هدف این پژوهش بررسی تاثیر ویژگی های هیئت مدیره با تاکید بر معیارهای مبتنی بر خلق ارزش جهت سرمایه گذاران در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادر تهران است. در این پژوهش برای سنجش ویژگی های هیئت مدیره از معیارهای مالکیت هیئت مدیره، استقلال هیئت مدیره و اندازه هیئت مدیره استفاده شد. پژوهش از لحاظ طبقه بندی بر مبنای هدف از نوع کاربردی است و روش پژوهش از نوع کمی می باشد. به منظور بررسی فرضیات تحقیق از صورت های مالی حسابرسی شده شرکت ها و گزارش تغییرات 148 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در طی دوره زمانی 1391 تا 1398 استفاده شد و داده های مورد نیاز استخراج شد و با بهره گیری از روش تجزیه و تحلیل رگرسیون چند متغیره و استفاده از آزمون F لیمر، هاسمن، بروش-گادفری و بروش-پاگن به کمک نرم افزار R مورد بررسی قرار گرفت. نتایج آزمون فرضیه ها نشان داد که بین ویژگی های هیئت مدیره که با استفاده از معیارهای مالکیت هیئت مدیره، استقلال هیئت مدیره و اندازه هیئت مدیره مورد ارزیابی قرار گرفت با عملکرد مالی شرکت ها که با استفاده از معیارهای مبتنی بر خلق ارزش بررسی شد رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. در نتیجه، علیرغم تاثیر قابل توجه ویژگی های هیئت مدیره بر عملکرد شرکت ها، لزوم توجه به ویژگی های هیئت مدیره از اهمیت بالایی برخوردار است. بنابر این باتوجه به یافته های پژوهش اهمیت نظارت موثرتر هیئت مدیره بر فعالیت مدیران تایید می شود و در نتیجه باید بر معیارهای مالکیت هیئت مدیره، استقلال هیئت مدیره و اندازه هیئت مدیره که می تواند عملکرد شرکت ها را بهبود بخشد و باعث افزایش کارایی و اثربخشی تصمیمات هیئت مدیره در شرکت شود و بر ارزش شرکت بیافزاید و برای سرمایه گذاران خلق ارزش نماید، توجه نمود.
هدف این تحقیق بررسی ارتباط بین پذیرش صاحبکارجدید، کیفیت حسابرسی و تخصص حسابرس در صنعت در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. به منظور نیل به این هدف 984 سال-شرکت (123 شرکت برای هشت سال) مشاهده جمع آوری شده از گزارشات مالی سالیانه شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در طی دوره زمانی 1388 تا 1395 مورد آزمون قرار گرفته اند. یافته های تحقیق نشان داد بین پذیرش صاحبکار جدید و کیفیت حسابرسی ارتباط مثبت وجود دارد این موضوع نشان دهنده این است، در صورت پذیرش صاحبکار جدید، کیفیت حسابرسی افزایش می یابد. همچنین پذیرش صاحبکار جدید با تخصص حسابرس در صنعت رابطه مثبت و معناداری دارد.
هیات مدیره به عنوان یکی از مهمترین ابعاد موثر راهبری شرکتی، بدلیل دارا بودن مکانیسم کلیدی برای کاهش تعارض بین سهامداران و مدیران، به عنوان ابزاری جهت جلوگیری از تعارض منافع بین بانک و تنظیم کننده قوانین در نظر گرفته می شود. هدف مطالعه حاضر بررسی تاثیر ویژگی های کمیته حسابرسی بر عملکرد بانک ها می باشد. جامعه آماری پژوهش، بانک های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران بوده که در دوره زمانی 7 ساله بین سال های 1394 الی 1400 مورد بررسی قرار گرفتند. چهار متغیر وابسته در پژوهش حاضر جهت سنجش عملکرد بانک مورد استفاده قرار گرفت. نتایج حاصل از آزمون فرضیه های پژوهش نشان داد که بین تخصص مالی کمیته حسابرسی و بازده دارایی ها تاثیر مثبت و معنی داری وجود دارد اما استقلال، اندازه و نسبت حضور زنان در کمیته حسابرسی، تاثیر معنی داری بر بازده دارایی ها ندارد. نهایتا بیشترین تاثیر متغیرهای مستقل بر نسبت سود عملیاتی بانک ها بوده است.
