پژوهش حاضر توانمند سازهای مدیریت کیفیت و چگونگی ارتباط بین این عوامل را با استفاده از مدل معادلات ساختاری در زنجیره تامین بررسی می کند. برای نیل به این هدف، پس از مطالعه دقیق ادبیات مدیریت کیفیت جامع و مدیریت زنجیره تامین، یک مدل مفهومی ارایه شد و بر اساس آن 220 پرسشنامه از زنجیره تامین شرکت ایران خوردو جمع آوری شد، نتایج حاصله نشان می دهد که تمام شاخص های مربوط به هر کدام از توانمند سازها به شکل معناداری آن عامل را می سنجند، رهبری بر مدیریت کیفیت تامین کننده، برنامه ریزی استراتژیک و مدیریت منابع انسانی تاثیر دارد، و برنامه ریزی استراتژیک نیز بر مدیریت کیفیت تامین کننده و مدیریت منابع انسانی تاثیر دارد.
"بر اساس اهداف کمی برنامه چهارم، بخش شایان توجهی از رشد اقتصادی باید از محل ارتقای بهرهوری کل عوامل تولید تأمین شود. برای تسهیل تحقق این هدف، تمامی دستگاههای اجرایی مکلفاند در تدوین اسناد سهم بهرهوری کل عوامل در رشد اقتصادی را منظور کرده و الزامات آن را مشخص کنند. همچنین دستگاههای اجرایی موظفاند به منظور تحول اقتصادی کشور از یک نظام اقتصادی نهاده محور به نظام اقتصادی ستانده محور، ضمن شناسایی موانع افزایش بهرهوری عوامل تولید، سیاستهای مربوط به بخش خود را درجهت رفع این موانع تهیه کنند(ماده6). سوال اساسی قابل طرح این است که موانع اصلی ارتقای بهرهوری کل عوامل تولید در حمل و نقل و ارتباطات چیست و چگونه میتوان آنرا بر طرف کرد. برای پاسخ به این سئوال از روش تحلیل فراگیر دادهها(DEA )، بهرهوری کل عوامل تولید و اجزاء آن در حمل و نقل و ارتباطات را اندازه گیری کردیم.
این مطالعه از دیدگاه روش و موضوع برای نخستین بار است که در کشور انجام میشود. مطالعاتی که تاکنون انجام شده نیز غالبا"" در سطح ملی و نهایتا در سطح بخش بوده است، در حالی که این مطالعه در سطح زیر بخش اقدام به اندازهگیری بهرهوری، آنهم به تفکیک اجزاء بهرهوری کرده است.
نتایج نشان میدهند بهرهوری کل عوامل تولید حمل و نقل و ارتباطات در مقایسه با بهرهوری کل عوامل تولید بخشهای اقتصادی کشور در پایینترین حد قرار دارد. اجزاء محاسبه شده بهرهوری نشان میدهد که در درون فعالیت تغییرات کارآیی مدیریتی و کارآییفنی سبب تنزل بهرهوری کل عوامل تولید زیر بخش حمل و نقل و ارتباطات شده است."
محیط کسب وکار کنونی به شدت نامطمئن و غیرقابل پیش بینی شده است، سازمان ها برای مواجه با این عدم قطعیت ها باید سیستم های انعطاف پذیری داشته باشند. برای دست یابی به این هدف، انعطاف پذیری زنجیره تأمین از اهمیت زیادی برخوردار است. هدف این مقاله مطالعه تجربی ارتباط بین انعطاف پذیری زنجیره تأمین و عملکرد شرکت های فعال صنعت پوشاک در تهران و حومه است.اطلاعات اولیه با استفاده از پرسشنامه جمع آوری شده و سپس به کمک مدل سازی معادلات ساختاری در دو بخش مدل اندازه گیری و ساختاری مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفته است. انعطاف پذیری زنجیره تأمین شامل ابعاد منبع یابی، عملیات، اطلاعات، توزیع و منابع انسانی است. نتایج پژوهش نشان می دهد که انعطاف پذیری منبع یابی، اطلاعات و توزیع، تأثیر مثبت و معنادار بر عملکرد دارند درحالی که انعطاف پذیری عملیات و منابع انسانی، تأثیر مثبت ولی ناچیز بر عملکرد دارند.
یکی از ایدههای جدیدی که به عنوان جانمایه تحولات مورد توجه قرار گرفته و در معماری بهینه فرآیندها با دیدگاهی سیستمی مورد استفاده میباشد فلسفه تفکر ناب است که در مقاله حاضر به تشریح مفهوم، اصول و چگونگی کاربرد این فلسفه در بهبود فرآیند مهندسی مجدد فرآیندهای سازمانی پرداخته شده است. فلسفه تفکر ناب یکی از کاربردی ترین ابزارهای مفهومی در طراحی فرآیندهای اطلاعاتی سازمان است.
