هدف تحقیق حاضر تدوین و اولویت بندی راهبرد های مدیریت منابع انسانی شرکت گاز استان تهران است. ابتدا به کمک فنون تدوین راهبرد، مهم ترین عوامل اثر گذار داخلی و خارجی شناسایی شد و با استفاده از ماتریس نقاط قوت وضعف، فرصت ها و تهدیدها، راهبرد های اولیه ی سازمانی تدوین شدند. برای تجزیه وتحلیل کمّی SWOT و در نظر گرفتن وابستگی های ممکن میان عوامل، از روش فرایند تحلیل شبکه ای استفاده شد. وابستگی های ممکن میان عوامل SWOT، وزن های عوامل راهبردی، وزن های عوامل فرعی و اولویت های راهبرد های جایگزین را تحت تأثیر قرار می دهند.نتیجه ی پژوهش، تدوین و شناسایی اولویت های راهبرد ی مدیریت منابع انسانی با استفاده از تلفیق فنون SWOT و ANP وAHP می باشد. براساس نتایج تحقیق، راهبرد بهره گیری از روش های اصولی، علمی و نوین جذب و گزینش در فرایند استخدام نسبت به سایر راهبرد های تدوین شده، دارای اهمیت بیشتری است
امروزه ارزیابی مشتریان برای ارائه خدمات مناسب یکی از مهم ترین چالش های مدیران و تصمیم گیرنددگان در
سازمانهای مختلف است. در سازمانهای مختلف گاه با توجه به حجم سنگین تقاضای مشتریان پاسخ گدویی بده
نیازهای تمامی آنان امکان پذیر نیست و از سدوی دیگدر ایدن مشدتریان بده عندوان سدرمایه هدای سدازمان ها قلمدداد
می شوند. این موضوع هدفمند نمودن مطالعده بدر روی گدرو ه هدای مختلدف مشدتریان در بازارهدای رقدابتی را بدا
اهمیت کرده است. یکی از شیوه های کارآمد برای مطالعه مشتریان و ارائه خدمات بهینده بده آندان، گدروه بنددی
بازار و خوشه بندی مشتریان در آن است. در این پژوهش به منظور هدفمند نمدودن ارائده خددمات بده مشدتریان،
ابتدا به کمک تکنیک شبکه عصبی SOM مشتریان در خوشه هایی متناسب دسته بندی می شوند تا بتدوان بدرای
هر مشتری با توجه به خوشه آن به ارائه خدمات مناسب پرداخت. سپس بدا مددل ارائده داده شدده در ایدن مقالده
می توان عضویت مشتری جدید در خوشه متناسب را با استفاده از تکنیدک DEA-DA پدیش بیندی کدرد. ایدن
مدل، فرآیند خوشه بندی پویا را برای سازمان رقم می زند تا به وسیله آن در هر لحظده بتدوان مشدتریان جدیدد را
ارزیابی نموده و خوشه متناسب آنها را با دقت مناسبی تعیین کرد.
اخیرا تعدادی از شرکتها و سازمانهای ایرانی روش شناسی شش سیگما را به کار گرفته و به موفقیت هایی نیز دست یافته اند در این مقاله به نتیجه تحقیقی که برای اولین بار در ایران به شناسایی و ریشه یابی علل و عوامل موفقیت پروژه های بهبود با روش شناسی شش سیگما در صنایع صنام باتری سازی نیرو صا ایران و اتکا انجام شده است اشاره می شود . ...
مسألة فروشندة دوره گرد یکی از مهم ترین و پرکاربردترین مسائل در حوزه بهینه سازی ترکیباتی است که در آنها کاربردهای حمل و نقلی مهم ترین جایگاه را در بین کاربردهای عملی آن به خود اختصاص می دهند. از آنجا که موفقیت در حل این مسأله نشانة توانمندی در استفاده از آن در حوزه های مختلف علوم و مهندسی است، روش های متعددی برای حل آن پیشنهاد شده است. در این مقاله، کوتاه ترین تور همیلتونی ایران را از حل مسألة فروشندة دوره گرد متقارن برای 360 نقطة منتخب ایران با استفاده از الگوریتم پیشنهادی ترکیب سیستم اجتماع مورچه ها و جستجوی محلی خواهیم یافت. به منظور بررسی کیفیت جواب های حاصل، نتایج آن با الگوریتم شناخته شده سیستم اجتماع مورچه ها مقایسه خواهد شد. این مقایسه نشان دهندة برتری قابل ملاحظه کیفیت جواب های حاصل از الگوریتم پیشنهادی بر کیفیت جواب های حاصل از الگوریتم سیستم اجتماع مورچه ها است.
مدیریت ریسک پروژه یک جزء حیاتی از مدیریت پروژه به عنوان یک ریسک محسوب می شود که اگر به خوبی مدیریت نشود ممکن است به شکست پروژه منجر شود. در این راستا، هدف این پژوهش طبقه بندی ریسک های کلیدی پروژه های ساختمانی ایرانی توسط مدل سازی معادلات ساختاری بوده است. برای این کار پس از بررسی ادبیات نظری پژوهش 28 شاخص برای ارزیابی ریسک پروژه های ساختمانی شناسایی شدند. سپس پرسشنامه ای بین خبرگان موجود در صنعت ساخت وساز توزیع گردید و بر اساس 239 پرسشنامه به دست آمده مدل مفهومی ریسک پروژه های ساختمانی با روش تحلیل عاملی تأییدی برآورد شد و شاخص های ریسک پروژه در پنج گروه محیط، کیفیت، هزینه، زمان و ایمنی عامل بندی شدند. نتایج نشان دادند که اولویت ابعاد «ریسک پروژه های ساختمانی» به ترتیب «ریسک های مرتبط با زمان»؛ «ریسک های مرتبط با هزینه»؛ «ریسک های مرتبط با کیفیت»؛ «ریسک های مرتبط با محیط»؛ و «ریسک های مرتبط با ایمنی» است. نتایج پژوهش مدلی جامع برای ریسک پروژه های ساختمانی ارائه کرده است که می تواند مورداستفاده مدیران پروژه و پژوهشگران قرار گیرد.
