هدف این پژوهش بررسی تاثیر ویژگی های هیئت مدیره با تاکید بر معیارهای مبتنی بر خلق ارزش جهت سرمایه گذاران در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادر تهران است. در این پژوهش برای سنجش ویژگی های هیئت مدیره از معیارهای مالکیت هیئت مدیره، استقلال هیئت مدیره و اندازه هیئت مدیره استفاده شد. پژوهش از لحاظ طبقه بندی بر مبنای هدف از نوع کاربردی است و روش پژوهش از نوع کمی می باشد. به منظور بررسی فرضیات تحقیق از صورت های مالی حسابرسی شده شرکت ها و گزارش تغییرات 148 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در طی دوره زمانی 1391 تا 1398 استفاده شد و داده های مورد نیاز استخراج شد و با بهره گیری از روش تجزیه و تحلیل رگرسیون چند متغیره و استفاده از آزمون F لیمر، هاسمن، بروش-گادفری و بروش-پاگن به کمک نرم افزار R مورد بررسی قرار گرفت. نتایج آزمون فرضیه ها نشان داد که بین ویژگی های هیئت مدیره که با استفاده از معیارهای مالکیت هیئت مدیره، استقلال هیئت مدیره و اندازه هیئت مدیره مورد ارزیابی قرار گرفت با عملکرد مالی شرکت ها که با استفاده از معیارهای مبتنی بر خلق ارزش بررسی شد رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. در نتیجه، علیرغم تاثیر قابل توجه ویژگی های هیئت مدیره بر عملکرد شرکت ها، لزوم توجه به ویژگی های هیئت مدیره از اهمیت بالایی برخوردار است. بنابر این باتوجه به یافته های پژوهش اهمیت نظارت موثرتر هیئت مدیره بر فعالیت مدیران تایید می شود و در نتیجه باید بر معیارهای مالکیت هیئت مدیره، استقلال هیئت مدیره و اندازه هیئت مدیره که می تواند عملکرد شرکت ها را بهبود بخشد و باعث افزایش کارایی و اثربخشی تصمیمات هیئت مدیره در شرکت شود و بر ارزش شرکت بیافزاید و برای سرمایه گذاران خلق ارزش نماید، توجه نمود.
هدف این تحقیق بررسی ارتباط بین پذیرش صاحبکارجدید، کیفیت حسابرسی و تخصص حسابرس در صنعت در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. به منظور نیل به این هدف 984 سال-شرکت (123 شرکت برای هشت سال) مشاهده جمع آوری شده از گزارشات مالی سالیانه شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در طی دوره زمانی 1388 تا 1395 مورد آزمون قرار گرفته اند. یافته های تحقیق نشان داد بین پذیرش صاحبکار جدید و کیفیت حسابرسی ارتباط مثبت وجود دارد این موضوع نشان دهنده این است، در صورت پذیرش صاحبکار جدید، کیفیت حسابرسی افزایش می یابد. همچنین پذیرش صاحبکار جدید با تخصص حسابرس در صنعت رابطه مثبت و معناداری دارد.
هیات مدیره به عنوان یکی از مهمترین ابعاد موثر راهبری شرکتی، بدلیل دارا بودن مکانیسم کلیدی برای کاهش تعارض بین سهامداران و مدیران، به عنوان ابزاری جهت جلوگیری از تعارض منافع بین بانک و تنظیم کننده قوانین در نظر گرفته می شود. هدف مطالعه حاضر بررسی تاثیر ویژگی های کمیته حسابرسی بر عملکرد بانک ها می باشد. جامعه آماری پژوهش، بانک های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران بوده که در دوره زمانی 7 ساله بین سال های 1394 الی 1400 مورد بررسی قرار گرفتند. چهار متغیر وابسته در پژوهش حاضر جهت سنجش عملکرد بانک مورد استفاده قرار گرفت. نتایج حاصل از آزمون فرضیه های پژوهش نشان داد که بین تخصص مالی کمیته حسابرسی و بازده دارایی ها تاثیر مثبت و معنی داری وجود دارد اما استقلال، اندازه و نسبت حضور زنان در کمیته حسابرسی، تاثیر معنی داری بر بازده دارایی ها ندارد. نهایتا بیشترین تاثیر متغیرهای مستقل بر نسبت سود عملیاتی بانک ها بوده است.
