شفافیت، هسته مرکزی گزارشگری مالی مدرن است که به استفاده کنندگان در شناخت واحد تجاری کمک می کند. با وجود اهمیت این مفهوم، تعریف جامعی از آن ارائه نشده است. روش های متعددی نیز برای اندازه گیری شفافیت اطلاعاتی مورد استفاده قرار گرفته است که به نتایج، توجیهات و پیامدهای متفاوتی منجر شده است. در این پژوهش، با بررسی مبانی نظری و پیشینه تحقیقات و نیز مدنظر قرار دادن ویژگی های محیطی ایران، مدلی جامع تر جهت ارزیابی میزان شفافیت شرکت ها و کیفیت افشای آن ها پیشنهاد گردید؛ مدل پیشنهادی یاد شده مبتنی بر مدل شفافیت گزارشگری مالی بوشمن و همکاران (2004) است. به منظور سنجش اعتبار مدل یاد شده، پرسشنامه ای طراحی گردید؛ جهت غربال و تائید نهائی شاخص ها از دیدگاه خبرگان دانشگاهی و حرفه ای، از تکنیک دلفی فازی استفاده شده است. بر مبنای آزمون انجام شده، تمامی معیارهای مدل مورد تایید خبرگان قرار گرفتند. همچنین به منظور سنجش روابط متغیرهای پنهان با گویه های سنجش آن ها از تحلیل عاملی تائیدی استفاده شد؛ نتایج موید این واقعیت است که مدل ساختاری مشاهده شده از برازش مطلوبی برخوردار است. به علاوه بررسی های بیشتر نشان داد که از دیدگاه خبرگان، شکاف بین وضعیت موجود و مطلوب در زمینه هریک از ابعاد موثر بر شفافیت اطلاعاتی در سطح شرکت، از لحاظ آماری معنادار و بااهمیت است.
هدف این پژوهش، بررسی ارتباط تغییرات دارایی های نامشهود در تغییرات سودآوری و ارزش شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. این پژوهش، کاربردی بوده، طرح آن از نوع شبه تجربی و با استفاده از رویکرد پس آزمون می باشد. داده ها از روش کتابخانه ای و با استفاده از کتب، مجلات و سایت های مرتبط، داده های مالی با استفاده از نرم افزارهای تدبیرپرداز نسخه 2، دنا سهم و صحرا برای سال های 1380 تا 1389 گردآوری شده است. در این پژوهش جهت تجزیه و تحلیل داده ها روش «داده های ترکیبی» (داده های پنل) توسط نرم افزار EViews نسخه 7، به منظور تعیین مدل تخمین مناسب از آزمون های هاسمن و چاو برای کلیه متغیرهای وابسته پژوهش بهره گرفته شد. همچنین، برای بررسی پایایی متغیرها نیز از آزمون های ریشه واحد از نوع آزمون های لوین، لین و چو؛ ایم، پسران و شین و آزمون فلیپس- پرون استفاده شد. علاوه بر آن، به منظور بررسی نرمال بودن داده ها از آزمون کولموگوروف- اسمیرنوف (KS)، و جهت بررسی فرضیه های پژوهش از تحلیل همبستگی پیرسون با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 16، رگرسیون چندگانه و آزمون فریدمن، در سطح خطای 5 درصد استفاده شده است. همچنین برای کنترل نبود خودهمبستگی، آماره دوربین- واتسون (DW) به کار گرفته شد. نتایج نشان داد بین تغییرات دارایی های نامشهود و تغییرات سود کوتاه مدت و بلندمدت، بازده دارایی ها و تغییرات ارزش شرکت رابطه معنادار وجود ندارد. همچنین، تغییرات حساب های دریافتنی و هزینه های اداری و فروش، این روابط را تقویت نمی کنند. افزون بر این، طی دوره زمانی پژوهش، اهمیت دارایی های نامشهود نسبت به ارزش بازار، به طور معنادار افزایش یافته است.
