فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۹٬۵۲۱ تا ۹٬۵۴۰ مورد از کل ۱۱٬۳۹۱ مورد.
گسترش پذیری افعال مرکب
معادل یابی واژگانی در ترجمه از منظر نشانه شناسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به تحلیل معادل یابی واژگانی در فرآیند ترجمه از منظر نشانه شناسی می پردازد. در این پژوهش ضمن معرفی و تحلیل چندین صورت ممکن از وضعیتهایی که ممکن است در ترجمه از زبانی به زبان دیگر پدید آید استدلال شده است که مترجم در ترجمه با جایگزینی واژگانی دو زبان مواجه نیست بلکه از منظر نشانه شناسی در ترجمه این تصاویر صوتی دو زبان می باشند که با هم مقابله می گردند. در این فرآیند که به نوعی بازی کشف و جستجو شباهت دارد. مترجم به روش آزمون و خطا آنقدر این فرآیند را ادامه می دهد تا نزدیک ترین تصویر صوتی در زبان مقصد برای تصویر صوتی مربوط در زبان مبدا بیابد. در این پژوهش استدلال شده است که به دلیل انتزاعی بودن این تصاویر صوتی مترجم ناچار است این فرآیند را که با واژه در زبان مبدا آغاز کرده است با واژه در زبان مقصد تمام کند.
تاثیر کاربرد استراتژی ، مهارت و جنسیت بر خواندن و درک مفاهیم دانش آموزان EFL(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رتباط درک مطلب خواندن و به رسمیت شناختن این واقعیت / نظر در EFL(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زبان در گفتمان طنز احمد مطر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کاربرد ویژه زبان، همان عنصری است که متن ادبی را از غیر ادبی متمایز می سازد و آن را از سطح زبان عادّی فراتر می برد. هر شاعری متناسب با توانایی خود، زبان خاصّی دارد که او را از دیگر شاعران متمایز می سازد. در گفتمان کاوی شعر باید ویژگیهای این زبان شعری را شناخت تا به تحلیلی صحیح از افکار، اندیشه ها وتجربه شاعر دست یافت؛ زیرا تجربه شعری معادل همان تجربه بشری است که به زبان شعر سروده شده است. مهمترین ویژگی شعر احمد مطر، زبان خاص اوست که دارای طنزی تلخ با واژگانی ساده و به دور از ابهام و غموض است. زبانی که نشان دهنده تجربه تلخ زندگی شاعر است که قالب شعر نو یا آزاد را برای بیان آن انتخاب کرده است.
همانندیهای نوشتاری و یادگیری واژگان تأثیر ایجاد آگاهی از همانندیهای نوشتاری درون زبانی واژگانی در درک و تولید واژگان زبان دوم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
به منظور بررسی تأثیر ایجاد آگاهی از همانندی های نوشتاری در درک و تولید واژگان زبان دوم، چهار گروه از دانشجویان درس زبان عمومی برگزیده شدند که از دو گروه به عنوان گروه های آزمایشی و از دو گروه به عنوان گروه های کنترل استفاده شد. افراد گروه های آزمایشی از شباهت ها و تفاوت های نوشتاری واژگان آگاه شدند، ولی چنین کاری درباره افراد گروه های کنترل انجام نشد. در پایان دوره آزمایشی برای مقایسه درک واژگانی، از یکی از گروه های آزمایشی و یکی از گروه های کنترل، آزمونی چند گزینه ای انجام گرفت. با هدف مقایسه تولید واژگانی، به دو گروه باقیمانده یک فعالیت تولیدی زبانی داده شد. فرایند آماریANOVA نشان داد که بین میانگین نمرات گروه ها تفاوت های معنی داری وجود دارد. آزمون Scheffe هم نشان داد که آگاهی از همانندی های نوشتاری واژگانی، هم در درک و هم در تولید واژگان زبان دوم، تأثیر مثبت دارد.
