هدف از این مطالعه شناسایی عوامل مؤثر بر ارتقای کیفیت وبهره وری مراکز و واحدهای دانشگاه آزاد اسلامی منطقه 2 بوده است. برای انجام این پژوهش از روش پیمایشی استفاده و داده ها با بهره گیری از پرسشنامه محقق ساخته با 50 سوال بر اساس اهداف ومولفه های کیفیت در مراکز آموزش عالی ساخته وگردآوری شد. جامعه آماری پژوهش حاضر، کلیه اعضای هیات علمی ( 1778) وغیر هیأت علمی ( 1517) نفراست که در سال 1391در استانهای اذربایجان غربی- زنجان- اردبیل مشغول به خدمت بودند که از میان انها تعداد 350نفر (هیات علمی161)و (غیر هیات علمی189) نفربا استفاده از جدول مورگان و با روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای و به صورت تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. داده ها با استفاده از میانگین رتبه ای وآزمون فریدمن تحلیل شدند و برای مقایسه نظرات گروه ها از ازمون تی تست دوگروه مستقل وتحلیل واریانس یکراهه استفاده گردید. نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل داده ها نشان می دهد که دربین عوامل موثر ؛عوامل آموزشی فرهنگی و عوامل مدیریتی وساختاری، عوامل دانشجویی و عوامل پژوهشی به ترتیب مهمترین عوامل هستند. و بین نظرات گروهای نمونه تفاوت معناداری وجود ندارد.
هدف اصلی در این مقاله، ارزیابی کارایی نسبی هر کدام از مراحل ارائه خدمت به مشتریان در شعب بانک ملی است. یک
فرایند سه مرحله ای به عنوان نتایج متوالی از ارائه خدمات به مشتریان بانک تعریف شده است. این فرایند از اجزایی هچون
انتظارات مشتریان، رضایت مشتریان و وفاداری مشتریان تشکیل شده است. برای ارزیابی کارایی نسبی 34 شعبه بانک ملی،
یک روش ترکیبی مبتنی بر روش تحلیل چند معیاره رضایت (MUSA) و روش تحلیلل پوششلی داده هلا (DEA) توسلعه
داده شدند. بدین ترتیب که داده های حاصل از پرسشنامه هایی که توسط مشتریان حقیقی شعب تکمیل شلدند توسلط روش
MUSA کمی گردید و به همراه مولفه هلا ی مهلم دیرلر در ارزیلابی ماننلد تعلداد کارکنلان، میلانرین نملرات ارزشلیابی
کارکنان، هزینه های عملیاتی، میزان سپرده ها، مجموع تسلهیتت اعطلایی، تعلداد حسلا هلا ی جلاری جدیلد، انتظلارات و
وفاداری مشتریان وارد مدل تحلیل پوششی داده ای شلدند. در ایلن تحقیله جهلت ارزیلابی کلارایی شلعب از ملدل تحلیلل
پوششی داده های شبکه ای سه مرحله ای استفاده گردیده است. مدل DEA مورد استفاده از نوع مضلربی CCR خروجلی
محور با بازدهی ثابت نسبت به مقیاس می باشد. مدل تحلیل پوششی داده ای سه مرحله ای کارایی زیرفراینلدهای انتظلارات
مشتریان، رضایت مشتریان و وفاداری مشتریان را در شعب کمی سازی و اندازه گیری می نماید. نتایج تحقیه حلاکی از نن
است که میانرین کارایی نسبی شعب منتخب در سه زیرفرایند ""تاییلد انتظلارات مشلتری ""، ""عملکلرد رضلایت مشلتری "" و
% 50 % و 54 %می باشد. همچنین میانرین کارایی در فراینلد کللی نیلز 25 ،% ""نتایج عملیاتی و وفاداری مشتری"" به ترتیب 22
می باشد و تنها 0 شعبه ) 93 % نمونه( در تمامی مراحل در مرز کارا قرار گرفتند. بنلابر یافتله هلا ی تحقیله، شلعبی کله در زیلر
فرایند اول ""تایید انتظارات مشتری"" کارایی 944 % را کسب کردند در سایر زیرفراینلدها و کلارایی کللی نیلز بلر روی ملرز
کارا قرار گرفتند.
