"موتور محرکه جنبش نرمافزاری در کشور، دانشگاهها و مراکز علمی- پژوهشی میباشند. آنان که حرکت این موتور محرکه را تنظیم میکنند اندیشمندان، استادان و دانشجویان میباشند. این جنبش که در تولید علمی متجلی میشود، محصول پژوهشهای بنیادی، کاربردی و بعضاً پژوهشهای ارزیابی است [1، صص 62-65]. دانشجویان تحصیلات تکمیلی (کارشناسی ارشد و دکترا) میتوانند نقش ارزندهای در این تولید علم داشته باشند. رسالههای دکترا و بعضاً کارشناسی ارشد و همین طور مقالههای علمی میتوانند محملی برای عرضه محصولات علمی کشور باشند. در واقع دانشگاهها، نه تنها دانش را انتقال میدهند بلکه از طریق پژوهشهای دانشگاهی به خلق دانش جدید و گسترش مرزهای آن اقدام میکنند و دانش کسب شده جدید را در جامعه اشاعه میدهند. این دانش خلق شده (تئوری) باید ارزیابی شود. بنابراین در این مقاله پس از بحث در مورد رابطه دانش و تئوری، ضمن نگاهی مختصر به مفهوم تئوری و ارکان سازنده آن معیارهایی برای ارزیابی تئوریهای جدید (دانش
علمی جدید) ارائه میشود."
فرسودگی شغلی به توصیف تغییرات منفی در نگرش، روحیه و رفتار افراد در مواجهه با فشارهای مربوط به شغل، شرایط کاری و حرفه ای نامساعد و غیره می پردازد. هدف پژوهش حاضر بررسی و سنجش میزان فرسودگی شغلی و ابعاد آن در گروه صنعتی حفار نفت می باشد. نمونه پژوهش شامل 454 نفر است که با روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای از بین کلیه کارکنان در پنج جایگاه سازمانی (کارگری، کارمندی، تکنسینی، کارشناسی و رییسی) انتخاب شدند. در پژوهش حاضر از پرسشنامه فرسودگی شغلی مازلاچ و روشهای آماری تحلیل داده ها، شامل آزمون کالموگراف- اسمیرونف، تحلیل واریانس یکطرفه کروسکال- والیس، آزمون مقایسه ای یومان- وویتنی و ضریب ایتا استفاده شد. نتایج پژوهش نشان می دهد که بین رده های مختلف شغلی و ابعاد فرسودگی از حیث میزان فرسودگی شغلی تفاوت معنی داری وجود دارد. اگر چه در برخی از مقایسه ها هم تفاوت معنی داری مشاهده نشد. نتایج این پژوهش با نتایج حاصل از پژوهشهای دیگر پژوهشگران از جمله: میلر، زوک ولایکس (1990)، روبینسون (1991)، کوپر و مارشال و گرین برگ (1976) همسو و همخوان می باشد. اعتبار و پایایی پرسشنامه فرسودگی شغلی مازلاچ که با استفاده از روشهای: تحلیل عوامل، ضریب آلفای کرونباخ و آزمون مجدد محاسبه شد رضایت بخش و قابل قبول می باشد.
ارزیابی؛ مرحله ی مهمی در فرآیند تصمیم گیری کمیته های تخصصی – پژوهشی سازمان های بزرگ و مراکز پژوهشی است که با عدم اطمینان ناشی از فقدان دانش و اطلاعات درباره ی اقدامات و پیامدهای آنها آمیخته شده است. یک رویکرد سنتی برای بیان عدم اطمینان در سیستم های گوناگون یا بررسی و ارزیابی پروژه های پژوهش و توسعه ریسک است که در گذشته از طریق تئوری احتمال مدل سازی می شد. با طرح ایده ی تئوری مجموعه های فازی؛ پژوهشگران مختلف از این تئوری برای تسخیر عدم اطمینان ها و مدل سازی آنها در فرآیند ارزیابی و محاسبه ریسک تجمیعی توسعه ی نرم افزارها بهره برده اند. در این مقاله پژوهشگران روشی برای ارزیابی و محاسبه ی ریسک تجمیعی پروژه های پژوهش و توسعه با استفاده از تئوری مجموعه فازی طراحی شده اند. این روش برای محاسبه ی نرخ ریسک تجمیعی پروژه های پژوهش و توسعه مرکز تحقیقات مخابرات ایران اجرا شده است.
فرهنگ سازمانی در دانش مدیریت و رفتار سازمانی سهم بسزایی دارد. بر پایه نظریه ها و پژوهشهای جدید در مدیریت، فرهنگ سازمانی دارای اهمیت روز افزونی شده و یکی از مباحث اصلی مدیریت را تشکیل داده است. جمعیت شناسان، جامعه شناسان، روانشناسان و حتی اقتصاددانان توجه خاصی به این مبحث نو و مهم در مدیریت مبذول داشته و در شناسایی نقش و اهمیت آن نظریه ها و پژوهشهای زیادی را مطرح ساخته اند. فرهنگ سازمانی به عنوان یکی از موثرترین عوامل پیشرفت و توسعه کشورها شناخته شده است به طوریکه بسیاری از پژوهشگران معتقدند که موفقیت کشور ژاپن در صنعت و مدیریت یکی از علل مهم توجه آنها به فرهنگ سازمانی است. فرهنگ سازمانی مجموعه ای از باورها و ارزشهای مشترک می باشد که بر رفتار و اندیشه اعضای سازمان اثر می گذارد و می توان آن را نقطه شروعی برای حرکت و پویایی و یا مانعی در راه پیشرفت به شمار آورد. فرهنگ سازمانی از اساسی ترین زمینه های تغییر و تحول در سازمان بوده و پذیرش آن از سوی کارکنان ضامن بقا و پویایی سازمان است.