هدف از این تحقیق، بررسی رابطة سبک رهبری تحول گرا با تعالی سازمانی در دفتر مرکزی جهاد دانشگاهی است. این تحقیق از نظر هدف کاربردی و از نظر نحوه گردآوری داده ها توصیفی از نوع همبستگی است. برای انجام دادن این پژوهش نمونة آماری 117 نفری متشکل از مدیران میانی و ارشد دفتر مرکزی جهاد دانشگاهی، با روش تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. با توجه به هدف و نوع پژوهش، ابزار تحقیق پرسشنامه های چندعاملی رهبری و تعالی سازمانی مدل EFQM بودند. میزان پایایی پرسشنامة سبک رهبری برای رؤسای جهاد دانشگاهی 66/0 و برای تعالی سازمانی نیز 87/0 محاسبه شد. برای توصیف و استنباط آماری داده ها برای آزمون فرضیة اصلی تحقیق، آزمون همبستگی اسپیرمن اجرا شد. نتایج آزمون فرضیه نشان داد بین سبک رهبری تحول گرا با تعالی سازمان در جهاد دانشگاهی رابطة معنادار وجود دارد. از آنجا که در اینجا سطح معناداری آزمون تساوی ضریب رگرسیون کوچکتر از 01/0 است، رابطة بین سبک رهبری تحول گرا و متغیر تعالی سازمانی با 99 درصد اطمینان ثابت شد.
پژوهش حاضر باهدف تبیین نقش رهبری توزیع شده بر تسهیم دانش با نقش میانجی قرارداد روان شناختی بین همه دبیران دوره دوم متوسطه شهر تهران انجام شده است. روش پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر شیوة گردآوری داده ها توصیفی از نوع همبستگی است و جامعه آماری شامل کلیه مدارس دوره دوم متوسطه شهر تهران به تعداد 355 مدرسه و 10656 معلم بوده است که از بین آنها 370 نفر به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های رهبری توزیع شده ایلمور، قرارداد روان شناختی رابینسون و روسو و پرسشنامه محقق ساخته تسهیم دانش با روایی و پایایی مناسب استفاده شد. برای تجزیه وتحلیل داده ها از آمار توصیفی و مدل یابی معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزارهای آماری spss و lisrel استفاده شد. نتایج پژوهش حاکی از آن است که رهبری توزیع شده به صورت مستقیم و غیرمستقیم با نقش واسطه ای قرارداد روان شناختی بر تسهیم دانش اثرگذار است. همچنین قرارداد روان شناختی نیز بر تسهیم دانش، تأثیر قابل توجهی دارد.
این تحقیق با هدف توصیف نیمرخ شخصیتی محققان شاغل در یک سازمان صنعتی انجام شده است. بدین منظور از پرسشنامه های سنخ سنجی مایرز بریگز، پرسشنامه هوش هیجانی بارآن و پرسشنامه خلاقیت عابدی استفاده شد. گروه خونی محققان و نمره ارزیابی عملکرد آنان نیز از سیستم منابع انسانی شرکت استخراج گردید. نمونه این تحقیق 100 کارمند شاغل در بخش تحقیق و توسعه یک شرکت فعال در حوزه الکترونیک است که میانگین سابقه کاری آنان 14 سال بود. تحلیل داده ها با بسته نرم افزاریSPSS16 نشان داد که 25 درصد محققان دارای تیپ شخصیتیISTJ و 21 درصد دارای تیپ شخصیتیISTP هستند. همچنین 69 درصد شخصیت درونگرا و 31 درصد شخصیت برونگرا دارند. از سوی دیگر در میان محققان فراوانی گروه های خونیB و AB بیشتر از میزان مورد انتظار بوده و گروه خونیA از فراوانی مورد انتظار کمتر است. علاوه بر این گروه خونی، تاثیری بر عملکرد، هوش هیجانی و خلاقیت کارکنان ندارد. معادله رگرسیون نیز نشان داد که ارتباط میان عملکرد با هوش هیجانی و خلاقیت محققان معنادار نیست. اگرچه ارتباط معناداری میان خلاقیت و هوش هیجانی محققان مشاهده می شود
هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه ویژگی های شغلی و فرهنگی با بهره وری نیروی انسانی در کارمندان آموزش وپرورش شهرستان تربت حیدریه بود. روش پ ژ وهش حاضر ازلحاظ هدف کاربردیو ازنظر شیوه ی جمع آوری داده ها توصیفی و از نوع تحقیقات همبستگی هست. جامعه آماری پژوهش حاضر را کلیه ی کارمندان آموزش وپرورش شاغل در ادارات آموزش وپرورش شهرستان تربت حیدریه که حدود 250 نفر بودند، تشکیل می دادند. نمونه ای شامل 130 کارمند از بین کارمندان ادارات آموزش وپرورش شهرستان مذکور به روش تصادفی ساده انتخاب شد. داده های تحقیق با استفاده از پرسشنامه های ویژگی های شغلی هاکمن و الدهام، با ضریب پایایی 78/0 و پرسشنامه بهره وری نیروی انسانی و فرهنگ سازمانی تیلور و برنت، با ضریب پایایی 73/0 جمع آوری گردید. داده ها با استفاده از آزمون همبستگی پیرسون، تحلیل رگرسیون خطی و آزمون t مستقل مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد ویژگی های شغلی و فرهنگ سازمانی با بهره وری نیروی انسانی رابطه مثبت و معنادار دارند. بر اساس این یافته، ویژگی های شغلی 40/0 و ویژگی های فرهنگی 31/0، میزان بهره وری نیروی انسانی کارکنان را در اداره آموزش وپرورش پیش بینی می کنند. همچنین یافته ها نشان داد که از بین ویژگی های شغلی دو ویژگی هویّت وظیفه و تنوع مهارت بیشترین رابطه و بازخورد کمترین میزان رابطه را با بهره وری نیروی انسانی دارند. از بین ویژگی های فرهنگی نیز روابط اجتماعی بیشترین میزان رابطه را با بهره وری دارا بود. بنابراین مسئولان و مدیران ادارات و سازمان ها و بخصوص اداره آموزش وپرورش به عنوان سکان دار تعلیم و تربیت یک جامعه لازم است تا با غنی تر کردن هرچه بیشتر و بهتر ویژگی های موردنظر در جهت ارتقای بهره وری نیروی انسانی گام بردارند.
در راستای ارتقای برایندهای فردی و سازمانی، رویکرد بهسازی منابع انسانی از راهبردهای مختلفی بهره برده است. موضوع توجه به بی تفاوتی سازمانی و کاوش راهبردها و سازوکارهایی جهت کاهش این پدیده سازمانی از جمله مباحث مدیریتی چالش برانگیز است. یکی از مکانیزم های تاثیرگذار در کاهش بی تفاوتی، طراحی ساختارهای تواناساز سازمانی است. هدف از انجام این پژوهش، پیش بینی بی تفاوتی سازمانی بر اساس نوع ساختار سازمانی بود. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه کارکنان سازمان جهاد کشاورزی استان فارس (733 نفر) بود. جهت انتخاب نمونه از روش نمونه گیری طبقه ای نسبی استفاده شد و بر اساس فرمول کوکران این تعداد 251 نفر محاسبه گردید. از این تعداد 230 پرسشنامه تکمیل شد و مورد تحلیل قرار گرفت. جهت تحلیل داده ها از آزمون های تی وابسته، تی تک نمونه ای، تحلیل واریانس اندازه گیری های مکرر و رگرسیون چند متغیره استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد ساختار سازمانی تواناساز پیش بینی کننده منفی و معنادار و ساختار سازمانی بازدارنده پیش بینی کننده مثبت و معنادار بی تفاوتی سازمانی می باشد. بر این اساس، یافته های پژوهش نشان داد که با طراحی و توسعه ساختار سازمانی تواناساز، بی تفاوتی سازمانی کاهش خواهد یافت.
قرن بیست و یکم یا به عبارتی عصر اطلاعات فرصت ها و چالش هایی برای جهان ما، جهان بدون مرز، به ارمغان آورده است نکته مهم این است که مدیران با یک محیط بین المللی پویا و به هم پیوسته مواجه شده اند.یکی از چالش های مهم در عصر حاضر پیدایش رسانه های اجتماعی در کنار رسانه های سنتی و ایفای نقش آنها در حوزه های مختلف بوده است که یکی از مهمترین حوزه های آن بازاریابی می باشد. هدف از تحقیق حاضر بررسی تاثیر ویژگی های تبلیغاتی شرکت ایرانسل در رسانه های اجتماعی بر قصد خرید می باشد. تحقیق، به لحاظ هدف کاربردی و از نظر شیوه انجام، توصیفی- پیمایشی می باشد. جامعه آماری تحقیق شامل کاربران شرکت ایرانسل درشهر تهران می باشند، که پس از نمونه گیری به روش غیراحتمالی در دسترس تعداد 384 پرسشنامه جمع آوری شد. از پرسشنامه الالوان (2018) و کلر و لهمن (2003)، برای اندازه گیری متغیرهای تحقیق استفاده شده است و داده های جمع آوری شده از طریق نرم افزار لیزرل مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته های تحقیق نشان داد که ویژگی های تبلیغات در رسانه های اجتماعی (تعامل، انگیزه های لذت و خوشی و ارزشمندی اطلاعات، ) بر طرز فکر مصرف کنندگان و قصد خرید آنان تاثیر مثبت و معنی داری دارند.