هدف این مقاله، بررسی ارتباط ارزشی افزایشی و نسبی اطلاعات حسابداری در طول تغییر دولت های دهم و یازدهم است. برای این منظور از سه متغیر ارزش دفتری، سود هر سهم و جریان وجوه نقد عملیاتی به عنوان متغیرهای مستقل و ارزش بازار به عنوان متغیر وابسته استفاده شده است. در این پژوهش تعداد 135 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران از سال 1388 تا سال 1395 در طول دولت دهم و یازدهم به صورت سالانه مورد بررسی قرار گرفته و از روش رگرسیون خطی و چند متغیره پنلی استفاده شد.
نتایج حاصل از این تحقیق نشان داده که در طول دولت یازدهم بین ارزش بازار از یک سو و ارزش دفتری، سود هر سهم و جریان وجوه نقد عملیاتی از سوی دیگر، ارتباط مثبت و معناداری وجود دارد. لیکن در طول دولت دهم ارتباط مثبت و معنادار سود هر سهم و ارزش بازار با ورود همزمان متغیرهای مستقل در مدل رگرسیونی وجود ندارد. یافته ها نشان می دهد که ارتباط ارزشی جریان وجوه نقد عملیاتی در هر دو دوره بیش از ارزش دفتری و سود هر سهم است.
هدف این پژوهش بررسی تاثیر ابعاد حرفه ای گری (شامل تعهد خدمت به منافع عمومی و تعهد به اجرای استقلال در کار) بر قضاوت اخلاقی است. بدین منظور تفاوت در دیدگاه حسابرسان و دانشجویان تحصیلات تکمیلی رشته حسابداری مورد بررسی قرار گرفته است. پژوهش حاضر از لحاظ هدف، کاربردی و از منظر روش و ماهیت توصیفی- پیمایشی می باشد. نمونه آماری این پژوهش را 340 نفر حسابرس و دانشجوی تحصیلات تکمیلی حسابرسی تشکیل می دهد. روش گردآوری داده ها نیز پرسشنامه می باشد. یافته ها نشان می دهد که تعهد خدمت به منافع عمومی بین دانشجویان و حسابرسان تفاوت معناداری ندارد؛ تعهد خدمت به منافع عمومی، تعهد به اجرای استقلال در کار و قضاوت اخلاقی بین رده های مختلف حسابرسان تفاوت معناداری ندارد، اما تعهد به اجرای استقلال و قضاوت اخلاقی بین دانشجویان و حسابرسان تفاوت معناداری دارد؛ همچنین ابعاد حرفه ای گری تاثیر منفی معناداری بر قضاوت اخلاقی دارد. یافته های پژوهش علاوه بر توسعه مبانی نظری تحقیقات پیشین، حاوی مفاهیم ارزشمندی برای مراجع حرفه ای و سیاست گذاران تدوین سرفصل های درسی است.
هدف: اغلب پژوهش های کمّی حوزه حق الزحمه حسابرسی در داخل کشور از مشکلات روش شناسی متعددی از جمله سوگیری ناشی از متغیرهای محذوف همبسته رنج می برند. پژوهش حاضر نه تنها سعی کرده است مشکل مذکور را مرتفع نماید، بلکه نقش احتمالی چندین متغیر محیطی مانند تعیین حق الزحمه قبل از شروع کار را آزمون کند. روش: برای نیل به این هدف، 1029 شرکت-سال مشاهده از شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران برای دوره زمانی 7 ساله 1396 - 1390 آزمون شده اند. از دو الگوی حداقل مربعات معمولی و گشتاورهای تعمیم یافته برای تخمین الگو های رگرسیونی، استفاده شده است. یافته ها: یافته های پژوهش حاضر نشان می دهد که حق الزحمه حسابرسی سال قبل رابطه مثبت و معناداری با حق الزحمه حسابرسی سال جاری دارد. ضریب تعیین الگو برای الگوی برآورد الگوی حق الزحمه حسابرسی با داده های سال جاری، بالاتر از برآورد حق الزحمه حسابرسی براساس داده های سال قبل است، ولی این تفاوت از نظر آماری معنادار نیست. مطابق دیدگاه قیمت گذاری دسته ای، حق الزحمه حسابرسی میان دوره ای رابطه منفی و معناداری با حق الزحمه پایان سال دارد . نتیجه گیری: نتایج ارائه شده توسط پژوهش حاضر بیانگر آن است که عوامل مؤثر بر حق الزحمه حسابرسی در بازار حسابرسی ایران، متفاوت از آن چیزی است که پژوهش های قبلی در سطح بین الملل، مستند کرده اند. چنین شواهدی پیشنهاد می کند هم قانون گذاران و هم پژوهشگران در قانون گذاری و مطالعات حق الزحمه حسابرسی، به عوامل محیطی، عنایت بیشتری داشته باشند.
