فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴٬۲۶۱ تا ۴٬۲۸۰ مورد از کل ۱۱٬۱۳۸ مورد.
منبع:
Teaching Language Skills (JTLS), Volume ۳۸, Issue ۳, Fall ۲۰۱۹
159 - 187
حوزههای تخصصی:
The present study was an attempt to provide a psycholinguistic account of cognitive processes underlying responding and questioning. It also strived to identify the potential differences between responding and questioning cognitive processes in Target Language Use Situation tasks. To accomplish the objectives, 65 Iranian general IELTS applicants from two foreign language learning institutes in Shiraz, with two different language proficiency levels (intermediate and advanced), were randomly selected. They were administered a normal responding and a reverse questioning IELTS oral tasks. Two seven-point Likert scale questionnaires were also used to measure the task difficulty and mental effort that the applicants perceived while doing the tasks. Additionally, the applicants’ recorded voices in tasks were transcribed and analyzed to assess the number of grammatical errors and pause lengths. The analysis of the numerical data through descriptive statistics and paired-samples t-tests indicated that, in general, the cognitive processes underlying oral responding and questioning are significantly different in terms of mental effort, task difficulty, length of pauses, and the number of grammatical errors. More specifically, the results suggested that the applicants took more mental effort and perceived more task difficulty while constructing the questions for given responses irrespective of their proficiency levels. Both groups also paused significantly longer and committed significantly more grammatical errors when completing the questioning tasks. The paper discusses the study implications for second language teachers and assessors.
Relationship between Iranian EFL High School Students’ Knowledge of Universal Grammar and their Performance on Standardized General English Proficiency Tests(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
international Journal of Foreign Language Teaching & Research, Volume ۷, Issue ۲۸, Winter ۲۰۱۹
57-73
حوزههای تخصصی:
This study investigated the relationship between Iranian high school students’ Universal Grammar knowledge and their performance on such standardized general English proficiency tests as PET and FCE internationally administered by Cambridge University. To this end, 108 students were randomly chosen from some high schools located in Malayer from Hamedan. Since this study was correlational in nature, and descriptive and hypothesis-testing by definition, the research participants were given no treatment. Three tests were administered to them instead. To measure UG knowledge, a researcher-made UG test was given to all participants. This test which was made both reliable and valid included pied-piping and preposition stranding principle, binding principle, pro-drop parameter, that-trace effect, projection principle, resumptive pronoun and subjacency principle. To assess the participants’ general English proficiency, PET and FCE tests were run. All participants took the three tests consecutively at two-week intervals after they were given clear and detailed instructions. The findings were manifold. Firstly, there was a significant relationship between UG knowledge and performance on the proficiency tests. Secondly, there existed no significant difference between the proficiency tests as far as the UG test was concerned. Finally, the UG test scores were, through the Cubic regression model, proved to predict the scores gained on both proficiency tests. Most importantly, this study led to some suggestions regarding the learner variables and the under-explored issue of integration of generative SLA and language testing, more specifically standardized general English proficiency tests.
تناوب سببی در گویش خوری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تناوب سببی نوعی تناوب گذرایی بین یک فعل سببی و همتای ضدسببی آن است. در مورد رابطه بین این دو گونه فعلی به طور کلی دو نوع رویکرد از سوی زبان شناسان اتخاذ شده است: اشتقاقی و غیراشتقاقی. در رویکرد اشتقاقی، یکی از دو گونه، پایه و دیگری مشتق فرض می شود. در رویکرد اشتقاقی پایه ناگذر (رویکرد سببی سازی)، فرض بر این است که گونه ضدسببی پایه و گونه سببی مشتق است. در حالی که در رویکرد اشتقاقی پایه گذرا (رویکرد ضدسببی سازی) گونه سببی پایه و گونه ضدسببی مشتق فرض می شود. در رویکرد غیراشتقاقی یا پایه مشترک رابطه مستقیم اشتقاقی بین دو گونه برقرار نمی شود و هر دو از یک منبع سوم یا ریشه نشأت می گیرند. هدف از مقاله حاضر بررسی کارآمدی رویکردهای یاد شده در تحلیل نشانه های ساختواژی فعل های تناوبی در گویش خوری از زبان های ایرانی شمال غربی رایج در کویر مرکزی ایران است. شواهد ساختواژی در این گویش نشان می دهد رویکردهای اشتقاقی به تناوب سببی دارای راهبرد تحلیلی کلی نیستند و تنها قادرند نشانه های ساختواژی در یکی از دو گونه سببی یا ضدسببی را توضیح دهند. در مقابل به نظر می رسد رویکرد غیراشتقاقی پایه مشترک می تواند تنوع ساختواژی در تناوب سببی (نشان داری یکی از دو گونه یا هر دو گونه) را در گویش خوری به طور جامع تحلیل کند.
