فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۰۰۱ تا ۱٬۰۲۰ مورد از کل ۴٬۹۲۷ مورد.
تعیین مهمترین دسته های ریسک پروژه با در نظر گرفتن روابط علّت و معلولی میان آنها در محیط فازی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هر پروژه دارای ریسک هایی می باشد و از آنجایی که پیچیدگی های زیادی در پروژه های امروزی وجود دارند، شناسایی مهمترین دسته های ریسک برای موفقیت و کارآمدی پروژه ها نقش مهمی ایفا می کند.
این پژوهش در پی تعیین مهمترین ریسک ها در چارچوب ساختار شکست ریسک ویرایش چهارم راهنمای گستره ی دانش مدیریت پروژه می باشد که قابلیت تعمیم به تمامی مواردی که در تعریف پروژه در سطح کشور می گنجند را دارد. نظر به اینکه ریسک های پروژه دارای اثرات متقابل بر یکدیگر هستند با در نظر گرفتن این روابط متقابل و علّت و معلولی برای تعیین مهمترین دسته های ریسک پروژه طبق ساختار شکست ریسک ویرایش چهارم راهنمای گستره ی دانش مدیریت پروژه از روش دیماتل بهره گرفته شد. همچنین از نظریه مجموعه های فازی برای کسب نظرات ذهنی خبرگان که دارای تجربه و دانش کافی در سطح پروژه های کشور بودند استفاده گردید.
نتایج پژوهش بیانگر این بودند که دسته های ریسک «بیرونی»، «فنّی»، «مدیریت پروژه» و «سازمانی» به ترتیب با اهمیت ترین دسته های ریسک هستند و در مهمترین دسته یعنی ریسک های «بیرونی»، ریسک های متأثر از قوانین تنظیمی، در دسته ی ریسک های «فنّی» ریسک های مرتبط به «فناوری»، در دسته ی ریسک های «مدیریت پروژه» ریسک های مرتبط به «تخمین» و در دسته ی ریسک های «سازمانی»، ریسک های مرتبط به «وابستگی های پروژه» در رتبه اول اهمیت می باشند.
مدیریت کیفیت جامع و رویکرد ارزیابی متوازن
حوزههای تخصصی:
رویه های مدیریت کیفیت جامع، توسط شرکت ها با هدف انتفاع از بهبود جنبه های حیاتی عملکرد شرکت از طریق شمول کیفیت و بهبود مستمر در اولویت های راهبردی، استفاده می گردند. رویکرد ارزیابی متوازن نیز با استفاده از معیارهای سنجش مالی و غیر مالی چهار بعد عملکردی شرکت را ارزیابی می کند: مشتریان، مالی، یادگیری و رشد، رویه های تجاری درون سازمانی. در این مقاله درصدد ایجاد ارتباط بین این دو رویکرد هستیم و بدین منظور پتانسیل های مطالعاتی در این زمینه را بررسی و تعریف نموده ایم...
آسیب شناسی علل تأخیر در پروژه ها با هدف ایجاد بهره وری در ابعاد مختلف اجرای پروژه(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
عوامل اجرایی در ساختار پروژه ها توجه ویژه ای به مقوله مدیریت بهینه پروژه دارند و در این راستا هر کدام به نوبه خود می کوشند از تأخیر زمانی در مراحل مختلف اجرایی بکاهند تا در کوتاه ترین زمان ممکن، حداکثر بهره وری را از انجام کار کسب نمایند. لذا اهمیت توجه به مقوله مدیریت پروژه و آسیب شناسی پیش آمد تأخیر که هزینه های هنگفتی تحمیل می کند دو چندان می شود. در نوشتار حاضر با هدف ارائه پیشنهادهای عملی به منظور بهبود عملکرد زمانی و افزایش بهره وری از طریق بهبود مدیریت منابع، همچنین بررسی آیتم های تحقیق به صورت طبقه بندی شده در بخش های مختلف اجرایی پروژه، به روش توزیع پرسشنامه، داده های لازم از جامعه آماری استخراج و برای تحلیل این داده ها از آزمون T استفاده شده و در اولویت بندی متغیرهای شناسایی شده نیز با اعمال روش های AHP و ANP و با استفاده از نرم افزارهای اکسپرت چویز و سوپر دسیژن، یازده مورد از بیشترین عوامل تأثیرگذار در تأخیر زمانی پروژه ها شناسایی شدند که با توجه به نتیجه آزمون ها، بروز تأخیر زمانی ناشی از عدم تأمین بودجه کافی برای طرح در زمان مناسب در اولویت اول قرار گرفته است.