بهزیستی روان شناختی، معرف ابعاد بهداشت روانی مثبت است که موجب افزایش خودکارآمدی می شود و می توان از طریق آن، کارکرد مثبت افراد را اندازه گیری نمود. خودکارآمدی نیز علاوه بر تقویت بهزیستی روان شناختی، می تواند بر رضایت تحصیلی دانشجویان تأثیرگذار باشد. از این رو هدف این پژوه ش، بررسی ت أثیر بهزیستی روان شناختی بر رضایت تحصیلی دانشجویان تحصیلات تکمیلی رشته حسابداری با نقش میانجی خودکارآمدی می باشد. نمونه آماری پژوهش، شامل 497 نفر از دانشجویان تحصیلات تکمیلی رشته حسابداری دانشگاه آزاد اسلامی سراسر کشور در سال 1399 می باشد که با روش نم ونه گ یری غیرتص ادف ی در دسترس انتخ اب ش دند. از ابزار پرس ش نامه اس تاندارد در این پژوه ش اس تفاده شده است. هم چنین، فرضیه های تحقیق از طریق م دل س ازی مع ادلات س اخ تاری با بهره گیری از نرم افزار پی ال اس، مورد آزمون قرار گرف ت. نتایج پژوهش نشان می دهد که بهزیستی روان شناختی بر رضایت تحصیلی و خودکارآمدی دانشجویان تحصیلات تکمیلی رشته حسابداری تأثیر مثبت و مع نا دار دارد. خودکارآمدی نیز، بر رضایت تحصیلی دانشجویان تحصیلات تکمیلی رشته حسابداری تأثیر مثبت و مع نا دار دارد. همچنین، خودکارآمدی نقش میانجی را در رابطه بین بهزیستی روان شناختی و رضایت تحصیلی دانشجویان تحصیلات تکمیلی رشته حسابداری ایفا می کند. نتایج این پژوهش می تواند برای خط مشی گذاران در دانشگاه آزاد اسلامی، در راستای تدوین برنامه های مناسب برای رضایت مندی تحصیلی و طراحی برنامه های کاربردی به منظور به کارگیری اثربخش بهزیستی روان شناختی و باورهای خودکارآمدی دانشجویان تحصیلات تکمیلی، سودمند واقع گردد.
سازمان بین المللی استانداردسازی(ISO)، فدراسیون بین المللی تشکیل شده از نمایندگان بیش از 160 کشور مختلف به عنوان اعضاء می باشد که وظیفه تهیه استانداردهای جهانی را بر عهده دارد. این سازمان در سوئیس مستقر است و تاکنون بیش از 200.000 استاندارد منتشر نموده است که هر کدام از اعضاء این سازمان می توانند بسته به علاقه و توانمندی خود در کمیته های فنی استاندارد عضو شده و به کار تدوین استاندارد بپردازند. و به قول دکتر دمینگ 94 درصد مشکلات، ناشی از سیستم هستند و فقط 6 درصد آنها ماهیتی ویژه دارند. بررسی تاریخی در کشورهای توسعه یافته حاکی از این واقعیت است که به منظور ایجاد بسترهای رشد اجتماعی و ارتقاء سطح آگاهی و رفتاری جامعه، استاندارد سازی و وضع قوانین و مقررات و نظارت بر اجرای صحیح آنها همواره از اولویت برخوردار بوده است. و حرکت وسیع در سطح کشورمان به منظور استاندارد نمودن فرایندها با استفاده از استاندارد ایزو 9001 بیانگر تحولات اساسی در مقوله مدیریت فرایندها است. آنچه در این تحقیق آمده است، در ابتدا شناسایی فرایندهای اصلی، استاندارد ایزو 9001 ویرایش 2015 در شرکت ایران تابلو می باشد و سپس تجزیه و تحلیل فرایندهای اصلی در نمونه عملی مورد مطالعه می باشد، قرار دارد. و در نهایت تغییرات ایجاد شده این استاندارد نسبت به ورژن قبلی بیان شده است.
