فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳٬۱۸۱ تا ۳٬۲۰۰ مورد از کل ۱۱٬۱۳۸ مورد.
حوزههای تخصصی:
یکی از عوامل مهم اثرگذار در ترجمه صحیح هر جمله و یا گروه واژه، رعایت توالی واژگان به کار رفته در آن است که بی توجهی به آن می تواند مفهوم جمله یا گروه واژه را به طور کامل تغییر دهد. در این پژوهش تلاش می شود بر اساس 320 نمونه جمع آوری شده از فرهنگ های روسی فارسی و همچنین پیکره ملی زبان روسی، توالی صفات در سطح گروه واژه در زبان های روسی و فارسی بررسی و مقایسه شود. در پژوهش حاضر، درصدد یافتن پاسخ به این پرسش هستیم که توالی صفات در زبان روسی از چه قاعده ای پیروی می کند و آیا می توان الگوی ثابتی برای ترجمه آن ها از زبان روسی به زبان فارسی ارائه کرد؟ نتایج حاصل از این پژوهش می تواند در بهبود روند ترجمه و آموزش آن از زبان روسی به فارسی و بالعکس اثرگذار باشد. تجزیه و تحلیل نمونه های جمع آوری شده نشان می دهد تنها در نیمی از موارد توالی صفات در زبان های روسی و فارسی دارای تطابق کامل هستند و در سایر نمونه ها ترجمه آن ها در زبان فارسی از الگوی ثابتی پیروی نمی کند.
The Comparison of the Use of Data-driven Learning in Flipped,, Blended and Conventional Classes on Students’ Grammar Learning(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Today, the use of technology in teaching foreign language has become a matter of considerable interest to language teachers in all over the world. The current study tried to investigate the suitability of data-driven learning in flipped and blended classes vs the conventional ones on students’ grammar learning. To run this study, 48 homogenized students were selected and divided into three groups, including two experimental and one control group, 16 in each. Before the treatment, a grammar pre-test was administered. The two experimental groups received 12 sessions of data-driven instruction in the flipped and blended classes but the control group received grammar instruction based on the textbook. At the end, statistical analysis showed that the participants in both flipped and blended groups had better performance in the post-test. It also was concluded that the usage of data-driven learning had significant impact on both experimental groups. The results of this study can be beneficial for teachers, learners, syllabus designers, managers in learning environments, and policy makers to use data driven learning.
چندمعنایی فعل های «xesen» «انداختن» و «kæften» «افتادن» در کردی ایلامی از منظر معناشناسی شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات زبان و گویش های غرب ایران سال نهم زمستان ۱۴۰۰ شماره ۳۵
105 - 128
حوزههای تخصصی:
پدیده چندمعنایی به ظرفیت واژه ها در برخورداری از معانی مختلف مربوط می شود. هدف از پژوهش حاضر، بررسی چندمعنایی فعل « xesen » «انداختن» و همچنین جفت لازم « kæften » «افتادن» با بهره گیری از رویکرد معناشناسی شناختی است. رویکرد شناختی، زبان را به عنوان پدیده ای ذهنی معرفی می کند. جهت تحلیل چندمعنایی فعل « xesen » از نظریه های مقوله بندی، طرحواره های تصویری و استعاره در رویکرد شناختی بهره گرفته شده است. داده های پژوهش از طریق مشاهده، مصاحبه و ثبت و ضبط گفتار روزمره سخنگویان کردی ایلامی گردآوری شد. یافته ها نشان داد که فعل« xesen » علاوه بر قالب مرکزی «انداختن، فرونهادن»، قالب های معنایی «تقلیل دادن»، «تحقیر کردن»، «جابه جا کردن»، «قرار دادن» و «پرتاب کردن» را نیز داراست. یافته ها همچنین نشان داد که فعل « kæften »، جفت لازم تمام معانی فعل « xesen » نیست. سخنگویان بر اساس نگرشی که نسبت به پدیده ها دارند و همچنین با بهره گیری از تجربه های عینی خود، مفاهیم انتزاعی مربوط به این افعال را در قالب سه طرحواره حجمی، حرکتی و قدرتی، مفهوم سازی می کنند. با توجه به ماهیت معنایی فعل های « xesen » و « kæften » طرحواره های حرکتی، بسامد وقوع بالاتری دارد. چندمعنایی این دو فعل در کردی ایلامی پدیده ای نظام مند و قابل توضیح با بهره گیری از طرحواره های شناختی است.