بررسی رابطه ساختار سرمایه و کارایی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران با استفاده از تکنیک تحلیل پوششی داده ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش کاربردی تجربی بوده و رابطه ساختار سرمایه و کارایی شرکت ها را بررسی می نماید. هدف این است که چه سطحی از بدهی می تواند به عنوان ابزاری نظام بخش منجر به کارایی بیشتر گردد و آیا ساختار سرمایه در شرکت های کاراتر دربرگیرنده ی نسبت بدهی به سرمایه بالاتر و یا پایین تری می باشد؟ روش ارزیابی کارایی شرکتها، تحلیل پوششی داده ها (DEA) است که ده نسبت مالی، به عنوان ورودی و خروجی های این تکنیک، از صورت های مالی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران (1384-1388) در چهار صنعت استخراج شده اند؛ سپس با متوسط ارزش بازار سهام هر شرکت، ارزش دفتری حقوق صاحبان سهام و جمع دارایی ها را تعدیل نموده ایم. پس از تعیین کارایی، فرضیات تحقیق با استفاده از دو مدل رگرسیونی با متغیرهای کنترلی آزمون شده اند. نتایج حاصل از تحقیق وجود رابطه معنادار میان کارایی و نسبت بدهی را نشان می دهد؛ همچنین رابطه این دو متغیر با تعدادی از متغیرهای کنترلی مورد استفاده معنادار می باشد.
ارایه مدلی جهت سنجش میزان کیفیت با توجه به مفهوم نوین کیفیت (NCQ) با استفاده از تئوری فازی (مطالعه موردی)
حوزههای تخصصی:
در محیط دگرگون و پرپیچیده امروزی کیفیت، واژه ای استراتژیکی برای تمامی سازمانها اعم از دولتی، غیر دولتی، خدماتی، تولیدی و ... می باشد و پرداختن به این مبحث برای سازمانها امری حیاتی است. استراتژی کیفیت و کیفیت استراتژی با توجه به مقوله مفهوم نوین کیفیت در حال حاضر از ضروریات و مباحث نوین مدیریتی برای هر سازمانی به سبب موفقیت و رقابت نمودن می باشند. تعاریف و توصیفات زیادی از کیفیت شده است ولی یکی از مهمترین مشکلات و مسایل مدیریتی این است که بتواند این متد (و سایر متدهای کیفی) را به کمی تبدیل نموده و قابل اندازه گیری نماید. تئوری و منطق فازی تا حدودی این مشکل را توانسته است حل نماید و با کمک متغیرهای زبانی و به اصطلاح زبان طبیعی، فرمول بندی متدهای کیفی را به انجام رساند. منطق فازی که توسط پروفسور لطفی زاده راه به عرصه علم گذاشته در کمی نمودن مسایل و متدهای کیفی کمک شایانی مخصوصا به مدیران سازمانها نموده است.حال در این تحقیق سعی داریم با استفاده از تئوری فازی، مقوله کیفیت را با توجه به مفهوم نوین کیفیت و چهار شاخص موجود در آن یعنی:1- ویژگیها و شرایط فیزیکی، 2- هزینه و ارزش، 3- تحویل بموقع و 4- خدمات بعد از عرضه، و با کمک نرم افزار MATLABمدل بندی نماییم، و در نهایت مثالی برای درک بهتر ارایه شده است.
