فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴٬۵۸۱ تا ۴٬۶۰۰ مورد از کل ۱۱٬۱۰۲ مورد.
حوزههای تخصصی:
Promoting Metacognition in EFL Classrooms through Scaffolding Motivation(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Planning, monitoring, and evaluating one’s performance constitute individuals’ metacognitive strategies. Recently, metacognition has been conceptualized not only at the individual level but also at pair and group levels. The concept of socially-shared metacognition has arisen based on the idea that group members observe, control, evaluate, and regulate each other’s actions to promote the group’s problem-solving. This article investigated the impact of motivational scaffolds on a group of Iranian EFL learners’ individual and socially-shared metacognition. Two groups of 30 female intermediate learners participated in this study. In the experimental group, the participants received the teacher’s motivational scaffolds as she provided instructions and feedback throughout individual and collaborative oral and written tasks. On the other hand, the participants in the control group were asked to take part in the routine oral and written classroom activities. The participants’ think-aloud protocols in individual and pair activities were analyzed, and instances of metacognitive activities were identified. The data were analyzed through two Mann-Whitney U tests, and the results indicated that motivational scaffolds statistically significantly enhanced the use of metacognitive strategies at both inter and intra-individual levels. Implications for classrooms are discussed
بازنمایی طرحواره نیرو در گزاره های دینی و اخلاقی زبان قرآن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
طرحواره های تصویری از مفاهیم مهم و زیرساختی مطرح در پژوهش های معنی شناسان شناختی است که در شکل گیری استعاره های مفهومی نقش به سزایی دارند. از مهم ترین طرحواره های تصویری، طرحواره نیرو است که نخستین بار جانسون (1987) بر نقش آن در مفهوم سازی رخداد ها تأکید نمود. این طرحواره که از تجربه تعامل ما با جهان بیرون نشأت می گیرد، ابزاری پایه برای درک بسیاری از مفاهیم ذهنی است. زبان دین به ویژه قرآن حاوی استعاره های زیادی است که برخی از آن ها با طرحواره نیرو ساماندهی می شوند. لذا جستار حاضر در صدد است با استفاده از روش تحلیلی- توصیفی پاسخ گوی این پرسش باشد که طرحواره نیرو به عنوان بخشی از طرحواره های مطرح در نظریه شناختی، تا چه حد می تواند مدل مناسبی برای مطالعه استعاره های قرآن بویژه استعاره های اخلاق باشد و عملکرد حالات هفتگانه نیرو در مفهوم سازی و درک مفاهیم اخلاقی قرآن چگونه است؟ بدین منظور، داده های این پژوهش که از میان کل استعاره های قرآن استخراج شد، مورد بررسی قرار گرفت و انواع طرحواره تصویری آن بر اساس طبقه بندی های موجود در نظریه بررسی گردید. نتایج این بررسی حاکی از آن است که در زیر ساخت استعاره های موجود حالات هفت گانه نیرو مشاهده می شود که الگوی بسیار مناسبی برای بررسی این استعاره های قرآنی می باشد. نمونه های فراوانی از هنجار ها و ناهنجاری های اخلاقی در قرآن از طریق استعاره های حاوی طرحواره های اجبار، مانع، رفع مانع، تغییر مسیر و یا انحراف، نیروی متقابل، جذب و کشش و توانایی قابل درک و شناخت هستند.