عرف و سنتهای اجتماعی در تقابل با شخصیت فردی در رمان اول لوئیجی پیراندللو (مطرود)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ولین رمان پیراندللو به زندگی و شخصیت زنی به اسم مارتا آیالا می پردازد که هر از گاهی نامه های عاشقانه ای از شخصی معروف و صاحب اعتبار دریافت می کند و این برای او و همسرش مشکلاتی می آفریند. این مقاله به تلاش نویسنده برای به نمایش گذاشتن تقابل میان فرد و عرف و سننی که به صورت قوانین سفت و سخت در آمده اند اشاره می کند. با بیان این تقابل پیراندللو می خواهد ثابت کند که هر کسی ناچاراست ماسکی تحمیلی را بپذیرد و چهره ای متفاوت از خود نشان دهد تا هماهنگ با جامعه عمل کند. هر گونه مقاومتی در برابر فشارهای جامعه محکوم به شکست است. در این راستا مارتا آیالا در ابتدا سعی دارد با تکیه بر توانایی های فردی اش به حل مشکلات بپردازد اما از آنجایی که تلاش او عرف و سنت های پذیرفته شده را به چالش می طلبد با پاسخی سخت مواجه می شود. به زعم پیراندللودر یک جامعه بسته خطای فرد در به چالش کشیدن عرف و قراردادهای اجتماعی نابخشودنی است.
آموزش زبان به شیوة شنیداری- دیداری در بستر مجازی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
استفاده از رسانه های صوتی و تصویری در فرآیند آموزش زبان، از جمله مشخصه های شیوه شنیداری- دیداری محسوب می شود. وجود قابلیت های متنوع در اینترنت از قبیل آماده سازی و ارائه مطالب در قالب داده های صوتی و تصویری، امکان بهره گیری از این بستر را در آموزش زبان به شیوه شنیداری- دیداری فراهم نموده است. مقاله حاضر آموزش زبان به شیوه شنیداری- دیداری را در محیط اینترنت از دو بعد کارایی و سازگاری مورد بررسی قرار می دهد.
کوششی بر مقایسة شاهنامه و سرود نیبلونگن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هر ادبیات کلاسیک دارای حماسه ایست که در آن عناصر اسطوره ای، عناصر داستانی و عناصر واقعی برگرفته از تاریخ وجود دارند. این نکته درمورد ادبیات آلمانی و فارسی که نیبلونگن و شاهنامه سرآمد آثار آنان هستند نیز صدق می کند. از آن روی که این دو اثر از دیدگاه زبانی و فرهنگی زیر مجموعه زبان های هند و ژرمن هستند، عناصر مشابه بسیار در آنان وجود دارد که با اندک مقایسه ای پدیدار می گردد. این پژوهش تلاشی است بر مقایسه میان این دو حماسه ملی و شرط مهم در مقایسه دو اثر با یکدیگر، شناختن هر چه بهتر آنان است. به همین دلیل در این مقاله ابتدا دو شاهکار «سرود نیبلونگن» و «شاهنامه» از لحاظ پیدایش، ساختار و محتوی بررسی گشته اند. سپس نخست به ذکر شباهت ها و تفاوت های پهلوانان برتر دو حماسه پرداخته شده و بعد نمادها یا پدیده های مشترک میان دو اثر آمده است. آنچه در مقایسه این دو اثر در هر بخش به دست آمده است به صورت جدول ارائه گشته تا بتوان بر آنچه گفته شد، نگاهی اجمالی افکند.
تشریح دوگانگی نماد آتش در آیین زرتشتی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بررسی جایگاه متمایز آتش و تاثیر ژرف آن بر زندگی روزمره و تاریخ جوامع بشری، آن چنان که مد نظر گاستون باشلار و دیگر نظریه پردازان نقد مضمونی است مستلزم این است که از گستره های مختلف دانش مدد بجوییم. تاریخ، روانشناسی، جامعه شناسی، شاخه های مختلف علم فیزیک، قوم شناسی و مردم شناسی تاریخی، هر یک بخشی از این گستره هستند. مقاله حاضر بدون بهره گیری از همه این زمینه ها به این نکته می پردازد که آتش به صورت بالقوه می تواند طیف گسترده ای از معانی را به همراه داشته باشد. همین امر، این عنصر را به مجموعه ای معنایی و به دنبال آن مجموعه ای از مفاهیم نمادین مبدل می سازد. از ورای این ویژگی های نمادین است که ما به بررسی این پدیده خواهیم پرداخت و توصیفات و تحلیل های خود را بر پیرامون محور دوگانگی و تناقض بزرگ این پدیده پیش خواهیم برد (آتش مخرب / بارور کننده؛ نماد زندگی / نماد مرگ). در این راستا، اساس کار خود را بر پایه آیین زرتشت بنا می نهیم که بیش از دیگر آیین ها و سنن، ویژگی های نمادین آتش را بارز و ارزشمند می سازد.
