این مقاله به بررسی زبان فارسی نوین که بعد از اسلام در ایران شکل گرفت و سعدی به عنوان یکی از گویندگان این زبان ، میپردازد. نویسنده مقاله زبان سعدی را بر اساس شواهد شعری و یافتههای خود و در مقایسه با شاعرانی چون مولانا، زبانی معیار و به دور از کاربردهای حوزهای میداند و اشاره میکند واژههایی که سعدی استفاده کرده از مقوله واژههای کم کاربرد یا نادر نیستند و به طور مکرر استفاده شدهاند.
قدرت در مفهوم روشن کلمه به معنی سازمان منسجم و به هم پیوسته کارآمدی است که ما از آن به عنوان نهاد حکومت یاد میکنیم. حکومت و حاکمیت و مجموعه عناصری که آن را به وجود میآورند، سابقهای بس قدیم در ایران دارد که تا زمان سعدی حالت جاافتادگی و استواری و استحکام را عرضه میکند و در حقیقت سعدی با پدیدهای مواجه است که این پدیده، جادههای صاف نشده و همواری تا زمان او دارد و به خصوص از این گرفتاری برخوردار است که مجموعه انتظارات آرمانی یک جامعه را در خود جمع نکرده و انعکاس درست و دقیقی از آن چیزی که از قدرت میطلبیم در مفهوم حاکمیت مطلقی که در آن روزگار بوده، عرضه نمیکند و به همین دلیل دشواری کار سعدی در این است که بتواند با این سازمان به ظاهر صریح و بیتکلف با چهرهای خشن و زبر و محکم و بدون هیچ تکلفی برخورد کند.
نویسنده این مقاله همان نویسنده کتاب مگر این پنج روزه. است. وی پاسخی به نقدی داده که در مقاله پیش ارائه شده و آنها را درست ندانسته و باز بر نظریات خود پافشاری نموده و نظریاتی را که در نقد قبلی ارائه شده است را به کل رد نموده است.
یکی از خصوصیات زبان روسی داشتن گونه استمراری و مطلق افعال می باشد.به عبارت دیگر تقریبأ هر عمل را میتوان هم با گونه ای استمراری و هم با گونه مطلق بیان نمود‘ ولی روند انجام عمل در این دوگونه متفاوت می باشد. در این مقاله سعی شده است وجه تمایز این دو گروه و تا آنجایی که امکان دارد ‘ طرز بیان این دو گونه در زبان فارسی مورد بررسی و نتیجه گیری قرار گیرد.