المشکل الدلالی عند الجبّی فی کتابه ""شرح غریب ألفاظ المدوّنة"" (مشکلات و مسائل معنی شناسی در کتاب "" شرح غریب ألفاظ المدوّنه"" جبّی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دلدار غفور حمدامین در این پژوهش، چالش ها و مسائل معنی شناسی در کتاب شرح غریب ألفاظ المدوّنه، نوشته جبّی در اصطلاحات فقهی مذهب مالکی مورد نقد وبررسی قرار گرفته است. این مقاله از مقدمه، پیش درآمد، سه مبحث و یک نتیجه گیری کلی تشکیل شده است. در پیش درآمد این تحقیق، به بیان مسائل معنی شناسی، چه از جنبه زبانی و چه از نظر اصطلاحی پرداخت شده، و کتاب المدوّنه در فقه مالکی مورد تعریف و شناسایی قرار گرفته است. مبحث اول پژوهش به زندگی نامه جبّی و شخصیت و روش علمی وی در کتاب مذکور، اختصاص داده شده است. در مبحث دوم نحوه بینش فکری جبّی در قضایا و مسائل معنی شناسی بیان شده است. و در مبحث سوم ناهنجاری ها و مسائل و مشکلات اصطلاحی معنایی جبّی مورد مداقّه و کاوش قرار گرفته، پدیده های زبانی اصطلاحی کتاب وی تجزیه و تحلیل شده است. و در پایان، مهمترین نتایج تحقیق بیان شده است. در این مقاله تلاش شده پیوندهای پژوهش های زبانی و فقهی شناسانده شود. نیز سعی شده است تا روش مندی جبّی و متدلوژی وی در نقد و بررسی واژه های غریب (نا آشنا)، چه در معنا شناسی فرهنگ واره خود، و چه در اصطلاح های فقهی خویش، بیان شود. در حقیقت می توان گفت که جبّی در کتاب دردانه خود گنجینه ای از معانی و دلالت های لغوی پر باری اندوخته است که نشانگر ژرف نگری وی در مسائل معنا شناسی است. و نیز بیانگر آشنایی عمیق و دقیق وی با زمینه های زبانی اصطلاحی دوره خود بوده است. علاوه بر این، کتاب جبّی حاوی انبوهی از پدیده های زبانی است که مورد تجزیه و تحلیل معنا شناسانه و مو شکافانه وی قرار گرفته است؛ و در نتیجه می توان آن را به عنوان یک گنجینه زبان شناسی که روشنگر حضور ریشه های فرهنگ واره های لغوی تاریخی است، به شمار آورد.
مقاله به زبان فرانسه: انتقال معنا: از سطح صوری کلام تا معنای ضمنی- پراگماتیک در گزاره های مجزا (Communication du sens : de l’expression linguistique au sens implicite-pragmatique dans les énoncés isolés)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
انسان، همواره به لحاظ ماهیت زندگی اجتماعی اش، برای برقراری ارتباط با همنوعان خود از ابزارها و وسایل متعددی استفاده کرده که در این میان "" زبان"" به عنوان یک پدیده اجتماعی (قوه ناطقه خاص بشر که نقطه تمایز او با نوع حیوان می باشد) مهمترین وسیله ارتباطی او محسوب شده که به واسطه آن نیات و مقاصد خود را به مخاطب خود انتقال می دهد. و اما اکنون سئوال این است؛ آیا متکلم (گویشور) همیشه، طی یک دیالوگ و تعامل با مخاطب خود، با ادای منظم واج ها و تکواژهای زبان در زنجیره گفتار صرفاً قصد استفهام، نفی و یا تأیید صوری حقیقتی را دارد؟ اینجاست که باید اذعان کرد که در اوایل دهه 60 قرن بیستم میلادی، به دنبال تحقیقات ج. ل. آستین فیلسوف و زبانشناس بریتانیایی، زبانشناسی و نقد ادبی با فاصله زیاد از نظریات ساختارگرایانه فردینان دو سوسور رویکرد دیگری به خود گرفته و بدین طریق پایه های زبانشناسی پراگماتیک بنا شد. آستین بر این باور بود که سخن گفتن همیشه تنها و فقط و فقط به معنای تأیید چیزی یا حقیقتی نبوده، بلکه می تواند بطور ضمنی حامل پیام دیگری برای مخاطب بوده باشد، مثلاً درخواست انجام کاری یا القاء چیزی دیگر غیر از معنای سطحی کلام. معمولاً نیت و معنای اصلی کلام گوینده هم در این لایه های درونی گفتار مستتر است که مخاطب کلام باید طی فرآیند خاصی آن را رمزگشایی کرده و بدان واکنش معقول و منطقی نشان دهد، تا اینکه یک تعامل زبانی به معنای واقعی کلمه برقرار گردد.
