در پژوهش های پیشین، روش های متفاوتی برای تخمین اقلام تعهدی (غیرعادی) پیشنهاد شده است. هر کدام از این روش ها دارای مزایا و ومعایبی می باشند. در این پژوهش، سه الگوی جونز تعدیل شده (MJ)، جونز تعدیل شده با بازده دارایی ها (MJROA) و جونز تعدیل شده با جریان های نقد عملیاتی (MJOCF) در نمونه 80 شرکت پذیرفته شده در بورس و اوراق بهادار تهران مورد مقایسه قرار گرفته است. علاوه براین، به منظور تبیین توانایی آن ها نابهنجاری اقلام تعهدی به کمک دو الگوی جونز تعدیل شده و جریان های نقد عملیاتی (OCF) و جونز تعدیل شده و نرخ بازده دارایی ها (ROA) مورد آزمون قرار گرفته است. نتایج پژوهش بیانگر برتری الگوی جونز تعدیل شده و جریان های نقد عملیاتی (OCF) نسبت به دو الگوی دیگر در تخمین اقلام تعهدی مذکور می باشد. علاوه بر آن، استفاده از اقلام تعهدی تخمین زده شده به کمک الگوی جونز تعدیل شده وجریان های نقد عملیاتی، نابهنجاری کمتری را نسبت به الگوی جونز تعدیل شده و نرخ بازده دارایی ها نشان می دهد.
تجدید ارائه صورتهای مالی به طور ضمنی حاوی این پیام است که صورتهای مالی دوره گذشته از ویژگی کیفی قابلیت اتکا برخوردار نبوده اند و از این رو این امکان وجود دارد تصمیماتی که بر اساس این اطلاعات اتخاذ شده اند غلط باشند. تحققات گذشته نشان می دهد تجدید ارائه سرفصل های اصلی صورت سود و زیان از اهمیت بیشتری در بین سایر سرفصل صورهای مالی اساسی برخوردار است. بنابراین هدف از این پژوهش بررسی این تجدید ارائه سرفصل های اصلی صورت سود و زیان بر ارزش شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. به این منظور، 90 شرکت پذیرفته در بورس اوراق بهادار تهران، طی دوره زمانی 1383-1391 مورد بررسی قرار گرفته اند است. روش آماری مورد استفاده، رگرسیون چند متغیره و ازمون t می باشد. نتایج حاصل از آزمون این فرضیات نشان می دهد بین ارزش شرکت و تجدید ارائه سرفصل های اصلی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران رابطه غیرمستقیم معناداری وجود دارد.
هدف این تحقیق آزمون ارتباط ارزشی متغیرهای حسابداری به منظور تشریح روند تدریجی قیمت سهام در مراحل چرخه عمر شرکت است. به طور مشخص، تأثیر جریان های نقدی عملیاتی هر سهم و ارزش دفتری هر سهم بر روند تدریجی قیمت سهام با در نظر گرفتن ویژگی های مشترک شرکت از قبیل اندازه شرکت، سود تقسیمی، بازده دارایی ها و سرعت گردش دارایی ها مورد تحلیل قرار داده شده است. مدلی که در این تحقیق مورد استفاده قرار گرفته، مدل بیز سلسله مراتبی است. جامعه آماری، شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در طی سالهای 1381- 1387 است. نتایج تجربی به دست آمده نشان می دهد که در بررسی ارتباط ارزشی متغیرهای حسابداری، ارزش دفتری هر سهم نسبت به جریان نقدی عملیاتی هر سهم ارزش مربوط تری دارد. همچنین بازده شرکت و سرعت گردش دارایی ها نسبت به سایر ویژگی ها از بیشترین اثر بر متغیرهای حسابداری در تشریح روند تدریجی قیمت سهام برخوردار است. در مرحله رشد و افول، ارزش دفتری هر سهم و جریان نقدی عملیاتی هر سهم ارتباط ارزشی یکسانی را نشان می دهند. برای مرحله بلوغ چرخه عمر، ارزش دفتری هر سهم نسبت به جریان نقدی عملیاتی هر سهم ارزش مربوط تری را ارائه می کند. این نتیجه نشان دهنده روند قوسی متغیرهای حسابداری در مراحل چرخه عمر است.
تحقیق حاضر به بررسی تأثیر چرخش مؤسسات حساب رسی و شریک مؤسسه ی حساب رسی بر کیفیت حساب رسی می پردازد. در این تحقیق به منظور تعیین کیفیت حساب رسی از معیار اقلام تعهدی اختیاری استفاده شده است. برای آزمون فرضیه های پژوهش از مدل رگرسیون خطی استفاده شده است. نتایج این پژوهش نشان می دهد که اگر اقلام تعهدی اختیاری به عنوان معیار کیفیت حساب رسی در نظر گرفته شود، چرخش مؤسسات حساب رسی بر کیفیت حساب رسی تأثیری ندارد؛ اما چرخش شریک مؤسسه ی حساب رسی باعث افزایش کیفیت حساب رسی می شود. هم چنین یافته های تحقیق حاکی از آن است که چرخش مؤسسات حساب رسی بر تعدیلات سنواتی تأثیری ندارد و چرخش شریک مؤسسه ی حساب رسی باعث کاهش تعدیلات سنواتی می شود.