هدف این مقاله، بررسی ارتباط ارزشی افزایشی و نسبی اطلاعات حسابداری در طول تغییر دولت های دهم و یازدهم است. برای این منظور از سه متغیر ارزش دفتری، سود هر سهم و جریان وجوه نقد عملیاتی به عنوان متغیرهای مستقل و ارزش بازار به عنوان متغیر وابسته استفاده شده است. در این پژوهش تعداد 135 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران از سال 1388 تا سال 1395 در طول دولت دهم و یازدهم به صورت سالانه مورد بررسی قرار گرفته و از روش رگرسیون خطی و چند متغیره پنلی استفاده شد.
نتایج حاصل از این تحقیق نشان داده که در طول دولت یازدهم بین ارزش بازار از یک سو و ارزش دفتری، سود هر سهم و جریان وجوه نقد عملیاتی از سوی دیگر، ارتباط مثبت و معناداری وجود دارد. لیکن در طول دولت دهم ارتباط مثبت و معنادار سود هر سهم و ارزش بازار با ورود همزمان متغیرهای مستقل در مدل رگرسیونی وجود ندارد. یافته ها نشان می دهد که ارتباط ارزشی جریان وجوه نقد عملیاتی در هر دو دوره بیش از ارزش دفتری و سود هر سهم است.
هدف این پژوهش بررسی تاثیر ابعاد حرفه ای گری (شامل تعهد خدمت به منافع عمومی و تعهد به اجرای استقلال در کار) بر قضاوت اخلاقی است. بدین منظور تفاوت در دیدگاه حسابرسان و دانشجویان تحصیلات تکمیلی رشته حسابداری مورد بررسی قرار گرفته است. پژوهش حاضر از لحاظ هدف، کاربردی و از منظر روش و ماهیت توصیفی- پیمایشی می باشد. نمونه آماری این پژوهش را 340 نفر حسابرس و دانشجوی تحصیلات تکمیلی حسابرسی تشکیل می دهد. روش گردآوری داده ها نیز پرسشنامه می باشد. یافته ها نشان می دهد که تعهد خدمت به منافع عمومی بین دانشجویان و حسابرسان تفاوت معناداری ندارد؛ تعهد خدمت به منافع عمومی، تعهد به اجرای استقلال در کار و قضاوت اخلاقی بین رده های مختلف حسابرسان تفاوت معناداری ندارد، اما تعهد به اجرای استقلال و قضاوت اخلاقی بین دانشجویان و حسابرسان تفاوت معناداری دارد؛ همچنین ابعاد حرفه ای گری تاثیر منفی معناداری بر قضاوت اخلاقی دارد. یافته های پژوهش علاوه بر توسعه مبانی نظری تحقیقات پیشین، حاوی مفاهیم ارزشمندی برای مراجع حرفه ای و سیاست گذاران تدوین سرفصل های درسی است.
هدف: اغلب پژوهش های کمّی حوزه حق الزحمه حسابرسی در داخل کشور از مشکلات روش شناسی متعددی از جمله سوگیری ناشی از متغیرهای محذوف همبسته رنج می برند. پژوهش حاضر نه تنها سعی کرده است مشکل مذکور را مرتفع نماید، بلکه نقش احتمالی چندین متغیر محیطی مانند تعیین حق الزحمه قبل از شروع کار را آزمون کند. روش: برای نیل به این هدف، 1029 شرکت-سال مشاهده از شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران برای دوره زمانی 7 ساله 1396 - 1390 آزمون شده اند. از دو الگوی حداقل مربعات معمولی و گشتاورهای تعمیم یافته برای تخمین الگو های رگرسیونی، استفاده شده است. یافته ها: یافته های پژوهش حاضر نشان می دهد که حق الزحمه حسابرسی سال قبل رابطه مثبت و معناداری با حق الزحمه حسابرسی سال جاری دارد. ضریب تعیین الگو برای الگوی برآورد الگوی حق الزحمه حسابرسی با داده های سال جاری، بالاتر از برآورد حق الزحمه حسابرسی براساس داده های سال قبل است، ولی این تفاوت از نظر آماری معنادار نیست. مطابق دیدگاه قیمت گذاری دسته ای، حق الزحمه حسابرسی میان دوره ای رابطه منفی و معناداری با حق الزحمه پایان سال دارد . نتیجه گیری: نتایج ارائه شده توسط پژوهش حاضر بیانگر آن است که عوامل مؤثر بر حق الزحمه حسابرسی در بازار حسابرسی ایران، متفاوت از آن چیزی است که پژوهش های قبلی در سطح بین الملل، مستند کرده اند. چنین شواهدی پیشنهاد می کند هم قانون گذاران و هم پژوهشگران در قانون گذاری و مطالعات حق الزحمه حسابرسی، به عوامل محیطی، عنایت بیشتری داشته باشند.
