پیدایش رمان تاریخی نوین فارسی کاملا تازگی دارد. نخستین آزمایش در این نوع ادبی، چنان که پروفسور ادوارد براون در جلد چهارم اثر استادانه خود در ادبیات فارسی (ص 464-466) نشان داده، به قلم شیخ موسی همدانی، مدیر مدرسه نصرت در شهر همدان بوده است. رمان عشق و سلطنت او ظاهرا در سال 1334 قمری نوشته شد و سه سال بعد در همدان به چاپ رسید. آقای چایکین، نویسنده شرحی مختصر درباره ادبیات فارسی نوین، که به زبان روسی در مسکو چاپ و منتشر شده، از رمان شیخ موسی خبر نداشته و، در این نوشته خود، اثر صنعتی زاده به نام دامگستران یا انتقامخواهان مزدک را، که در سال 1921 در بمبئی منتشر شده، نخستین رمان تاریخی معرفی کرده است. نظر برتلس نیز در تحقیق او درباره «رمان تاریخی قرن بیستم فارسی» - که می نویسد این رمان را صنعتی زاده در زمانی که بیش از چهارده سال سن نداشته نوشته اما در سال 1921 در بمبئی سپس در سال 1304 در تهران به چاپ رسانده - همین است.
مقاله ای که ملاحظه می فرمایید، گزیده ای مختصر از فصل پنجم کتابی است که تحت عنوان اخلاق جنگ در فرهنگهای اسلامی با نگرشی تطبیقی و منتقدانه، به قلم دکتر محمدجعفر محلاتی تنظیم شده است و کتاب آن توسط دانشگاه هاروارد در دست انتشار است. این مقاله ضمن کاوش در فرهنگ ایرانی- اسلامی در جستجوی ریشه های فکری مبانی است که امروزه به صورت مقررات بین المللی...
"قصه زال و رودابه در بستری از تقابل دوگانه (Binaryoppisition) جریان دارد. تقابل بین زابلستان به محوریت زال و کابل به محوریت مهراب. زال و زابل در پرتو فره ایزدی و گزاره های اهورامزدایی معنا می شوند و مهرداد و کابل با گزاره های اهریمنی، زیرا مهراب از تبار ضحاک مار بدوش و ریشه گرافته از دشت سواران نیزه گزار است. زال بجای شیر انسانها، گوشت و خون حیوانات را خورده و با پاره های تن و حوش تغذیه شده و در محیط آزاد، بی پروا و وحشی وحوش پرورده شده، از این رو تحت تاثیر خوی آزاد و بی پروای کوه و صحرا سنت ریشه دار و تابو شده متعارف، مبنی بر ممنوعیت پیوند تبار ایزدی و تبار اهریمنی را ساخت شکنی (Deconstruction) می کند و با رودابه از نسل ضحاک ازدواج می نماید. رستم که محصول ازدواج نسل اهریمن و نسل اهورامزداست گرچه برخورد از فره ایزدی است، اما خون ضحاک در رگهایش جاریست، بنابراین در ساختار شاکله ایزدی رستم چند نقطه ضعف هم گنجانده شده است که از جمله آن مکر با اسفندیار و کشتن سهراب است. ضحاک بدون آنکه بخواهد تحت اغواگری های اهریمن بیرون، پدر خود را می کشد. رستم بدون اینکه بخواهد تاثیر وساوس تفوق طلبانه اهریمن درون، که با عبارت «نام پوشی» توجیه می شد، پسر خود را می کشد. به هر تقدیر عناصر داستان، اعم از اشخاص و حوادث، در جریانی از تقابل دوگانه حرکت می کند. اجزا این تقابل دوگانه، گاه با هم در تعامل (interaction) و گاه در تضاد (Paradoa) هستند، یعنی زیر ساخت یگانه و روساخت متکثر دارند
بررسی چگونگی ساخت شکنی در داستان زال و رودابه محور مقاله حاضر است."
ساقی نامه و مغنی نامه را در یک نگاه کلی می توان «شعر میخانه ای» گفت، به ویژه از قرن نهم تا دوازدهم هجری از «ژانر» های پرطرفدار شعر فارسی بوده و نمونه کامل و مفصل آن بیشتر در قابل مثنوی بحر متقارب سروده شده است. این نوع شعر امکان خوبی به شاعر می داده است تا به بهانه می و میخانه و مستی، فارغ از محدودیت ها و ممنوعیت ها، ناگفتنی های روزگار خود را در قالب نکوهش روزگار و اهل آن بر زبان آورده و ای بسا یاد کرد او از می و میخانه و ساقی، بهانه ای بوده برای اعتراض و انتقاد از آنچه او نمی خواهد و ناروا می پندارد! از این منظر، ساقی نامه شعری اجتماعی، آرمانخواهانه و بلکه شورشگرانه است. در این مقاله، ابتدا به تعریف و بررسی ساختار و ویژگی ها و زمینه سرایش این نوع شعر پرداخته می شود و سپس در ادامه با اشاره به سابقه آن در شعر فارسی، یک نمونه پیشین از ظهوری ترشیزی (به جهت تفصیل و ساختار کامل آن) با یک نمونه معاصر از هوشنگ ابتهاج بررسی و مقایسه خواهد شد.
"در بسیاری از موارد، آیات قرآن سرچشمه های سخنان بلند و ارزشمند اهل معرفت است؛ در این میان داستان های قرآنی از جمله داستان خضر و موسی- علیهماالسلام- نیز همواره مورد توجه و علاقه عرفا بوده و ژرف نگری به همراه درک معنوی- شهودی ایشان، این ماجرا را در سطوح گوناگون بخصوص در تطبیق انفسی، پذیرای ابعاد متعددی از معنی کرده است.
اهل معرفت، این داستان را داستانی رمزگونه و تمثیلی دانسته اند و با رمزگشایی از جزییات ماجرا، کوشیده اند راهی به افق های معنایی اصیل آن بیابند و معانی مکتوم آن را آشکار کنند.
در مباحثی که مطرح خواهد شد، سعی شده دیدگاه های متفاوت عرفا به این ماجرا بررسی و تا حد امکان تحلیل شود."