با به وجود آمدن رایانه، بسیاری از ابعاد زندگی انسان دچار تحول و دگرگونی شده است. کاربرد رایانه در بسیاری از علوم و دانش ها روز به روز گسترش یافته و حسابداری نیز از این تغییرات بی نصیب نمانده است. از این میان سیستم های اطلاعاتی حسابداری، به دلیل تعامل مستقیم و پیوستگی اش با رایانه دارای جایگاه ویژه ای است. با پیشرفت در تکنولوژی های اطلاعاتی و ارتباطی، داده های معاملات به شکل الکترونیکی ضبط می شود و اهمیت سیستم های اطلاعاتی حسابداری روز به روز افزایش پیدا می کند. همچنین تئوری های سازمانی که انسان ها و روابط ما بین آن ها را مدنظر قرار می دهد، در این چند دهه دچار تغییرات شگرفی شده است. تا آن جا که نرم افزارهای خاصی برای بررسی روابط اشخاص با یکدیگر و نقش آن ها در درون سازمان نیز به وجود آمده است. با توجه به این که پژوهش های حسابداری در زمینه سیستم های اطلاعاتی حسابداری و نقش افراد درون سازمان در داخل ایران جایگاه شایسته خود را به دست نیاورده است، این پژوهش به دنبال معرفی فرصت های موجود برای پژوهش در زمینه سیستم های اطلاعاتی حسابداری و نقش افراد در درون آن با استفاده از تحلیل شبکه های اجتماعی است.
چکیده با توجه به اینکه بازار دارایی های سرمایه ای در جهت ارتقای نظام اقتصادی کشورها از اهمیت فوق العادهای برخوردار است، شناسایی عوامل موثر بر رفتار خرید این گونه دارایی ها، می تواند نقطه آغازی در جلب مشارکت عمومی در این فعالیت جهادی به حساب آید. در این میان خریداران حقیقی و جذب وفاداری آنها به دارایی های سرمایه ای به دلیل اثر گذاری بر متغیر های اقتصادی همچون نرخ سرمایه گذاری، حجم نقدینگی موجود در جامعه و نرخ تورم از اهمیت زیادی برخوردارند. بنابراین سیاست گذاران مالی و اقتصادی برای جذب وفاداری این قشر به بازار دارایی های سرمایه ای وکمک به آنان برای اتخاذ تصمیمات درست خرید در این بازار، بایستی شناخت کافی از رفتار خرید آنها داشته باشند. این پژوهش به دنبال پاسخی برای این سوال است که سرمایه گذاران فردی بورس اوراق بهادار منطقه ای اصفهان در زمینه خرید دارایی های سرمایه ای (به طور خاص اوراق بهادار) چگونه تصمیم گیری می کنند و چه عواملی بر فرایند تصمیم گیری آنها اثرگذار است. در نتایج حاصل از این پژوهش، تاثیر آمادگی پذیرش تجربیات جدید و کارایی اطلاعاتی درک شده شرکتهای عضوبورس بر متغیر سیاست حداکثر بازده، تاثیر اهمیت دارایی های سرمایه ای در اقتصاد خانواده و کارایی اطلاعاتی درک شده شرکتهای عضوبورس بر درجه تکنیکی بودن تحلیل های خرید، تاثیر ریسک اقتصادی درک شده بر تنوع معیارهای ارزیابی عملکرد و تاثیر آمادگی پذیرش تجربیات جدید و کارایی اطلاعاتی درک شده شرکتهای عضوبورس بر درک سرمایه گذاران از عملکرد خود در سطح معناداری 05/0 تایید و بقیه فرضیه ها رد شده اند.