در سازمان های حاضر، دانش به عنوان یکی از مهمترین سرمایه ها تلقی شده و مدیریت آن حائز اهمیت می باشد. مدیریت دانش، فرایند شناسایی، انتقال ، استفاده و نگهداشتن دانش در سازمان است. در این مطالعه مروری که در سال 1400 انجام شده است از مقالات نمایه شده در پایگاه های اطلاعاتی اس.آی.دی، مگیران، ایران داک، گوگل اسکالر استفاده شده است. مجموعه مقالات بررسی شده شامل 38 مقاله و کلمات کلیدی به کار رفته در مقالات فوق شامل این کلید واژه ها بود: مدیریت دانش، کارکنان، خلق دانش، اطلاعات. مقالاتی که حجم نمونه در آنها نامشخص و نحوه اجرا در آنها به خوبی مشخص نشده بود در روند مطالعه حذف شدند. همچنین مقالاتی که متن کامل آن ها در دسترس نبود نیز از مطالعه حذف گردیدند. نتایج تحقیق نشان داد که اجرای مدیریت دانش به شکل صحیح و مطابق با فرایند های برنامه ریزی شده، علاوه بر تحقق اثربخشی و افزایش کارایی، موجب پیشرفت سازمان شده و سازمان در سایه آن می تواند در محیط های پیچیده رقابتی موفق عمل نماید.
بهزیستی روان شناختی، معرف ابعاد بهداشت روانی مثبت است که موجب افزایش خودکارآمدی می شود و می توان از طریق آن، کارکرد مثبت افراد را اندازه گیری نمود. خودکارآمدی نیز علاوه بر تقویت بهزیستی روان شناختی، می تواند بر رضایت تحصیلی دانشجویان تأثیرگذار باشد. از این رو هدف این پژوه ش، بررسی ت أثیر بهزیستی روان شناختی بر رضایت تحصیلی دانشجویان تحصیلات تکمیلی رشته حسابداری با نقش میانجی خودکارآمدی می باشد. نمونه آماری پژوهش، شامل 497 نفر از دانشجویان تحصیلات تکمیلی رشته حسابداری دانشگاه آزاد اسلامی سراسر کشور در سال 1399 می باشد که با روش نم ونه گ یری غیرتص ادف ی در دسترس انتخ اب ش دند. از ابزار پرس ش نامه اس تاندارد در این پژوه ش اس تفاده شده است. هم چنین، فرضیه های تحقیق از طریق م دل س ازی مع ادلات س اخ تاری با بهره گیری از نرم افزار پی ال اس، مورد آزمون قرار گرف ت. نتایج پژوهش نشان می دهد که بهزیستی روان شناختی بر رضایت تحصیلی و خودکارآمدی دانشجویان تحصیلات تکمیلی رشته حسابداری تأثیر مثبت و مع نا دار دارد. خودکارآمدی نیز، بر رضایت تحصیلی دانشجویان تحصیلات تکمیلی رشته حسابداری تأثیر مثبت و مع نا دار دارد. همچنین، خودکارآمدی نقش میانجی را در رابطه بین بهزیستی روان شناختی و رضایت تحصیلی دانشجویان تحصیلات تکمیلی رشته حسابداری ایفا می کند. نتایج این پژوهش می تواند برای خط مشی گذاران در دانشگاه آزاد اسلامی، در راستای تدوین برنامه های مناسب برای رضایت مندی تحصیلی و طراحی برنامه های کاربردی به منظور به کارگیری اثربخش بهزیستی روان شناختی و باورهای خودکارآمدی دانشجویان تحصیلات تکمیلی، سودمند واقع گردد.