تعیین هویت سیستمی تغییرات قیمت نفت در سازمان اوپک با استفاده از تبدیل فوریه و توابع چگالی طیفی در تحلیل سری های زمانی
حوزههای تخصصی:
نفت خام عمده ترین منبع درآمد کشور را تشکیل می دهد و علی رغم تلاش های صورت گرفته در سالیان اخیر جهت کاهش وابستگی به این ماده حیاتی ، راه زیادی تا تحقق این مهم باقی مانده است. بنابراین تجزیه و تحلیل های دقیق و علمی در مورد مسایل مربوط به نفت همچنان ضروری به نظر می رسد. هدف این تحقیق نیز، تجزیه و تحلیل نوسانات بهای نفت خام سازمان اوپک با استفاده از روش های نوین سری زمانی و تعیین هویت سیستمی ، مانند توابع خود همبستگی ، چگالی طیفی ، همبستگی متقابل و همچنین تابع انتقال می باشد. به این منظور در مرحله شناسایی از توابع خود همبستگی و خود همبستگی جزیی استفاده می شود، سپس در مرحله تخمین، با بهره گیری از روش کمترین مربعات خطی ، ضرایب مدل تعیین مربعات خطی ، ضرایب مدل تعیین و نیز با استفاده از ازمون کای – دومانده ها ، شایستگی مدل اثبات می گردد. مضافاً ، با انجام تجزیه و تحلیل طیف سنجی مشخص می شود که تغییرات در بهای نفت خام سازمان اوپک ناشی از وجودجزء روند بوده و دوره های اصلی افزایش و کاهش قیمت نفت به ترتیب ، هر 108 هفته و هر 78 هفته می باشد( برای هموارسازی تابع چگالی طیفی نیز از پنجره توکی – هامینگ استفاده شده است).آنگاه با استفاده از تابع همبستگی متقابل ، پاسخ ضربه ای و تابع انتقال سیستمی ، رابطه ای بین عرضه ماهانه و قیمت ماهانه نفت استخراج می شود. متعاقباً ، با عملکرد اپراتور پسگرد بر روی تابع انتقال ، رابطه ای بای پیش بینی قیمت نفت بر حسب مقدار عرضه بدست می آید که در آن قیمت فت خروجی سیستم و مقدار عرضه نفت ورودی سیستم را تشکیل می دهد. در نهایت ، برای نشان دادن برتری روش تابع انتقال نسبت به سایر روش های پیش بینی ، از معیار جذر میانگین مجذورات خطا استفاده می گردد.
ارزیابی و انتخاب پاسخ های خطر پذیری سطح (ریسک پروژه) از طریق یک مدل بهینه سازی چند هدفه و رویکرد اولویت بندی فازی (مطالعه موردی : نیروگاه سیکل ترکیبی آبادان)
حوزههای تخصصی:
هدف مدیریت ریسک پروژه افزایش احتمال موفقیت پروژه است و اینکار از طریق شناسایی و ارزیابی نظام مند ریسک ها، ارائه روش هایی جهت کاهش یا حذف آنها و حداکثرسازی فرصت ها صورت می گیرد. بررسی ادبیات موضوع نشان می دهد هنوز کمبود های قابل توجهی در حوزه ارزیابی و انتخاب اقدامات کاهش ریسک پروژه ها وجود دارد. مطالعات مربوطه عمدتا مدل های مفهومی هستند که شامل بررسی کلی تاثیرات عدم اطمینان بر پروژه ها و تعیین استراتژی هایی برای کاهش سطح ریسک می باشند. به منظور رفع کاستی های مذکور، در این مقاله یک چارچوب عملی پیشنهاد می شود که ساختار شکست کار، رخدادهای ریسک، اقدامات کاهش ریسک، ریسک های ثانویه و تاثیرات آنها را بطور یکپارچه بررسی می نماید. مساله در قالب یک مدل بهینه سازی چندهدفه مدلسازی گردیده و ضرایب تابع هدف مربوطه از طریق رویکرد اولویت بندی فازی تعیین شده است. جهت حل مدل، روش های دقیق و ابتکاری پیشنهاد گردیده است. علاوه بر این، به منظور اعتبارسنجی مدل، یک مطالعه موردی در پروژه های نیروگاهی ایران انجام شده است. بر اساس نتایج کسب شده، مدل پیشنهادی منجر به بهبود قابل توجه زمان، هزینه و کیفیت پروژه می شود.
بنگاه توسعه یافته (EE)
منبع:
فروغ تدبیر ۱۳۸۴ شماره ۱۵
حوزههای تخصصی:
رویکرد تعاملی فازی برای حل مسئله برنامه ریزی تولید چند محصولی چند دوره ای(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
برنامه اصلی تولید یک برنامه میان مدت در فرآیند برنامه ریزی تولید است که برنامه بلند مدت تولید ادغامی را به برنامه ای تبدیل می کند که میزان و زمان تولید محصولات مختلف را معین می سازد. تصمیم گیری در این خصوص به اطلاعات زیادی درباره پارامترهای مختلف از قبیل تقاضا، نیازمندی های منابع تولیدی و هزینه ها نیاز دارد. یکی از ویژگی های ذاتی این پارامترهای مختلف عدم قطعیت آنها است. در این مقاله، مدلی برای حل مساله برنامه ریزی اصلی تولید در شرایط عدم قطعیت پیشنهاد شده که در آن اطلاعات تحلیل گر درباره پارامترهای مسئله به صورت فازی مشخص می باشند. همچنین، یک رویکرد ترکیبی برای حل مدل توسعه یافته پیشنهاد شده است. کاربرد مدل پیشنهادی در دو مثال عددی مورد بررسی قرار گرفته است. بر اساس نتایج این مدل، مقادیر تولید محصولات در افق برنامه ریزی همراه با میزان منابع مورد نیاز برای تولید این محصولات مشخص می گردد. این نتایج از کاربردهای بالقوه زیادی در خصوص تصمیمات عملیاتی در حوزه برنامه ریزی تولید برخوردارند.
