رفتار ضمایر فاعلی و مفعولی در زبانهای مختلف متفاوت است و از این رو پارامتری به نام پارامتر ضمیر انداز ، زبانها را در این مقوله از هم جدا می کند . فارسی نیز این زبانهایی است که اجازه حذف ضمیر فاعلی را دارند . در این مقاله ویژگیهای زبانهایی که قابلیت حذف ضمیر فاعلی را دارند مرور می شود و سپس این پارامتر در گزیده ای از زبانهای ایرانی شامل فارسی ، گیلکی ، مازندرانی ، لری ، اورامی و سورانی بررسی می شود . در این بررسی از شش معیار رده شناسی استفاده شده است ...
مقاله حاضر ضمن مرور ادبیات تحقیق در زمینه نقش ایدئولوژی در ترجمه، ابتدا ماهیت مفهومی ایدئولوژی را مورد بررسی قرار می دهد و سپس در چارچوب نظری تحلیل انتقادی گفتمان بر ابعاد ایدئولوژیک ترجمه و وجوه اقتدار منشانه آن متمرکز می شود و در نهایت به ذکر نمونه وار مصادیقی از فرآیندهای تعدیل ایدئولوژیک خواهد پرداخت.
در این تحقیق راهبردهای مربوط به تغییرات فرهنگی، ایدئولوژیکی و زبانی در ترجمه ادبیات کودکان مورد بررسی قرار گرفت و به علاوه برخی از دلایل این نوع تغییرات از جمله تفاوت های فرهنگی و آموزشی تشریح گردید. راهبردهای مربوط بر اساس نظریه تقسیم بندی دوکات (Ducate) دسته بندی و توصیف گردید. پیکره مورد مطالعه این تحقیق را دو رمان برجسته و شاخص ادبیات نوجوانان انگلستان باد در بیدزاران، نوشته کنت گراهام و هری پاتر و سنگ جادو، نوشته جی. کی. رولینگ تشکیل می دهد.
فرایندهای واجی، عمل کردهایی ذهنی هستند که سبب می شوند به جای آواهایی که ازلحاظ تولیدی برای فرد مشکل اند، آواهای طبقات ساده تر به کار روند. با افزایش سن و رشد مجموعه واج ها و مهارت های گفتاری کودک، به تدریج از تعداد فرایندها کاسته می شود. هدف از پژوهش حاضر بررسی فرایندهای واجی و محدوده سنی زوال آن ها درگروهیه فارسی زبان است. نمونهه طبیعیِ فارسی زبانِ شهر تهران با استفاده از 106 تصویر گردآوری و مورد مطالعه قرار گرفت. یافته یبی زوال فرایه همخوانی بعد از 6 سالگی است و با افزایش سن، تعداد فرایندهای واجیی یی ی و تسلط بیی بالاتر بر نحوه تلفظ لغات باشد.
زبان ایلامی هخامنشی چندان متفاوت با دوره های پیشین این زبان است که می توان و به جاست دستور زبانی مستقل بر آن نوشته شود، چنان که پیپر (1955) نزدیک به شصت سال پیش چنین کرده است. نوشته حاضر دستور مستقلی است بر این زبان بنابر متن های ایلامی هخامنشی در کتیبه های شاهی هخامنشی و گل نوشته های دیوانی ایشان که بخش های قید، عدد، حرف ندا و نحو را شامل می شود. بخش های دیگر این دستور، در مقاله ای مستقل در شماره پیشین همین نشریه، منتشر شده است.
در این مقاله در پی بررسی چگونگی تبیین وجهیت در زبان فارسی، در قالب انگاره شناختی و رابطه وجه و وجهیت در زبان فارسی هستیم. هدف اصلی از انجام این پژوهش، مطالعه نظام وجهیت بر اساس نظریه های زبان شناسی شناختی و آزمودن نظریه های موجود با داده های فارسی است. بدین منظور، ابتدا پاره ای ملاحظات نظری این حوزه را مطرح کرده و سپس، بر اساس آنها، داده های زبان فارسی را تحلیل می نماییم؛ همچنین تعامل وجهیت با مقولات دستوری «گواه نمایی»، «عامل نفی» و «زمان دستوری» را نشان می دهیم. داده های این مقاله مبتنی بر شمّ زبانی گردآورنده جمع آوری شده اند. با مطالعه چهار فعل وجهی «باید، شاید، توانستن و خواستن» می توان چنین عنوان کرد که مفاهیم وجهیت این افعال بسیار تحت تأثیر «عامل نفی، زمان دستوری و وجه» در پاره گفتارها است و بر اساس ملاک های معنایی شناختی چون جایگاه قدرت، جهت جبر و ذهنیت قابل تببین هستند. در این راستا با توجه به مفاهیم شناختی ذهنیت، مقوله جبر و پویایی، اسنادسازهای زمینه و واقعیت تحولی می توانیم «باید و شاید» را افعال وجهی و «توانستن و خواستن» را افعال نیمه وجهی قلمداد نماییم؛ و دیگر اینکه برخلاف زبان انگلیسی این افعال جزو اسنادسازهای زمینه محسوب نمی شوند بلکه وجه در زبان فاسی نقش اسنادساز زمینه را بر عهده دارد.