امروزه با درهم تنیدگی بازارهای مالی، استفاده از ایده سیستم های پیچیده جهت تحلیل بازار بسیار مورد توجه قرار گرفته است. از طرفی با گسترش تعاملات بین بازارها، شرکت ها و نهادهای مالی، مفهوم ریسک سیستمی و همچنین تاثیر ساختار شبکه مالی بر میزان ریسک سیستمی اجزای آن، از موارد مهم برای سیاست گزاران، قانون گذاران، سرمایه گذاران و ... از حیث کنترل و مدیریت ریسک بوده و حائز اهمیت است. این پژوهش، به تجزیه و تحلیل ساختار توپولوژی محلی موسسات مالی در شبکه مالی بر میزان ریسک سیستمی بیست شرکت فعالتر بورس اوراق بهادار تهران از ابتدای سال 1393 تا پایان سال 1397، با بکارگیری سنجه ارزش در معرض خطر شرطی تفاضلی (CoVaR∆) می پردازد. ابتدا برای محاسبه ماتریس همبستگی شرطی، از مدل GARCH چند متغیره همبستگی شرطی پویا (DCC-MVGARCH)، استفاده و درخت مینیمم پوشا (MST) ایجاد می شود. سپس به محاسبه خصوصیات توپولوژی شبکه موسسات مالی در شبکه مالی مورد نظر و بررسی روابط میان خصوصیات و ریسک سیستمی پرداخته می شود. با کمی سازی رابطه بین ساختار توپولوژی محلی و میزان ریسک سیستمی با تحلیل رگرسیون داده های پانلی، می توان دریافت که رابطه معناداری میان مرکزیت نزدیکی گره، قدرت گره و درجه گره با ارزش در معرض خطر شرطی تفاضلی و بنابراین میزان ریسک سیستمی وجود دارد. بررسی ها نشان می دهد که موسسات مالی با مرکزیت نزدیکی بیشتر، میزان ریسک سیستمی بیشتری دارند و همچنین موسسات مالی با قدرت گره کمتر و درجه گره کوچکتر، میزان بیشتری از ریسک سیستمی را دارا هستند. اما با داده های مورد بررسی در این پژوهش، رابطه معنادار میان مرکزیت بینابینی گره و میزان ریسک سیستمی موسسات یافت نشد.
سازمان بین المللی استانداردسازی(ISO)، فدراسیون بین المللی تشکیل شده از نمایندگان بیش از 160 کشور مختلف به عنوان اعضاء می باشد که وظیفه تهیه استانداردهای جهانی را بر عهده دارد. این سازمان در سوئیس مستقر است و تاکنون بیش از 200.000 استاندارد منتشر نموده است که هر کدام از اعضاء این سازمان می توانند بسته به علاقه و توانمندی خود در کمیته های فنی استاندارد عضو شده و به کار تدوین استاندارد بپردازند. و به قول دکتر دمینگ 94 درصد مشکلات، ناشی از سیستم هستند و فقط 6 درصد آنها ماهیتی ویژه دارند. بررسی تاریخی در کشورهای توسعه یافته حاکی از این واقعیت است که به منظور ایجاد بسترهای رشد اجتماعی و ارتقاء سطح آگاهی و رفتاری جامعه، استاندارد سازی و وضع قوانین و مقررات و نظارت بر اجرای صحیح آنها همواره از اولویت برخوردار بوده است. و حرکت وسیع در سطح کشورمان به منظور استاندارد نمودن فرایندها با استفاده از استاندارد ایزو 9001 بیانگر تحولات اساسی در مقوله مدیریت فرایندها است. آنچه در این تحقیق آمده است، در ابتدا شناسایی فرایندهای اصلی، استاندارد ایزو 9001 ویرایش 2015 در شرکت ایران تابلو می باشد و سپس تجزیه و تحلیل فرایندهای اصلی در نمونه عملی مورد مطالعه می باشد، قرار دارد. و در نهایت تغییرات ایجاد شده این استاندارد نسبت به ورژن قبلی بیان شده است.