نگاهی شناختی به مفهوم سببیت در زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به بررسی مفهوم سببی سازی در انگاره زبانشناسی شناختی (به طور خاص دستور شناختی) می پردازد. مفهوم سببیسازی نقش مهمی در شکل دهی تجربیات انسان ایفاء می نماید، به گونه ای که می توان آن را عضو جدایی ناپذیر شناخت بشر قلمداد نمود و یا بنابر اظهار لیکاف مفهومی دانست که در اندیشه هر انسانی وجود دارد. این مقاله از سویی مفهوم سببیت در زبان فارسی را در قالب دستورشناختی بررسی می کند و از دیگر سوی به بررسی میزان تعامل و ارتباط تحلیل شناختی سببیت با تبیین صورتگرایان می پردازد. یافته های این پژوهش نشان می دهد سببی سازی جزء جهانیهای ذهن انسان بوده و غالباً در دستور تمامی زبانها متجلی می شود. قائل شدن به مفهوم سببی سازی به عنوان نظامی جهانی ـ شناختی ویژگیهای مشترک فراوانی در میان زبانها نشان می دهد. آنچه که در رویکرد شناختی بیش از هرچیز خودنمایی می کند طریقه تفکر، تجربیات، نگرشها، هنجارهای فرهنگی و اجتماعی و در حقیقت شناخت بشر از محیط پیرامونش است که برداشتهای متفاوتی را از رویدادی واحد سبب می-شود. همین مهم سببی سازی را همان طور که دیوید لی ادعا می کند وابسته به فرایند انطباق در زبان می داند. دیگر اینکه اصولاً تحلیل شناختیون در بررسی سببی ها مکمل تبیین صورتگرایان است و نیز درک و تحلیل سببی ها حاصل عوامل معنایی و عملکردهای کلی ذهن بشر است. به واقع رویکرد شناختی از آنجا که موقعیت های جهان خارج را بدون توسل به ویژگی های عینی و تعریف شده آنها تعبیر و تفسیر می کند راه حلی نسبتاً ساده به مشکلاتی همچون ناکارآمدی های دستور حالت ارائه می دهد.
از موش و شامپانزه تا سهره(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شاید از چالش برانگیزترین و در عین حال جالبترین پرسشهای مطرح در مطالعات زبانشناختی فرضیه فطری بودن زبان است همانگونه که در دستور همگانی چامسکی مفروض میباشد. به منظور تایید این فرضیه، بسیاری از اختلالات زبانی، از جمله آسیبهای مربوط به درک و تولید گفتار، مورد مطالعه و بررسی قرار گرفتهاند. مقاله حاضر به بررسی آسیب خاص زبانی میپردازد. این سندروم تاثیری بر هوش عمومی ندارد اما حوزه واژ ـ نحوی و نحوه ادراک جمله وارههای درونهای ـ مانند جمله وارههای موصولی ـ را تحتتاثیر قرار میدهد. سندروم مورد نظر بر اثر آسیبدیدگی ژن FOXP2 پدید میآید که در شکلگیری توانش دستوری نقش بسزایی ایفا مینماید. لیکن نشان داده شده است که این ژن عامل شکلدهی به نواحی از مغز است که به نواحی کنترل حرکتی در مغز مشهوراند. بنابراین پرسشی که مطرح میشود آن است که آیا ژن FOXP2 مربوط به رفتار زبانی انسان است و یا فعالیتهای حرکتی وی؟ با بررسی نقش این ژن در موشها، شامپانزهها، و پرندگان (سهرهها) نشان داده خواهد شد که یافتههای پژوهش حاضر مؤید فرضییه فطری بودن زبان ـ یا وجود خاستگاه ژنتیکی برای زبان ـ است.
