آنچه در این مقاله مورد بحث قرار میگیرد نقش سعدی در شکلگیری مکتب ادبی شیراز است که با وجود اینکه قبل از سعدی در شیراز شاعر بزرگی وجود نداشته است، چگونه انسان برجستهای چون سعدی با این نبوغ توانسته اینگونه سخن گوید و پس از او دیگران از او تبعیت کنند و اینکه چه عوامل و عناصری در پشت سر سعدی وجود داشته که موجب چنین پیدایشی شده است؟ نویسنده این امر را وابسته به دو عامل بیرونی: حضور خراسان بزرگ با اندیشمندانی چون فردوسی، رودکی، انوری و...) و هم عامل تربیت میداند که باعث شد در وی تاثیر گذارد، در نتیجه چنین درخشد و پیشرو این مکتب گردد.
این مقاله از منظر تاملی در مبانی عشق و جمال در شعر و اندیشه سعدی با نگاهی بر عرفا و حکمای فارس از جمله روزبهان، حافظ و ملاصدرا رقم خورده است. در این مقاله ابتدا به جایگاه عشق و محبت و جمال در قرآن کریم، حدیث و متون کهن صوفیه اختصاص یافته و درادامه، حالات عشق پاک در تفکر سعدی، با توجه به زمینههای چون جمالدوستی، تجلی و نظربازی عرفانی را مورد بررسی قرار میدهد.