در راستای تجاری سازی تحقیقات بعنوان یکی از ماموریت های اصلی دانشگاهها، پژوهش حاضر با هدف ارائه الگوی تجاری سازی نتایج تحقیقات دانشگاهی انجام پذیرفته است. برای رسیدن به هدف تحقیق؛ ابتدا، با مرور ادبیات، مهمترین مولفه های تاثیرگذار بر تجاری سازی احصاء و با بهره گیری از نظریه سه شاخگی (3c) هر کدام از مولفه ها بر اساس ویژگیهایی در سه دسته عوامل زمینه ای، محتوایی و ساختاری طبقه بندی و چارچوب مفهومی تحقیق ارائه و با جمع آوری داده های تجربی و روش مدل سازی معادلات ساختاری، چارچوب پیشنهادی اعتبارسنجی و مدل نهایی تحقیق ارائه شد. بر اساس یافته های پژوهش و مقادیر مربوط به ضریب مسیرها در مدل نهایی تحقیق، عوامل زمینه ای 4/34 درصد، محتوایی 5/21 درصد و ساختاری 7/34 درصد تغییرات مربوط به متغیر تجاری سازی را بطور مستقیم تبیین می کنند. از سوی دیگر، متغیر زمینه ای بطور غیر مستقیم و از طریق متغیر میانجی عوامل ساختاری به میزان 8/14 درصد و از طریق متغیر میانجی عوامل محتوایی به میزان 7/16 درصد بر متغیر وابسته تجاری سازی تاثیر دارد. محاسبه و تحلیل شاخص های برازش با نرم افزار Smart-PLS انطباق چارچوب مفهومی و پیشینه تجربی با واقعیت را تایید نمود.
در این مقاله یک مدل غیر قطعی زنجیره تأمین حلقه بسته ، توسعه داده شده است. هدف اول این مدل، حداکثر سازی سود کل زنجیره می باشد. تابع هدف دوم، حداقل سازی استفاده از مواد خام است. به عبارت دیگر هدف دوم حداکثر کردن میزان بازیافت می باشد؛ که یکی از دلایل پیدایش سیستم های حلقه بسته نیز همین امر بود. بهینه سازی در مدل مذکور توسط الگوریتم ژنتیک صورت گرفته و توسط روش ε-Constraint به یافتن خط بهینه پارتو پرداخته شده است. در انتها نیز یک مثال عددی با این رویکرد حل شده و نتیجه آن با روشهای قبل مقایسه شده است. همچنین عملکرد مدل در ایعاد مختلف مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج نشان می دهند که رویکرد مذکور از کارایی خوبی برخوردار می باشد؛ و قادر است اطلاعات خوبی جهت تصمیمات استراتژیک، در اختیار تصمیم گیرنده قرار دهد.
یکی از ویژگی های شرکت های موفق امروزی برخورداری از قدرت رقابتپذیری است و در عین حال ویژگی بارز شرکت های ناموفق، عدم برخورداری از این ویژگی است. هدف اصلی پژوهش حاضر، شناسایی و رتبهبندی عوامل مؤثر بر رقابتپذیری زنجیرهتأمین در صنعت کفش است. دادهها از 82 نفر از کارکنان، کارشناسان و خبرگان شرکت کفش پیام جمعآوری گردید و تأثیر چهار عامل مختلف اعم از مدیریت زنجیره تأمین سبز، شراکت زنجیرهتأمین، رویکرد توسعه پایدار در بخشبندی تأمین کننده و قابلیتهای فرآیندی مدیریت دانش بر رقابت پذیری زنجیره تأمین مورد بررسی و آزمون قرار گرفت. به منظور تحلیل دادهها و تست مدل پیشنهادی در فاز آماری پژوهش، روش حدأقل مربعات جزئی (PLS)، و به منظور اولویت بندی عوامل مؤثر در رقابت پذیری زنجیره تأمین در فاز تحقیق در عملیاتی پژوهش، تکنیک FAHP مورد استفاده قرار گرفت. نتایج حاصل از فاز آماری پژوهش حاکی از تأثیر مثبت و معنادار «شراکت زنجیره تأمین»، «قابلیتهای فرآیندی مدیریت دانش»، «مدیریت زنجیره تأمین سبز» و «رویکرد توسعه ی پایدار در انتخاب و بخشبندی تأمین کننده» بر «رقابت پذیری زنجیره تأمین» میباشد. نتایج حاصل از اولویتبندی عوامل مؤثر در رقابت پذیری زنجیره تأمین با استفاده FAHP از نشان داد که «شراکت زنجیره تأمین» مهمترین عامل در رقابت پذیری زنجیره تأمین است و پس از آن، «قابلیتهای فرآیندی مدیریت دانش» در اولویت دوم قرار گرفته است. در پایان، برخی استراتژیهای کاربردی برای مدیران، مورد بحث و بررسی قرار گرفته و پیشنهادهایی برای پژوهشهای آینده فراهم شده است.