در مجموعه گسترده ای از مبانی نظری در حسابداری و امور مالی به منظور آزمون مدیریت سود مبتنی بر اقلام تعهدی اختیاری از مدل جونز استفاده می شود. این مبانی نظری شامل مطالعاتی در مورد آزمون شواهدی بر مدیریت سود در مورد وقایع خاص شرکت (به عنوان مثال، قراردادهای پاداش مدیران و قرارداد بدهی) می شود. هدف این تحقیق بررسی آثار تأثیر متغیرهای رشد و عملکرد شرکت بر آزمون مدیریت سود فصلی در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سال های 1388 تا 1398 می باشد. به منظور نمونه گیری از روش غربالگری استفاده شده که در مجموع 74 شرکت (3256 فصل – شرکت) انتخاب شدند. در این تحقیق شاخصهای رشد و عملکرد شرکت به عنوان متغیرهای مستقل در نظر گرفته شده تا تأثیر آن ها بر مدیریت سود مورد بررسی قرار گیرد. در این مطالعه، آزمون فرضیه ها توسط مدل رگرسیون خطی چندگانه در سطح 95٪ انجام شد. نتایج نشان داد شاخصهای رشد و عملکرد شرکت بر آزمون مدیریت سود فصلی تأثیر دارد. همچنین این نتایج نشان دادند شاخص های مجازی دهکی رشد و عملکرد شرکت با آزمون مدیریت سود فصلی رابطه غیرخطی دارد. نتایج تحقیق نشان می دهد مدل های تعهدی اختیاری نوع جونز که معمولاً مورد استفاده قرار می گیرند در زمینه فصلی، به میزان کافی برای اقلام تعهدی که به طور طبیعی به دلیل رشد شرکت اتفاق می افتد، کنترل نمی شوند و همچنین عدم کنترل اثرات رشد و عملکرد شرکت بر اقلام تعهدی منجر به پذیرش نادرست در آزمون های مدیریت سود می شود. در نتیجه این تحقیق می تواند در گزارش های فصلی جایی که افرا به دنبال مدیریت سود هستند قدرت بالایی از خود نشان داده و همچنین این یافته ها پیامدهای مهمی در استفاده از مدل های اقلام تعهدی اختیاری در تحقیقات مدیریت سود دارد.
شرکت های دارای محدودیت های مالی، نگه داری موجودی های نقدی خود را در پاسخ به افزایش نوسانات جریان های وجوه نقد افزایش می دهند، زیرا محدودیت های مالی یک نوع رقابت و تضاد بین سرمایه گذاری های جاری و آتی به وجود آورده، با وجود ریسک جریان های وجوه نقد آتی، باعث ایجاد انگیزه جهت اقدام برای پس اندازهای احتیاطی می شود. هدف این مطالعه تأثیر محدودیت مالی بر رابطه اجتناب مالیاتی و سطح نگه داشت وجه نقد است. جامعه آماری پژوهش شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران و نمونه مورد مطالعه، شامل 140 شرکت پذیرفته شده طی سال های 1395 تا 1399 است. روش پژوهش توصیفی و از نظر ارتباط بین متغیرها علی-همبستگی است و از نظر هدف کاربردی و از لحاظ رویداد، پس رویدادی است. برای پردازش و آزمون فرضیه ها از روش رگرسیونی و داده های تابلویی و همچنین مدل اثرات ثابت استفاده شده است. نتایج به دست آمده نشان می دهد که اجتناب مالیاتی با سطح نگه داشت وجه نقد رابطه مثبت و معناداری دارد و محدودیت مالی بر رابطه بین اجتناب مالیاتی و سطح نگه داشت وجه نقد تأثیر مثبت و معناداری دارد. با توجه به نتایج پژوهش پیشنهاد می گردد کاربران گزارش های مالی در هنگام تصمیم گیری براساس اطلاعات مندرج در صورت های مالی، احتمال اجتناب مالیاتی را مدنظر قرار دهند. استفاده از فعالیت های اجتناب مالیاتی در شرکت های مختلف می تواند پیامدهایی را در بر داشته باشد.