طراحی مدارهای الکتریکی و الکترونیکی و یا شبکه های توزیع و تولید برق، سیستمهای مکانیکی که ازکارافتادگی یکی از قطعات آنها باعث ازکارافتادگی کل سیستم می شود و حتی سیستمهای تولید سلولی که در آنها ماشینها بصورت سری با هم مرتبط هستند از لحاظ میزان قابلیت اطمینان اهمیت زیادی دارند. تاکنون عمده ترین راهکارهای ارائه شده برای بهبود قابلیت اطمینان اینگونه سیستمها، تأکید بر افزایش قابلیت اطمینان ذاتی هریک از قطعات یا اجزاء تشکیل دهنده ی سیستم یا افزایش قابلیت اطمینان سیستم برمبنای استراتژیهای نگهداری و تعمیرات بوده است. در بعضی پژوهش ها نیز تنها تأثیر مکان اجزاء یک سیستم بر قابلیت اطمینان مورد مطالعه قرار گرفته است. بنابراین، به نظر میرسد روش های دیگر کمتر استفاده شده است. در این مقاله مدلی چند هدفه ارائه شده که بین قابلیت اطمینان سیستم (که برمبنای انتخاب مکان اجزاء است) و هزینه های مکانیابی، نگهداری و تعمیرات سیستم موازنه ی موردنظر را برقرار میکند. در پایان نیز مثالی عددی ارائه و توسط نرم افزار Lingo حل شده است.
کنترل موجودی یکی از مسائل حائز اهمیت در مدیریت زنجیره های تامین است. در این مقاله یک سیستم تولید، توزیع، موجودی سه سطحی شامل یک تولید کننده مرکزی، دو عمده فروش و تعدادی خرده فروش در نظر گرفته شده است. تقاضای مشتریان در خرده فروشان از یک فرآیند پواسون مرکب پیروی کرده و سیاست کنترل موجودی سطوح از نوع سیاست مرور مستمر ( Q R, ) است. در این تحقیق، با در نظر گرفتن ساختار استاندارد هزینه در یک مدل موجودی، نسبت به برآورد تابع هزینه این سیستم با استفاده از روش شناسی سطح پاسخ، به صورت ترکیبی از آزمایش های طراحی شده، شبیه سازی، تحلیل رگرسیون و بهینه سازی اقدام شده است. روش به کار رفته در این مقاله می تواند به عنوان روشی نوین در بهینه سازی سیاست موجودی زنجیره های تامین استفاده شود؛ ضمن آنکه بهینه سازی همزمان پارامترهای موجودی، شامل نقطه سفارش مجدد و اندازه دسته سفارش، یکی دیگر از مزایایی مدل پیشنهادی به شمار می رود.
"هر چند امروزه اعتقاد به برنامهریزی ملی همانند سالهای گذشته وجود ندارد، ولی این به آن معنا نیست که باید برنامهریزی کنار گذاشته شود، بلکه دنیای امروز روشهای جدید و مؤثرتری را برای برنامهریزی ملی میطلبد.
خاستگاه برنامهریزی ملی با هر رویکردی، دست یافتن به نیازها و مطالبههای مردم میباشد و مدیریت کیفیت جامع که از نیازهای مشتری شروع شده و به دنبال تأمین رضایت مشتریان میباشد، بخوبی میتواند نگاهی جدید به برنامهریزی ملی ارائه دهد. هدف این مدل تأمین رضایت مشتریان برنامه میباشد که واجد ویژگیهایی است که در صورت تحقق آنها رضایت براورده خواهد شد. جامع بودن، عدالت، انعطافپذیری، هماهنگی، سازگاری درونی و بیرونی، عقلانیت و اثر بخشی از خصوصیات هدف مدل میباشند که براساس نظرهای صاحبنظران برنامهریزی بهدست میآید. همچنین مبانی اصلی تحقق هدف، سه عامل اصلی، بهینهسازی فرایندهای برنامهریزی، توانمندسازی دستاندرکاران برنامه و تمرکز بر نیازهای مشتریان برنامه میباشد. برنامهریزی به مرحله تدوین برنامه خلاصه نشده و شامل تدوین، اجرا بررسی و اصلاح برنامه است و زمانی هدف مدل، یعنی رضایت مشتریان برنامه محقق میشود که کلیه مبانی ذکر شده بهطور مستمر بهبود پیدا کنند."
همگان اذعان دارند که در شرایط پرتنش و پررقابت فعلی، استفاده از شکل های سنتی سازمانی، اشتباهی نابخشودنی است. از این رو، نگاه به چهره های جدید سازمانی از دغدغه های مهم پژوهشگران است. لذا هدف این تحقیق، طراحی مدل سازمان پروژه محور (به عنوان یکی از چهره های سازمانی نوظهور) مبتنی بر عملکرد سازمانی است. این تحقیق از نظر هدف، کاربردی و از حیث ماهیت، ازنوع تحقیقات اکتشافی است که با رویکرد آمیخته (کمی و کیفی) می کوشد طراحی مدل چنین سازمانی را در مورد مطالعه (جهاد دانشگاهی استان فارس) به انجام رساند. نتایج تحقیق حکایت از آن دارد که مدل نهایی تحقیق، متشکّل از متغیّر مدیریت پروژه با پنج بعد (الزامات دانشی، ریسک، فرایندی، منابع انسانی، حاکمیت و رهبری) و دو متغیّر میانجی طبیعت پروژه سازمان و فنّاوری پروژه های سازمان است. از بین ابعاد مدیریت پروژه، الزامات مدیریت ریسک دارای بالاترین اولویت در شکل گیری مدل سازمان پروژه محور است. همچنین مبتنی بر بارهای عاملی مدل نهایی تحقیق، به مدیران پیشنهاد می شود که توجه به ابعادانتقال فنّاوری به کار رفته در پروژه های سازمان، اندازه و نوع پروژه های سازمان، فشارهای وارد به پروژه های سازمان و الزامات مدیریت ریسک پروژه را در اولویت خود برای طراحی ساختار چنین سازمانی قرار دهند.