The Effect of Instructor Feedback on Developing Iranian ELT Graduate Students’ Critical Academic Writing Skills(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
A major part of any graduate program concerns academic writing, but most students do not have sufficient skills pertaining to it. For non-native Ph.D. students who need to write English language dissertations, this issue is particularly troublesome since it causes time-consuming extracurricular efforts, which can, at times, be frustrating. The present study was carried out in the form of an action research project to explore the impact of a process-based teaching of writing on the attitudes of 8 Iranian Ph.D. candidates of TEFL towards writing academically. The course procedure included phases requiring students to send their completed writing assignments by specified dates and receive and apply teacher guidance on the texts’ logic, content, consistency, tone, and grammar. In-person discussions about the progress were also programmed for each student. The findings indicate that the students felt that the teaching process had a constructive effect on developing their writing skills. Implications include providing space for dialogue between teachers and students to complement written feedback, keeping the sense of accountability active in student minds by assisting them to self-organize, and realizing that graduate students may need assistance in very basic writing skills and knowledge.
An Analysis of the Multiword Units Presented in IELTS Speaking Preparation Books Published by Iranian Authors(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Applied Research on English Language, V. ۱۰ , N. ۳ , ۲۰۲۱
137 - 160
حوزههای تخصصی:
This study compared the use of lexical bundles in authentic spoken language data with those of two English learning textbooks developed for IELTS preparation courses in Iran. The aim was to see if the language chunks available in the said textbooks were representative of the real-life language for which learners need to prepare. To achieve this aim, firstly, a list of lexical bundles was compiled based on Michigan Corpus of Academic Spoken English (MICASE) and British Academic Spoken English (BASE). Further, the list was used as a reference tool to analyze the language data of two IELTS preparation books published and widely used in Iran. The results highlighted some considerable differences between MICASE and BASE with regard to the use of lexical bundles in terms of their frequency, structure, and function. Moreover, it was revealed that the books under investigation shared only a scarce number of similar lexical bundles with MICASE and BASE as a whole. Therefore, they failed to be representative of the authentic language that people use in real world. Finally, the implications of the study are discussed, and several practical suggestions are made in order to inform teachers, material developers, and syllabus designers of the importance of related corpus linguistic studies.