هدف: گزارش های مالی جسورانه در مقابل گزارش های مالی محافظه کارانه قرار دارد و مفهوم آن، به کارگیری درجه پایینی از محافظه کاری در تهیه صورت های مالی است. در این نوع گزارش ها، تمایل به انتشار اخبار خوب و منتشرنکردن اخبار بد وجود دارد. هدف پژوهش حاضر که به روش پیمایشی اجرا شده، بررسی اثر ویژگی های شرکت بر گزارشگری مالی جسورانه است. روش: برای دستیابی به هدف پژوهش، شاخص های این نوع گزارش و عوامل مؤثر بر آن، از طریق مصاحبه با صاحب نظران حرفه حسابداری و حسابرسی به دست آمد و بر اساس این اطلاعات، پرسش نامه ای تدوین و توزیع شد. اعتبارسنجی شاخص ها و عوامل به دست آمده و نیز اثرگذاری آنها، از طریق مدل سازی معادلات ساختاری بررسی شد. یافته ها: یافته ها نشان داد که ویژگی های شرکت، شامل ویژگی های عملیاتی و راهبری بر گزارشگری مالی جسورانه تأثیر معناداری دارد. اعتبار شاخص های به دست آمده تأیید شد. این شاخص ها عبارت بودند از: تحریف، تحریف های برطرف نشده در سال های مختلف، عدم ذخیره گیری، تعدیل های سنواتی منفی، تغییرات غیرعادی و فاحش در فروش، تقلب، تغییر مداوم هیئت مدیره، پاداش مدیران، تولید کالاهای غیراساسی و شرکت های انحصاری. عوامل مؤثر بر گزارشگری مالی جسورانه نیز عبارت بودند از: شرکت های تلفیقی، شرایط نامساعد اقتصادی، اندازه شرکت، ویژگی های شخصیتی مدیر، ارتباطات سیاسی، ریسک حسابرسی، ویژگی های حسابرس و عدم تخصص مالی اعضای هیئت مدیره. نتیجه گیری: نتایج نشان داد الگوی نهایی برازش مطلوبی دارد.
هدف از این تحقیق، تاثیر رهبری تحول آفرین بر نوآوری با نقش واسط فرهنگ و تعهد سازمانی در اداره گاز ناحیه 6 در شهر تهران بود. تحقیق حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر جمع آوری داده ها توصیفی- همبستگی است. پرسشنامه استاندارد رهبری تحول آفرین باس و آولیو (1990)، تعهد سازمانی آلن و می یر (1990)، فرهنگ سازمانی دنیل دنیسون (2003) و نوآوری سازمانی جیمنز و همکاران (۲۰۰۸) برای جمع آوری داده های مربوط به هر یک از متغیرها استفاده شد. جامعه آماری تحقیق کلیه کارکنان اداره گاز ناحیه 10 در شهر تهران به تعداد 165 نفر بود که با استفاده از فرمول کوکران، 100 نفر به صورت تصادفی در دسترس انتخاب شدند. با استفاده از معادلات ساختاری و نرم افزار Smart PLS3 و رگرسیون چندگانه توسط نرم افزار Spss 25 فرضیه های تحقیق مورد آزمایش قرار گرفت و نتایج نشان داد که سبک رهبری تحول آفرین بر نوآوری سازمانی، تعهد سازمانی و فرهنگ سازمانی تاثیر داشته و همچنین سبک رهبری تحول آفرین از طریق فرهنگ و تعهد سازمانی بر نوآوری سازمانی تاثیر دارد.