این مقاله به بررسی نظام عاطفی گفتمان در شعر «سفر به خیر» از شفیعی کدکنی می پردازد. دیدگاه گفتمانی با رویکرد نشانه- معنا شناختی، تولیدات زبانی را تابع فرآیندی پیچیده می داند که عوامل نشانه-معنایی بسیار در آن دخیل اند. آنچه دارای اهمیت است، نوعی موضع گفتمانی است که به دلیل پویایی، ما را با نوعی جهت گیری گفتمانی، بسط روابط و تعامل بین نیروهای همسو یا نا همسو مواجه می سازد. گفتمان ادبی، جریانی سیال است که تعامل دو گونة شناختی و عاطفی در آن سبب تولید معنا می شود که عدم قطعیت معنا و سیر تکاملی آن مدیون فرآیند تنشی گفتمان است. این شکل گیری تابع نوعی حضور نشانه- معنا شناختی است. هدف ما در این مقاله، بررسی شعر «سفر به خیر» از نظر ساز و کار تولید و دریافت معنا با تکیه بر شرایط پیوستار و گسست گفتمانی و تأثیر گذاری آن در درک مفهوم شعر است. از طرفی فضای تنشی، محلی برای بروز احساسات در گفتمان است. بدین جهت ما رویکردهایی چون «روند شکل گیری معنا»، «شاخص ها»، «انفصال و اتصال گفتمانی»، «تأثیر افعال»، «دورنما سازی» و «گونة القا» را برای نشان دادن عمق عاطفه در شعر بررسی کرده ایم. بدین ترتیب گونه های تقابلیِ شناخته شده و دخیل در تولید معنا، به گونه هایی سیال و ناپایدار تغییر می یابند. استفاده از این نشانه- معناها باعث افزایش عاطفه در کلام، دست یابی زبان به ناممکن ترین زمان ها و مکان ها و درنتیجه، اثرگذاری بیشتر بر خواننده می شود.
این پژوهش به شیوة کتابخانه ای و با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی انجام گرفته است و براساس نتایج به دست آمده می توان گفت غلبة فضای گفتمانی عاطفی در شعر ذکرشدة شفیعی کدکنی بسیار بارز است.
"واج شناسی بخشی از زبان شناسی است‘ که به مطالعه ویژگی های نظام آوایی زبان می پردازد. نظریه پردازی ارائه شده دراین بخش از زبان شناسی در چارچوب مکاتب مختلف واج شناسی دارای جنبه های همگانی و اختصاصی است. درواج شناسی اختصاصی یک زبان خاص‘ اصوات آن زبان‘ از نظر نحوه ایجاد معنا‘ بررسی جنبه های ذهنی و مجردآن ‘ چگونگی و امکان قرار گرفتن واج ها کنار هم و امور مربوط به وضوح و غیر وضوح بودن صوت از جنبه های در ک معنایی و شنیداری بررسی می شود. روش های بررسی واج در مکاتب مختلف یکسان نیست. در مکتب واج شناسی مسکو آوانگاری کاملا از واج نگاری متمایز است . از جمله مطالبی که مکتب واج شناسی مسکو را از دیگر مکاتب و حتی مکتب واج شناسی پترزبورگ متمایز می سازد‘ بحث در مورد حالت بالقوه و پایه ای هر واج در ریشه کلمات و در حالت های صرفی آن است‘ موضوعی که در آواشناسی فقط امکان بالفعل آن بررسی می شود . تعیین واج و مشخصه های آن در مکتب واج شناسی مسکو و پترزبورگ در حالت اصلی و واضح خود مشابه اند‘ اما در فرایند های واجی و واج آوایی اختلاف سبک در بررسی و نظرپردازی به چشم می خورد. در این مقاله با الهام از نظریه پردازی مکتب واج شناسی مسکو به ماهیت واج وعملکرد آن در زبان روسی پرداخته ایم و برخی نقطه نظرات زبانشناسان داخلی را که درباره اوج مطالبی ارائه کرده اند. مورد بررسی قرار داده ایم.
