برگزاری دوره های آموزشی در هر سازمانی، از جمله مسائل مهم مرتبط با سرمایه انسانی است که بر ابعاد مختلف عملکرد؛ از جمله عملکرد اقتصادی، تأثیرگذار می باشد. نظام آموزش هر سازمان نیاز به بازخورد و بررسی دارد تا نواقص آن برطرف گردد و بهره وری دوره های برگزار شده بالاتر رفته و توجیه و صرفه اقتصادی داشته باشد. در این راستا ارزیابی دوره های آموزشی می تواند کمک شایانی نماید. هدف از این تحقیق، بررسی تأثیر سطوح ارزیابی بر بهبود کیفیت دوره های آموزشی برگزار شده برای کارشناسان مالی شهرداری تهران می باشد. جامعه آماری این تحقیق را کلیه کارشناسان مالی شهرداری تهران تشکیل می دهند که تعداد 143 نفر به عنوان حجم نمونه و به صورت تصادفی انتخاب شده اند. ابزار گردآوری اطلاعات در این تحقیق، پرسشنامه می باشد که با استفاده از روش های استاندارد، پایایی و روایی آن، مورد تأیید قرار گرفته است. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون T-student و برای رتبه بندی، از آزمون فریدمن استفاده شده است. نهایتاً مشخص گردید هر پنج سطح ارزیابی آموزش بر روی بهبود کیفیت دوره های آموزشی، اثرگذار می باشد. همچنین نتایج به دست آمده از آزمون فریدمن نشان داده اند که سه سطح ارزیابی تغییرات رفتاری در شغل، شناسایی نتایج کلیدی آموزش و محاسبه بازگشت سرمایه (ROI)، اولویت اول تا سوم را به خود اختصاص می دهند؛ به عبارتی، نتایج به دست آمده از این سه نوع ارزیابی، بیانگر تأثیر بیشتر دوره های آموزشی برگزار شده می باشد.
انعکاسگری تیمی به عنوان واکنش آگاهانه تیم به وظایف، از عوامل مهم در اثربخشی تیمهای کاری محسوب میشود. زیرا شامل مجموعه رفتارهایی است که سبب یادگیری از اشتباهات گذشته (یادگیری تیمی) و بهبود عملکرد تیم میشوند. بنابراین، هدف پژوهش حاضر نشان دادن نقش کلیدی انعکاسگری تیمی در عملکرد تیمی (بهویژه در تیمهای پروژهای که وظایف پیچیدهای دارند و در محیطی با عدم اطمینان بالا فعالیت میکنند) است. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر نحوة گردآوری اطلاعات، توصیفی و از نوع همبستگی است. برای بررسی چگونگی تأثیر انعکاسگری بر عملکرد تیمی (با در نظر گرفتن یادگیری تیمی به عنوان متغیر مداخلهگر)، 44 تیم پروژهای پنج نفره مختلف(220 نفر) در تهران بررسی شدند. تجزیه و تحلیل دادهها به روش مدلسازی معادلات ساختاری انجام گرفت. یافتههای پژوهش تأثیر مثبت و معنادار انعکاسگری بر عملکرد تیمی با مداخلة یادگیری تیمی را تأیید کرد. به علاوه، یافتهها نشان میدهد بازخورجویی در رابطة انعکاسگری و عملکرد تیمی به عنوان تعدیلکننده عمل میکند.
