شرایط کاملاً ناپایدار حاکم بر سازمان ها و لزوم اثربخشی سازمان ها، به ویژه سازمان هایی که با نحوی با مسائل آموزشی در تعامل اند، نیاز به نسل ارزشمندی از کارکنان را بیش از پیش آشکار کرده است، این تحقیق با هدف بررسی رابطه رفتارهای شهروندی سازمانی و هوش معنوی در میان کارکنان اداره کل سازمان آموزش و پرورش استان قم انجام گرفت. به این منظور، رابطه ابعاد رفتار شهروندی سازمانی (شامل ادب، جوانمردی، حسن شهروندی، وظیفه شناسی و نوع دوستی) با هوش معنوی آزمون شد. جامعه آماری، کلیه کارکنان اداره کل سازمان آموزش و پرورش استان قم می باشد که در مجموع، 263 نفر بودند. نمونه ای به حجم 153 نفر با استفاده از جدول مورگان، و به روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه است که روایی آن از طریق روایی محتوا و روایی عاملی، و پایایی آن از طریق آلفای کرونباخ (برابر با 911/0) بررسی شد. تجزیه و تحلیل داده ها با به کارگیری رگرسیون چندمتغیره و ضریب همبستگی پیرسون انجام گرفت که نتایج حاکی از آن است که تمامی ابعاد رفتار شهروندی سازمانی، بجز جوانمردی با هوش معنوی رابطه مثبت و معنادار دارند و رابطه هوش معنوی و جوانمردی معنادار نمی باشد. در نهایت، پیشنهاداتی بر مبنای نتایج تحقیق ارائه شد.
کشاورزی ارگانیک هم در تأمین مواد غذایی و هم در رعایت استانداردهای زیست محیطی نقش عمده ای دارد. با توجه به خلاء تحقیقات استراتژی بازارگرایی در صنعت غذایی محصولات کشاورزی، استراتژی جامعی جهت توسعه بازارگرایی محصولات ارگانیک ایران وجود ندارد. لذا هدف اصلی از پژوهش حاضر، بررسی و شناسایی ابعاد و مولفه های بازارگرایی محصولات ارگانیک و یافتن راه حلی جهت توسعه بازارگرایی محصولات ارگانیک، با توجه به محیط و بافت بومی ایران وپوشش خلأهای موجود در این زمینه است. روش تحقیق از لحاظ هدف تحقیق، توسعه ای و از لحاظ استراتژی های تحقیق، ترکیبی است. جامعه آماری در مرحله روش تحقیق کیفی شامل مدیران شرکتهای تولید کننده محصولات ارگانیک، متخصصین صاحب تجربه و خبرگان حوزه بازاریابی و سیاستگذاری بودند که به روش نمونه گیری هدفمند، حجم نمونه گیری آن تا حد کفایت یا اشباع نظری ادامه یافت و نهایتاَ 15 نفر مورد مصاحبه قرار گرفتند و در مرحله روش تحقیق کمی نیز جامعه آماری شامل مدیران و کارشناسان واحد فروش و بازاریابی شرکت های تولید محصولات غذائی با برند ارگانیک کشور به تعداد 180نفر بودند که تعداد نمونه طبق جدول مورگان، 118 نفر محاسبه و به روش نمونه گیری تصادفی طبقه بندی شده انتخاب شدند. اطلاعات جمع آوری شده در مرحله کیفی به روش تحلیل محتوا و در مرحله کمی از مدلسازی معادلات ساختاری و روش تحلیل عاملی با نرم افزار Spss و Pls مورد تحیل قرارگرفت. نتایج نشان داد که ارتباط معناداری بین عوامل محیط درونی و بیرونی و بازارگرایی وجود دارد. از طرفی، بازارگرایی تأثیر مثبت و معناداری بر عملکرد بنگاه های تولید کننده محصولات ارگانیک دارد. همچنین، بازارگرایی به عنوان متغیر میانجی نقش مثبت و معناداری در میان عوامل درون سازمانی و عملکرد بنگاه ها ایفاء می کند.