ارزیابی عملکرد بنگاه های اقتصادی به منظور اطمینان از تخصیص بهینه منابع محدود امری مهم و حیاتی به شمار میآید و در صورتیکه از معیارهای مناسب برای اندازه گیری عملکرد و ارزش سهام شرکت استفاده نشود، ارزش شرکت به سمت ارزش واقعی آن سوق پیدا نمیکند و تخصیص سرمایه به درستی صورت نمیگیرد. این موضوع در شرایط تورمی از حساسیت بیشتری برخوردار است. هدف این پژوهش بررسی انحراف های تورمی ارزش افزوده اقتصادی (EVA) به عنوان یک معیار ارزیابی شرکت و ارایه مدل های تعدیل شده، مقایسه EVA تعدیل نشده باEVA تعدیل شده و اجزای آن ها و بررسی تأثیر نرخ تورم و خصوصیات مالی شرکت ها در اثر خالص انحراف های تورمی ارزش افزوده اقتصادی است. نتایج پژوهش که با استفاده از آزمون مقایسه زوجی و مدل رگرسیون تلفیقی تخمین زده شد نشان میدهد، EVA تعدیل نشده و اجزاء آن اختلاف معناداری با EVA تعدیل شده و اجزاء آن دارد و دلیلی ندارد، فرض کنیم انحراف های رو به بالا و پایین EVA یکدیگر را خنثی میکنند. همچنین بررسیها نشان میدهد، سطح این انحراف ها عمدتاً به درجه اهرم (نسبت خالص بدهیهای اسمی) ونسبت داراییهای واقعی (نسبت داراییهای ثابت) و نرخ تورم بستگی دارد.
هدف این پژوهش بررسی عملکرد و رتبه بندی مدلهای GARCH چند متغیره در برآورد ارزش در معرض خطر می باشد. برای این منظور سه پرتفوی با ابعاد کوچک، متوسط و بزرگ و تلاطم های مختلف متشکل از بازده شاخص صنایع بورس اوراق بهادار تهران طی دوره 06 /01/1390 تا 29 /07/ 1393 انتخاب گردید، تا شرایط متفاوت مجموعه دارایی، منجر به انتخاب بهترین مدل گردد. با توجه به چالش برآورد ارزش در معرض خطر در برآورد ماتریس واریانس-کوواریانس در ابعاد بالا به دلیل ایجاد پارامترهای تصادفی و نامشخص، در این پژوهش مدلسازی پویای مشترک دارایی ها با استفاده از رویکرد درستنمایی مرکب مورد توجه قرار گرفت. پس از بررسی کفایت آماری مدل ها، با اتکا به آزمون شنر برای نتیجه گیری نهایی که به تخصیص بیش از حد منابع به منظور پوشش ریسک علاوه بر شکاف و توالی تخطی ها توجه دارد، می توان گفت مدل هایی که همبستگی را در نظر می گیرند بویژه مدل های همبستگی پویا، عملکرد خوبی داشته و بطور منسجم در ابعاد مختلف پرتفوی و سطوح متفاوت خطای آماری عمل می نمایند. در اکثرموارد، مدل های همبستگی پویا با برآورد راستنمایی مرکب در رتبه نخست، نسبت به سایر مدل ها قراردارند. همچنین درنظر گرفتن اثر شوک های نامتقارن تا حدودی به بهبود نتایج در برآورد ارزش در معرض خطر کمک مینماید. از طرفی شرایط متفاوت داده ها با ابعاد مختلف و انتخاب نمونه نیز می تواند در رتبه بندی مدل ها تا حدی اثرگذار باشد. بعلاوه با کاهش سطح خطای آماری از 0.05 به 0.01 عملکرد توزیع تی در مقایسه با توزیع نرمال بدتر می شود.