هدف: شناخت ابعاد گوناگون مسئولیت اجتماعی شرکت ها از اهمیت روزافزونی برخوردار است. بنابراین، دانستن مسائل پژوهش شده پیشین ضرورتی اجتناب ناپذیر برای مطالعات آینده می باشد. هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی محتوای مقاله های علمی منتشر شده و کسب آگاهی بیشتر پیرامون مبحث مسئولیت اجتماعی و همچنین تبیین خلاء های پژوهشی در این خصوص است. روش: در پژوهش پیش رو، از تکنیک تحلیل محتوا که روشی کیفی برای تحلیل و شناسایی ابعاد و حوزه های مطالعاتی پیشین است، طی بازه زمانی پنج ساله (1399-1395) استفاده شد و در نهایت از بین 2.372 مقاله علمی انتشاریافته، تعداد 68 مقاله در 16 نشریه اختصاصی رشته حسابداری، با کلیدواژه مسئولیت اجتماعی و مسئولیت پذیری اجتماعی جهت تجزیه و تحلیل، انتخاب شدند. یافته ها: نتایج نشان داد که 38 مورد از 68 مقاله مورد بررسی، به بررسی اثرات اقتصادی، مبنی بر اینکه ایفاء مسئولیت اجتماعی می تواند بر عملکرد مالی شرکت ها اثرگذار باشد، پرداخته اند. این در حالی است که سهم تعداد مقاله ها در بُعد اجتماعی ایفاء مسئولیت اجتماعی، اگرچه کمتر از مقاله های منتشر شده در بُعد اقتصادی بوده، اما در گستردگی موضوعی با داشتن 12 مقوله فرعی، دارای سهم بیشتری نسبت به بُعد اقتصادی است. سهم مطالعات مسئولیت اجتماعی نسبت به کل مقاله های انتشار یافته 2.87% است. کاربرد اصلی این یافته ها در ارائه طبقه بندی شده پژوهش های قبلی بوده و برای شناساندن خلاء های مطالعاتی در زمینه مسئولیت اجتماعی شرکتی مفید است. نتیجه گیری: علی رغم تاثیرات مثبت و اثبات شده نقش مسئولیت پذیری اجتماعی شرکت ها بر بهبود عملکردهای مالی و غیرمالی سازمان ها در بسیاری از پژوهش های داخلی و خارجی، نبود استاندارد واحد برای گزارشگری مسئولیت اجتماعی از یک سو و رفتار سلیقه ای مدیران شرکت ها در گزارش فعالیت های اجتماعی و زیست محیطی از سوی دیگر سبب شده تا کمبود اطلاعات در این خصوص ایجاد شده، که در نتیجه پژوهش در زمینه مسئولیت اجتماعی را با دشواری هایی همراه ساخته است.
هدف اصلی پژوهش حاضر مرور سیستماتیک تاثیر استقلال واحد حسابرسی داخلی بر اثربخشی یا عملکرد حسابرسی داخلی با استفاده از روش فراتحلیل یا متا آنالیز می باشد لذا در این راستا، پژوهش های داخلی و خارجی انجام شده از سال 1390 تا 1400 مورد بحث و بررسی قرار گرفته است. نتایج پژوهش حاضرکه با بهره گیری از روش فراتحلیل انجام گرفته است و به ترکیب آماری نتایج پژوهش های انجام شده در زمینه بررسی تاثیر استقلال واحد حسابرسی داخلی بر عملکرد حسابرسی داخلی پرداخته است، نشان داد که اندازه اثر کشف شده برای اکثر مطالعات معنادار است. باتوجه به اینکه خطای اندازه گیری آزمون همگن بودن کمتر از 0.05 بوده بنابراین مطالعات همگن هستند و ناهمگن یا نامتجانس نمی باشند و این امر نشان از تایید مدل اثرات ثابت می دهد. از طرفی اندازه اثر مدل اثرات ثابت مطابق با جدول رزنتال متوسط ارزیابی گردید. از سویی خطای اندازه گیری مدل اثرات ثابت کمتر از 0.05 می باشد که فرضیه پژوهش را تایید می نماید.بنابراین استقلال حسابرسی داخلی بر اثربخشی یا عملکرد حسابرسی داخلی تاثیر دارد.
هدف از پژوهش حاضر، ارائه الگوی توصیفی گزارشگری زیست محیطی در ایران است که از طریق تحقیق اکتشافی، پژوهش کیفی و با روش نظریه پردازی زمینه بنیان تدوین شد. جامعه آماری شامل خبرگان صاحب نظر در زمینه حسابداری، محیط زیست، منابع طبیعی و حقوق بوده؛ که از روش نمونه گیری گلوله برفی برای انجام مصاحبه استفاده گردید. پس از تحلیل داده ها؛ الگوی «عدم افشای مناسب اطلاعات زیست محیطی در گزارشگری مالی» تدوین شد. نتایج پژوهش نشان می دهد، افشای مناسبی در خصوص فعالیت های زیست محیطی صورت نمی پذیرد و عدم وجود استانداردها و رهنمودهای حسابداری، ضعف قوانین، ضعف فرهنگی و آموزشی و فساد و گروه های فشار از عوامل مؤثر گزارشگری فعلی زیست محیطی است، که در بستر سطح توسعه ، نحوه فعالیت سازمان های مردم نهاد، نحوه فعالیت سازمان حفاظت محیط زیست و شرایط اقتصادی به وجود آمده و عدم آگاهی و دانش عمومی جامعه و عدم حسابرسی و بازرسی قانونی زیست محیطی به عنوان شرایط مداخله گر می باشد. راهبردهای الگو شامل انجام فعالیت های مخرب و آلاینده، عدم پرداخت عوارض آلایندگی، عدم جبران خسارت های زیست محیطی، انحصاری بودن محصولات و بازار و گزارشگری داوطلبانه (اجتناب از افشای اطلاعات نامطلوب) و پیامدهای آن از دست رفتن مؤلفه قدرت ملی، عدم توسعه پایدار، عدم تقارن اطلاعاتی، عدم پاسخگویی و از دست دادن مزیت های رقابتی است.