طراحی مدل سفارش دهی ترکیبی قطعات خودرو در زنجیره تامین دو سطحی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
3استاد گروه مهندسی صنایع، دانشکده فنی و مهندسی، دانشگاٯودیت حجم ارسالی حل شد و نتایج آن با یکدیگر مقایسه شد، مشاهده شد که با اعمال محدودیت حجم ارسال، دوره سفارش دهی افزایش می یابد و بدنبال آن هزینه های کل سالانه نیز افزایش می یابد. در نهایت جهت اعتبار سنجی، مدل ارائه شده با داده های موجود در ادبیات حل شده و با مدلهای ارائه شده در ادبیات مقایسه شده است.
بررسی و مقایسه الگوهای EFQM و BSC
حوزههای تخصصی:
بررسی تاثیر نوع نیاز بر تمایل کارکنان به کارآفرینی سازمانی (مطالعه موردی: ستاد مرکزی شرکت ملی نفت ایران)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف «تعیین تاثیر نوع نیاز بر تمایل کارکنان به کارآفرینی سازمانی در ستاد مرکزی شرکت ملی نفت ایران» اجرا شد. متغیرهای تحقیق شامل انواع نیازها (نیاز به موفقیت/ توفیق طلبی، قدرت، احترام، خودشکوفایی، زیستی، امنیت و اجتماعی) به عنوان متغیر مستقل، و تمایل کارکنان به کارآفرینی سازمانی به عنوان متغیر وابسته، بوده است. برای گردآوری داده های مورد نیاز، از دو پرسشنامه دارای روایی و پایایی که در تحقیقات قبلی مورد استفاده قرار گرفته اند، پس از تصحیح و تعدیل برخی از سوال ها و بازآزمایی روایی و پایایی آنها، به ترتیب برای سنجش نوع نیازها و تمایل کارکنان به کارآفرینی سازمانی، استفاده شد. ضریب پایایی برای هر دو پرسشنامه برحسب آلفای کرونباخ به ترتیب، 85.65% و 86.68% به دست آمد. با بهره گیری از روش تحقیق همبستگی، تحلیل داده های تحقیق با نرم افزار SPSS، و استفاده از روش رگرسیون چندمتغیره، نتایج آزمون فرضیه های تحقیق در سطح اطمینان 0.95 به دست آمد. بر اساس یافته های روش رگرسیون چندمتغیره، فرضیه های هفت گانه تحقیق و در نتیجه تاثیر انواع نیازها بر تمایل کارکنان به کارآفرینی سازمانی مورد تایید قرار گرفت
مدل ترکیبی فرایند تحلیل سلسله مراتبی- برنامه ریزی آرمانی برای سیستم های کنترل کیفیت
حوزههای تخصصی:
با مطالعه درباره ویژگی های کیفیت خدمات، پنج شاخص از سنجه های کیفیت شناسایی و این شاخص ها یا سنجه ها از طریق فرایند تحلیل سلسله مراتبی وزن دار گردیدند. وزن های اولویت بندی شده به نوبه خود، در مدل برنامه ریزی آرمانی بکار می روند تا به گزینش بهترین مجموعه ابزار کنترل کیفیت برای اهداف مربوط به مشتری بکار گرفته شوند. این مقاله راهی را برای تصمیم گیری پیشنهاد نموده که وزن دار کردن (اولویت بندی) سنجه های کیفیت خدمات ویژه یک سازمان را ممکن ساخته، محدودیت های منابع دنیای واقعی (بودجه، ساعت، نیروی کار و غیره) را در نظر گرفته و یک مجموعه بهینه ابزارهای کنترل کیفیت خدمات را انتخاب می کند. این مقاله دو مبحث مهم را مطرح می کند: چگونه در صنعت خدمات درباره سنجه های کنترل کیفیت می توان تصمیم گیری و آن ها را به کار بست، و همچنین چگونه از فرایند تحلیل سلسله مراتبی در مدل می توان استفاده نمود. مطالعه ای موردی نیز در این مقاله بیان شده است تا کاربردی بودن این مدل ترکیبی را نشان دهد.