ساختمان صرفی فعل فارسی در زمان های کامل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در کتاب های دستور زبان فارسی و مطالعات زبانی ساختمان فعل فارسی را در زمان های کامل مرکب از صفت مفعولی (یا اسم مفعول) بعلاوه فعل کمکی و یا فعل ربطی معرفی می کنند که این نظر به دلایل متعدد غیرقابل پذیرش است. در این پژوهش با ذکر دلایل متعدد زبانی به تجزیه و تحلیل ساختمان صرفی فعل فارسی در زمان های کامل پرداخته ایم. در فارسی معاصر شناسه جزء لاینفک فعل است و نیز در زمان های کامل یک عنصر دستوری لازم است تا اطلاع نحوی نمود کامل را به فعل اضافه کند و همچنین می دانیم که در هر گروه فعلی لزوماً یک فعل باید باشد. بنابراین در پژوهش حاضر برای فعل ماضی نقلی ساختمان «ستاک گذشته + /-e/ (تکواژ نمود کامل) + شناسه» و برای ماضی بعید ساختمان «ستاک گذشته + /-e/ (تکواژ نمود کامل) + فعل کمکی "بود" + شناسه» را پیشنهاد می کنیم. در استدلال های زبانی و به ویژه در همپایگی واحدهای نحوی نوعی شباهت رفتاری بین فعل کامل و صفت دیده می شود که حکایت از نوعی تحول تاریخی در زبان فارسی دارد و براساس شواهد موجود ناچاریم الگوی بالا را اصلاح کنیم و لذا برای فعل در ماضی نقلی ساختمان «ستاک گذشته + /-e/ (تکواژ نمود کامل) + تکواژ مشترک (شناسه و فعل کمکی «استن») را در نظر می گیریم.
طرح واره های مالکیت در زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر از منظر شناختی به بررسی طرح واره های مالکیت محمولی و اسمی در زبان فارسی می پردازد. منظور از طرح واره ساخت هایی است که امکانات دستوری از آنها به وجود آمده اند. در این راستا، رویکرد شناختی هاینه (1997) در مورد طرح واره های مالکیت با توجه به داده های فارسی محک می خورد. یافته های این تحقیق نشان می دهد که زبان فارسی از طرح واره های کنش، مکانی، همراهی، هدف و منبع برای رمزگذاری مالکیت محمولی استفاده می کند. در این زبان برای بیان مالکیت اسمی از طرح واره های مکانی، همراهی، اضافی، منبع، اتصالی و مبتدائی استفاده می گردد. مشخصه مهمی که زبان فارسی را از زبان های مورد مطالعه هاینه متمایز می سازد، استفاده از طرح واره اتصالی برای رمزگذاری مالکیت اسمی است. این طرح واره برای اولین بار در این تحقیق معرفی شده است. مشخصه برجسته دیگر زبان فارسی استفاده از طرح واره منبع در بیان مالکیت محمولی است که در زبان های جهان دیده نشده است.
