در این مقاله تأثیر فناوری اطلاعات بر کارکردهای مدیریت منابع انسانی در صنعت بیمه بررسی می شود. ازاین رو هدف این مقاله بررسی مدیریت الکترونیک منابع انسانی در شرکت های برتر بیمه است. برای رسیدن به این موضوع، 12 سازمان برتر بیمه، بر اساس رتبه بندی سازمان مدیریت صنعتی در سال 1393(سال مالی 1392) ، انتخاب شد. این 12 سازمان به عنوان نماینده صنعت بیمه در نظر گرفته شده و با استفاده از روش تحقیق تحلیل محتوا، وب سایت های این سازمان ها، مورد تحلیل قرار گرفت. این تحلیل وب سایت ها بر اساس مقوله های مدیریت الکترونیک منابع انسانی مانند کارمند یابی الکترونیک، آموزش الکترونیک، جبران خدمات الکترونیک، پاداش الکترونیک و زیر مقوله های آنان انجام گرفت. نتایج این تحقیق نشان دهنده آن است که، سازمان های برتر بیمه ای، بیش بر روی کارمند یابی و آموزش الکترونیک، متمرکز بوده و توجه کم تری را نسبت به جبران خدمات و پاداش الکترونیک، داشته اند. هم چنین، در میان زیر مقوله های کارمند یابی الکترونیک، تأکید بسیاری بر روی پر کردن فرم بوده و از میان مقوله های آموزش الکترونیک نیز، بیان اخبار آموزش و برگزاری آموزش آنلاین، بالاترین فراوانی را به خود اختصاص داده بودند. در میان زیر مقوله های جبران خدمات و پاداش الکترونیک، نیز این سازمان ها امکان مشاهده فیش حقوق و بیان امور رفاهی، را بر وب سایت خود قرار داده بوده اند. ولی در این زمینه ضعیف عمل کرده بودند. به صورت کلی می توان گفت که این سازمان ها، از نظر مدیریت الکترونیک منابع انسانی، در وضعیت مطلوبی قرار نداشته و یا تنها تعداد اندکی از مقوله ها را دارا بودند.
پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه ی بین اثربخشی استفاده از فرآیند مدیریت دانش با کارافرینی سازمانی انجام شده است.جامعه آماری پژوهش بخش خدمات عمومی استان گلستان می باشد که 320 نفر به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند.روش جمع آوری اطلاعات از طریق پرسشنامه بوده و تجزیه و تحلیل آماری هم به وسیله ی نرم افزار اس پی اس اس و به روش همبستگی پیرسون و رگرسیون انجام شد. داده های بدست آمده از این پژوهش نشان دهنده ی رابطه ی معنا دار و مثبت بین اثربخشی فرآیند مدیریت دانش با کارافرینی سازمانی است . یعنی هرچه میزان اثربخشی استفاده از فرآیند مدیریت دانش درسازمان بیشتر باشد سطح کارافرینی سازمانی ارتقا پیدا خواهد کرد.
هدف از این پژوهش، بررسی میزان آمادگی شرکت های پتروشیمی برای یادگیری سازمانی و ارائه الگوی ساختاری مناسب برای استقرار یادگیری سازمانی و مدیریت دانش در شرکت ملی صنایع پتروشیمی است. برای دستیابی به این مقصود از روش تحقیق آمیخته کمی- کیفی استفاده شده است. برای شناخت وضع موجود، روش کمّی پیمایش/ زمینه یابی به صورت الکترونیکی در سطح کشوری و با بازگشت 801 پرسشنامه از مجموع 18 شرکت تابعه پتروشیمی به کار رفته و متغیرهای فرهنگ سازمانی، سبک های یادگیری و گرایش های غالب یادگیری مورد بررسی قرار گرفته است. برای مداقه در وضع موجود و سطح مطلوب انتظارات در شرکت، از رویکرد کیفی و نظریه مبنایی استفاده شده و در نهایت نتایج دو بخش کمی و کیفی پژوهش در هم آمیخته و تلفیق شده است. یافته های تحقیق حاکی از آن است که فرهنگ سازمانی شرکت پتروشیمی در وضع موجود از میان چهار سنخ بیشتر به جانب سلسله مراتب و سپس تا اندازه ای بازار چولگی دارد و مؤلفه های فرهنگ خانواده و بویژه ادهوک در آن ضعیف است. همچنین، از چهار سبک یادگیری، در وضع موجود شرکت غلبه با قطب های همگرا و واگراست وسبک های جذب کننده و تطابق دهنده از فراوانی کمتری برخوردار است. از حیث برنامه های آموزشی موجود نیز به طور کلی گرایش غالب به پیگیری و کسب شخصی دانش، به جای حضور در برنامه های آموزشی رسمی شرکت مشاهده می شود. همچنین یافته های کیفی و نتایج مصاحبه های عمیق تغییرات در سه حوزه؛ الزامات، فرایندهای کلیدی، عملیات یادگیری را برای استقرار یادگیری سازمانی را نمایان ساخته است.