تدوین و اولویت بندی مؤلفه های زنجیره تقاضا بر اساس رویکرد مدیریت زنجیره تأمین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش ارائه مؤلفه های مؤثر در زنجیره تقاضاست تا با شناسایی این مؤلفه ها و تعیین میزان اهمیت آنها، سازمان را در کسب سطوح بالای عملکردی یاری رساند. ایده اصلی این مقاله بر آن است که مؤثرترین مؤلفه ها در زنجیره تقاضا چیست و چگونه بر عملکرد سازمان تأثیرگذارند؟ در این پژوهش از مؤلفه های بازاریابی استفاده شد. تحلیلها با استفاده از آمار استنباطی و تاپسیس انجام گرفته است. نتایج حاکی از آن است که دو مؤلفه قیمت و فرآیند در چرخه زنجیره تقاضا تأثیرگذار هستند و نشان دهنده این است که مباحث پیش بینی تقاضا و تشخیص نیازها و خواسته-های مصرف کنندگان و در نظر گرفتن وضعیت جمعیتی مشتریان و همچنین در نظر گرفتن جلب رضایت مشتریان و مباحث قیمت محصولات و قیمتهای رقبای بازار و ارائه قیمتهای فصلی و دوره-ای و تخفیفات ویژه به مشتریان از موارد تأثیرگذار بر روند عملکرد زنجیره تقاضای سازمانها می تواند باشد.
رتبه بندی بانک های دولتی شهر کرمان بر اساس سطح سرمایه اجتماعی با استفاده از تکنیک های تصمیم گیری چندشاخصه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با ورود به عصر ارتباطات و اطلاعات، و حرکت از اقتصاد صنعتی و تولیدی به سمت اقتصاد خدماتی دانش بنیان؛ مبانی رقابتی کسب و کارها از بودجه های سرمایه ای و دارایی های ملموس به سمت دارایی های ناملموس و سرمایه های فکری از جمله سرمایه های ارتباطی و اجتماعی تغییرکرده است. از این رو سازمان ها بیش از اعصار گذشته بر روی روابط و تعاملات غیررسمی بین کارکنان به منظور تبادل افکار، ایده ها و دانش و اطلاعات خود، و نیز توسعه سرمایه اجتماعی برای ایجاد ارزش برای مشتریان برونی، و در نتیجه مشتریان درونی سازمان تاکید دارند. لذا تولید و توسعه سرمایه اجتماعی مستلزم آگاهی از وجود یا نبود آن در سازمان از طریق سنجش و اندازه گیری آن است. از این رو، این تحقیق بر روی سنجش و اندازه گیری سرمایه اجتماعی در بانک های دولتی شهر کرمان و در نتیجه رتبه بندی آنها تمرکز نموده است. نتایج به دست آمده نشان داد که از میان بانک های مورد مطالعه، بانک ملت و رفاه به ترتیب رتبه های اول و آخر را کسب نموده اند، و بانک های ملی، تجارت و مسکن به ترتیب رتبه ها دوم تا چهارم را به خود اختصاص داده اند.
ارائه مدل ارزیابی عملکرد زنجیره تأمین خدمات با رویکرد نگاشت شناختی فازی (مورد مطالعه: صنعت بیمه)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ارزیابی عملکرد زنجیره تأمین یکی از مهم ترین زمینه های بهبود مستمر زنجیره تأمین است. مدیریت زنجیره تأمین یکی از استراتژی های رقابتی برای بهبود عملکرد و سودآوری سازمان ها در محیط نامطمئن و پررقابت عصر حاضر است. با توجه به ویژگی های منحصر به فرد خدمات که آن را از بخش تولید متفاوت می سازد، محققان و کاربران هنوز به ارزیابی عملکرد زنجیره تأمین خدمات به اندازه کافی توجه نکرده اند؛ بنابراین، در این پژوهش برمبنای رویکرد نگاشت شناختی فازی، مدلی برای ارزیابی عملکرد زنجیره تأمین خدمات (صنعت بیمه) طراحی شده است. با مصاحبه های عمیق و نیمه ساختاریافته با خبرگان صنعت بیمه، مفاهیم و مؤلفه های ارزیابی عملکرد زنجیره تأمین خدمات شناسایی و سپس براساس دانش خبرگان، روابط بین مفاهیم درقالب نقشه های شناخت فازی ترسیم شد. درنهایت، مدل این پژوهش با بلوک بندی نقشه ادغامی خبرگان طراحی شد. شاخص های مربوط به نقشه های شناختی بیانگر اهمیت زیاد بلوک های راهبردها و کیفیت خدمات زنجیره تأمین است. مدل ارائه شده در این پژوهش ممکن است که مبنایی برای تعالی زنجیره تأمین خدمات شود.