تأثیر بازی های زبانی مبتنی بر گفتمان کلاسی بر دایره ی واژگان کودکان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر، به منظور تعیینِ میزان تأثیر گذاری بازی های آموزشیِ مبتنی بر گفتمان کلاسی، بر دایره واژگان کودکان کلاس دوم ابتدایی انجام شد. نخست، مفهوم گفتمان کلاسی به درون دادِ ارائه شده و یا تنظیم شده به وسیله معلم و تعامل و پیوند میان دانش آموزان از طریق بازی محدود شد. سپس، 44 دانش آموز پایه دوم ابتدایی با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شده و به شیوه تصادفی به دو گروه کنترل و آزمایش گروه بندی شدند. طرح پیش آزمون-پس آزمون با بهره گیری از یک آزمون دایره واژگانِ محقق ساخته که دربرگیرنده 35 پرسش بود، به اجرا درآمد. در ابتدای فرایند پژوهش، پیش آزمون از هر دو گروه به اجرا در آمد تا از میزان یکپارچگی و سطح آگاهی آن ها درباره واژگان اطمینان به دست آید. سپس، گروه آزمایش طی 6 ماه به مدت 3 ساعت در هفته، با روش مبتنی بر بازی های زبانی مبتنی بر گفتمان کلاسی آموزش داده شدند. گروه کنترل نیز بدون تمرکز بر بازی های زبانی و در همان مدت با معلم و کتاب آموزشی، موردِ آموزش سنتی یکسان قرار گرفتند. در پایان دوره آموزشی، پس آزمون پیشرفت زبانی از هر دو گروه به اجرا درآمد. یافته های تحلیل نمرات با بهره گیری از آزمون تی مستقل نشان داد که تفاوت معناداری در یافته های پس آزمون بین گروه آزمایش که تحت آموزش با بازی های زبانیِ مبتنی بر گفتمان کلاسی قرار گرفته بود و گروه کنترل که تحت آموزش سنتی بود، وجود داشت. به این معنا که گروه آزمایش پیشرفت چشمگیری در افزایش دایره واژگان از خود نشان داد. یافته ها می تواند راهگشای معلمان، برنامه ریزان و نگارندگان کتاب های درسی در نظام آموزش و پرورش کشور باشد تا با توجه به رویکردهای گفتمانی روزمره و گنجاندن مفاهیم مرتبط با بازی، علاقه و تمایل دانش آموزان برای یادگیری را افزایش دهند.
The Efficacy of an SFL-Oriented Register Instruction in Improving Iranian EFL Learners’ Writing Performance and Perception: Language Proficiency in Focus(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
The Journal of English Language Pedagogy and Practice, Vol.۱۲, No.۲۴, Spring & Summer ۲۰۱۹
191 - 212
حوزههای تخصصی:
The current study sought to explore the impact of SFL-oriented register instruction on Iranian EFL learner’ writing performance with a central focus on their English proficiency level. As its secondary aim, the study delved deeply into the learners’ perception of the register-based instruction. To these ends, 50 intermediate and 50 advanced Iranian EFL learners were selected randomly and assigned to four groups: two experimental and two control groups. Employing an experimental pretest/posttest design, the learners of the two experimental groups received instruction on the three components of register; that is, field, tenor, and mode along with the implementation of a three-phase teaching/learning cycle, whereas the learners in the control groups were exposed to a conventional writing instruction. Quantitative analysis of the learners’ writing performance on the pre- and posttest measures revealed the contributory role of register instruction in improving Iranian EFL learners’ writing performance, regardless of their English proficiency level. Furthermore, having been surveyed through a researcher-made questionnaire, the advanced and intermediate learners expressed their positive attitude towards the instruction. The findings highlighted the necessity of superseding the traditional linguistic-based writing instruction by a contextual and situational teaching methodology similar to what has been implemented in the current study.