در مقاله حاضر در قالب طرح شبه آزمایشی بین گروهی، تغییر عملکرد 18 شرکت واگذار شده ازسوی سازمان صنایع ملی ایران به مدیران در سال 1373( گروه آزمایش) با تغییر عملکرد شرکتهای مشابه واگذار شده ازطرف سازمان مذکور در همان سال به غیر مدیران (گروه کنترل) نسبت به قبل از واگذاری، مورد مقایسه قرار می گیرد. نوع واگذاری به عنوان متغیر مستقل (متغیر صفر و یک) و تغییر عملکرد (میانگین درصد تغییرات شاخص های حسابداری عملکرد) به عنوان متغیر وابسته در نظر گرفته شده است. میانگین درصد تغییرات 21 متغیر حسابداری در سال های اول و دوم پس از واگذاری، نسبت به آخرین سال قبل از واگذاری شرکت های گروه آزمایش و گروه کنترل محاسبه و مورد مقایسه قرار گرفته است. نتایج بررسی ها نشان می دهد که عملکرد شرکت های واگذار شده به مدیران، پس از واگذاری، بهبود قابل ملاحظه ای یافته است. اگرچه شرکتهای واگذار شده به غیر مدیران نیز شاهد تغییرات مساعد در شاخص های حسابداری عملکرد بوده اند، ولی بهبود این شاخص ها در شرکت های واگذار شده به مدیران بیشتر بوده است. این امر نشان می دهد که واگذاری به مدیران همراه با خلق ارزش بوده است. البته، آزمون آماری به کار گرفته شده (روش آنالیز واریانس چند متغیره بر مبنای تابع توزیع نمونه ای هتلینگ تی 2: Hotelling’s T2) نشان می دهد که اختلاف میانگین های درصد تغییر شاخص های حسابداری عملکرد در دو گروه شرکت ها، آن قدر قابل ملاحظه و معنی دار نیست که نتایج تحقیق به کلیه شرکت های دولتی قابل واگذاری به مدیران قابل تعمیم باشد.
این پژوهش در مورد دستیابی به پیش بینی سودآوری آینده (شاخصی از عملکرد آینده) شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران با کاربست شبکه های عصبی مصنوعی است. نمونه های مورد استفاده ما در این پژوهش 90 شرکت از مجموعه مورد اشاره فوق در بین سال های 1380 تا 1386 (720 شرکت - سال) میباشد و با توجه به چارچوب مقاله این تعداد به 630 شرکت - سال کاهش یافت. این شرکتها به دو مجموعه نمونه آموزشی شامل 540 شرکت – سال ابتدایی (شرکت – سالهای 80 تا 85) و برای ارزیابی اعتبار الگوی آموزش دیده، نمونه آزمایشی متشکل از 90 شرکت – سال انتهایی (شرکت – سال 86)، تفکیک شدند.
برای انجام پیش بینی سودآوری آینده شرکتها در ابتدا نیازمند تعیین متغیرهای پیش بینی کننده ای بود که برای این منظور از متغیرهایی که طی پژوهش های پیشین برای پیش بینی موفقیت یا عدم موفقیت شرکتها به کار رفته بودند، استفاده شده است. در مرحله بعد با برگزاری آزمون های آماری مناسب متغیرهای معنادار در پیش بینی سودآوری آینده تعیین شد. در نهایت تعداد 9 متغیر با استفاده از تکنیک تحلیل گام به گام انتخاب شد. نتایج این مطالعه نشان داد که به کارگیری شبکه های عصبی و 9 متغیر انتخاب شده، 99 درصد الگوبرداری صحیح در پیش بینی سودآوری شرکتها توسط گروه آموزشی را به دست می دهد و کاربست این الگو در گروه آزمایشی، 86 درصد صحت پیش بینیها در طبقات سودآور و زیان آور آینده را رقم می زند.