گزارش حسابرسی به عنوان نتیجه فرآیند خدمات اطمینان بخشی و خوانایی آن یکی از مؤلفه های پراهمیت قابل فهم بودن این گزارش، برای کاربران است که می تواند از عواملی بسیاری همچون ویژگی های شخصیتی حسابرسان تأثیر بپذیرد. پژوهش حاضر به بررسی تأثیر تیپ شخصیتی حسابرسان بر جنبه محتوایی خوانایی گزارش حسابرسی می پردازد. در این پژوهش داده های مربوط به متغیر تیپ شخصیتی حسابرس با استفاده از آزمون مؤلفه های اصلی و پنج عامل شخصیت شامل برونگرایی، روان رنجوری، انعطاف پذیری، توافق پذیری و باوجدان بودن، از طریق پرسشنامه پنج عاملی نئو مک کری و کاستا (1997)، گردآوری شد. برای اندازه گیری متغیر جنبه محتوایی خوانایی گزارش حسابرس، از شاخص های گانینگ فاگ و فلش استفاده شد. نمونه انتخابی در این پژوهش تعداد 87 نفر از شرکا و مدیران حسابرسی عضو جامعه حسابداران رسمی و تعداد 231 گزارش حسابرس مربوط به شرکت های بورسی که در سال 98 توسط این مؤسسات مورد رسیدگی قرار گرفتند، می باشد. یافته ها نشان داد تیپ شخصیتی حسابرس بر جنبه محتوایی خوانایی گزارش حسابرس تأثیرگذار است و ویژگی های شخصیتی شامل باوجدان بودن و انعطاف پذیری و برونگرایی حسابرس بر خوانایی گزارش حسابرس اثر مثبت و معناداری دارد و روان رنجوری و توافق پذیری حسابرس ارتباط معناداری با جنبه محتوایی خوانایی گزارش حسابرسی ندارند.
امروزه نقش مدیران در شرکت ها دارای چنان اهمیتی است که داشتن مدیر توانمند و با کیفیت یکی از مزایای رقابتی تلقی می شود. ابزاری که مدیران از آنها برای موفقیت استفاده می کنند اطلاعاتی است که اکثراً از ویژگی های آن ها ناشی می شود. نقش مدیران در بازارهای رقابتی نیز شدیدتر می باشد. بنابراین هدف این پژوهش ارزیابی تاثیر ویژگی های مدیریت بر رابطه رقابت بازار محصول با عملکرد مدیریت می باشد.روش گردآوری داده ها آرشیوی بوده و نمونه ای متشکل از 120 شرکت طی سال های 1391 تا 1398 انتخاب و داده های آن ها با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری، تجزیه و تحلیل شد. یافته ها حاکی از آن است که با افزایش رقابت بازار محصول و ویژگی های مدیریت، عملکرد مدیریت بهبود پیدا کرده و همچنین ویژگی های مدیریت، رابطه مثبت بین رقابت و عملکرد مدیریت را بهبود و در توانایی مدیریت تاثیر داشته و در بازارهایی که سطح رقابت بالا می باشد، اثربخشی این ویژگی ها مشهودتر است . این یافته ها می تواند ادبیات حوزه ویژگی های مدیریت را گسترش داده و برای ارکان راهبری شرکت ها اطلاعات مفیدی را فرآهم نماید.