The Effect of Direct, Indirect, and Negotiated Feedback on the Tense/Aspect of EFL Learners in Writing(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
L2 written corrective feedback has been investigated from different perspectives in SLA research (e.g. Ahmadian & Tajabadi, 2015; Bitchener & Knoch, 2010; Ferris, 2006). Taking the cognitive and sociocultural paradigms into account, the aims of the current study are twofold: Firstly, it attempts to find if corrective feedback is effective in improving the linguistic accuracy of L2 learners' tense/aspect use in writing. Secondly, it tries to measure which feedback type (direct, indirect, and negotiated) has a more significant effect on the mentioned linguistic structures. Seventy-five pre-intermediate university EFL learners were selected and asked to participate in the study; they were randomly divided into direct, indirect, negotiated feedback groups, and a control group. During six-week sessions of providing feedback on tenses/aspects, the participants were required to write diary journals on their academic life. The direct and indirect groups received feedback on their diaries, having 10 minutes time in the class to observe the feedback. The negotiated feedback group received 10 minutes one-to-one contingent feedback on the errors. After comparing the four groups, the results showed that all the treatment groups did outperform the control group which indicated that feedback was effective. Moreover, the findings showed no significant difference among the feedback types. This implies that teachers can provide any of the feedback types for learners so far as tense/aspect errors are concerned in their writing.
Iranian EFL Learners’ Perceptions toward Paper Assessment in Mid-term and Final Exams in an English Language Institute
حوزههای تخصصی:
Assessment has been taken to demonstrate that learning is aligned with external standards which is almost related to students’ goals in a curriculum in English language teaching and it plays an integral role in the success of language learning program that is following by so many EFL teachers. Consistency in scoring (mid-term and final exams) highly depends on the way of conducting paper assessment, validation of the process, reliability, experience of teachers, and different interpretation of assessors to make justified decision. Hence, the present study was an attempt to probe Iranian EFL learners’ perceptions toward paper assessment in mid-term and final exams in a language institute. To this end, a total of 100 participants (50 males and 50 females) between ages of 15 to 28 at intermediate level, were selected based on Nelson Proficiency Test. Data were collected through scores of two sequential semesters and a Likert scale questionnaire. The findings of this study indicated that there is a direct positive relation between learners’ viewpoints on paper assessment and their progress. Generally speaking, paper assessment in both formative and summative assessment would be a great progress among female and male English language learners.
بررسی مقایسه ای استعاره دستوری در مقاله های علمی رشته های مختلف زبان فارسی در سه دهه اخیر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ارزیابی کمی و کیفی وزن فرهنگی شش واژه مصوب فرهنگستان و متناظر بیگانه آنها در پرتو الگوی هیجامَد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تأثیر تمرینات هوازی در ابقای کارآمدتر واژه های انگلیسی در حافظه کوتاه مدت زنان جوان ایرانی
منبع:
رخسار زبان سال سوم بهار ۱۳۹۸ شماره ۸
۱۱۲-۱۰۳
حوزههای تخصصی:
گروه فعلی شکافته در فارسی: تمایز هسته جهت و فعل کوچک(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در بیش از دو دهه گذشته، این فرضیه که گروه فعلی متشکّل از دو فرافکن گروه فعلی کوچک یا گروه جهت و گروه فعل واژگانی است، فرضیه پذیرفته شده ای در میان زبان شناسان چامسکیایی محسوب می شود؛ امّا پژوهش های اخیر درباره ساختار گروه فعلی، براساس فرضیه گروه فعل کوچک شکافته، هسته جهت را متفاوت از هسته فعل کوچک و گروه فعلی را متشکّل از سه فرافکن می دانند که عبارت اند از: گروه فعلی کوچک، گروه جهت و گروه فعل واژگانی. در این تحلیل، فعل کوچک، فعل ساز است و نوع رویداد را نشان می دهد. جهت، موضوع بیرونی را معرّفی می کند و هسته گروه فعل واژگانی، ریشه ای بی مقوله است. تعامل تکواژ سببی و فعل سبک در ساخت های سببی مرکّب و حضور موضوع بیرونی در ساخت های دارای فعل سبک، نمونه مواردی هستند که طرح دولایه ای گروه فعلی را در زبان فارسی به چالش می کشند. پژوهش حاضر با ارائه شواهدی از ساخت های سببی در زبان فارسی نشان می دهد که گروه فعلی، سه لایه ای بوده و هسته جهت و فعل کوچک به طور مستقل و متفاوت از یکدیگر در گروه فعلی ایفای نقش می کنند.