فرهنگ سازمانی سلسله مراتبی که در آن برتری سلسله مراتب یک هنجار است و سرپرستی و نظارت مستمر بر کارکنان وجود دارد، کارکنان را مجبور می سازد تسلیم دستورات مافوق شوند. در این پژوهش، نقش فرهنگ سلسله مراتبی در اثربخشی سازمانی مورد بررسی قرارگرفته است. جمعیت آماری این پژوهش، دانشجویان سال آخر دانشگاه افسری امام علی(ع) در سال 1386 است. حجم نمونه 340 نفر و نمونه ها به روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شده است. برای داوری در باب فرضیات، از روش جدول متقاطع سه بُعدی و روش تحلیل رگرسیون (با استفاده از نرم افزار SPSS) استفاده شده است. یافته های تجربی نشان می دهد که راهبردهای آموزش نظامی، اثربخشی سازمانی را به میزان 4% و راهبردهای آموزش علمی، آن را تا 2% افزایش می دهد و فرهنگ سلسله مراتبی می تواند در صورت همسو بودن با راهبردهای آموزش علمی و نظامی منجر به افزایش اثربخشی شود.
این مقاله با هدف شناسایی عوامل اعتمادسازی میان افراد در سازمان از دید آموزه های اسلامی تدوین شده است. در این راستا ضمن بررسی پیشینه نظری مرتبط با عوامل اعتمادسازی در سازمان از دیدگاه صاحبنظران دانش مدیریت، سعی شده است این موارد از دید آموزه های اسلامی نیز شناسایی شود. برای این پژوهش از روش پژوهش کیفی و بررسی اسناد و مدارک و برای تحلیل داده ها از روش تحلیل محتوا و شناسه گذاری باز استفاده شد. جامعه و نمونه تحقیق شامل آیات و بویژه روایات مرتبط با موضوع است. یافته ها و نتایج پژوهش حاکی است که در مکتب اسلام مقوله های صداقت، اندیشه ورزی (تعقل)، صلاحیت متناسب، پیشینه مثبت، صراحت و شفافیت، عدالت، وفاداری، خیرخواهی، هدفمندی و ثبات به عنوان عوامل موثر بر اعتماد است. نتایج هم چنین بیان می کند که عوامل شناسایی شده از دید آموزه های اسلامی از نظر مبنایی با دانش مدیریت متفاوت است. این تفاوتها شامل تفاوت در جهان بینی و انسان شناسی در اهداف، در نظام ارزشی و تفاوت در ضمانت اجرایی است.
برند کارفرما راهبرد مدیریت سرمایه ی انسانی، برای تمایز است. کارکرد اصلی برند کارفرما، جذابیت برای نیروهای کاری بالقوه ی بیرون سازمان و نگه داری استعدادهای درون ِسازمان است. تحقیق حاضر، در جست وجوی کاوش ادارک از مفهوم برند کارفرما، چالش های آن در ایران و هم چنین فرایند برندسازی آن است. در این راستا، با 26 نفر از مدیران و کارشناسان خبره ی منابع انسانی گروه صنعتی ایران خودرو مصاحبه ی نیمه ساخت یافته به عمل آمد و با استفاده از روش تحلیل محتوا، تم های اصلی مصاحبه استخراج شد. اغلب مصاحبه شوندگان، برند کارفرما را یک نیاز ضروری می دانستند. از نظر آنها برند کارفرما رابطه ی مستقیم با برند سازمان در بین مشتریان و سایر ذینفعان به وجود می آورد و برندسازی درونی و بیرونی یک سازمان به صورت توأمان تعیین کننده ی پیشرو بودن سازمان است. آنها معتقد بودند یکی از چالش های عمده ای که برندسازی کارفرما در سازمان های ایرانی با آن روبه رو است فقدان بازار آزاد به مفهوم واقعی و فقدان رقابت کسب وکار در سازمان های دولتی و شبه دولتی است.
رضایت مشتری ضامن موفقیت سازمانها در محیط های رقابتی است . مشتریان زمانی رضایت خواهند داشت که سازمان نیازهای آنها را بشناسد ، خود را متعهد بداند که نظرگاههای آنان را بداند ، و کارکنانی داشته باشد که رضایت مشتری را در زمره اهداف اصلی خود قرار دهند . معماری سازمان دولت در پی تجدید ساختمان بخش دولتی است تا از این رهگذر چنان دولتی پدید آورد که در همه ابعاد خود اثر بخش و کارآمد ظاهر شود . بدون شک در چنین ساختار نوین دولتی نه تنها تکریم ارباب رجوع مد نظر قرار می گیرد ، بلکه فراتر از انتظارات ارباب رجوع دنبال خواهد شد .