جایگاه فرهنگی کلمه در آموزش زبان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در بحث آموزش زبان، کلمات ـ در مقام عناصر انتقالدهنده معنا ـ عامل مهم برقراری ارتباط و درک متقابل بهشمار میروند. فرهنگهای لغت نیز ابزاری برای درک معنای اولیه کلمات هستند. اما بعضی وقتها با وجود مراجعه به فرهنگ لغت، دریافت درست مترادف یک کلمه یا یک اصطلاح، زبانآموز را در سطوح میانی و پیشرفته یادگیری زبان، دچار مشکل میکند. چرا که بعضی از کلمات و اصطلاحات که ریشه در عمق باورهای جامعهای زبانی دارند، در فرهنگهای لغت، تنها با معنای تحتالفظیشان آورده شدهاند، بیآنکه اشارهای به معنای ثانویهشان شده باشد. این مقاله به بررسی نقش کلمات در انتقال فرهنگ میپردازد و چگونگی آموزش معنا و ابعاد فرهنگی کلمات، پرسش اساسی آن است. در این مقاله به شکلی خاص به بررسی مشکلات فرهنگی آموزش زبان فرانسه و کلمات و اصطلاحات آن به زبانآموزان فارسی زبان در ایران خواهیم پرداخت. در انتها راه کارهایی برای آموزش مفاهیم و ابعاد فرهنگی واژگان مطرح خواهد شد.
شناسهها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رئوس مطالبی که در این مقاله مورد بحث و تدقیق قرار گرفته عبارتند از: بحث در مورد حصول (Actualisation)، تعریف (Détermination)، تخصیص (Caractéristation) و شناسهها بهطور اعم و سپس بهطور اخص در مورد حرف تعریف (Articles)، شکلها و ارزشهای متفاوت آنها یعنی: الف) حرف تعریف معرفه (Article défini) با ارزشهای 1 ـ شهرت عام و منحصر به فرد بودن (Valeur de notoriété) 2 ـ ارزش تاکیدی (Valeur emphatique) 3 ـ ارزش ملکی (Valuer possessive) 4 ـ ارزش اشاره (Valeur démonstrative) 5 ـ ارزش توزیعی (Valeur distributive) و ارزشهای خاص دیگر. ب) حرف تعریف نامعین (Article indéfini) با ارزشهای 1 ـ تعمیمدهنده (Valeur généralisante) 2 ـ ارزش واحد و یگانه (Valeurd`unicité) 3 ـ ارزش تاکیدی (Valeur emphatique) 4 ـ ارزش معرفی (Valeur de présentation) و ارزشهای خاص دیگر.
بررسی ریشه شناختی منتخبی از واژگان گویش بوشهری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
" ریشه شناسی را در زبان فرانسوی «اتیمولوژی»1 گویند. اتیمولوژی واژه ای یونانی است، که از طریق زبان لاتین به زبان فرانسوی راه یافته است.
در یونان باستان اتیمولوژی به معنی ""شناخت اتیمون""2، و اتیمون به معنی ""معنی حقیقی واژه"" بوده است.
امروزه اتیمولوژی به تاریخ یک واژه از قدیم ترین زمان کاربرد آن تا زمان نوشتن تاریخ آن واژه هم از لحاظ لفظ و هم لحاظ معنی اطلاق می شود.
در هر زبان، برخی از واژه ها در زمان معین از رواج می افتد، اتیمولوژی این گونه واژه ها تاریخ آن ها از قدیم ترین زمان کاربرد تا زمان رواج آن واژه، هم از نظر لفظ و هم از نظر معنی است.
ریشه شناسی، علمی است که به کمک آن ""فرهنگ تاریخی"" نوشته می شود. فرهنگ تاریخی، فرهنگی است که در آن تاریخ یک واژه، هم از نظر لفظ و هم از نظر معنی ثبت می شود. (ابوالقاسمی، 12).
گویش بوشهری، یکی از گویش های ایرانی نو و از گروه گویش های جنوبی ایران است. ویژگی های آوایی، واجی و ساخت دستوری این گویش نشان می دهد که به شاخه ی زبان های ایرانی جنوب غربی تعلق دارد.
هدف مقاله، بررسی ریشه ی شناختی منتخبی از واژگان گویش بوشهری است. در این پژوهش، بیست و هشت واژه ی اصیل گویشی مورد بررسی ریشه شناختی و تطبیقی قرار گرفته است و از دو نوع روش تحقیق استفاده شده است: نخست از روش تحقیق میدانی که با استفاده از ضبط صوت با گویش وران مصاحبه انجام شده، اطلاعات مورد نیاز روی نوار، ضبط شده است. دوم از روش تحقیق کتابخانه ای (اسنادی) استفاده شده است. که با مراجعه، بررسی و مطالعه ی منابع دست اول، فیش ها تهیه شده، به صورت منظم دسته بندی شده اند، سپس ریشه ی واژگان و معادل فارسی آن ها به دقت یافت شده است.