در این مقال اندک نگارنده تلاش خواهد کرد- ضمن توجه و تمرکز به این اصل که نمی توان همیشه و حکماً از طریق شکل ظاهری زبان (ساختواژه ها، واج ها، صیغه گان و عناصر همنشینی حاضر در زنجیره گفتار) به کشف معنا و نیت باطنی کلام گویشور(ان) دست یافت؛ بلکه پارامترهای مهمتر دیگری چون فضای روانی، اجتماعی و فرهنگی حاکم در یک تعامل زبانی نیز سهم بسزایی در رمزگشایی معنا دارند- اصطلاح «زبانشناسی پراگماتیک» را ریشه شناسی، تعریف و تحلیل کرده و به مسائلی از جمله: کلام استعاری و کنایی، حروف ربط استدلالی، معنای ضمنی و گزاره های اجرایی بپردازد.
The Impact of MA TEFL Curriculum on Student Teachers’ Self-Efficacy (تأثیر برنامه آموزشی کارشناسی ارشد رشته آموزش زبان انگلیسی به عنوان زبان خارجه بر کارآمدی دانشجویان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اهمیت برنامه های پیشرفت حرفه ای در بالا بردن کارآمدی معلم در دو دهه اخیر توجه محققین را در حیطه تربیت معلم به خود جلب کرده است. با این وجود، به نقش و تاثیر برنامه های آموزشی دانشگاه ها و کلاس های ارائه شده توسط آنها در بالا بردن کارآمدی معلمان، به ویژه در زمینه تربیت معلم برای آموزش زبان انگلیسی به عنوان زبان خارجه توجه کافی صورت نگرفته است. بنا بر این، تحقیق حاضر به بررسی تاثیر کلاس های ارشد آموزش زبان انگلیسی به عنوان زبان خارجه بر روی کارآمدی دانشجویان این رشته در ایران پرداخت. به علاوه، جهت کنترل تاثیر تجربه تدریس، کارآمدی دانشجویان با تجربه در تدریس و دانشجویان نو آموز و کم تجربه نیز بررسی گردید. بدین منظور، ۲۷۷ دانشجو از هفت دانشگاه اصلی تهران در این تحقیق شرکت کردند. نتایج تحقیق حاضر نشان داد که کلاس های ارشد آموزش زبان انگلیسی به عنوان زبان خارجه تاثیر معناداری بر کارآمدی معلمان نداشته است. با این وجود، نتایج نشان دادند که میان کارآمدی کّلی و زیر شاخه های کارآمدی معلمان با تجربه در تدریس و معلمان کم تجربه یا نو آموز تفاوت معناداری وجود دارد. همچنین، نتایج مصاحبه ها نشان داد که بر خلاف معلمان کم تجربه تر که علاقه بیشتری به درس تدریس عملی داشتند، معلمان با تجربه در تدریس علاقه مند به هر دو کلاس های تئوری و عملی بودند. علیرغم این تفاوت، شباهت هایی به ویژه در زمینه کارآمدی برای اداره کردن کلاس ها و مهارتهای آموزشی یافت شد.
توران زمین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بررسی رابطة درون داد تعاملی از جانب مادر با نمود دانش پیشین در روایت کودک(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تحقیقات و انتقادات تاریخی ادبی: طهران یا تهران (2)
حوزههای تخصصی:
مطالعه میزان مهارت خواندن دانش آموزان اول ابتدایی در مناطق دوزبانه و تک زبانه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در استان های دوزبانه کشور، میانگین دانش آموزانِ مردودی و ترکِ تحصیلیِ دوره ابتدایی به ویژه در سال های نخست بیشتر بوده است. به همین سبب، می توان ادعا کرد که دوزبانگی در عملکرد تحصیلی دانش آموزان تأثیرگذار است. یکی از مؤلفه هایی که می تواند تأثیر مستقیمی بر پیشرفت تحصیلی دانش آموزان داشته باشد، میزان مهارت خواندن است. مهارت خواندن مشتمل بر پنج مؤلفه درک مطلب، درستی خواندن، سرعت خواندن، آگاهی واجی و میزان خزانه واژگان فارسی است. در این پژوهش، میزان مهارت خواندن دانش آموزان اول ابتدایی در منطقه های دوزبانه و یک زبانه بر پایه مولفه های موردِ اشاره و پیوند