وزن هجایی (ایقاعی) در زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان و زبان شناسی دوره ۱۷ بهار و تابستان ۱۴۰۰ شماره ۳۳
47 - 70
حوزههای تخصصی:
وزن هجایی وزنی است که از تکرار منظم درنگ ها (یعنی مکث در پایان واژه) و نیز ایجاد پاره های مساوی و گاه نامساوی از حیث تعداد هجاها، پدید می آید. محل درنگ یا مکثِ پایان واژه به قدری در این وزن اهمیت دارد که می توان آن را مهم ترین عامل برای تعیین نوع وزن در این نوع اشعار دانست. کمّیتِ هجاها و نیز تکیه وزنی اهمیت چندانی در ساختار وزن هجایی ندارد و به همین دلیل این وزن دارای تفاوتی ماهوی با دو وزن اصلی شعر فارسی، یعنی وزن کمّی اشعار عروضی از یک سو، و وزن تکیه ای-هجاییِ شعرهای عامیانه از سوی دیگر است. وزن هجایی بیشتر خاص زبان های هجا-زمانی مانند زبان فرانسوی است که هجاهای آن دارای کمّیت های مساوی هستند، اما گاهی به علل تاریخی و فرهنگی نمونه هایی از آن در زبان هایی مانند فارسی نیز که دارای هجاهایی با کمّیت های گوناگون است مشاهده شده است. گرچه وزن هجایی از وزن های اصلی در زبان فارسی نیست، از قدیم تا به امروز اشعاری بدین وزن در زبان فارسی سروده شده است که در این مقاله به گردآوری و تحلیل آنها می پردازیم. در این مقاله پس از بحث مختصری درباره رده شناسی وزن های گوناگون جهان، به معرفی و بررسی این وزن در فارسی می پردازیم و نشان می دهیم که اولاً شاعران برای سرودن اشعاری به وزن هجایی در زبان فارسی، عمدتاً از هجاهای بلند (سنگین) استفاده می کنند، ثانیاً تمام مکث های موجود در این وزن از نوع درنگ است، یعنی مکثی که منطبق بر مرز پایان واژه یا گروه واجی است، و ثالثاً گرچه پایان هر پاره در این شعر با نوعی تکیه یا برجستگی همراه است، این تکیه نه از نوع تکیه واژگانی یا وزنی، بلکه از نوع تکیه زیروبمی است و دارای نقشی صرفاً ثانوی در ساختار اصلی وزن است. در این مقاله همچنین شیوه ای را برای طبقه بندی وزن های هجایی فارسی و نیز نمایش مختصات وزنی آنها عرضه داشته ایم.
کهن الگوی موقعیّت در منظومه سعادت نامه نظام الدین استرآبادی
منبع:
رخسار زبان سال پنجم پاییز ۱۴۰۰ شماره ۱۸
111-94
حوزههای تخصصی:
Reception of Louis Cha’s Martial Arts Fiction in English and French Speaking Worlds: A Sentiment Analysis
منبع:
Journal of Foreign Language Teaching and Translation Studies, Vol. ۶, No. ۱, Winter ۲۰۲۱
59 - 74
حوزههای تخصصی:
Sentiment analysis, as one of the text-mining techniques, has been widely used in many research areas related to public opinions. The present work seeks to examine the reception of the translations of Louis Cha’s martial arts novels in the English and French worlds through sentiment analyses of readers’ online book reviews in popular book reviewing websites such as Amazon and Belio. The results show that the English and French versions of Louis Cha’s martial arts novels are mostly well received by readers since both English and French readers had given the highest ratings to the narrative features, plots and characterization features of the translated novels. Furthermore, between the translations in English and French, the reception level of the Anna Holmwood’s English version is higher than that of the French version by Jiann-yuh Wang. Overall, the findings of the study suggest that translations maintaining original Chinese cultural elements have been well-received in the Western community.
Exploring EFL Learners’ Attitudes and Beliefs of Task-Based Language Teaching: The Case of EFL Learners Development of Speaking and Writing Skills
منبع:
Journal of Foreign Language Teaching and Translation Studies, Vol. ۶, No. ۳, Summer ۲۰۲۱
45 - 70
حوزههای تخصصی:
Although most EFL learners are equipped with a fair command of general English knowledge, they lack the sufficient proficiency required to communicate their thoughts and ideas fluently and accurately. This study was conducted to explore the impact of task-based language teaching (TBLT) on the development of EFL learners’ productive skills. The participants of this study were 25 undergraduate students majoring in English Language and Literature at a State University who had enrolled in a course entitled “Listening and Speaking (I).” The teaching method utilized for this course included three tasks (listening, writing, and speaking), and each task included three phases (pre-task, whilst-task, and post-task). For the purpose of data analysis, the researcher analyzed students’ four oral presentations and four writing assignments quantitatively and qualitatively. Furthermore, an attitude questionnaire was administered and a semi-structured interview was conducted to elicit the participants’ attitudes regarding (TBLT). The findings revealed that all the students could significantly improve their productive skills. Correspondingly, the results of the questionnaire and semi-structured interviews revealed participants’ positive attitudes regarding (TBLT). Students realized that developing their speaking and writing skills was a complex process, and through practicing, they could overcome their problems and enhance their fluency and accuracy.