به منظور تقویت و توسعه حاکمیت شرکتی در ایران، در دهه اخیر بر اساس رهنمودها و الزامات مقامات نظارتی به ویژه بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران و سازمان بورس و اوراق بهادار، استقرار کمیته حسابرسی در شرکت ها و مؤسسات اعتباری در کانون توجه قرارگرفته است. جوان بودن این سازوکار درونی حاکمیت شرکتی، چالش های فراوانی برای اجرای آن به همراه داشته است و از طرفی بسیاری از جنبه های آن ازجمله چالش های پیاده سازی و اجرای آن در ایران، کمتر تبیین شده است. پژوهش های گذشته نیز جنبه های محدودی از چالش ها و موانع توسعه کمیته حسابرسی را مدنظر قرار داده است؛ بنابراین برای تبیین و توصیف جامع از جنبه های گوناگون چالش های کمیته های حسابرسی ایران و راهبردهای ارتقای آن، برای بار نخست، با بهره گیری از رهیافت کیفی و به کمک روش نظریه زمینه ای و استفاده از مصاحبه های عمیق، ذینفعان اصلی کمیته حسابرسی موردپژوهش قرار گرفتند. برای این منظور با 34 نفر از ذینفعان اصلی کمیته حسابرسی مصاحبه صورت گرفت. بعلاوه از داده های متنی مندرج در 31 مقاله، یادداشت و میزگرد منتشرشده در مجله ها و نشریه های حرفه ای پیرامون کمیته حسابرسی که عمدتاً ارائه کننده دیدگاه ذینفعان پیرامون کارآمدی کمیته حسابرسی و چالش های آن بود، نیز استفاده شد. داده های پژوهش به کمک روش کدگذاری باز، محوری و انتخابی که ویژه رویکرد نظریه زمینه ای است، مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت و مقوله های کلان، مقوله های اصلی و خرد مقوله ها (مفاهیم) استخراج گردید. بر اساس آن، چالش های پیاده سازی و اجرای کمیته حسابرسی به صورت چندوجهی و پیرامون عناصر مدل مفهومی یا الگوی پدیدار شده به عنوان نظریه و الگویی ظهور یافته ارائه گردید.
هدف: سوت زنی نقش بسزائی در کشف تخلفات و سالم سازی فضای کسب و کار داشته و به مقدار زیادی متاثر از پیشایندهای شخصی است. درهمین راستا، پژوهش حاضر تلاش دارد اثرات پیشایندهای شخصی بر قصد سوت زنی حسابداران را با توجه به اثرات تعدیلی عوامل سازمانی و فردی مطالعه و بررسی کند. روش: این پژوهش به لحاظ هدف کاربردی و به لحاظ روش گردآوری داده ها توصیفی پیمایشی، از نوع همبستگی است. داده های پژوهش حاضر از طریق توزیع پرسش نامه بین 218 حسابدار جمع آوری شده است. دوره زمانی پژوهش حاضر زمستان سال 1400 است. تحلیل داده های پژوهش با استفاده از روش مدل یابی معادلات ساختاری انجام شده است. یافته ها: براساس یافته های پژوهش حاضر پیشایندهای شخصی (نگرش نسبت به سوت زنی، کنترل رفتاری ادراک شده، تعهد حرفه ای، مسئولیت پذیری شخصی و هزینه های شخصی) بر سوت زنی درون و برون سازمانی تاثیرگذار هستند. همچنین سه متغیر حمایت سازمانی ادراک شده، هنجارهای گروهی و شدت اخلاقی ادراک شده بر روابط فی مابین هر یک از پیشایندهای شخصی با هر دو نوع سوت زنی دارای اثرات تعدیلی هستند. نتیجه گیری: هر سه متغیر تعدیلی بر روابط فی مابین تمامی پیشایندهای شخصی و هر دو نوع سوت زنی (به استثنای رابطه بین کنترل رفتاری ادراک شده و سوت زنی برون سازمانی) تاثیرگذار هستند. درنهایت از بین پنج متغیر جمعیت شناختی تنها، متغیر سن بر روی هر دو نوع سوت زنی تاثیرگذار است. دانش افزایی: این پژوهش نشان می دهد از طریق توجه و تقویت پیشایندهای شخصی و همچنین مدنظر قرار دادن عوامل سازمانی و فردی می توان شاهد بهبود فرهنگ سوت زنی در سطح سازمان ها بود.