این پژوهش با هدف بررسی رابطه بین اخلاق کاری اسلامی، انصاف تطبیقی و علاقه به پول با رضایت شغلی و رضایت از پرداخت در میان معلمان به مرحله اجرا درآمد. جامعه آماری پژوهش را معلمان پنج شهر یزد، شهرکرد، لردگان، اصفهان و کرمان تشکیل داده اند که از بین آنها 617 نفر به شیوه ی چند مرحله ای برای پاسخگویی به پرسشنامه های پژوهش انتخاب شدند. پرسشنامه های مورد استفاده در پژوهش شامل پرسشنامه اخلاق کاری اسلامی (Ali & Al-Kazemi,2007)، پرسشنامه علاقه به پول و پرسشنامه انصاف تطبیقی(Luna-Arocas &Li-Ping Tang, 2004)، پرسشنامه رضایت از پرداخت و پرسشنامه ورضایت شغلی (Kim & Leung, 2007) بودند. داده های حاصل از پرسشنامه های پژوهش با استفاده از تحلیل همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون سلسله مراتبی تعدیلی مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج حاصله نشان داد که پس از کنترل متغیرهای سن، سابقه شغلی، تحصیلات، جنسیت و وضعیت تأهل، از بین ابعاد علاقه به پول، اخلاق کاری اسلامی و انصاف تطبیقی، بودجه (بعنوان یکی از ابعاد علاقه به پول با ضریب بتا استاندارد (19/0) و اخلاق کاری اسلامی (با ضریب بتا استاندارد 119/0) قادر به پیش بینی رضایت شغلی هستند. امّا برای رضایت از پرداخت، پس از کنترل متغیرهای جمعیت شناختی، بودجه و شرارت آمیزی پول (به ترتیب با ضرایب بتا استاندارد 088/0- و 09/0) و انصاف تطبیقی (با ضریب بتا استاندارد 567/0) قادر به پیش بینی معنادار این متغیر بودند.
هدف اصلی پژوهش حاضر، بررسی رابطه ی بین ابعاد خودراهبری و مدیریت دانش فردی مدیران است. روش تحقیق، توصیفی از نوع همبستگی است و جامعه ی آماری آن، کلیه ی مدیران حوزه های آموزشی، پژوهشی، دانشجویی، اداری و مالی و همچنین مدیران گروه یا رؤسای بخش در دانشگاه های شیراز و علوم پزشکی مشهد را در سال تحصیلی 90-1389 دربر می گیرد. ابزار تحقیق، شامل دو مقیاس خودراهبری (شیخ نظامی، 1376) و مدیریت دانش فردی، (محقق ساخته) است. برای تجزیه و تحلیل داده ها از تحلیل رگرسیون چند متغیره بهره گرفته شد. نتایج تحقیق نشان داد که رابطه بین ابعاد خودراهبری و مدیریت دانش فردی مدیران مثبت و معنادارند
در دنیای رقابتی امروز، توجه به بهبود و توسعه کارکنان به طور فزاینده ای اهمیت پیدا کرده است. یکی از روش هایی که سازمان ها می توانند از آن برای بهبود وضعیت کارکنان خود استفاده کنند، اجرای کانون های ارزیابی و توسعه است. اما باید توجه داشت که اجرای برنامه های بهبود به ازای هر فرد شرکت کننده در کانون ارزیابی، هم زمان بر و هم هزینه بر است. بر این اساس، پژوهش حاضر در پی کاهش هزینه های اجرای کانون ارزیابی از طریق بخش بندی شرکت کنندگان در کانون ارزیابی و ارائه برنامه های بهبود برای هر بخش است. روش نمونه گیری، هدفمند و بر اساس معیار و حجم نمونه 75 نفر می باشد. در این پژوهش، از نقشه های خودسازمانده برای بخش بندی کارکنان استفاده شده است و تجزیه و تحلیل داده ها نیز با استفاده از نرم افزارViscovery Profiler انجام گرفته است. بر اساس یافته های پژوهش، در کانون ارزیابی چهار بخش شناسایی شد که به صورت استعدادهای درخشان، کارکنان قابل بهبود (با محوریت شایستگی)، کارکنان قابل بهبود (با محوریت شخصیت) و کارشناسان غیرمستعد نام گذاری شده اند. نتایج این بخش بندی می تواند در پنج حوزه، از جمله آموزش، ارتقا، حل چالش های سازمانی، سیاست های استخدام و نگهداشت نیرو و پاداش به کار گرفته شود. بر پایه نتایج، برای بخش های شناسایی شده در کانون ارزیابی، پیشنهادهایی در حوزه های ذکر شده ارائه شده است.