امروزه توانمندسازی به عنوان یکی از ابزارهای سودمند ارتقای کیفی کارکنان و افزایش اثربخشی سازمانی تلقی می شود. هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر توانمندسازهای مدیریت دانش بر توانمندی کارکنان به واسطه متغیر فرآیند مدیریت دانش از دیدگاه مدیران شرکت های کوچک و متوسط شرق استان مازندران می باشد. جامعه آماری پژوهش، شرکت های کوچک و متوسط شرق استان مازندران که دارای سابقه بیش از 42 ماه فعالیت و شامل 307 شرکت می باشند. در نهایت نتایج روش آماری معادلات ساختاری نشان داد که در شرکت های کوچک و متوسط شرق استان مازندران میزان تأثیر مستقیم توانمندسازهای مدیریت دانش بر توانمندی کارکنان و تأثیر غیرمستقیم آن به واسطه فرآیند مدیریت دانش معنادار می باشد؛ همچنین فرآیند مدیریت دانش بر توانمندی کارکنان و توانمندسازهای مدیریت دانش بر فرآیند مدیریت دانش تأثیر مستقیم و معنادار دارند.
نتایج این پژوهش نقش فرآیند مدیریت دانش در اثرگذاری توانمندسازهای مدیریت دانش بر توانمندی کارکنان شرکت های کوچک و متوسط را نمایان می سازد.
در محیط تجاری سریعا در حال تغییر امروز، نیاز به اطلاعات تجاری سودمند برای سازمان ها نه تنها به منظور کسب موفقیت بلکه برای بقاء حیاتی می باشد. با توجه به ناتوانایی سیستم های اطلاعاتی مدیریت در برآورده کردن انتظارات تصمیم گیرندگان سازمانی در عرصه رقابت در سال های اخیر، فناوری های هنرگونه ای نظیر هوش کسب وکار به یکی از مفاهیم مهم در مدیریت سیستم های اطلاعاتی تبدیل شده و در خط مقدم فناوری اطلاعات برای پشتیبانی تصمیم گیری مدیریت قرار گرفته است. در همین راستا ارزیابی موفقیت این سیستم ها در سازمان ها ضرورت یافته و نیاز به ارائه مدلی برای انجام این ارزیابی احساس می شود. از این رو، در این پژوهش سعی شده است با شناسایی و معرفی مهم ترین فاکتورها و عوامل مؤثر در ارزیابی موفقیت این سیستم ها، یک مدل ارزیابی موفقیت هوش کسب وکار(در قالب یک مطالعه موردی) ارائه گردد. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر روش، توصیفی پیمایشی و تحقیق میدانی محسوب می شود. نتایج حاصل از تحقیق نشان می دهد که از میان 50 عامل استخراج شده از ادبیات موضوع جهت سنجش موفقیت ابزارهای هوش کسب وکار در صنعت بانکداری کشور، بر حسب نظر اعضای نمونه آماری 24 عامل تاثیرگذار در هر یک از حوزه های نمایش، خلق دانش، یکپارچگی اطلاعات و حافظه سازمانی در مدل تحقیق شناسایی شدند.v
هدف پژوهش حاضر، ارزیابی و مقایسه خصیصه استناد در قالب اشتراک در مآخذ و خصیصه واژگان عناوین استنادها در خوشه بندی پروانه های ثبت اختراع است. بدین منظور، این بررسی به روش تجربی بر روی مجموعه ای شامل پروانه های ثبت اختراع یو.اس. مربوط به رده 774/977 از رده بندی یو.اس. انجام شد. ابتدا پروانه های ثبت اختراع با استفاده از خوشه بندی فازی c میانگین خوشه بندی شد و خوشه بندی های حاصل با استفاده از معیارهای ارزیابی مانعیت و جامعیت گسترشیافته بی کیوبد مورد ارزیابی قرار گرفت. یافته ها نشان داد که خوشه بندی پروانه های ثبت اختراع با استفاده از اشتراک در مآخذ، عملکرد بهتری را نسبت به خوشه بندی با استفاده از واژگان عناوین استنادها دارد و ساختار خوشه ای در سطوح گسترده تری از جامعیت در خوشه بندی با استفاده از اشتراک در مآخذ برقرار است.
