اختلاف نسخه های خطیِ آثار نظم و نثر گذشته ما در ضبط کلمات، بیشتر به دست ناسخان و خواسته یا ناخواسته است. این اختلاف در دیوان حافظ، برعکس، بیشتر توسط شاعر برای رسیدن به بالاترین حد هنری بیت و کمتر به دست نساخ می باشد . در تصحیح دیوان این شاعر بی نظیر باید سه اصل مد نظر باشد: اول، توجه به ضبط نسخه های قدیمی و معتبر؛ دوم، اصل اصالت موسیقی که بسیار مهم است؛ سوم، ارتباط عناصر معنا و خیال در محور افقی بیت. در این مقاله سعی شده به ضبط و معنای صحیح بیتی از حافظ، با عنایت به اصل اول و سوم، اشاره شود . لازم به توضیح است که اصل دوم (اصالت موسیقی) در بیت مذکور مؤثر نمی باشد.
نویسنده این مقاله عبارت «وقت خوش» را که سعدی در مقدمه پایانی گلستان آورده، بررسی کرده و آن را بیانگر موقعیت عرفانی سعدی در هنگام فراهم آوردن گلستان یا کمال و کهولت او میداند که با این تفسیر میتوان در مورد زمان تولد و زندگی او نیز استنباطهایی داشت.
یکی از جنبه های غالب در آثاری نظیر سیرالعباد و رساله الغفران، که مبنای روایی در آن ها سفر روح است، فرجام شناسی است. در این جستار مطالعه این موضوع، با گذری بر مفهوم فرجام شناسی و نگاهی مختصر به انعکاس آن در باورهای ملل و ادیان مختلف آغاز گردیده و با بررسی تطبیقی سیرالعباد و رساله الغفران در سه قطب فرجام شناسی یعنی فرجام شناسی در ساختار کلی روایت، استفاده از رمزهای عالم ماده و بهره گیری از مبانی عقیدتی، جهت نیل به اهداف تحقیق ادامه یافته است. مقایسه این دو اثر بر اساس مکتب آمریکایی در حوزه مطالعات تطبیقی صورت گرفته است.
در این مقاله که قسمت دوم مقاله با عنوان «ادبیّات پژوهی صدرالدّین عینی» است، به ادامه بحث ادبیّاتپژوهی نوین تاجیکی فرارود،در قالب معرّفی کتاب «نمونه ادبیّات تاجیک»، اثر صدرالدّین عینی و همچنین نظر عینی در مورد شاهنامه فردوسی و اشعار رودکی و سعدی و ابن سینا پرداخته شده است.
آنچه امروزه به نام «عرفان اسلامی» شناخته شده، با پا نهادن به حریم فکری و فرهنگی اقوام و ملل مختلف، تحت تاثیر جهانبینی خاص آن اقوام، به گنجینه اندیشگی خود، تنوع و غنا بخشید. عرفان اسلامی، اگرچه آموزههای عبادی و خداشناسی خود را از منابع اصیل اسلامی - قران و کلام نبوی - گرفته است، اما از لحاظ جهانبینی، سخت تحت تاثیر افکار و اندیشههای سامی و ایرانی و فیلسوفان یونانی به ویژه افلاطون و نوافلاطونیان بوده است. در این گفتار در پی آنیم تا ابتدا اصول جهانبینی سامی و ایرانی را شناسایی کرده، سپس به نحوه تاثیر آن جهانبینی در مجموعه افکار و اندیشههای عرفان اسلامی بپردازیم. با این بررسی خواننده محترم میتواند علت اساسی «ناسازگاری عرفان ایران و جلوهها و مظاهر آن را با عقاید سایر جهان اسلام » آنگونه که بر تولد اشپولر در بررسی عرفان حلاج از آن خبر داده، دریابد.