مقایسه استعاره های مفهومیِ غم و شادی در اشعار پروین اعتصامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان پژوهی سال یازدهم بهار ۱۳۹۸ شماره ۳۰
179 - 202
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر، به بررسی و مقایسه استعاره های مفهومی شادی و غم در سروده های شاعر معاصر، پروین اعتصامی (1320-1285) می پردازد. هدف از این پژوهش، مشخص نمودنِ حوزه های مبدأ به کار رفته در استعاره های مفهومی مورد اشاره، تنوع و فراوانی آن ها و میزان جهان شمول بودنِ این مفاهیم در پیکره مورد نظر بوده است. به این منظور، پس از مطالعه دیوان پروین اعتصامی، بیت هایی که دربرگیرنده مفهوم استعاری غم و شادی بودند، استخراج گردید. از میانِ 332 بیت استخراج شده که از 34 عنوان شعری گردآوری شد، تعداد 266 مورد، استعاره غم و مابقیِ 66 مورد، استعاره مفهومی شادی تشخیص داده شد. پس از تحلیل و مقایسه داده ها، مشاهده گردید که فراوانی استعاره های مفهومی غم و نیز گستره و تنوع معنایی در آن ها به صورت چشمگیری بیشتر از حوزه مقابل یعنی شادی بود که با توجه به مضامین تلخ اجتماعی به کار رفته در سروده های پروین قابل توجیه است. شباهت بین دو حوزه احساس، علاوه بر استفاده مشترک از استعاره های وجودی (شامل جسمی شدگی و تشخیص) و نیز استعاره های جهتی (طرحواره های جهت)، در حوزه های مبدأ مشترک شامل زمان، مکان و سلامتی نیز شباهت های چشمگیری مشاهدهشد. همچنین بین استعاره های به کار رفته در پیکره پژوهش و فهرست جهانی شباهت ها به مراتب بیش از تفاوت ها بود که خود نمایانگرِ بعد همگانی تفکر استعاری است.
Iranian EFL Learners' Beliefs towards Teaching and Learning of Pronunciation(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
One essential yet often-ignored factor in pronunciation teaching is learners’ beliefs towards teaching and learning of pronunciation. Awareness of this factor can help both learners and teachers achieve their language learning and teaching objectives. The current study investigated 195 Iranian EFL learners’ beliefs and perceptions about various aspects of pronunciation teaching and learning. The learners answered a 30-item Likert-scale online questionnaire which inquired about their views regarding the overall importance of pronunciation instruction, the type of syllabus, the design of classes devoted to pronunciation, the introduction of pronunciation features, the ways of practicing these features, and the role of error correction. To enhance the findings from the questionnaire, the researchers interviewed a subsample of the participants about various pronunciation dimensions specified in the questionnaire. Results revealed that the majority of the participants believed teaching and learning pronunciation was of paramount importance in EFL contexts as it helped them achieve their communicative goals more effectively. The learners also largely preferred a structural over a task-based syllabus for pronunciation instruction but differed regarding whether pronunciation features should be taught in isolation or in communicative contexts, and whether correction of their pronunciation errors should be done by the teacher or peers. Findings of this study can inform the mainstream pronunciation teaching and learning practices and materials designs.