نتایج تحقیق نشان می دهد با توجه به نفوذ رسانه های گروهی، فن آوری جدید و فارسی معیار، این واژگان در بین نسل جوان و تحصیل کرده فراموش شده است. این نکته ارزش و اهمیت پژوهش را نشان می دهد.
دیگر این که بررسی ریشه شناختی و تطبیقی این واژگان نشان می دهد که گویش های ایرانی، از نظر واژگانی دارای اشتراکات و همانندی های بسیاری هستند. ریشه ی گویش های ایرانی، زبان ایرانی باستان است. تفاوت این گویش ها در زمینه های آوایی، واجی، ساخت زبانی و دستوری است که مرزبندی و تقسیم بندی گویش های ایرانی را ایجاد کرده است.
هم چنین، نتایج نشان می دهد با بررسی ریشه شناختی گویش های ایرانی می توان اطلس جامع گویشی ایران و فرهنگ ریشه شناختی فارسی را تدوین کرد.
"
سخت ترجمه پذیری کتاب المبین به منزله اثر ادبی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله، قرآن را به منزله متنی ادبی بررسی می کند. ابتدا به (عدم) جواز ترجمه قرآن اشاره و دیدگاه های مخالفان و موافقان بررسی می شود. آن گاه پیشینه مطالعه قرآن از منظر متنی ادبی مطرح شده و از ترجمه متون ادبی و روشهای حاکم بر آن به اختصار ذکر به میان می آید. در آخر، ترجمه های گوناگون فارسی و انگلیسی مولفه های زبانی (عمدتا آوایی و واج شناختی) و بلاغی قرآن به لحاظ ترجمه (نا) پذیری مطالعه می شود. برخی از این مولفه ها عبارتند از: همگونی آوایی؛ جفتهای کمینه مانند موسیقی کلمات و بازیهای کلامی و موسیقی آیات در قالب قافیه، وزن و سجع. در پایان این نتیجه حاصل می آید که ظرافتهای زبانی و بلاغی قرآن اگر نه تماما ترجمه ناپذیر، که سخت ترجمه پذیر است.
نام، ظهور و نقش شخصیت ها در سووشون اثر سیمین دانشور(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
قلم ۱۳۸۶ شماره ۵
حوزههای تخصصی:
"همه شخصیتهای رمانها نامی دارند که ممکن است با نگاهی اجمالی ارزش واقعی آن نام تجلی پیدا نکند. شخصیت همچنین در نخستین ظهور خود در داستان، بر خواننده تاثیر ویژه ای می گذارد که فقط با تحلیلی دقیق می توان به ارزش واقعی آن پی برد. هر چند نویسندگان نقشهای مختلفی به هر یک از شخصیتهای خود در قسمتهای مختلف رمان می دهند، با این همه، نخستین ظهور شخصیت در اثر، از همه مهمتر است زیرا ممکن است بر درک خواننده از این شخصیت تاثیر به سزایی بگذارد. هدف از ارایه این مقاله که با مطالعه بر شخصیتهای سووشون اثر سیمین دانشور شکل گرفته، یافتن ارتباطهای احتمالی میان نام و نقش شخصیت از یک سو و نخستین ظهور و نقش آن از سوی دیگر است.
ترجمه شعر از متن تا فرامتن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله ضمن تحلیل گفتمان شعری در چارچوب زبان شناسی سیستمی - نقش گرای هلیدی (هلیدی، (1994, 1985، بر اهمیت مفاهیم «سیستم» و «نقش» در تحلیل، تاویل و ترجمه شعر تاکید خواهیم کرد و با ارایه مصادیقی از ترجمه شعر انگلیسی به فارسی و بالعکس، بر ضرورت انعکاس رویکرد شاعر به فرانقشهای سه گانه زبان و مشخصا فرانقشهای اندیشگانی و متنی صحه خواهیم گذاشت. استدلال خواهیم نمود که گزینشهای مترجم از نشانه های زبانی و نحوه ترکیب آن گزینه ها در نظام مقصد حتی المقدور باید با فرازهای اندیشگانی و الگوهای متنی شعر مبدا هم راستا (و نه لزوما منطبق) باشند. ضمن اینکه لازم است محصول نهایی ترجمه با معیارهای مقبولیت متنی و تجربه بینامتنی خوانندگان نظام مقصد از ژانر زبانی شعر همخوانی داشته باشد.