تأمین مالی یکی از عوامل رشد اقتصادی و توسعه کشور است. سهولت تامین مالی در شرکت های پیشرو و دانش بنیان باعث جهش اقتصادی خواهد شد. از طرف دیگر هدف تحریم اقتصادی آن است که اقتصاد را از منتفع شدن از بازارهای جهانی کالا و خدمات و سرمایه محروم نماید. با توجه به تحریم های اقتصادی، ریسک سرمایه گذاری در کشور افزایش یافته است و به تبع آن تأمین مالی با مشکلاتی روبرو است که راهبردهای اقتصاد مقاومتی می تواند در مدیریت این مشکلات کارساز باشد. در این مطالعه عوامل مؤثر بر راهکارهای تأمین مالی خارجی در شرایط تحریم ایران در بستر اقتصاد مقاومتی با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری (SEM) بررسی شده است. نتایج نشان می دهد که اصلاحات قانونی، راﻫکﺎرﻫﺎی برون رفت از ﺗﺤﺮیﻢ مبتنی بر اقتصاد مقاومتی، مشوق های مالی اعطایی از جانب کشور میزبان، مشوق های مالی اعطایی کشورهای صادرکننده سرمایه، سرمایه گذاری در سبد سهام، کﺎﻫﺶ ریﺴک سرمایه گذاری در کﺸﻮر، فاکتورهای اقتصادی بلندمدت میان مدت و کوتاه مدت متناسب با عدالت اقتصادی، عوامل سیاسی و امنیت را در میان مدیران و کارشناسان بر تأمین مالی خارجی در شرایط تحریم تأثیرگذار است.
این مطالعه تأثیر استانداردهای حسابداری بر کیفیت گزارشگری مالی در بخش عمومی استان خوزستان را در سال 1401 بررسی می کند. جامعه آماری شامل 98 نفر از ذیحسابان، معاون ذیحساب، مدیر مالی و کارشناسان حسابداری در دستگاه های اجرایی استان خوزستان است. داده ها از طریق پرسشنامه گردآوری و از طریق نرم افزارهای Excel و SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. روش های آماری مورد استفاده شامل آزمون کولموگوروف – اسمیرنوف، برای بررسی نرمال بودن داده ها، ضریب همبستگی اسپیرمن، برای بررسی همبستگی بین متغیرها و آزمون میانگین یک جامعه و آزمون دوجمله ای برای بررسی فرضیه ها می باشد. یافته ها بیانگر آن است که ویژگی های کیفی اطلاعات ارائه شده در گزارش های مالی دستگاه های اجرایی استان خوزستان از نظر نحوه ارائه اطلاعات، با استانداردهای حسابداری بخش عمومی مطابقت دارد.
با تغییر رویه های زیست محیطی و افزایش سطح آلایندگی های محیطی، حرفه حسابرسی بیش از پیش مورد توجه نهادهای ذی ربط به منظور جلوگیری از خسارات محیطی در دهه اخیر قرار گرفته است. به طوری که با افزایش سطح الزامات و تبیین آیین نامه های اجرایی در سال های اخیر تلاش شده است تا ماهیت تازه ای به فلسفه حسابرسی همسو با مسئولیت های حرفه ای و تخصصی، ارائه دهند تا بر عملکردهای زیست محیطی شرکت ها تمرکز نمایند و با واکاویی در ابعاد و محتوایی فرآیندهای افشاء شده، نسبت به کنترل و کاهش آلایندگی های زیست محیطی ایفای نقش نمایند. هدف این پژوهش ارزیابی تفسیری پیامدهایِ حسابرسی زیست محیطی در شرکت های بازار سرمایه می باشد. روش شناسی این پژوهش ترکیبی است، به طوری که در بخش کیفی ابتدا پیامدهای حسابرسی محیط زیست به عنوان مبنای تحلیل مشخص شد و سپس براساس تحلیل دلفی، حدِ اجماع نظری تعیین شد تا چارچوب نظری پژوهش ارائه گردد. در بخش کمی نیز از تحلیل رتبه بندی تفسیری استفاده شد. در این تحلیل هدف تعیین مهم ترین پیامدِ حسابرسی محیط زیست در بازار سرمایه بود. نتایج پژوهش از وجودِ ۷ پیامدِ حسابرسی محیط زیست از طریق تحلیل فراترکیب حکایت داشت که طی دو راند دلفی، این مولفه ها تأیید شدند. نتایج در بخش کمی نشان داد، درصدِ تاثیرگذاری پیامدِ اثربخشی در ارزیابی سطح ریسک های زیست محیطی نسبت به بقیه پیامدهای حسابرسی زیست محیطی بالاتر است که به معنای آن است که با تمرکز بر توسعه ی حسابرسی محیط زیست می توان انتظار داشت با اثربخشی سطح ریسک های زیست محیطی، قابلیت های تحلیل عملکردهای شرکت ها از نظر آلایندگی های محیط زیست افزایش یابد.