روابط معنایی در زبان مخفی جوانان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان پژوهی سال یازدهم پاییز ۱۳۹۸ شماره ۳۲
281 - 309
حوزههای تخصصی:
زبان مخفی، یکی از گونه های زبان معیار است که در میان جوانان و یا گروه های بزه کار جامعه ایجاد می شود. هدف مقاله حاضر، شناسایی روابط معنایی در واژگان زبان مخفی در چهارچوب نظریه ساخت گرایی است. حجم نمونه ، مشتمل بر 1507 واژه است که به دو روش اسنادی از فرهنگ لغات زبان مخفی و روش مصاحبه محقق ساخته با روش نمونه گیری گلوله برفی استخراج گردیده است. پس از گرد آوری و آمایش، واژه ها بر اساس ماهیّت و مفهومشان در چهارده حوزه معنایی دسته بندی شدند. علاوه بر تعیین حوزه های معنایی، مفهوم هر دسته واژگانی نیز مشخص شد. زیرا، پدیدآورندگان واژگان زبان مخفی در ساخت این واژه ها و برای نهان نگه داشتن اسرار درون گروهی از دانش درون زبانی خود استفاده می کنند. این در حالی است که ممکن است مصداق این واژه ها با این مفاهیم متفاوت باشد. سپس، روابط معنایی داده های واژگانی هر حوزه با روش تحلیل محتوای کیفی مشخص گردید. سؤال پژوهش این است که در صورت وجود روابط معنایی در زبان مخفی بیشترین و کمترین بسامد روابط معنایی متعلق به کدام رابطه است؟ یافته های تحلیل معنایی پژوهش حاضر، نشان داد که ترادف معنایی و هم نویسه به ترتیب بیشترین و کمترین فراوانی روابط معنایی را در این واژگان دارند.
برنامه آموزش زبان انگلیسی تاثیر برنامه برشناخت دبیران مبتدی/ باتجربه ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شناخت دبیر و آموزش زبان، بطور کلی از اهمیت بسیاری برخوردارند و بطور ویژه از نظر آموزش دبیر زبان اهمیت می یابد. هدف این پژوهش بررسی تاثیر برنامهء تربیت معلم بر شناخت (باور، دانش) دبیران زبان انگلیسی مبتدی/باتجربه در ایران است. پژوهشگران نمونه هدفمندی را با انتخاب 150 شرکت کننده از 5 واحد دانشگاه فرهنگیان در ایران دعوت به همکاری کردند. پژوهشگران پرسشنامه کامپیوتری شناخت را ساختند و اعتبار سنجی کردند که نشان دهندهء تفاوت معنادار بین باورهای دبیران مبتدی پیش و پس از آموزش بوده است. با این وجود، نتایج آزمون t زوجی، هیچ تفاوت آماری معناداری را بین باورهای دبیران با تجربه نشان نداد. مواد و محتوای آموزشی برای تمامی دبیران زبان انگلیسی که در دانشگاه فرهنگیان در ایران مشغول تحصیل بودند، مشترک بود. تحلیل یافته ها همچنین تفاوت معناداری را بین دانش دبیران مبتدی و باتجربه پس از آموزش نشان داد. پژوهش حاضر ممکن است کاربرد جذابی را برای مربیان زبان انگلیسی و مدرسان تربیت دبیری، تهیهء کنندگان مواد آموزشی و برنامه ریزان آموزشی داشته باشد.
بررسی مقوله فعل ازدیدگاه سرنمونی و براساس معیارهای معنایی گیون: هر فعل یک مقوله(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نظریه سرنمون با نگاهی شناختی تعریف نوینی از مقوله و اعضای آن ارائه کرده است. در این نظریه، سرنمون ها روشن ترین اعضای هر مقوله هستند که نسبت به بقیه اعضا مرکزی ترند و دیگر اعضا درجاتی از مشخّصه های سرنمونی را از خود نشان می دهند. گیون ازجمله زبان شناسانی است که مقوله های زبانی را براساس این نظریه تعریف کرده است. در پژوهش حاضر (77) فعل براساس معیار های معنایی گیون در تعیین فعل سرنمون در دسته های سرنمون، غیر سرنمون و حاشیه ای طبقه بندی شدند. داده های فعلی از کتاب واژگان پایه فارسی از زبان کودکان ایرانی و مثال های ارائه شده گیون به دست آمدند؛ افزون بر این، نگارندگان با استفاده از ارزش گذاری معیارهای معنایی به ترسیم فضایی فعل های مختلف پرداختند. ترسیم های فضایی امکان مقایسه دقیق تر و ملموس تر فعل ها را ازنظر سرنمونی فراهم می آورند. درپایان، ترسیم های فضایی فعل دادن به مثابه یک فعل سرنمون در بافت های مختلف ارائه شد. بررسی و مقایسه ترسیم های فضایی متنوّع فعل دادن نشان دادند نمی توان فعلی را به طور مطلق سرنمونی دانست، زیرا شرکت کننده ها با درجات انتزاع مختلف جایگاه فعل را در هر معیار تغییر می دهند. براساس این، می توان هر فعل را مقوله ای دانست که اعضای بی شمار آن بافت هایی هستند که فعل در آن ها ظاهر می شود و این شرکت کننده های فعل هستند که می توانند در هر معیار فعل را سرنمون کنند یا از سرنمون دور کنند.
