعلّقات دنیای ناپایدار، رهایی از حرص و طمع، نکوهش عیّاشی شهوت و هوسرانی، نیکی اندیشی و بیزاری از بد گوهران و دوستان منافق، اهمیّت تلاش و مشاوره با اندیشمندان در اداره امور مملکتی، بخشش و احسان، رعیّت نوازی و دهها نکته اخلاقی دیگر که رعایت آنها انسان را در دنیا و آخرت رستگار و خوشنام می کند. در این مقاله با ذکر شواهد به جنبه های تعلیمی و موعظه های اخلاقی هفت پیکر پرداخته شده است.
بررسی بازتاب اساطیر یونان در آثار نظامی گنجوی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از دیرباز ادبیات ملل مختلف، همواره بر یکدیگر تأثیر متقابل داشته اند و کمتر ملتی از این تأثیرپذیری ها دور مانده است؛ برای نمونه می توانیم به دو کشور کهن و ریشه دار ایران و یونان اشاره کنیم که روابط و تبادلات فرهنگی آن ها، به شکل های گوناگونی در ادبیات دو کشور نمود پیدا کرده است. تتبع در آثار شاعران و نشان دادن این تأثیرپذیری ها می تواند در فهم آثارشان و گشودن گره های شرح اشعار بسیار سودمند باشد. در این جستار، با واکاوی خمسة نظامی، روشن شده است که حکیم گنجه، از طریق ترجمة آثار یونانی به عربی یا فارسی، با اساطیر یونان آشنا بوده است و بسیاری از حکایت هایش را با تأثیرپذیری مستقیم یا غیر مستقیم از اساطیر یونانی به تصویر کشیده است؛ چنان که در پردازش حکایت های «اسکندر و آرایشگر»، «جمشید با خاصگی محرم»، «اسکندر و نوشابه»، «شهر مدهوشان»، «شبان و انگشتری» و «فتنه» به اسطوره های یونانی «شاه میداس»، «آمازون ها»، «مایلو» و «گیگس یا ژیرس» نظر داشته است.
وادی مجهول (بررسی نمادهای حکایت شاه و کنیزک از رهگذر تطبیق آن با داستان های شیخ سمعان، سیذارتا و داستان زندگی مولانا)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حکایت شاه و کنیزک یکی از محوری ترین حکایت های مثنوی است که با توجه به قرار گرفتنش بعد از نی نامه و نیز تأکید خود مولانا بر اهمیت آن، بسیار مورد توجه مفسران مثنوی قرار گرفته است. قاطبه ی مولوی پژوهان این حکایت را داستانی نمادین دانسته اند که مولانا در قالب آن تلاش کرده به موضوع پراهمیت آفرینش و کمال انسان اشاره کند. در این مقاله با روش تحلیل- مقایسه ای تلاش شده با بهره گیری از چند داستان عرفانی دیگر همچون حکایت شیخ سمعان از عطار، رمان سیذارتا اثر هرمان هسه شرق شناس شهیر آلمانی و همچنین روایت زندگی مولانا و دیدار او با شمس تبریزی، ضمن ارائه ی تفسیری نو از نمادهای حکایت شاه و کنیزک، به بررسی موضوع جایگاه دنیا در رسیدن به کمال از منظر مولانا نیز پرداخته شود.
مطابق تفسیر ارائه شده در این مقاله به نظر می رسد به عکس آن چیزی که تفکر صوفیانه ی منحط، درباب کناره گیری و عزلت از دنیا به مخاطبانش القا می کند، از نگاه تفکر اصیل اسلامی، دنیا به منزله ی مزرعه و متجری است که آدمی برای رسیدن به بهشتی صدچندان بهتر و بالاتر از بهشتی که در آغاز در آن سکنی داشته، بدان هبوط کرده است.