Vocabulary Retention of EFL Learners through the Application of ANKI, WhatsApp and Traditional Method
منبع:
Journal of Foreign Language Teaching and Translation Studies, Vol. ۶, No. ۴, ۲۰۲۱-۲۰۲۲
77 - 98
حوزههای تخصصی:
With the advancement of technology and its role in making life more convenient, some EFL teachers prefer to use it in their classrooms. In view of this, the current study aimed to explore the effect of Anki and WhatsApp on the vocabulary retention of Iranian EFL learners. The study’s design was quasi-experimental with three groups of WhatsApp-based vocabulary instruction, Anki-based vocabulary instruction and the traditional one. Sixty EFL learners studying English in a language institute participated in the study, and were divided into three groups of twenty. To ensure their homogeneity, a Solution Placement Test was given to them. After the treatment, the post-test was given to them to check their vocabulary retention. The results of the repeated measures ANOVA indicated that Anki-based and WhatsApp-based vocabulary instruction were effective in enhancing their vocabulary retention. The results of MANOVA showed that there were significant differences among the three groups in their vocabulary retention.
پردازش زمان دستوری: بازنمود ذهنی زمان مطلق و نسبی در فارسی و انگلیسی از رویکرد روان شناسی زبان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پرسش اصلی این تحقیق واقعیت روان شناختی پیچیدگی بازنمودی زمان دستوری در فارسی و مقایسه آن با نتایج به دست آمده از زبان انگلیسی است. در این پژوهش با به کارگیری روش تصمیم گیری واژگانی بیناحسی سعی شده است نحوه پردازش جملات حاوی انواع زمان های دستوری (اعم از مطلق و نسبی) با برنامه نرم افزاری انداز گیری زمان واکنش به هزارم ثانیه (dmdx ) بررسی شود. چارچوب نظری پژوهش مبتنی بر رمزگان چندبخشی/ چندگانه در روان شناسی زبان (Shapiro & Levine 1990) و طبقه بندی زمانی در زبا ن شناسی (Comrie, 1985) است. متغیر مستقل نوع زمان دستوری و متغیر وابسته زمان واکنش آزمودنی ها به محرک دیداری است. آزمودنی ها 25 نفردانشجوی 18 تا 30 ساله بوده اند که در دو گروه مرد و زن مرتب شده اند. نتیجه آزمون اول نشان می دهد جملات حاوی زمان دستوری مطلق حال ساده مشتمل بر حقایق علمی، کارگفت های کنشی/ اجرایی و نیز جملات حاوی فعل آینده همراه با «خواستن» سریع تر از انواع دیگر پردازش می شوند. توجیه و توضیح این امر را می توان به این حقیقت نسبت داد که حقایق علمی در تجربه زیسته ابناء بشر ثبت شده است و بسامد بالایی دارد و نیز افعال کنشی-اجرایی که وابسته به زمان ادای جمله هستند و افعال در زمان دستوری آینده که تنها یک کارکرد بر آن ها مترتب است، سریع تر پردازش می شوند. نتیجه آزمون دوم نشان می دهد جملات ساده حاوی زمان دستوری نسبی بی زمان (مصدر) دیر تر از انواع دیگر (حال کامل، گذشته کامل و التزامی) پردازش می شوند. توجیه و توضیح این امر را می توان به این حقیقت نسبت داد که مصادر از آنجا که بی نشان ترین صورت فعلی هستند و فاقد وجه، زمان، شخص و شمار هستند شمول معنایی بیشتری دارند و دیرتر پردازش می شوند. نتیجه آزمون های جانبی اول و دوم نشان می دهد که زمان پردازش جملات مرکب حاوی زمان های مختلف مطلق و نسبی تفاوت معنی دار با هم ندارد. به عبارت دیگر، با مرکب شدن نوع جمله تفاوت های معنی داری که سابقاً قابل مشاهده بود از بین رفته است. دستاورد پژوهش حاضر این است که می توان در امر آموزش زبان فارسی از مفهوم بار شناختی بهره گرفت و آموزش زمان هایی را که بار شناختی بیشتری را بر ذهن متحمل می کنند در فرایند آموزش به تأخیر انداخت.