فقدان رهبری مؤثر، تنها به تشکیلات اقتصادی محدود نمی شود، بلکه در تعلیم وتربیت، بنیادها و همه انواع دیگر ادارات و سازمان ها به چشم می خورد. آنچه بعضاً سازمان ها را عذاب می دهد، وجود کسانی است که نقش برجسته رهبری را در سازمان ها برعهده می گیرند و نمی توانند کار را به صورتی مفید و مؤثر انجام دهند؛ رهبران زهرآگین از این نوع افراد هستند. هدف این پژوهش، شناسایی تأثیر این نوع از سبک رهبری و رفتارکژکارکردی این رهبران بر پیامدهای شغلی و نگرش کارکنان سازمان های دولتی شهر قم است. روش تحقیق، توصیفیِ پیمایشی و تعداد نمونه آماری 384 نفر بوده و برای جمع آوری داده ها از ابزار پرسشنامه استفاده شده است. همچنین برای تجزیه وتحلیل داده ها از روش مدل سازی معادلات ساختاری و با به کارگیری نرم افزارSPSS,Warp PLS بوده است. نتایج نشان می دهد که رهبری زهرآگین بر رفتارکژکارکردی و تمایل به ترک خدمت کارکنان، تأثیر مثبت داشته، اما بر تعهدسازمانی، رضایت شغلی و حفظ و نگهداشت کارکنان، تأثیر منفی و معنی دار دارد. در فرضیه های دیگر، تأثیر رفتارکژکارکردی بر میزان تعهد سازمانی کارکنان و رضایت شغلی منفی بوده و همچنین رفتارکژکارکردی بر تمایل به ترک خدمت، تأثیر مثبت و معنی دار دارد، ولی رفتارکژکارکردی بر حفظ و نگهداشت کارکنان، تأثیر معنی داری ندارد.
غالبا مدیران یا دانشجویان به دنبال بهترین راه برای آماده کردن یک موضوع یا مطالعه موردی جهت بحث و گفتگو می کردند. گر چه درباره یافتن بهترین روش، همواره بحث می شود ولی هیچ روش مشترکی به عنوان بهترین راه آماده سازی برای یک موضوع شناخته نشده است.
آن دسته از تجارب سازمانی که در هیچ کدام از دسته بندی های دانش موجود جای نمی گیرند، چالشی برای یادگیری سازمانی، که عمدتاً بر رویکرد علمی و تجربی تکیه می کند، فراهم آورده است. برای شناخت و یادگیری از این تجربیات بدیع، نیازمند به کارگیری روشی کارآمد هستیم. هدف این پژوهش ارائه و بررسی شیوه نوین هفت مرحله ای است که در آن فرایندهای روایتگریسازمانی، این نوع یادگیری را امکان پذیر می سازد. با به کارگیری این روش، بازیگران سازمانی فهمی مناسب از تجارب بدیع به دست می آورند، درباره معانی مشترک آن به توافق می رسند و از آن برای اقداماتی هماهنگ بهره می گیرند. همچنین، از طریق روایت، بازیگر خاطرات تجربیات بدیع خود و چگونگی دستیابی به آنها را استخراج می کند و این کار باعث ایجاد گزینه های جدید برای برخورد با تجارب بدیع در حال ظهور می شود. این مقاله، چهارچوب داستان سرایی ریزمن را، که برای تجربیات شخصی مطرح شده است، بررسی و سپس آن را به صورت مدلی برای استفاده در سازمان اصلاح می کند. در مرحله دوم، فرضیه «مناسب بودن این چهارچوب برای سازمان های ایرانی» را به نظرخواهی گذاشتیم که نتایج تحقیق فرضیه پژوهش را تأیید کرد.