صورتهای مالی شرکتها یکی از اصلی ترین منابع اطلاعاتی تصمیم گیری برای سرمایه گذاران و سایر ذینفعان شرکتها می باشد؛ به همین دلیل شناسایی عوامل اثرگذار بر کیفیت صورتهای مالی شرکتها همواره مورد توجه پژوهشگران بوده است. هدف این پژوهش بررسی رابطه تنوع سبد سهامداران عمده با کیفیت سود و کیفیت افشا و همچنین بررسی نقش تعدیل گری همبستگی درون صنعتی بر این روابط است. برای محاسبه همبستگی درون صنعتی از مجموع کواریانس فروش جفتی تمام شرکتهای موجود در صنعت و برای محاسبه تنوع سبد سهامدار عمده از شاخص هرفیندال هیرشمن استفاده شده است. این پژوهش از نوع کاربردی بوده و نمونه آن شامل 153 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می باشد که به روش حذف سیستماتیک انتخاب شده اند. دوره زمانی پژوهش نیز شامل سالهای 1392 تا 1399 می باشد. نتایج نشان دهنده رابطه مثبت بین تنوع سبد سهامداران عمده شرکت و کیفیت سود و کیفیت افشا می باشد. اثر تعدیل گری همبستگی درون صنعتی بر رابطه بین تنوع سبد سهامداران عمده شرکت و کیفیت افشا منفی و معنادار بود، اما اثر آن بر رابطه بین تنوع سبد سهامداران عمده شرکت و کیفیت سود تایید نگردید. بنابراین همانطور که بر اساس مبانی نظری و ادبیات تحقیق انتظار می رفت، تنوع سبد سهامداران عمده و همبستگی درون صنعتی دو عامل اثرگذار بر کیفیت سود و کیفیت افشا در صورتهای مالی می باشند.
در مجموعه گسترده ای از مبانی نظری در حسابداری و امور مالی به منظور آزمون مدیریت سود مبتنی بر اقلام تعهدی اختیاری از مدل جونز استفاده می شود. این مبانی نظری شامل مطالعاتی در مورد آزمون شواهدی بر مدیریت سود در مورد وقایع خاص شرکت (به عنوان مثال، قراردادهای پاداش مدیران و قرارداد بدهی) می شود. هدف این تحقیق بررسی آثار تأثیر متغیرهای رشد و عملکرد شرکت بر آزمون مدیریت سود فصلی در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سال های 1388 تا 1398 می باشد. به منظور نمونه گیری از روش غربالگری استفاده شده که در مجموع 74 شرکت (3256 فصل – شرکت) انتخاب شدند. در این تحقیق شاخصهای رشد و عملکرد شرکت به عنوان متغیرهای مستقل در نظر گرفته شده تا تأثیر آن ها بر مدیریت سود مورد بررسی قرار گیرد. در این مطالعه، آزمون فرضیه ها توسط مدل رگرسیون خطی چندگانه در سطح 95٪ انجام شد. نتایج نشان داد شاخصهای رشد و عملکرد شرکت بر آزمون مدیریت سود فصلی تأثیر دارد. همچنین این نتایج نشان دادند شاخص های مجازی دهکی رشد و عملکرد شرکت با آزمون مدیریت سود فصلی رابطه غیرخطی دارد. نتایج تحقیق نشان می دهد مدل های تعهدی اختیاری نوع جونز که معمولاً مورد استفاده قرار می گیرند در زمینه فصلی، به میزان کافی برای اقلام تعهدی که به طور طبیعی به دلیل رشد شرکت اتفاق می افتد، کنترل نمی شوند و همچنین عدم کنترل اثرات رشد و عملکرد شرکت بر اقلام تعهدی منجر به پذیرش نادرست در آزمون های مدیریت سود می شود. در نتیجه این تحقیق می تواند در گزارش های فصلی جایی که افرا به دنبال مدیریت سود هستند قدرت بالایی از خود نشان داده و همچنین این یافته ها پیامدهای مهمی در استفاده از مدل های اقلام تعهدی اختیاری در تحقیقات مدیریت سود دارد.