ساختار شناسی خان های رستم و تارئیل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با تعمق در نام حماسه پلنگینه پوش اثر شوتا روستاولی ، به طور ضمنی، این حماسه در ارتباط با شاهنامه فردوسی قرار می گیرد؛ زیرا در شاهنامه فردوسی رستم زرهی از پوست پلنگ یا ببر دارد و همچنین پلنگینه پوشی به کیومرث اسناد داده شده است. تارئیل پهلوان بنیادین حماسه پلنگینه پوش نیز جامه ای از پوست پلنگ بر تن دارد که یادآور جامه کیومرث در شاهنامه و ببر بیان رستم، پهلوان بنیادین شاهنامه فردوسی است. در این جستار نخست حماسه پلنگینه پوش معرفی می شود، پس از آن با بحث و بررسی و مقایسه عناصر هفت خان رستم و ده خان تارئیل با در نظر گرفتن جابجایی، شکست و دگرگونی در اسطوره ها، به این پرسش پاسخ داده می شود که بر اساس الگوهای پیشنهادی ساختارگرایان، عناصر خان های تارئیل در حماسه پلنگینه پوش شوتا روستاولی چه وجوه اشتراک و چه تفاوت هایی با عناصر خان های رستم در شاهنامه فردوسی دارد،. در ضمن نماد های شخصیت (قهرمان) و لباس و نام شخصیت، مکان، نبرد با حیوانات، موجودات شریر (ضدّ قهرمان)، یاریگران، عزیمت، تشرّف و... در این جستار مورد توجه است. نتیجه تحقیق نشان می دهد که ساختار هفت خان تارئیل پیچیده تر از هفت خان رستم است زیرا سفر خانی تارئیل در طِیّ چند سفر مقدماتی و اصلی انجام می گیرد. سفر خانی رستم به صورت خطی مستقیم از یک نقطه شروع و در یک نقطه پایان می پذیرد؛ ولی سفر خانی تارئیل به صورت دایره وار از نقطه ای که سفر خانی شروع شده، در همان نقطه نیز به پایان می رسد. رستم با نجات کاووس به هدف خود می رسد، ولی تارئیل با نجات نستان هنوز به مرحله تشرّف نرسیده است. از این رو دو سفر دیگر نیز باید انجام گیرد: ۱) سفر به سرزمین تازیان و سپاس گزاری از یاریگر خود و سپس بازگشت به وطن و رسیدن به پادشاهی (مرحله تشرّف) که آخرین خان وی است. ده خان تارئیل ژرف ساخت عرفانی دارد، در کل، حماسه پلنگینه پوش از نوع حماسه های عرفانی مانند حماسه گیل گمش است؛ زیرا عشقی عرفانی ساختار کلّی حماسه پلنگینه پوش را تشکیل می دهد و سفر خانی چندمرحله ای تارئیل نیز بر محوریت عشق نمادین زنی است که ده خان تارئیل را رقم می زند. در صورتی که محوریت عشق در هفت خان رستم حبّ وطن و عشق به ایران-زمین است.
زبان فارسی در هند بر اساس ملاحظات ابن بطوطه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
«سفرنامه ابن بطوطه»یکی از آثار ارزشمند عربی است که می تواند در تعریف یا تبیین برخی مجهولات تاریخ ادبی یا تاریخ سیاسی و اجتماعی ایران در هند تأثیری بسزا داشته باشد. ابن بطوطه سیاح معروف عرب (779- 730 هجری) در بخشی از سفرنامه معروف خود شرح مفصل سفرش را به هند بیان و روایت کرده است. حضور و تقرب خاص او در نزد سلطان فارسی زبان دهلی به گزارش های او ارزش تاریخی و ادبی بخشیده است. در این مقاله گزارش های عربی مشتمل بر مندرجات فارسی در دو بخش الفاظ و جملات به شکل تحلیل در متن موردبررسی قرارگرفته است. پس ازآن به سیر نفوذ فارسی در هند ازنظر تاریخ ادبی و تاریخ سیاسی پرداخته شده است تا به استناد منابع تاریخی و تاریخ ادبیات فارسی دلایل پویایی این زبان مشخص گردد.
دستاوردهای این پژوهش نقش حاکمان فارسی زبان هند را در پویایی و رواج فارسی در خارج از مرزهای ایران نشان می دهد. همچنین این سفرنامه، سند و مرجعی مطمئن در تبیین مطالعات تاریخ و ادب فارسی به شمار می رود و باعث می شود ابعاد تعاملات فرهنگی ایران و هند از عمق بیشتری برخوردار گردد و منبعی موثق از فرایند تحقیقاتی منسجم را درباره تاریخ ادبیات و زبان فارسی در هند ایفا نماید.