هدف این پژوهش بررسی تاثیر رفتار شهروندی سازمان بر موفقیت نظام برنامه ریزی منابع سازمان می باشد. برنامه ریزی منابع سازمان به مثابه یک نظام نرم افزاری در حوزه کسب وکار است که از طریق ارائه یک راه حل یکپارچه و جامع، سازمان را قادر به استفاده موثر و کارآمد از منابع خود شامل مواد، نیروی انسانی، سرمایه و اطلاعات می سازد. پژوهش ها نشان داده است بسیاری از این نظام ها در مراحل پیاده سازی و گسترش در عمل با شکست مواجه می شوند که دلایل عمده آن ها مشکلات رفتاری کاربران تشخیص داده شده است. در این میان، رفتار شهروندی سازمان به عنوان یکی از مفاهیم جدید مدیریت رفتارسازمانی که بر رفتارهای فرانقشی کارکنان و مدیران تاکید می ورزند، در عملکرد فرایندهای سازمانی نقشی تعیین کننده ایفا می کند. در پژوهش حاضر به منظور بررسی تاثیر رفتار شهروندی از نظر ابعاد سه گانه رفتارهای کمکی ، فضیلت مدنی و روحیه جوانمردی بر موفقیت نظام ERP از روش پیمایشی استفاده شد. به همین منظور پرسشنامه ای تنظیم و در میان کاربران این نظام ها در چندین شرکت که این نظام در آن ها پیاده سازی شده بود توزیع گردید. از روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی استفاده شد و 244 پاسخنامه جمع آوری گردید. نتایج نشان داد که بین این ابعاد و موفقیت نظام ERP رابطه مثبتی وجود دارد، اما تاثیر غیرمستقیم رفتارهای کمکی بعنوان یکی از ابعاد این رفتار از طریق دلواپسی نسبت به استفاده از رایانه بر موفقیت ERP مورد پذیرش قرارنگرفت.
تغییرات سریع فناوری اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی در جهان امروز، جوامع معاصر را با چالش های بیسابقه ای رو به رو ساخته است که کشور ما هم از این نظر مستثنا نیست. قرن بیست و یکم در انتظار دنیایی است که راهبری آن را اطلاعات به عهده دارد. انسان در گذر تاریخی خویش سه مرحله اصلی را طی نموده است. دوره اول با توسعه کشاورزی و وسعت زمین های مزروعی، نظامهای قومی و عشیره ای به رشد و بالندگی رسیدند. هسته های اولیه مدنیت و نهادهای اجتماعی به خصوص مدارس شکل گرفت افراد تربیت شده این دوران که محصول تمدن روستاییاند افراد چند وجهی و علاقه مند بودند. با ظهور انقلاب صنعتی، انسان پای در دوره دوم یعنی عصر ماشین نهاد. در این دوره فناوری از تولید علم پیشی گرفت و علم را زیر مجموعه خود در آورد، علم پاسخگوی فناوری و نیازهای به وجود آمده در این دوران شده به تبع آن گرایش های مهندسی به شدت رشد کرد و قافله سالار این عصر، فناوری شد. در این دوره مدارس شکل خاصی گرفت و به مقاطع ابتدائی و متوسطه تقسیم شد. این تقسیم بندی در دانشگاه شدید تر شد به طوری که شاید بتوان گفت ما متخصص ناخن پای چپ یا مژه هفتم چشم راست داریم. در بطن عصر ماشین، سیل مهاجرت به شهرها، و انباشت اطلاعات حرکتی در حال تکوین بود که تولید نسلهای رایانه ای را به دنبال داشت و سبب پای نهادن انسان به دوره سوم یعنی عصر اطلاعات شد. رشد سریع فناوری اطلاعات و ارتباطات تأثیرات شگرف و همه جانبه ای بر تمامی شئونات جامعه دارد و به عنوان عامل اصلی باعث افزایش بهره وری میشود و سبب تغییر در نظام های موجود میگردد. برای بهتر زیستن در آینده آشنایی با زمینه های کاربرد فناوری اطلاعات ضروری است. اینترنت، اینترانت، اکسترانت، پست الکترونیکی، یادگیری الکترونیکی، مدارس مجازی، دانشگاه های اینترنتی، سواد اطلاعاتی، و جز آن نمونه هایی از کاربری فناوری اطلاعات است. در این مقاله سعی شده است به آموزش در عصر اطلاعات، آموزش الکترونیکی و نگاهی به رویکردهای سنتی و جدید آموزش داشته باشد.