شرکت های دارای محدودیت های مالی، نگه داری موجودی های نقدی خود را در پاسخ به افزایش نوسانات جریان های وجوه نقد افزایش می دهند، زیرا محدودیت های مالی یک نوع رقابت و تضاد بین سرمایه گذاری های جاری و آتی به وجود آورده، با وجود ریسک جریان های وجوه نقد آتی، باعث ایجاد انگیزه جهت اقدام برای پس اندازهای احتیاطی می شود. هدف این مطالعه تأثیر محدودیت مالی بر رابطه اجتناب مالیاتی و سطح نگه داشت وجه نقد است. جامعه آماری پژوهش شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران و نمونه مورد مطالعه، شامل 140 شرکت پذیرفته شده طی سال های 1395 تا 1399 است. روش پژوهش توصیفی و از نظر ارتباط بین متغیرها علی-همبستگی است و از نظر هدف کاربردی و از لحاظ رویداد، پس رویدادی است. برای پردازش و آزمون فرضیه ها از روش رگرسیونی و داده های تابلویی و همچنین مدل اثرات ثابت استفاده شده است. نتایج به دست آمده نشان می دهد که اجتناب مالیاتی با سطح نگه داشت وجه نقد رابطه مثبت و معناداری دارد و محدودیت مالی بر رابطه بین اجتناب مالیاتی و سطح نگه داشت وجه نقد تأثیر مثبت و معناداری دارد. با توجه به نتایج پژوهش پیشنهاد می گردد کاربران گزارش های مالی در هنگام تصمیم گیری براساس اطلاعات مندرج در صورت های مالی، احتمال اجتناب مالیاتی را مدنظر قرار دهند. استفاده از فعالیت های اجتناب مالیاتی در شرکت های مختلف می تواند پیامدهایی را در بر داشته باشد.
هدف: هدف پژوهش حاضر، بررسی تأثیر تجاری سازی حسابرسی بر بهزیستی روانی حسابرسان در مؤسسه های حسابرسی عضو جامعه حسابداران رسمی ایران است. روش: این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، از نوع پژوهش های توصیفی پیمایشی است. برای سنجش تجاری سازی (بازار محوری، مشتری محوری و فرایند محوری) از پرسش نامه خلاصه شده بروبرگ و همکاران (2018) و برای سنجش بهزیستی روانی، شامل مؤلفه شادی ذهنی از پرسش نامه لایبومیرسکی و لیپر (1999)، رضایتمندی شغلی از پرسش نامه رایت و بونت (2007) و محیط روانی کار از پرسش نامه ماتیلا و همکاران (2006) استفاده شد. داده ها از بین 392 پرسش نامه توزیع شده میان حسابرسان شاغل در مؤسسه های حسابرسی در سال 1399 گردآوری شد. تحلیل داده ها نیز با استفاده از روش معادلات ساختاری و نرم افزار پی ال اس انجام گرفت. یافته ها: بر اساس نتایج پژوهش، مؤلفه های تجاری سازی (بازار محوری، مشتری محوری و فرایند محوری) مؤسسه های حسابرسی بر بهزیستی روانی حسابرسان تأثیر مثبت و معنادار دارد. همچنین، اندازه مؤسسه حسابرسی (مؤسسه های حسابرسی رده الف) و جنسیت حسابرس، بر رابطه تجاری سازی و بهزیستی روانی اثر تعدیل کنندگی دارد. این اثر تعدیل کننده نشان دهنده بهزیستی روانی بیشتر در مؤسسه های بزرگ حسابرسی است و عامل جنسیت را مؤلفه ای مثبت ارزیابی می کند. نتیجه گیری: بر اساس نتایج، رشد تجاری سازی و افزایش گرایش به آن، بر تقویت بهزیستی روانی شاغلان حرفه حسابرسی اثرگذار است و به تبع آن می توان اثرگذاری بر کیفیت حسابرسی و همچنین، کاهش انگیزه های ترک حرفه حسابرسی به عنوان برون دادهای متصور از آن را انتظار داشت. بهبود رضایت شغلی، شادی ذهنی و محیط روانی کار، در اثر تجاری سازی حسابرسی متصور است و از این رو، حرکت به سمت تجاری سازی و افزایش گرایش به آن، می تواند زمینه رخدادهای بااهمیتی در کل حرفه حسابرسی و در نهایت توسعه پایدار آن محسوب شود.