هدف از پژوهش حاضر بررسی رابطه بین عناصر فرهنگ سازمانی با عملکرد شغلی وشادکامی کارکنان زن حوزه ستادی دانشگاه علوم پزشکی تهران است. روش پژوهش از لحاظ هدف، کاربردی و از لحاظ شیوه گردآوری داده ها توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه کارکنان زن حوزه ستادی دانشگاه علوم پزشکی تهران به تعداد 240نفر می باشد که بر اساس جدول مورگان و با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده 144 نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند. برای گردآوری اطلاعات از روش کتابخانه ای و پرسشنامه استفاده شده است که به منظور اندازه گیری فرهنگ سازمانی از پرسشنامه محقق ساخته فرهنگ سازمانی (دارابی، 1392 )و برای اندازه گیری عملکرد شغلی از پرسشنامه استاندارد پاترسون ( 2008) و برای شادکامی نیز از پرسشنامه استاندارد شادکامی آکسفورد (2007) استفاده شده است، اعتبار هر سه پرسشنامه نیز با استفاده از روش آلفای کرونباخ محاسبه گردید و به ترتیب مقدار92/0،91/0 و 92/0 بدست آمد. داده ها پس از جمع آوری با استفاده از نرم افزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. برای تجزیه و تحلیل داده ها در سطح آمار استنباطی از ضریب همبستگی پیرسون، آزمون تی تک متغیره و آزمون تحلیل واریانس یکطرفه استفاده شد. یافته های حاصل از آزمون همبستگی حاکی از وجود رابطه معنادار و مثبت بین فرهنگ سازمانی با عملکرد شغلی و شادکامی کارکنان زن حوزه ستادی دانشگاه است ( p<0/01 ). به علاوه نتایج آزمون T مبین این بود که کارکنان زن حوزه ستادی دانشگاه علوم پزشکی تهران از نظر عملکرد شغلی در سطح مطلوبی هستند. همچنین نتایج تحلیل واریانس یک طرفه نشان داد تفاوت معناداری در میزان شادکامی کارکنان زن با سنین و سوابق مختلف شغلی آنان وجود ندارد.
توانایی برای فهم و تحلیل تجربه های هیجانی به توانایی فهم خویشتن در ارتباط بهتر خود با محیط منجر می شود که تنظیم کارآمد هیجان و تقویت خوب بودن را پرورش می دهد. عملکرد شغلی تحت تأثیر تو نایی کارمند در به کارگیری هیجان ها در تسهیل عملکرد است و کارمندان می توانند هیجان های مثبت و منفی را به عنوان مزیتی برای بهبود عملکرد خود به کار گیرند. هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر ابعاد هوش هیجانی کارکنان شبکة ورزش بر عملکرد آن ها و ابعاد آن است. از این رو، به نظر می رسد این تفاوت ها تأثیر معناداری بر سبک زندگی مانند سلامت جسم و روان، عملکرد، شغلی و روابط اجتماعی داشته باشد. تحقیق حاضر کاربردی و به روش توصیفی – همبستگی انجام گرفته است. ابزار پژوهش پرسشنامه است. نمونة 140 نفری از کارکنان شبکة ورزش سیما به روش تصادفی ساده انتخاب شد. نتایج حاکی از آن است که هوش هیجانی و ابعاد چهارگانة آن بر عملکرد کارکنان تأثیر مثبت و معنادار می گذاردو هرگونه افزایشی در خودآگاهی، مدیریت روابط، آگاهی اجتماعی و خودکنترلی افراد عملکرد کارکنان را افزایش می دهد. در نتیجه، هوش هیجانی عاملی سازمان دهنده است که موجب بهبود عملکرد گروه می شود.