میانِ این مؤلفه ها مورد بررسی قرار گرفته است. روش پژوهش حاضر، توصیفی-تحلیلی بوده و نمونه موردِ مطالعه از شهرهای تبریز و تهران گردآوری شده اند. در هر شهر به صورت جداگانه، 10 کلاس و در هر کلاس، 15 دانش آموز مشتمل بر150 دانش آموز پسر و دختر مورد توجه قرار گرفتند که به طور کلی مشتمل بر 20 کلاس و 300 نفر دانش آموز بودند. برای نمونه گیری از روش خوشه ای چند مرحله ای و در درونِ خوشه ها، از روش نمونه گیری تصادفی منظم استفاده شده است. ابزار پژوهش، برای سنجش سه مولفه درک مطلب، سرعت خواندن و صحت خواندن، آزمون سیاهه خواندن شفیعی و همکاران (2010 Shafiei et al.,) با پایایی77/0 بود. برای سنجش میزان آگاهی واج شناختی، از خرده آزمون آگاهی واجی سلیمانی و دستجردی (Soleimani & Dastjerdi, 2010) با پایایی90/0 بهره گرفته شد. برای تعیین میزان واژگان، از آزمون محقق ساخته بر اساس مطالعه نعمت زاده و همکاران (Nematzadeh et al., 2011) با پاپایی84/0 با روش آزمون- بازآزمون استفاده شد. آزمون های موردِ اشاره در نیمه دوم اردیبهشت ماه 1395 به اجرا درآمدند. یافته های تحلیل داده ها با استفاده از آزمون تحلیل t مستقل نشان داد که میزان مهارت خواندن دانش آموزان یک زبانه و دوزبانه در دو مؤلفه درستی و سرعت خواندن تفاوت معناداری دارند. هر چند در سه مؤلفه درکِ مطلب و میزان آگاهیِ واجی و شمار واژگان تفاوت معنا داری بین دو گروه مشاهده نشد. همچنین برای بررسی پیوند میانِ مؤلفه های خواندن، از آزمون ضریب همبستگی پیرسون استفاده شد که یافته ها نشان داد پنج مؤلفه خواندن ارتباط معنا داری با یک دیگر دارند.
Can Scaffolding Mechanisms of Structuring and Problematizing Facilitate the Transfer of Genre-based Knowledge to Another Discourse Mode?(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
A pivotal issue in research on writing concerns whether the knowledge of how genres are constructed and learned in one discipline/genre can be transferred to other contexts, genres, and disciplines. Yet, studies conducted so far have not presented a unified and complete view of how various writing instructional techniques can result in transferability. This study examined the effect of structuring and problematizing scaffolding mechanisms and the mediating effect of learners’ proficiency level on a cohort of Iranian English learners’ ability to transfer the acquired genre-based knowledge to a new discourse mode. Four groups of thirty pre-intermediate learners chosen from eight intact classes and four groups of advanced learners selected from eight intact classes participated in this study. The performance of the participants in structuring scaffolds, problematizing scaffolds, and combined structuring and problematizing scaffolds conditions were compared to that of the control groups. The results of a two-way ANCOVA revealed that scaffolding mechanisms could significantly result in genre-transferability. The results also suggested that scaffolding mechanisms brought about the best results when offered simultaneously. Besides, the result yielded no significantly moderating effect for learners’ proficiency level. Implications for classrooms are discussed.