در جست وجوی دیگری؛بررسی جلوه های دگربودگی در ادبیات کودک و نوجوان ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مفهوم دیگری و دیگرانگی از مفاهیم پیچیده ی فلسفی است که می توان آن را در گستره های گوناگونی از زندگی انسان چون اجتماع، سیاست، اخلاق، ادبیات، آموزش و پرورش و جز آن جست وجوکرد.در این پژوهش، در گام اول، تلاش شده انواع دیگرانگیدر نمونه ای شامل بیست و هفت اثر داستانی ادبیات کودک و نوجوان ایران، با روش تحلیل محتوای کیفی از نوع قیاسی و با در پیش گرفتن رویکردی توصیفی بررسی گردد تا آشکار شود کدام یک از انواع دیگرانگی در کتاب های داستانی کودک و نوجوان ایران بازنمایی شده و کدام ها مجال جلوه گر شدن نیافته اند. در گام دوم چگونگی بازنمایی این دیگرانگی ها و نوع ارتباط شخصیت های دیگری با شخصیت های مرکزی داستان ها مورد بررسی قرارگرفته است. برای رسیدن به این هدفبرای مطالعه ی نمونه ها از روش تحلیل محتوای تاملی با رویکردی توصیفی-تفسیری استفاده شده است. نتیجه ی این بررسی نشان-می دهد در ادبیات کودک و نوجوان ایران صدای دیگری چندان بلند نبوده و حضور او کم رنگ است. هم چنین کنش ""دیگری"" در ارتباط با قطب های فرادست داستان در بیش تر موارد محدود و تابع محدودیت هایی است که به دیگرانگی او برمی گردد. با این حال، مواردی از کنش تعاملی، سازنده و هم دلانه ی خود/دیگری نیز به چشم می خورد.
تحلیل قصه ی «برادر عاقل و برادر دیوانه» از منظر اسطوره ی دیوسکوریک (دوقلوهای مقدس)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
«ایزدکران» یا دوقلوهای مقدس و آسمانی، یکی از بن مایه های اساطیری است که در آیین و اساطیر ملل مختلف به شکل های گوناگون متجلی شده است. اگر چه این دوقلوها و ویژگی های خاص آن ها در آثار طراز اول ادبیات فارسی منعکس نشده، اما چنین دوقلوهایی در قصه های ایرانی که از قدیم الایام سینه به سینه نقل شده، با همان ویژگی ها به وضوح دیده می شوند. از آن جایی که اکثر قصه ها نمادین، و از تأویل پذیری بالایی برخوردارند، در مقاله ی حاضر از این منظر به تحلیل قصه ی «برادر عاقل و برادر دیوانه» پرداخته شده است. این قصه در مناطق مختلف ایران به شکل های گوناگون روایت گردیده است. در این قصه مهم ترین ویژگی های دوقلویی از قبیل ارتباط با اسب و گاو، گذر از زندگی کشاورزی و دامداری و رسیدن به زندگی شهری و شکل گیری تمدن، فدا شدن یکی برای بقای دیگری، دفن یکی از دوقلوها به مناسبت بنا کردن ساختمان و... وجود دارد. در قصه ی مذکور، اگر چه برادرِ دیوانه در ظاهر، رفتاری متضاد با برادر عاقل دارد، اما همین رفتار متضاد است که زمینه ی پیشرفت برادر عاقل را فراهم می آورد.
شگردهای تمرکززدایی در قصه های ایرانی به کوشش انجوی شیرازی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدفِ یافتن ژرف ساخت های تمرکززدایانه به سراغ افسانه های عامیانه ی ایرانی رفته است تا با کنکاش در آن ها این ظرفیت های نهفته را آشکارسازد. بنابر یافته های پیاژه، تمرکززدایی- تمرکزگرایی اصلی ترین ژرف ساخت ذهنی کودک است که بنابر پیشنهاد خسرونژاد در قالب شگردهایی ویژه در ادبیات کودک نمودمی یابد. ضرورت این پژوهش، در ادامه ی نظریه ی معصومیت و تجربه، تسهیل روند استقلال بخشیدن به ماهیت ادبیات کودک است. در این پژوهش ۳۰ افسانه از مجموعه افسانه های انجوی شیرازی برگزیده و با روش تحلیل محتوای کیفی و تلفیقی از قیاس و استقرا، بر پایه ی نظریه ی معصومیت وتجربه، کاویده شدند. یافته های این پژوهش نشان داد که از میان شگردهای تمرکززدایانه ی معصومیت و تجربه، شگردهای «اغراق» و «پایان خوش» و «سپیدنویسی» در همه ی این افسانه ها وجودداشتند درحالی که شگرد «نمای دور و نزدیک» در هیچ یک از افسانه ها یافت نشد. جلوه های تازه ی تمرکززدایی در افسانه های انجوی شیرازی در قالب 1۳ شگرد به دست آمدند که عبارت اند از: یک صحنه با دو نما، صحنه های هم زمان، نمای باز و نمای بسته، زنجیره ی رخ دادها (خوش اقبالی و بداقبالی)، رگبار وارونگی، جابه جایی قهرمان، چند مجلسی، غافل گیری، مناظره، برچسب (متضاد یا هم سان)، قصه درقصه، قصه های زنجیره ای و دگردیسی. آن چه در همه ی این شگردها سبب تمرکززدایی می شد، نوعی حرکت و غفلت زدایی یا انتظارشکنی بود.