روش های ترجمه آواختنی آهنگ ها در دوبله فارسی پویانمایی لوراکس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ترجمه آهنگ گونه ای از ترجمه است که در آن دو بعد زبانی و موسیقایی با هم درآمیخته اند و این آمیختگی بر سختی آن می افزاید. ترجمه آهنگ به عنوان زیرشاخه ای از ترجمه دیداری شنیداری در سال های اخیر در ایران روند روبه رشدی داشته است و مورد توجه و استقبال شرکت های دوبلاژ فیلم هم قرار گرفته است. در این نوع ترجمه، غیر از ترجمه محتویات زبانی، ابعاد موسیقایی نیز باید مورد توجه قرار گیرند که در این پژوهش بر آن تأکید شده است. مترجمان در دوبله آهنگ های پویانمایی ها با دشواری های متعددی روبه رو هستند، زیرا باید موسیقی و ترانه را هماهنگ کنند تا محصول نهایی، ترجمه ای آواختنی باشد و در عین حال با مضمون ترانه مبدأ و فضای آهنگ نیز هم خوانی داشته باشد. هدف از پژوهش حاضر، یافتن روش های ترجمه آواختنی آهنگ بر پایه مدل فرانزون (2008) با در نظر گرفتن بُعد موسیقایی دوبله پویانمایی موزیکال لوراکس (قِنو و بالدا، 2012) است. در ترجمه آهنگ های پویانمایی دوبله شده لوراکس بنا بر مدل فرانزون (2008) از یک روش محض ترجمه ای استفاده نشده بود. از مجموع پنج قطعه آهنگ این پویانمایی، در چهار قطعه آهنگ، موسیقی مبدأ بدون تغییر حفظ شده بود و ترانه ها برای هماهنگی با موسیقی مبدأ بازنویسی یا ترجمه شده بودند؛ این یعنی تلفیق روش سوم و پنجم فرانزون (2008) و در یک قطعه آهنگ، موسیقی مبدأ عوض شده بود و ترانه ها نیز برای هماهنگی با موسیقی بازنویسی شده بودند که بنابر مدل مذکور یعنی از تلفیق روش سوم و چهارم استفاده شده بود. در انتها، کاربردهای آموزشی و پژوهشی یافته ها بحث شده اند.
“This Is a Food Ad but It Is Presenting Gender Stereotypes!”: Practicing Critical Language Awareness in an Iranian EFL Context(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Despite a fairly long emergence of critical approaches to language teaching, there still seems to be a dearth of practitioner inquiries narrating experiences of implementing Critical Language Awareness (CLA) in English as Foreign Language (EFL) contexts. Prompted, the present study narrates the measures taken by an Iranian language teacher for encouraging learners to analyze and examine language deployment in the world around them. The participants of this semester-long study were a community of twenty young female students studying English Literature at a state university in Tehran, Iran who were engaged in a series of reading events including reflective reading of advertisements and TV commercials, and critical analysis of literary works, news and journalistic writings, inter alia. The analysis of classroom records plus reflective journals written by the students display the ways through which the students practiced standing back from texts, questioning the biased ideas, developing reasoned position, and responding in their own voices.