هدف: مدیران دانشگاه ها جهت انجام مأموریت خود در شرایط کمبود منابع و افزایش نیازها، می بایست تصمیم گیری های خود را نه تنها بر اساس بهینه سازی شاخص های عملکردی، بلکه با در نظرگرفتن چگونگی تأثیر تصمیمات متخذه بر هزینه ها و بهای تمام شده خدمات بهبود بخشند. این امر مستلزم بکارگیری ابزارهایی از جمله رویکرد بهایابی بر مبنای فعالیت برای برآورد صحیح هزینه ها و ارائه اطلاعات دقیق نسبت به بهای تمام شده خدمات است. با این حال در این رویکرد، پویایی روابط و تغییرپذیری محرک های هزینه و فعالیت در طول زمان و تحت شرایط اتخاذ تصمیمات متفاوت لحاظ نمی شود. الگو سازی پویا، ابزاری کارآمد برای انجام مطالعات و آزمون تأثیر تغییرات احتمالی بر روی سیستم های واقعی در محیطی مجازی است. لذا، هدف این پژوهش این است که به کمک الگو سازی پویا، درک بهتری از چگونگی رفتار پویای هزینه ها در طول زمان و تحت شرایط اتخاذ تصمیمات متفاوت بدست آورد. روش: با توجه به تعدد فعالیت ها، سرفصل های هزینه و محرک های هزینه در دانشگاه ها، و با توجه به پویایی محرک های هزینه در طول زمان و پیچیدگی به تصویرکشیدن روابط میان هزینه ها و فعالیت های متعدد در سیستم پویای دانشگاه، در این پژوهش از رویکرد پویایی شناسی سیستم جهت الگو سازی استفاده شده است. این تحقیق یک مطالعه موردی بر اساس داده های مالی و عملکردی دانشگاه الزهرا (س) است. خدمات و فعالیت های اصلی دانشگاه بر اساس طبقه بندی برنامه ها و فعالیت های دانشگاه در جدول شماره یک پیوست ( 4 ) قوانین بودجه سالانه است. برای شناسایی و احصای محرک های مربوط به فعالیت ها، محرک های هزینه، فعالیت های پشتیبان و روابط میان هزینه ها و فعالیت ها از مشاهده، مصاحبه و بررسی ساختار فعالیت های دانشگاه استفاده شده است. یافته ها: از یافته های مراحل اولیه محاسبات می توان به بهای هر یک از خدمات اصلی دانشگاه اشاره کرد که نتایج اعتبارسنجی الگو نشان از دقت بالای الگو دارد (میانگین قدرمطلق درصد تفاوت 3/0 درصد). در ادامه، هزینه های دانشگاه و بهای خدمات اصلی تحت دو سناریوی کاهش تعداد دانشجویان کارشناسی و افزایش تعداد اساتید، در راستای حصول هدف گذاری های انجام شده در خصوص کاهش نسبت دانشجو به استاد و تقویت تعداد دانشجویان تحصیلات تکمیلی به کل دانشجویان، مورد بررسی قرار گرفت. مقایسه بهای خدمات ارائه شده در هر دو سناریو، امکان بررسی بهای خدمات و فعالیت ها و تصمیم گیری بهتر با توجه به منابع موجود را فراهم می آورد. یافته ها همچنین نشان می دهد که بکارگیری رویکرد پویایی سیستم با الگو سازی روابط علی و معلولی میان تمامی متغیرها و با در نظر گرفتن ماهیت پویای متغیرها، پیچیدگی و هزینه بر بودن بروزرسانی نظام بهایابی بر مبنای فعالیت را مرتفع نموده و امکان تحلیل به موقع هزینه ها را فراهم می آورد. بکارگیری این رویکرد همچنین امکان پیش بینی قیمت تمام شده برای چندین دوره آتی را فراهم می آورد. نتیجه گیری: الگو سازی پویای نظام مدیریت هزینه دانشگاه، به مدیران این امکان را می دهد تا با بررسی بهای خدمات در یک محیط مجازی، خط مشی های مختلف در خصوص جذب هیئت علمی، پذیرش یا عدم پذیرش دانشجو و غیره که در آینده اثر مثبت بر جهت گیری به سمت اهداف مطلوب دارد، را مورد بررسی قرار داده و بر اساس پیش بینی های انجام شده از بهای تمام شده خدمات و فعالیت های دانشگاه و ارزیابی استفاده از منابع موجود تصمیم گیری نمایند.