تحقیقات ایرانی: زبان آذری و گویش «قراونه» در سده هشتم هجری
حوزههای تخصصی:
تکواژ در گروه فعلی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بررسی ارتباط گواه نمایی زبانی با شخصیت پردازی در فیلم نامه: با استناد به فیلم نامه جدایی نادر از سیمین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
گواه نمایی که در مطالعات جدید دو کارکرد اصلی معرفی منبع خبر و تأثیر گوینده بر مخاطب را در تحلیل های زبانی دربرمی گیرد، در تعریف اولیه تنها مشتمل بر رمزگذاری ساختارهای زبانی برای معرفی منبع خبر است (آیخنوالد، 2004: 3). با این که زبان فارسی دارای گواه نمایی دستوری نیست اما همچون بسیاری از زبان های دنیا مفهوم گواه نمایی را به واسطه ساختارهای دیگر زبانی بروز می دهد. ازاین رو می توان آن را از عوامل متنی و گفتمانی مهم درنظر گرفت. هدف این پژوهش بررسی و تحلیل ساختارهای گواه نمای فیلم فارسی است. در این راستا الگوهای گواه نمایی 56 بخش گفتاری از فیلم نامه با الگوهای ساختاری گواه نما در زبان فارسی مقایسه گردیدو نتایج پژوهش حاکی از این است که در گفتمان فیلم، انواع گواه نمای مستقیم (دیداری) و غیرمستقیم (استنباطی، استدلالی، حدس و گمان و گزارش) در قالب ساختارهای متنوع زبانی مانند ویژگی های فعل، واژه ها، نشانگرها، عبارات اضافی و ساختارهای وجه نما بروز می یابد. بررسی کمی و کیفی گواه نماهای زبانی فیلم نامه، اطلاعات مهمی در مورد شخصیت بازیگران به مخاطبان منتقل می کند. در نتیجه بررسی گواه نماهای زبانی در نقد انواع فیلم نامه ها می تواند در بازیابی بهینه هدف فیلم و انگیزه فیلم نامه نویس در شخصیت پردازی بازیگران، سهم بسزایی داشته باشد
تخمین واژگان پایه دانش آموزان کم توان ذهنی مقطع پیش دبستانی شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از این مقاله، تخمین و ارائه فهرست واژگان پایة دانش آموزان کم توان ذهنی مقطع پیش دبستانی شهر تهران است. پژوهش حاضر از نوع توصیفی- تحلیلی است. جامعه آماری از شهر تهران و نمونه گیری به روش ماتریسی و طبقه ای انجام شده است. با توجه به نسبت پسران به دختران در جامعة آماری، سه گروه سی نفره از دانش آموزان (شانزده پسر و چهارده دختر در هر گروه) و درمجموع نود نفر در پژوهش شرکت داده شدند. آزمودنی ها از دانش آموزان کم توان ذهنی آموزش پذیر زیر نُه سال انتخاب شدند. ابزار پژوهش از نعمت زاده و همکاران (1384) اقتباس شده است. در خرده آزمون ادراکی 694 واژه به صورت تصویری و در خرده آزمون واژگانی 830 واژه در قالب پرسش نامه لیکرتی مورد سنجش قرار گرفتند؛ البته، متناسب سازی هایی در خرده آزمون ها برای اجرا روی کودکان کم توان ذهنی صورت گرفت. خرده آزمون ادراکی را دانش آموزان تکمیل کردند. با توجه به تعداد زیاد گویه ها در خرده آزمون ادراکی، هر دانش آموز فقط به یک سوم گویه ها از هر مقوله (اسم، صفت و فعل) و در دو مرحله پاسخ داد. اما خرده آزمون واژگانی را چهارده معلم پاسخ دادند. داده ها با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی بررسی و تحلیل شدند. معیار سنجش پایگی یک واژه کسب امتیاز 80 درصدی در خرده آزمون واژگانی (4 از 5) و تشخیص صحیح 80 درصد دانش آموزان (24 نفر از 30 نفر) بود. 219 واژه طبق خرده آزمون ادراکی و 81 واژه برمبنای خرده آزمون واژگانی در فهرست واژه های پایه طبقه بندی شدند. با توجه به اینکه 54 واژه در دو فهرست مشترک بودند، درمجموع 246 واژه پایه برای کودکان کم توان ذهنی آموزش پذیر مقطع پیش دبستانی شهر تهران تخمین زده شد.
An Investigation into the Socio-Cultural Strategy Use and the Writing Competence of Iranian EFL Learners(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The sociocultural approach to writing strategy use emphasizes the importance of context and the mediating resources that learners can use to enhance the quality of their performance in writing (Lei, 2008). Accordingly, the present study explored the sociocultural strategy use of a convenient sample of 105 BA level students of English Language and Literature who had passed essay-writing courses in a state university in Iran by analyzing their responses to the items of a newly-developed sociocultural strategy use questionnaire consisting of different sub-scales, namely, artifact-mediated, rule-mediated, community-mediated and role-mediated strategies. The results of the descriptive statistics revealed that the tool-mediated strategies, which are the subcategory of artifact-mediated strategies, had the highest frequency of use which is rather justified in the context of Iran. In addition, the students’ overall strategy use and their writing ability were correlated and a statistically significant relationship was found between these two variables. However, the results of the multiple regression analysis indicated that none of the sub-scales had a unique predicting power in accounting for the learners’ writing ability. The researchers also compared the sociocultural strategy use of more- and less-skilled student writers and found a significant difference in the strategy use of different individuals.