امروزه، اخلاق سازمانی ضرورت و لازمه یک جامعه سالم می باشد. در این راستا، هنگامی که استانداردها یا ارزشهای اخلاقی سازمان به طور گسترده ای بین افراد رایج شود موفقیت سازمانی افزایش می یابد. بنابراین، در این تحقیق تلاش شده است عواملی که باعث بهبود و ارتقای اخلاق سازمانی می شود شناسایی و مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد. پژوهش حاضر، از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت توصیفی- پیمایشی می باشد. جامعه آماری این پژوهش را معاونین، مدیران و کارشناسان شرکت برق منطقه ای یزد تشکیل می دهند. در این تحقیق از پرسشنامه و مصاحبه به منظور جمع آوری داده ها استفاده شده است. در راستای تجزیه و تحلیل داده ها مدل یابی معادله ساختاری به کار رفته است. یافته ها نشان داد که در شرکت مورد مطالعه (برق منطقه ای یزد) شش عامل در ارتقای اخلاق سازمانی تاثیرگذار هستند. نتایج مدل یابی معادله ساختاری نیز ضمن تایید برازش مدل نشان داد که هر شش عامل تاثیر معنی داری بر اخلاق سازمانی دارند. نتایج این تحقیق نشان داد که عدالت سازمانی بیشترین تأثیر را بر اخلاق سازمانی دارد. متغیرهای فرهنگ و مدیریت، تعهد و انگیزش، آموزش، استقلال و مشارکت و شناخت نیز در درجات بعدی اهمیت قرار دارند.
دانشی که در هستی به عنوان سرمایه بشری شناخته شده و در قالب فناوری جای گرفته، کانون توسعه اقتصادی بوده است. سرمایه گذاری در دانش، مانند تحقیق و توسعه، آموزش و پژوهش و رویکرد های کاری نوآورانه کلیدهای اصلی رشد اقتصادی در نظر گرفته می شوند. امروز با افزایش رقابت در صنایع مختلف از جمله بانک داری، دانش مشتری به یکی از محورهای اصلی کسب وکار بدل شده است. تولید دانش تنها مبتنی بر پردازش داده هایی است که دقت و صحت آنها بر درستی دانش تولید شده تأثیر می گذارد. در بانک های ایرانی داده های مشتریان از ضعف کیفیت رنج می برند. این پژوهش با رویکردی سیستماتیک و با استفاده از متدولوژی سیستم نرم (SSM) به بررسی این معضل پرداخته است. بر طبق گام های متدولوژی به بیان مشکل و استخراج تصویر غنی پرداخته شده است. در ترسیم تصویر غنی با مدیران و کارکنان بانک و نیز دانشگاهیانی که به تحقیق در این حوزه پرداخته اند مصاحبه شده است. این پژوهش استفاده از شش سیگما را برای بهبود کیفیت داده توصیه کرده و بر طبق این روشِ بهبود مستمر به ارائه مدلی برای بهبود مستمر کیفیت داده مشتریان پرداخته است.
این تحقیق به بررسی نرخ تغییر هزینه دستمزد در پاسخ به تغییر در حجم فعالیت می پردازد. تصمیم گیری مدیران، تغییرات هزینه ها را همزمان با تغییرات حجم فعالیت ها جهت دهی می کند. آن ها ممکن است زمانی که در مورد تقاضای آینده نامطمئن هستند، آگاهانه میزان هزینه ها را کاهش دهند و این کاهش به نسبت کاهش در حجم فعالیت صورت نگیرد. این رفتار نامتقارن در هزینه حقوق و دستمزد که یکی از مهم ترین اجزای هزینه شرکت است نیز وجود دارد. تغییر هزینه دستمزد باید بسیار سنجیده صورت گیرد. انگیزه های مدیران یکی از مهم ترین عوامل اثرگذار بر رفتار این هزینه است. در این پژوهش به منظور بررسی رفتار هزینه های دستمزد، داده های ترکیبی880 سال شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی دوره ی ده ساله از 1381 تا 1390 مورد بررسی قرار گرفت. یافته ها بیانگر رفتار نامتقارن هزینه حقوق و دستمزد در سطح کل نمونه و رفتار متقارن تر این هزینه در شرکت های با سود اندک نسبت به سایر شرکت ها است.