The Interplay of Action, Context, and Linguistic vs. Non-linguistic Resources in L2 Pragmatic Performance: The Case of Requests and Refusals(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Despite the critical relationships among pragmatic action, context, and linguistic vs. non-linguistic resources for producing various adjacency pairs in foreign or second language (L2) exchanges, their interplay has not been adequately investigated. Therefore, the present study examined these relations in the production of request-refusal adjacency pairs. The needed data were collected from 108 upper-intermediate to advanced EFL learners. Three hundred conversations were audio-recorded from learners’ role-plays that involved making request-refusal adjacency pairs. MAXQDA software was used for data transcription, codification, and analysis. Data analysis revealed that request-refusal adjacency pairs were co-constructed in discursive contexts through multiple turns using both linguistic and nonlinguistic turn construction units (TCUs). Learners significantly used more linguistic rather than nonlinguistic TCUs and more sentential and clausal TCUs than phrasal and lexical TCUs. Moreover, the use of pauses and continuers was significantly more than laughter, facial expression, and body language. These findings have some pedagogical implications for teachers to raise learners’ awareness of context, action, and linguistic and nonlinguistic TCUs in the production of speech act adjacency pairs.
بررسی واژه سازی واژه های مرکب وابسته در زبان اوستایی؛ بررسی متن مهریشت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
واژه ها معرف زبان های گوناگون هستند و با از بین رفتن و کم شدن آن ها زبان ها نابود می شوند؛ واژه ها در اصل از عملکرد واژه سازی ساخته می شوند، مقصود از واژه سازی، سازوکاری فعال است که به صورت تکرارشونده بر تعداد واژه های زبان می افزاید و به روش های مختلفی واژه های زبان را تولید می کند. به بیانی دیگر، به ترکیب تکواژها و ساختن واژگان جدید، واژه سازی گویند زبان های ایرانی باستان، به ویژه اوستایی، در زمینه واژه سازی بسیار غنی و متنوع بوده است. مهریشت از یشت های مهم و کهن است که تمام ویژگی های خاص یشت ها را حفظ کرده و دومین یشت بلند اوستا است و به دلیل دارا بودن دایره واژگانی متنوع و وسیع، برای شناخت و ارزیابی این زبان ارزنده است. مطالعه دایره واژگانی وسیع و ارزنده می تواند ذهن را برای ساخت واژگان نو در فارسی امروز، روشن تر کند. در این مقاله نخست به شرح مختصر انواع روش های واژه سازی در زبان اوستایی پرداخته وسپس واژه سازی مرکب توضیح داده می شود و در نهایت واژگان مرکب متن مهریشت اوستا مورد بررسی قرار می گیرند.