تحقیق حاضر با داده های 226 شرکت پذیرفته شده در بورس سهام تهران در فاصله زمانی 1370 تا 1383 و تحلیل های رگرسیونی و پانل به بررسی شکل تبعی رابطه سود و قیمت سهم با تکیه بر رویکرد اختیار می پردازد. با استفاده از سود بعد از مالیات و ارزش دفتری در ابتدای دوره، که هر دو مبنای هر سهم اندازه گیری و با شاخص عمومی بهای کالاها و خدمات مصرفی در مناطق شهری ایران تورم زدایی شده اند، این تحقیق شواهدی درباره تقعر رابطه بین قیمت سهم و سود فراهم می کند. تحقیق حاضر تونسته است با نشان دادن تقعر رابطه سود و قیمت سهم، شواهد بیشتری برای درستی رویکرد اختیار در ارزشیابی حق مالکانه فراهم کند و از این رو در ادبیات پژوهشی حسابداری مشارکت می کند
در دو دهه اخیرناهنجاری هایبازارسرمایه، از جمله روند حرکت قیمت سهام و به کارگیریاستراتژیمومنتومکهبرای کسب بازدهی مازاد بر بازده بازاربهکارمی رود؛ توجه زیادی را به خود جلب کرده است.دراین استراتژیبازدهیاضافیباخریدسهامبرندهگذشتهوفروشسهامبازندهگذشتهقابلدستیابیاست.این پژوهشبهبررسیسودآوریاستراتژیمومنتومدربورساوراقبهادار تهران پرداخته است. در این پژوهش بازدهی مازاد بر ریسک استراتژی مومنتوم یک ماهه تا 12 ماهه با استفاده از مدل سه عاملی فاما و فرنچ(1993) آزمون شده است. نمونه مورد بررسی شامل 128 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی دوره زمانی سال های 1383 تا 1389 است. نتایج این پژوهش نشان می دهد با وجود اینکه پرتفوبندی بر اساس مومنتوم 9 و 10 ماهه بازدهی مثبت و معنی داری ایجاد می کند اما به کارگیری استراتژی مومنتوم در دوره زمانی مورد بررسی بازده مازاد بر ریسک(بازده غیرعادی) ایجاد نکرده است. به عبارت دیگر سودهای ناشی از به کارگیری استراتژی مومنتوم به علت پذیرش ریسک بیشتر است
وجود اطلاعات مالی در خور اعتماد، لازمه بقای جامعه امروزی است و تصمیم گیریهای اقتصادی به اطلاعات قابل اعتماد و اتکا نیاز دارد و نقش حسابرس، اعتبار دهی به صورتهای مالی است که باعث حصول اطمینان از مطلوبیت در ارائه قابلیت اعتماد صورتهای مالی می شود. هدف اصلی تحقیق حاضر، بررسی و نتیجه گیری از فعالیتهای حرفه حسابرسی در ایران در اعتباردهی به صورتهای مالی می باشد و در این راستا، انعکاس آن بر رفتار گروهی سهامداران بررسی شده است.....
هدف این پژوهش افزایش بازده سرمایه گذاری با ارائه مدل هایی مبتنی بر هوش مصنوعی است. سرمایه گذاری در بازارهای مالی را می توان در بعدهای کوتاه مدت (روزانه) و میان مدت (ماهانه) بررسی کرد. در بعد کوتاه مدت داده های روزانه بازارهای بورس اوراق بهادار تهران، ارز و سکه بهار آزادی از ابتدای سال 1389 تا پایان شهریور ماه 1391 استخراج شده و به عنوان ورودی به شبکه های عصبی (ANN) و مدل برنامه نویسی ژنی (GP) وارد شدند تا با استفاده از آنها قیمت روز آتی این بازارها پیش بینی شود. همچنین در بعد میان مدت بازده و ریسک ماهانه 20 شرکت فعالتر بورس و ریسک ماهانه بازار ارز و سکه بهار آزادی و سپرده بانکی به وسیله الگوریتم ژنی مورد استفاده قرار گرفت تا سبدهای سرمایه گذاری بهینه به سرمایه گذاران ارائه کند. نتایج حاصل از اجرای مدل ها بیانگر کارایی هر دو روش شبکه های عصبی مصنوعی و برنامه نویسی ژنی در پیش بینی کوتاه مدت بازارهای مالی است، در حالیکه شبکه های عصبی مصنوعی کارایی بهتری از خود بروز می دهند. همچنین کارایی الگوریتم ژنی در بهبود بازده و ریسک سرمایه گذاری از طریق شناسایی سبدهای بهینه سرمایه گذاری نیز به اثبات رسید.