غلبه کاپیتالیسم بازار بر جهان، از یک سو سلطه نظام های بزرگ اقتصادی را بر زندگی فردی و اجتماعی افراد بیشتر نموده است و از دیگر سو موجب شده است که قدرت های اقتصادی نه تنها پاسخ گویی به کشور و انتخاب کنندگان خود نداشته بلکه در عوض ملل و جوامع به آن ها پاسخ گو باشند. پاسخ گویی موضوع اقتصاد را قابل سؤال می کند. به این مفهوم که فرد متعهد است از طریق حساب دهی منطق عملش را برای دیگران نمایش دهد. با این حال تئوری اقتصاد، با تاکید صرف بر منفعت خود، دنیایی را ایجاد نموده است که دیگر گرایی در آن محو شده است . تکای حسابداری مدرن، بر اقتصاد نئوکلاسیک ریشه های پاسخ گویی را در آن قطع نموده است و تعهد حسابداری را از سطح حساب دهی به جامعه، به سطح حساب دهی به منافع شخصی واحد اقتصادی تقلیل داده است. بنابراین خود گرایی در تئوری اقتصاد، هم پاسخ گویی را مخدوش نموده و هم وظیفه اخلاقی دانش حسابداری در ارایه هر چه بهتر حساب دهی را ناکارآمد کرده است. چنانچه بخواهیم واحدهای اقتصادی را نسبت به اهداف جامعه انسانی و محیطی پاسخ گو نگه داریم، باید این هدف را از منفعت طلبی شخصی جدا کنیم. این مستلزم یک امر اخلاقی است که بتوان پاسخگویی و حساب دهی را اصلاح نموده و از تقلیل آن به سطح موضوعات اقتصادی جلوگیری کرد. نوشتار حاضر ضمن بررسی و تبیین ادعاهای مذکور، با بهره گیری از مبانی فلسفی-اخلاقی امانوئل لوین به چگونگی اصلاح چنین نابسامانی هایی می پردازد.
اتمام دوران تئوری علمی عمومی همزمان با آغاز دوران تئوری هنجاری در سال 1956 بود، این تئوری با اعمال دستوراتش بیش از یک دهه و نیم نتوانست به عنوان یک پارادایم مسلط باقی بماند و به نحوی خود زمینهساز دوران دیگری از تئوریهای حسابداری شد. دوران هنجاریها در دههی 1970 به اتمام رسید و دوران تئوری علمی خاص یا دوران تئوری اثباتی آغاز گردید. در این مقاله تئوریهای حسابداری اثباتی در دو مقوله مورد بحث و بررسی قرار میگیرند؛ نخست تحقیقهای درون حسابداری و رفتار بازار سرمایه و سپس در جستجوی توضیح و پیشبینی برای عملکرد حسابداری موسسهها خواهد بود. انتقادهای وارد شده بر تئوری حسابداری اثباتی در انتها بیان شده است
تحقیق حاضر تلاش دارد تا با تبیین مفهوم جدیدی از درماندگی مالی، بین مفاهیم درماندگی مالی و ورشکستگی تمییز قایل شده و با استفاده از ترکیبات اجزای جریان نقد به پیش بینی درماندگی مالی بپردازد. برخلاف مطالعات قبلی که همگی از ماده 141 قانون تجارت برای تفکیک شرکتها استفاده کرده اند در این تحقیق، از نشانه های مالی جدیدی برای شناسایی شرکت های درمانده استفاده شده است. در تحقیق حاضر، پیش بینی درماندگی مالی از طریق در نظر گرفتن هشداری انجام می پذیرد که علامت مثبت یا منفی خالص جریان نقد عملیاتی، سرمایه گذاری و تأمین مالی صورت جریان نقد، درباره ی وضعیت مالی آتی شرکت ها می دهد. بدین منظور از رگرسیون لجستیک باینری، برای 59 شرکت درمانده و 59 شرکت غیر درمانده با داده های زمانی 1380 تا 1389 استفاده شده است. نتایج تحقیق نشان دهنده ی مفید بودن برخی از ترکیبات جریانات نقد در ارزیابی عملکرد شرکت و پیش بینی درماندگی مالی است.
شرکتها معمولاً باید اثرات اصلاح اشتباه بااهمیت دوره های گذشته و یا تغییر رویه های حسابداری را در قالب تعدیلات سنواتی گزارش و پی آن صورتهای مالی مقایسه ای را تجدید ارائه کنند. وجود تعدیلات سنواتی و متعاقب آن تجدید ارائه صورتهای مالی بر مربوط بودن و قابلیت اتکای اطلاعات مالی اثر منفی دارد. با این حال، طی سالهای اخیر تعدیلات سنواتی در شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران رواج زیادی داشته است. در این مقاله، با توجه به مطالعات انجام شده در سطح بین الملل و ایران، علل تعدیلات سنواتی و واکنش بازار سرمایه نسبت به تعدیلات سنواتی به صورت تئوری بیان شده است. همچنین با ارائه آمار و ارقام واقعی برخی از شرکتهای بورسی، نوع تعدیلات سنواتی آنها مورد تحلیل و تفسیر قرار گرفته شد. بدین منظور، تعداد 256 مشاهده طی سالهای 1388 الی 1390 به عنوان نمونه استخراج گردید. نتایج بررسی تحلیلی نشان داد که بیشتر تعدیلات سنواتی از نوع انتقال زیان و اصلاح اشتباهات بااهمیت منفی می باشد. به طوری که به طور متوسط تعدیلات سنواتی از نوع انتقال هزینه در این شرکتها تقریباً 7% فروش خالص و 48% قدر مطلق سود (زیان) دوره بوده است. همچنین به طور متوسط تعدیلات سنواتی از نوع اصلاح اشتباه با اهمیت منفی 5/3% فروش خالص و 63% قدر مطلق سود (زیان) دوره آنها بوده است.