Self-identity Changes among Chinese EFL Undergraduate Students(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Empirical studies examining the effects of language learning have largely focused on linguistic changes in learners. Regrettably, this has left the non-linguistic changes under-researched. To address this, the current study examined what self-identity changes Chinese university EFL learners experienced and how individual characteristics (i.e., gender, starting age of study, and university major) may have affected these changes. To do so, a self-identity change questionnaire was administered online to 416 Chinese university students using a convenience sampling strategy. Seven identity change variables were measured by the survey: changes in (1) positive self-confidence, (2) negative self-confidence, (3) productive identity change, (4) additive identity change, (5) zero change, (6) subtractive change, and (7) split change. Confirmatory factor analysis confirmed that the items on the questionnaire measured their intended identity change variable. Descriptive statistics showed that participants experienced changes in self-confidence, additive identity, and productive identity, but did not experience subtractive or split change. The results also showed that the participants were unaware that they had experienced any changes. Multiple analysis of variance results showed that the individual characteristics contributed to some variation in the identity changes. The findings support theories suggesting that language learning contributes to non-linguistic changes within learners. متن کامل [PDF 731 kb] (101 دریافت) نوع مقاله: مقاله تحقیق | موضوع مقاله: زبان انگلیسی انتشار: 1400/9/10 ارسال نظر درباره این مقاله : نام کاربری یا پست الکترونیک شما: ارسال پیام به نویسنده مسئول بازنشر اطلاعات این مقاله تحت شرایط Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 International License قابل بازنشر است.
نویسندگان چندزبانه و زبان سوم: از ادبیات مهاجرت تا ادبیات نومد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این تحقیق به بررسی موردی نویسندگی به زبان سوم می پردازد و سه عنصر هویت فرامابینی، نوشتار انتزاعی و فراموشی را از ویژگی های برجسته آن برمی شمارد. از میان نویسندگان چندزبانه، برخی نویسندگان مهاجر به منظور رهایی خویش از بند محدودیت های دوگانه جغرافیایی و هویتی به کشوری سوم نقل مکان می کنند و به زبانی سوم می نویسند. این نویسندگان از عنوان ادبیات مهاجرت که تعریف کننده هویت و محدودکننده نوشتارشان است، به تنگ آمده اند و با نفی هویت پیشین و خاطرات گذشته خود به هویت نومد نزدیک می شوند. اینان زبانی انتزاعی را برای نوشتارشان برمی گزینند که از طبقه بندی های اجتماعی و فرهنگی رهاست. نمونه بارز آنان نویسنده هندی آمریکایی جومپا لاهیری است که پس از کسب موفقیت و شهرت در وادی ادبیات مهاجرت در آمریکای شمالی، به قصد رهایی خویش از این هویت به کشوری سوم نقل مکان کرده است و به زبانی سوم می نویسد. این جستار با بررسی تجربه چندزبانی و چندفرهنگی لاهیری در اثرش، به عبارتی دیگر، درصدد است نشان دهد چگونه نویسندگی به زبان سوم می تواند نویسنده مهاجر را از بند خاطرات و هویت دوگانه رها سازد و او را به هویتی فرامابینی یا نومدی نزدیک سازد.
Impact of Team Teaching on the Academic Performance, Motivation, and Collaboration of Iranian EFL Learners: Oral Skills and Counseling Procedures in Focus(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
international Journal of Foreign Language Teaching & Research, Volume ۹, Issue ۳۷, Autumn ۲۰۲۱
151 - 159
حوزههای تخصصی:
This paper aimed to critically look at team teaching tactics and the role it plays in achieving teaching and learning effectiveness. Specifically, using psychological counseling procedures, this study examined the benefits this learner-centered attitude brings to the student teachers and students, and also discussed different possible issues that may arise. To this purpose, a mix-methods design which comprised pretest, posttest, questionnaires, and interview was utilized to collect the necessary data. 52 Iranian high school EFL students were selected through purposive sampling and divided into a Control Group (CG) and an Experimental Group (EG). Also, two English language teachers, and a teacher as counselor were purposively selected to participate in team teaching procedure. The control group was taught through traditional methods of language teaching and the experimental group was taught through team teaching procedures. The posttest results showed that there were significant differences in favour of the experimental group between the two groups in terms of their oral proficiency.Also, the results obtained from the questionnaires revealed that that there were significant differences in the participants’ outlook towards using team teaching methods in the language class. It was further found that there was a very strong evidence of partnership between team teaching plus counseling practice and inherent academic motivation as well as between team teaching and counseling procedure. The findings of the study are valuable for English language instructors, materials developers, program planners, and education administrators.