"
"در حال حاضر مسئله ارتباط انسانی یکی از مطرح ترین موضوعاتی است که ذهن زبان شناسان، مردم شناسان، روان شناسان و فلاسفه را به خود مشغول داشته است. از آنجایی که زبان نه تنها اصلی ترین ابزار برقراری ارتباط میان انسان ها بلکه همچنین بخش مهمی از فرهنگ مردم محسوب می شود، بنابراین ارتباط زبان با فرهنگ و تاثیر متقابل آن دو از اهمیت بالایی برخوردار بوده و توجه زیادی را به خود معطوف داشته است. در این مقاله برقراری ارتباطات انسانی در رابطه با آموزش زبان های خارجی بررسی می شود. حل مسائل مربوط به زبان و فرهنگ، به بهینه سازی فرایند آموزش زبان های خارجی و تحقق بخشیدن هدف عملی آموزش یعنی تسلط بر زبان خارجی توسط زبان آموزان به عنوان وسیله برقراری ارتباط کمک می کند. در این راستا مؤلف مقاله از میان واحدهای زبانی، اصطلاحات را که حاوی غنی ترین اطلاعات فرهنگی اند مورد بررسی و نتیجه گیری قرار داده است. به نظر مؤلف مقاله در تدوین مطالب درسی مربوط به اصطلاحات و تعبیرات نه تنها ایدیوم ها، بلکه ترکیب کلمات یا گروه واژه های ثابت نیز از اهمیت ویژه ای برخوردارند.
"
"بیش از پنجاه سال است که زبان آلمانی در مؤسسات زبان و دانشگاه های ایران تدریس می شود، اما در مورد ساختارش هنوز ابهامات و اختلاف نظرهایی وجود دارد. برای اینکه وضعیت و ساختار تدریس زبان آلمانی گرچه ناچیز آشکار شود، مقاله حاضر سعی دارد کندوکاوی در مورد چگونگی تدریس رشته زبان آلمانی در دو دانشگاه تهران و شهید بهشتی، وهمچنین برخی از مشکلات تدریس را با ارایه مثال هایی بر اساس نظریه های آموزش زبان بررسی کند. این مقاله با تلفیق مشکلات کنونی تدریس زبان آلمانی در دانشگاه های ایران پیشنهاداتی ارایه دهد.
تدریس زبان آلمانی با توجه به جزئیات، اهداف، روش ها و دانشگاه های ارایه دهنده این رشته بر اساس تئوری های موجود، همچنین بر اساس گفتمان بین فرهنگی توصیف و تجزیه و تحلیل می شود. پیشنهادات ارایه شده در این مقاله در موضوعات آموزش زبان آلمانی بر اساس توجه ویژه به تجزیه تحلیل های ساختاری تدریس رشته آموزش زبان آلمانی در ایران و تحلیل گفتار در کلاس های مورد تحقیق تنظیم شده اند."
" تدریس زبان مجاز به فراگیران ایرنی زبان خارجی همواره امری دشوار بوده است. به نظر می رسد این دشواری با ارتقاء زبان عمومی فراگیران کاهش پذیر نیست. با این وجود، در زبان هایی که مانند فارسی و انگلیسی دارای طرز نوشتار مختلف لیکن ریشه زبانی مشابه هستند، برخی از انواع عبارات مجازی مشکلات بیشتری را برای فراگیران ایجاد می کند. بر این اساس، تحقیق حاضر در صدد مستند نمودن رابطه ی بین سطح دانش زبانی فراگیران ایرانی و میزان توانایی آنان در درک زبان مجاز بوده، بر آن است تا جواب پرسش های زیر را پاسخ دهد:
1. آیا ارتباط معناداری بین سطح دانش زبان عمومی فراگیران ایرانی و فهم زبان مجاز انگلسیش وجود دارد؟
2. کدامیک از انواع زبان مجاز برای فراگیران ایرانی زبان انگلیسی مشکل آفرین تر است؟
جهت پاسخگویی به این سوالات، یکصد عبارت مجازی از انواع مختلف (استعاره، کنایه، تشبیه، اصطلاح، ضرب المثل و غیره) روی سه دسته دانشجوی مبتدی، متوسط و پیشرفته که از بین دانشجویان سال اول، پایان سال دوم و کارشناسی ارشد انتخاب شده بودند مورد آزمایش قرار گرفت. در هر گروه 30 نفر شرکت داشتند. نتایج به دست آمده نشان داد، درک زبان مجاز توسط فراگیران ذکر شده با مهارت های زبانی آنان تناسبی ندارد و محدودیت چشمگیری در این خصوص در همه ی انواع عبارات مجاز مشهود است. همچنین درک عبارت های استعاری بطور خاص برای هر سه گروه از فراگیران دشوارتر است."