امروزه ریسک یکی از مهم ترین جنبه ها در مدیریت پروژه های مهندسی، تدارکات و ساخت (EPC) به حساب می آید. از سوی دیگر با توجه به تعداد و تنوع ریسکها در پروژه های EPC، تعیین وزن و رتبه بندی آنها از اهمیت وِیژه ای برخوردار است. همچنین ارتباط و اثرگذاری میان ریسکها در بسیاری از پژوهشهای این حوزه تاکنون در نظر گرفته نشده است. پژوهش حاضر به ارزیابی و تعیین ضریب اهمیت ریسکها به کمک روشهای تجزیه تحلیل حالات بالقوه خرابی (FMEA) و فرآیند تحلیل شبکه (ANP) می پردازد. بعنوان مورد کاوی صنعت پتروشیمی به دلیل وجود حجم عظیمی از سازه ها، تأسیسات و فرآیندها با ریسک ها و خطرات اجتناب ناپذیر انتخاب شده است. خبرگان این پژوهش که مرجع اصلی داده ها شمرده می شوند شامل کارشناسان واحد آموزش و امور قراردادها (پیمان های مدیریت طرح ها) هستند. ریسک های بحرانی به دست آمده با استفاده از روش تحلیل فرآیند شبکه ای (ANP)، به کمک نرم افزار سوپردسیژن وزن دهی و رتبه بندی شده اند. براساس نتایج پژوهش، ریسک های بخش برآورد قرارداد کمترین اهمیت و ریسک های بخش مهندسی بیشترین اهمیت را داشته اند. همچنین نتایج این پژوهش نشان داد، ریسک های بخش تدارکات، ریسک های موجود در برآورد (مقادیر و بها) قرارداد، ریسک های بخش مالی و در نهایت ریسک های بخش مهندسی (طراحی) به ترتیب دارای بالاترین اهمیت هستند. در انتهای این مقاله، استراتژی های پاسخ به ریسک، اقدامات اصلاحی و همچنین تحلیل های حساسیت لازم در این حوزه ارائه شد.
تحلیل پوششی داده ها در جهت ارزیابی کارایی سازمان و کارت امتیازی متووازن در جهوت سوناث اخرب شوی
سازمان به عرصه ارزیابی عملکرد معرفی شده اند. در این میان اخرسنای شاخص های کارت امتیازی متوازن در
ارزیابی کارایی سازمان مسئله ایست که تاکنون به آن پرداخته نشده است. این مسئله از آناا حائز اهیمت اسوت
که بسیاری از سازمان های رسانه ای به علت پیچیدگی ماموریت و معیارهای ارزیابی شان، با این سوال و مشکل
مواجه اند که اولا چه شاخص هایی برای ارزیابی اخرب شی مناسب اند و خانیا این شاخص ها چه نقث و اهمیتوی
در تعیین کارایی سازمان ایفا می کنند؟ پاسخ به این سوالاتِ تصمیم ساز، رسانه ای با محدودیت بودجه و زمان
را قادر می سازد به تناسب میزان اهمیت شاخص ها، تصمیم گیری کند و بورای بهووود آن هوا اعتووار ت صویص
دهد. مقاله حاضر در همین راستا، با ارائه ابزاری جدید و ترکیوی از تحلیل پوششی داده هوا و نرریوه بوازی هوای
همکارانه، به رتوه بندی میزان اخر شاخص های کارت امتیازی متووازن در کوارایی یوا سوازمان رسوانه ای موی
پردازد. نتیاه حاصل از این تحقیق که رتوه بندی شاخص ها را به ترتیب ""نرخ سودآوری""، ""تعداد م اطووان ""،
""میزان رضایت منابع انسانی""، ""دقت در تولید""، ""سرعت انتشار"" و ""درصد م اطوان رضایتمند"" بیان موی دارد
این امکان را برای مدیر سازمان فراهم آورد تا بوه طوور ماوزا بوه اهمیوت هور شواخص پوی بورده و بوا توجوه بوه
محدویت های بودجه و زمان خود بهوود در شاخص نرخ سودآوری و تعوداد م اطووان را بوا ارائوه برناموه هوای
مدون به صورت اولی در دستور کار خود قرار دهد.