بررسی شیوه تبادل معنا در خطبه شقشقیه نهج البلاغه برمبنای رویکرد نقش گرای نظام مند هلیدی (2014)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علم زبان سال هشتم بهار و تابستان ۱۴۰۰ شماره ۱۳
115 - 149
حوزههای تخصصی:
از جمله نظریه های نوینی که امروزه جایگاهی ویژه و کاربرد وسیعی در تحلیل متن و دیگر حوزه های زبان شناختی پیدا کرده نظریه نقش گرای نظام مند هلیدی و متیسن (2014) است. بر اساس این رویکرد، ساختار زبان متأثر از نقش هایی است که زبان در بافت ارتباطی و در جهان خارج به عهده دارد و این تأثیر به شکل سه فرانقش بازنمودی، متنی و بینافردی تجلی می یابد. ازآنجاکه فرانقش بینافردی بر شیوه تبادل معنا بین گوینده و مخاطب استوار است، کاربست آن در تحلیل متون دینی، ضمن ایجاد درک بهتر از چنین متونی، می تواند سنگ محک مناسبی برای ارزیابی قابلیت تعمیم این نظریه نیز فراهم سازد. نگارندگان در پژوهش حاضر، با روشی توصیفی تحلیلی، به بررسی خطبه شقشقیه با رویکرد نقش گرای نظام مند هلیدی و متیسن (2014) در قالب فرانقش بینافردی می پردازند. نتایج عمده پژوهش نشان می دهد که علی رغم بسامد غالب وجه خبری، امام (ع) در سرتاسر این خطبه به نحوی در تبادل و انتقال معنا عمل کرده است که گویی هر دو سوی تعامل، با هم، در ساخت متن شرکت دارند و از این طریق، راه هرگونه یک سویگی تعامل را بسته است. خطبه شقشقیه با انگیزه و هدف احقاق و اثبات حق خلافت از سوی امیرالمؤمنین (ع) ایراد شده است و درعین حال، امام در ایراد این خطبه، از لوازم انشا در جهت اقناع و استماله مخاطب بهره نمی برند؛ دلیل چنین امری را می توان این دانست که ایشان آن چنان به حقانیت خود و جایگاه خود نسبت به خلافت یقین و باور داشته اند که از آن صرفاً خبر داده اند و اصلاً نیازی به استفاده از عبارات انشایی جهت اثبات چنین حقی احساس نکرده اند.
کسره اضافه: هسته نمای اسم در فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علم زبان سال هشتم پاییز و زمستان ۱۴۰۰ شماره ۱۴
53 - 87
حوزههای تخصصی:
کسره اضافه همواره از عناصر دستوری مورد توجّه دستوریان و زبانشناسان بوده است و نظرات گوناگونی در خصوص ماهیّت و توزیع آن در ساختار گروه اسمی زبان فارسی و برخی دیگر از شاخه های زبان های ایرانی مطرح شده است. تحلیل های نحوی و صرفی در مورد کسره اضافه به دست داده شده است. پژوهش حاضر می کوشد ضمن گردآوری این نظرات و بررسی منتقدانه آنها نشان دهد تلاش برای تعیین ماهیّت این عنصر تنها یکی از پرسش های اساسی در خصوص این عنصر است که نیاز به پاسخ دارد و علت ظهور و نقش آن در ساخت نیز باید همزمان مدَنظر قرار گیرد. در این پژوهش، کسره اضافه در فارسی دارای نقش هسته نمایی برای عنصر دارای مشخصه اسمی قلمداد شده است. گرایش پرقدرتی در میان زبان های پیش اضافه برای هسته آغازی بودن گروه های اسمی وجود دارد. می توان بر اساس اصول مطرح در برنامه کمینه گرایی، کسره اضافه را تظاهر ساختواژی نشاندارکردن هسته حرکت کرده به جایگاه آغازین در گروه های اسمی به شمار آورد.