هدف پژوهش حاضر، بررسی تأثیر آموزش بر استراتژی های منابع انسانی با تأکید بر نقش واسطه ای توسعه حرفه ای و تسهیم دانش با استفاده از معادلات ساختاری است. بدین منظور، 230 نفر از کارکنان و مدیران منطقه 7 عملیات انتقال گاز ایران در پژوهش حاضر شرکت کردند. آنان به پرسشنامه های آموزش، توسعه حرفه ای، تسهیم دانش و استراتژی های منابع انسانی پاسخ دادند. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از مدل معادلات ساختاری با نرم افزار لیزرل استفاده شد. نتایج نشان داد که آموزش یادگیری محور تأثیر مستقیم مثبت و معناداری بر تسهیم دانش، توسعه حرفه ای و استراتژی های منابع انسانی دارد. تأثیر مستقیم تسهیم دانش برتوسعه حرفه ای و استراتژی های منابع انسانی مثبت و معنادار است. تأثیر مستقیم توسعه حرفه ای بر استراتژی های منابع انسانی مثبت و معنادار است. تأثیر غیرمستقیم آموزش یادگیری محور بر استراتژی های منابع انسانی از طریق توسعه حرفه ای و تسهیم دانش مثبت و معنادار است. در مجموع یافته ها نقش آموزش، تسهیم دانش و توسعه حرفه ای بر استراتژی های منابع انسانی را مورد تأکید قرار می دهند.
مقدمه تحولات شگرف و حیرت افزای دهه های پایانی قرن بیستم بر اساس باور قریب به اتفاق پژوهشگران و صاحبنظران موهون عنایت بشریت به آموزش با هدف انتقال دانش بشری به نسلهای آینده و افزایش آگاهیها به منظور ایجاد روحیه تحقیق و پژوهشگری و در نتیجه ، تحقق توسعه علمی و کشف حقایق هر چه بیشتر جهان آفرینش بوده است. از آنجا که آموزش از مؤثرترین وسایل و ابزارهای انطباق و سازگاری کارکنان با شرایط متحول دنیای کنونی است ، ایجاد دگرگونی در طرز تلقی مدیران و آشنانمودن آنان با مسایل اساسی آموزش و همین طور آماده سازی کارکنان به منظور افزایش شایستگی های اداری آنان برای پذیرش مسئولیتهای بالاتر و ارتقای سطح کارآیی کارکنان و سازمان به عنایت ویژه ای نیازمند است.
هدف از این پژوهش، بررسی تأثیر سرمایه های فکری و رضایت شغلی کارکنان بر بهره وری نیروی انسانی در بانک تجارت منطقه شمال غرب شهر تهران می باشد. پژوهش حاضر از نوع پژوهش های توصیفی- همبستگی است که به روش پیمایشی انجام شده است. همچنین این پژوهش از نظر هدف، کاربردی می باشد. جامعه آماری پژوهش، شامل کلیه کارکنان شعب بانک تجارت منطقه شمال غرب شهر تهران بوده و تعداد 260 نفر مطابق با جدول مورگان به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات، پرسش نامه های سرمایه فکری، رضایت شغلی و بهره وری نیروی انسانی می باشد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش آمار توصیفی و استنباطی (مدل یابی معادلات ساختاری مبتنی بر تحلیل مسیر) استفاده شد و داده ها از طریق نرم افزارهای SPSS و LISREL مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته های پژوهش نشان داد که سرمایه فکری علاوه بر تأثیر مستقیم، به صورت غیرمستقیم و از طریق رضایت شغلی نیز بر بهره وری نیروی انسانی تأثیر می گذارد و شدت تأثیر غیرمستقم از مستقیم بیشتر است.