یکی از مسائل مهم جهت کاهش اتلاف و به دنبال آن افزایش بهره وری در سازمان های تولیدی، داشتن چیدمان تولیدی روان و درست می باشد. سازمان ها می توانند با پیش رو قرار دادن الگو تفکر ناب به بهره ور کردن چیدمان جریان تولید پرداخته و محصولات نهایی را با حداقل اتلاف تولید نمایند. هدف از این تحقیق، ارائه مدلی جهت کمک به فرآیند تصمیم گیری مدیران صنایع در امر انتخاب مناسب ترین الگوی چیدمان جریان تولید از لحاظ میزان اتلاف در واحدهای تولیدی است؛ لذا این امر با در نظر گرفتن معیارهای سطح موجودی، حمل و نقل، زمان تحویل و کیفیت محصول انجام گرفته است. برای ارزیابی و انتخاب چیدمان ها براساس معیارهای ذکر شده از سیستم استنتاج فازی استفاده شده است. ورودی این سیستم، امتیاز هر یک از چیدمان های جریان تولید در هر معیار است، که با روش ANP بدست آمده و خروجی آن میزان اتلاف هر یک از چیدمان های جریان تولید است. جهت شبیه سازی سیستم استنتاج فازی ارائه شده از نرم افزار Matlab استفاده شده است. در نهایت چیدمان محصولی با اختلاف کمی نسبت به چیدمان گروهی )سلولی(، کم ترین میزان اتلاف را به خود اختصاص داده و به عنوان مناسب ترین چیدمان جریان تولید ناب برای شرکت مورد مطالعه انتخاب شده است
دیدگاه زنجیره تأمین، شرکتها را متعهد می کند که تا حیطه و شبکه فعالیت های مرتبط با کسب و کار خودشان را که نیازمند به مدیریت دارد، توسعه دهند. پیچیدگی این فعالیت ها با جهانی شدن شبکه ها و پراکندگی جغرافیائی مشارکت کنندگان و مشتریان افزایش یافته و کنترل مدیریت آنها سخت تر شده است.طی سالهای اخیر مطالعات متعددی بر ناکارآمدی روشهای پیشین در مطالعه پیچیدگی زنجیره تامین و عدم توانائی آنها در شناسائی حضور تامین کنندگان در لایه های متعدد شبکه تامین اذعان کرده و بر لزوم استفاده از تحلیل شبکه های اجتماعی در مطالعه پیچیدگی شبکه تامین تاکید کرده اند. مقاله حاضر با مطالعه شبکه تامین شرکت موتورسازان تراکتور سازی با استفاده از روش تحلیل شبکه های اجتماعی به این نتیجه رسیده است که این شبکه دارای گسست های ساختاری متعددی بوده و شرکت موتورسازان از قدرت چانه زنی بالایی در مقابل تامین کنندگان برخوردار است و در عین حال شبکه قدرت نوآوری پایینی دارد.
در این مقاله، مساله زمان بندی کارگاه فولادسازی _ریخته گری پیوسته بررسی شده است. این مساله حالتی خاص از مساله کارگاه جریان ترکیبی[i] است که انواع محدودیت های خاص صنعت فولاد، آن را به مراتب پیچیده تر می سازد. در این مقاله الگوریتمی فراابتکاری بر پایه الگوریتم مورچگان(ACO)[ii] که در داخل آن یک الگوریتم ابتکاری زمان بندی به کار رفته؛ برای مساله طراحی شده است. در الگوریتم پیشنهادی، ""تخصیص منبع و تعیین توالی[iii]"" با استفاده از الگوریتم جامعه مورچگان و زمان بندی توسط یک الگوریتم ابتکاری پیشرو-پسرو، انجام می شود. در نظر گرفتن محدودیت های واقعی محیط تولیدی در تعریف مساله، طراحی الگوریتم ابتکاری زمان بندی، ارائه الگوریتمی ترکیبی از ACO و الگوریتم ابتکاری ارائه شده و طراحی ویژه ACO از نظر نوع تعریف ماتریس فرومون و اطلاعات ابتکاری آن، نوآوری های اصلی این پژوهش هستند. این الگوریتم در مجتمع فولاد خوزستان پیاده سازی و نتایج آن با الگوریتم ابتکاری موجود در یکی از نرم افزارهای تجاری خارجی و مورد استفاده در مجتمع فولاد مبارکه مقایسه شده است. بر اساس نتایج آزمون، الگوریتم پیشنهادی نه تنها قابلیت استفاده در چارچوب زمان های محدود در دسترس برای زمان بندی را دارد، بلکه تابع هدف واحد فولادسازی را به طور میانگین تا 65% بهبود می دهد.