تأثیر تمرین مهارت نوشتاری هدایت شده بر روی مهارت شفاهی و نگرش زبان آموزان انگلیسی سطح مقدماتی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مهارت نوشتاری و شفاهی هر دو از مهارت های تولیدی زبان می باشند که اجزاء مشترک دارند، اما تلاش بسیار کمی در جهت شناخت تأثیر این دو مهارت بر یکدیگر، خصوصاً تأثیر مهارت نوشتاری بر مهارت گفتاری صورت گرفته است. پژوهش حاضر بااستفاده از مدل پیش آزمون- پس آزمون و گروه کنترل، به روش شبه تجربی به بررسی تأثیر تمرین مهارت نوشتاری هدایت شده بر مهارت شفاهی زبان آموزان ایرانی زبان انگلیسی در موسسه ای در تهران پرداخته است. همگن بودن زبان آموزان دو کلاس سطح مقدماتی این مؤسسه بوسیله پیش آزمون (KET, 2007) مورد بررسی قرار گرفت و پس از حصول اطمینان، یکی از کلاسها به صورت تصادفی به عنوان گروه آزمایش و دیگری به عنوان گروه کنترل، هر کدام شامل 26 زبان آموز، مورد مطالعه قرار گرفتند. زبان آموزان گروه آزمایش در طول ترم در 15 تا 20 دقیقه آخر کلاس به تمرین مهارت نوشتاری هدایت شده و گروه کنترل به حل کتاب تمرین پرداختند. بررسی کمّی بوسیله آزمون تی مستقل نشان داد که زبان آموزان گروه آزمایش نه تنها در مهارت نوشتاری، بلکه در مهارت شفاهی نیز به صورت معناداری پیشرفت کرده بودند. علاوه بر این، تحلیل محتوای حاصل از مصاحبه در پایان ترم پیرامون نگرش زبان آموزان گروه آزمایش نسبت به نقش تمرین های نوشتاری بر مهارت شفاهی نمایانگر آن است که اگرچه زبان آموزان در ابتدای ترم نگرش مثبتی نسبت به این تمرین های نوشتاری نداشتند، اما در پایان ترم این نگرش به شکل مثبتی تغییر کرده بود.
فعل مرکب، سبک یا سنگین؟(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله ضمن بررسی و نقد رویکرد انضمامی و جزء فعلی به عنوان فعل سبک، تحلیل تازه ای از فعل مرکب در زبان فارسی ارائه می دهد که به موجب آن ساختار موضوعی جزء فعلی فعل مرکب با ساختار موضوعی فعل ساده متناظر آن تفاوتی ندارد و در نتیجه جزء فعلی برخلاف نظر اکثر زبان شناسان، به لحاظ نقش معنایی سبک و رنگ باخته نیست، بلکه اعطاء نقش های معنایی به موضوع ها را در جمله برعهده دارد. به موجب تحلیل پیشنهادی این مقاله جزء غیرفعلی فعل مرکب محمولی یا غیرمحمولی است. در حالت اول یک هسته مقوله آزاد موضوع پذیر بوده و در حالت دوم یک گروه اسمی در جایگاه متمم هسته تهی است و به لحاظ معنایی ممکن است شفاف یا تیره باشد. در این مقاله، با چارچوب نظری برجستگی ساختار موضوعی گریم شاو (۱۹۹۲)، مفعول در مجاورت فعل اصلی می تواند هسته موضوع پذیر باشد. این عنصر تنها به درونی ترین موضوع خود یعنی کنش رو نقش معنایی اعطاء می کند و در حوزه محمول ساختار موضوعی خود را کامل نمی کند؛ چون موضوع های بیان نشده آن در ساختار موضوعی جزءفعلی موجودند. بنابراین، در این مورد، نگارنده فرضیه 'اشتراک موضوع' را به جای 'انتقال موضوع' گریم شاو و مستر (۱۹۸۸) برمی گزینند.