کتاب شرح عرفانی غزلهای حافظ به تصحیح بهاء الدین خرمشاهی و … از جمله شرح هایی است که در شبه قاره هند نوشته شده است. مصححان محترم، با توجه به جمله هایی که در متن آمده است و با نظر دکتر عارف نو شاهی، آن را از ختمی لاهوری صاحب مرج البحرین دانسته اند؛ که این نظر به هیچ وجه صحیح نیست. نگارنده در این نوشتار دلایلی ارائه داده است که این انتساب را باطل می کند.
شعر فارسی،از اوائل سدة سوم هجری، در قالب عروض عربی سر برآورد، و در ترکیبهایی ساده و نسبتاً ابتدایی، و مضامینی گاه بسیار ناپخته این سو و آن سو پراکنده شد. مقاومت و سپس پویایی اینی شعر نو پا، در برابر شعر استوار و دیرپای عربی که از آبشخور شعر جاهلی و بخصوص قرآن کریم سیراب می شد، خود پدیده ای ست شگفت آور. پیداست که سخن سرایان ایرانی- تقریباً همه بدون استثناء – بر زبان و شعر عربی آگاهی تمام داشتند و لاجرم در سروده های خویش از آن تأثیر می پذیرفتند. اما شعر فارسی به سرعت نضج یافت و شاعران اندک اندک دست به نوآوری زدند و نکته هایی یافتند که گاه در شعر عرب، مانند نداشت. پس آنگاه این سؤال مطرح می شود که آیا شعر عربی در این هنگام از فارسی تأثیری پذیرفته است یا نه. ما در منابع خود تعدادی شعر یافته ایم که بنا بر تصریح مؤلفان، ترجمة اشعار فارسی بوده است. از این میان، آن دسته از اشعار را که معادل فارسی شان یافته شده (به استثنای یک مورد) برگزیده در اینجا نقل کرده ایم.
نویسنده در این مقاله سعی در یافتن بهترین غزل سعدی دارد. هرچند نویسنده امر انتخاب بهترین غزل از بین غزلهای سعدی را با توجه به زیبایی اغلب غزلهای سعدی کاری سخت میداند ولی با ویژگیهایی که برای غزل خوب بودن برمی شمارد، تعدادی غزل از بین غزلهای سعدی را انتخاب نموده و آنها را جزو بهترینهای غزل سعدی قرار میدهد.