دو آجرنبشته نو یافته ایلامی در دشت شوشان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این جستار به بررسی و خوانش دو آجرنبشته ایلامی تازه کشف شده می پردازد که به طور اتفاقی توسط نویسندگان مقاله در بهار 1398 در تپه باستانی ده نو و چغازنبیل کشف شدند و در حال حاضر در انبار پایگاه میراث جهانی شوش نگهداری می شوند. آجر نبشته اولی که به زبان اکدی و خط ایلامی میانه نوشته شده پس از خوانش و بررسی مشخص گردید به «ایگی– هَتِت» پادشاه دوران ایلام میانه (کلاسیک) تعلق دارد و به تمامی مشابه آجرنبشته هایی هست که در تپه ده نو خوزستان یافت شده اند. این آجرنبشته به بازسازی معبد ایزدبانو «مَنزَت» توسط این پادشاه ایلامی اشاره دارد. آجرنبشته دومی که از چغازنبیل به دست آمده و از نظر کتیبه شناسی و سبک شناسی به نظر می رسد مربوط به پادشاهِ نامیِ ایلامی «اونتَش-نَپیریشَ» باشد به خط و زبان ایلامی میانه نگارش شده و در آن به ساخت معبدی بلند اشاره دارد. هر دو آجرنبشته شکسته و به شدت آسیب دیده اند و جز تکه کتیبه های ناقص به شمار می آیند.
بررسی نظام مطابقه در بَنافی، پاپونی، دو سیرانی، ریچی،سُمغانی، گُرگَنائی، مُسقانی و نودانی بر پایه الگوهای کامری (1978)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر، شناسایی و مقایسه نوع نظام مطابقه احتمالی در گویش های بَنافی، پاپونی، دوسیرانی، ریچی، سُمغانی، گُرگَنائی، مُسقانی و نودانی است. این بررسی، به لحاظ رده شناختی، در چارچوب الگوهای کامری (1978)، برای بازنمایی فاعل فعل لازم، فاعل فعل متعدی و مفعول فعل متعدی در بند های لازم و متعدی صورت می گیرد. الگو های مورد نظر عبارتند از: (الف) خنثی، (ب) فاعلی-مفعولی، (ج) کُنایی-مطلق، (د) سه بخشی و رده (ه) که کامری نامی برای آن پیشنهاد نکرده است، یعنی، رده غیرفاعلی-غیرفاعلی (دبیرمقدم، 2012). این پژوهش از نوع توصیفی-تحلیلی است و پیکره مورد استفاده در آن برگرفته از دفتر دوم گنجینه گویش شناسی فارس (سلامی، 1384) و دو اثر دیگر در گویش پاپونی می باشد. یافته های این پژوهش گویای آن است که از میان گویش های مورد مطالعه، فقط گویش ریچی مطابقه یک دست فاعلی-مفعولی دارد. سایر گویش های این پژوهش، مطابقه دوگانه دارند. یعنی، (1) مطابقه «فاعلی-مفعولی» در فعل های لازم، فارغ از هر زمانی و فعل های متعدی در ساخت های زمان حال و (2) مطابقه «غیرفاعلی-مفعولی» در بندهای متعدی مشتق از ساخت های گذشته. علی رغم این که مطابقه غیرفاعلی-مفعولی در زبان های ایرانی به رده های سه بخشی، کُنایی-مطلق و غیرفاعلی-غیرفاعلی دسته بندی می شود، بر پایه داده های زبانی حاضر، مطابقه غیرفاعلی-مفعولی در گویش های مورد بررسی غالباً سه بخشی است. در میان این گویش ها، بَنافی بیش تر از سایر گویش ها، ویژگی های نظام غیرفاعلی-مفعولی خود را از دست داده است و این تغییر در هم سوئی بیش تر با نظام فاعلی- مفعولی می باشد.