الگوریتم جهش ترکیبی قورباغه (SFLA) یک الگوریتم مبتنی بر ممتیک متاهیوریستیکِ است. این الگوریتم در سال های اخیر توسط Eusuff و Lansey ایجاد شد. الگوریتم SFLA از نحوه ی جستجوی غذای گروه های قورباغه سرچشمه می گیرد. این الگوریتم برای جستجوی محلی میان زیرگروه های قورباغه از روش نمو ممتیک استفاده می کند. SFLA از استراتژی ترکیب استفاده می کند و امکان مبادله پیام در جستجوی محلی را فراهم می سازد. الگوریتم جهش ترکیبی قورباغه مزایای الگوریتم نمو ممتیک و بهینه سازی گروه ذرات (PSO) را ترکیب می کند. یکی از مسائل مشهور در زمینه کنترل پروژه، زمانبندی پروژه با محدودیت منابع و سایر محدودیتها می باشد که زمان بندی پروژه با در نظر گرفتن محدودیت منابع از جمله مسائل دارای پیشینه تحقیقاتی غنی است. مساله زمان بندی پروژه با منابع محدود در واقع کلی ترین مساله زمان بندی است. مسائل زمان بندی کارگاهی، جریان کارگاهی ، زمان بندی و سایر مسائل زمان بندی همگی زیر مجموعه ای از این مسئله به حساب می آیند. زمان بندی پروژه یکی از وظایف اصلی و فعالیت های اصلی در مدیریت پروژه است. وجود محدودیت منابع و همچنین روابط پیش نیازی بین فعالیت ها مسئله زمان بندی پروژه را امری دشوار می سازد. زمان بندی پروژه با در نظر گرفتن محدودیت منابع از جمله مسائل با ادبیات غنی در حوزه مسائل تحقیق در عملیات است.این مسئله توجه محققان را در سالهای اخیر بشدت بخود جلب کرده است و تاکنون با الگوریتم های مختلف حل شده است. در این مقاله به بررسی و عملکرد الگوریتم جهش قورباغه (SFLA) در حل مسائل زمانبندی پروژه با محدودیت منابع پایه پرداخته می شود که نتایج حاکی از عملکرد مناسب و قوی این الگوریتم فراابتکاری جدید می باشد.
در این مقاله به اولویت بندی هفت عامل موثر بر عملکرد شرکت های تولیدی با استفاده از روش حذف و جابجایی گزینه ها[1] پرداخته شده است. هفت عامل ورودی در سازمان های تولیدی که در این تحقیق مورد بررسی قرار گرفته اند عبارتند از: مدیریت، منابع انسانی، مواد، روش، پول، بازار و ماشین آلات. جامعه آماری این تحقیق صنایع ماشین سازی تبریزکار است که شامل 50 نفر نیروی انس انی می باشد. به دلیل محدود بودن جامعه آماری همه اعضای آن مورد مطالعه قرار گرفته و از نمونه گیری استفاده نشده است. نتایج این تحقیق نشان می دهد که عوامل مدیریت و ماشین آلات از نظر اهمیت در اولویت اول قرار دارند. منابع انسانی و روش از اولویت دوم برخوردارند و مواد، پول و بازار نیز در رتبه سوم اهمیت قرار دارند.