مدیریت تصویرپردازی ذهنی یکی از رفتارهای رایج سیاسی در سازمان هاست که تحت تاثیر عوامل مختلفی قرار دارد. هدف این تحقیق شناسایی برخی از عواملی است که بر آن تاثیر می گذارند. تحقیق حاضر تحقیقی کاربردی و با توجه به ماهیت موضوع و اهداف آن، از نوع توصیفی- همبستگی است. جامعه آماری این تحقیق تمامی کارکنان استانداری خراسان شمالی هستند. با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده شصت و هشت نفر از آنها به عنوان نمونه آماری انتخاب شده اند. ابزار جمع آوری داده ها پرسش نامه است. داده های به دست آمده از طریق پرسش نامه با استفاده از آزمون های همبستگی پیرسون و رگرسیون های خطی ساده و چندگانه مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته اند. نتایج این تحقیق نشان داد که عوامل وضعی و شخصی(فراوانی تعاملات، حمایت مدیریتی، و فشار شغلی، و خودارزیابی درونی) در بروز رفتار مدیریت تصویرپردازی ذهنی موثر هستند. خود ارزیابی درونی و حمایت مدیریتی بر مدیریت تصویر پردازی ذهنی تاثیر منفی و فراوانی تعاملات و فشار شغلی بر آن تاثیر مثبت دارند؛ همچنین ترکیبی از عوامل وضعی و شخصی قادر به پیش بینی بروز رفتارهای مدیریت تصویرپردازی ذهنی در سازمان هستند.
مدیریت عملکرد، به عنوان یکی از نظام های مدیریت منابع انسانی نقش مهمی را در بهبود عملکرد کارکنان و همسویی عملکرد آنان با اهداف کلان سازمانها و در نتیجه بهبود عملکرد سازمانها ایفا می نماید. اما طراحی،استقرار و اجرای این نظام، بدون جلب حمایت مدیریت ارشد هر مجموعه، نه تنها ضمانت اجرایی نظام طراحی شده را ....
یکی از روش های آینده پژوهی سناریونویسی است. در این تحقیق تلاش شد عوامل اساسی شکل گیری آینده نظام استاندارد شناسایی و تجزیه وتحلیل و سناریوهای پیش روی نظام استانداردسازی استخراج شود. بدین منظور ابتدا بر اساس مطالعات و پژوهش های کتابخانه ای فهرستی از مهم ترین عوامل و متغیرهایی که در تعیین وضعیت سیستم مؤثرند شناسایی شد و سپس بر اساس نظر خبرگان عواملی که کمتر از میانگین نمرات را به دست آورده بودند حذف و عوامل منتخب برای مرحله بعدی تحقیق و طراحی پرسشنامه تأثیر متقابل استخراج شد. سپس با تهیه پرسشنامه و به کارگیری روش تحلیل تأثیر متقابل با استفاده از نرم افزار میک مک نتایج نظر خبرگان تحلیل شد و 9 عامل از 24 عامل شناسایی شده به منزله عوامل کلیدی نهایی (ریسک) تعیین شد. نتایج این بخش در قالب پرسشنامه دیگری در اختیار خبرگان قرار گرفت تا عدم قطعیت ها و اهمیت های هر متغیر را تعیین کنند. در نهایت، بر اساس محاسبات انجام شده بر نتایج پرسشنامه عدم قطعیت، سناریوهای آینده نظام استانداردسازی در حوزه فناوری تولید مشخص شد. نتایج نشان داد دو عدم قطعیت «سیاست های تولید در جهت ایجاد بستر رقابتی در صنایع» و «امکان تهیه تجهیزات و ماشین آلات مدرن تولید» بالاترین ضرایب را دارند و ازین رو محورهای سناریوهای این مطالعه را تشکیل می دهند.