با رشد و گسترش فناوری اطلاعات و ارتباطات در کسب و کارها و همچنین استفاده روز افزون از اینترنت جهت سهولت در انجام کارها، دولت ها نیز به ارائه خدمات به شهروندان به صورت الکترونیک روی آوردنده اند. جهت توسعه ارائه خدمات الکترونیک به صورت کارا و اثر بخش و افزایش کیفیت ارائه خدمات الکترونیک، ارزیابی سطح بلوغ خدمات دولتی الکترونیک گامی ضروری در تحقق این هدف می باشد. در پژوهش پیش رو مدل های گوناگونی از بلوغ دولت الکترونیک شرح داده شده است. سپس سطح بلوغ ارائه خدمات الکترونیک در چند سازمان دولتی با استفاده از مدل مفهومی پژوهش ارزیابی گردیده است. بر اساس ارزیابی صورت گرفته سازمان های بررسی شده در سطح دوم از بلوغ خدمات الکترونک قرار دارند.
امروزه دانش و مدیریت برآن، از مهمترین توانمندسازهای مزیت رقابتی پایدار محسوب می شود و موسسات پیشرو در دنیا، تجربه های موفقی را از مدیریت دانش، کسب کرده اند. از این روست که دراکر معتقد است، شرکتهای اینده، گرداگرد دانش سازماندهی می شوند، تا گرداگرد تولید...
عملکرد هر سازمانی به اطلاعات تخصصیای که درون سازمان و در شبکه ارتباطات بین کارکنان در جریان است بستگی دارد . در بسیاری موارد تعاملات درون این شبکه ناشناخته و مدیریت نشده است. در این مطالعه موردی روشی که قابلیت پشتیبانی سیستماتیک مدیریت اطلاعات در شرکتهای مهندسی مشاور دارد معرفی می شود. تحلیل شبکه سازمانی برای آزمودن کاربرد این روش در پشتیبانی تصمیمگیری در یک شرکت مهندسی مشاور بهکار برده شده است. در این پژوهش از تحلیل شبکه سازمانی بهعنوان روشی برای مطالعه شبکه های ارتباطی استفاده شده است . هدف از کاربرد این روش، ارزیابی مطلوبیت آن برای پشتیبانی تصمیم گیری در شرک ت های طراحی و مهندسی مشاور در صنعت راه و پلسازی و همچنین تعیین رابطه بین استفاده از اطلاعات در شبکه ارتباطی و فرایندهای سازمان است. داده های ارتباطاتی بین کارکنان با استفاده از پرسشنامه ای با نرخ بازگشت 94 درصد گردآوری (N= شرکت ( 70 استفاده شده (ORA) شد. برای تحلیل داده ها از نرمافزار تحلیل ریسک سازمانی است. یافته های این پژوهش ساختار جریان ا طلاعات درون و بین واحدهای شرکت را نشان میدهد. یافته های پژوهش نشان داد ارتباطات بین بخشی بین کارمندان بهخصوص در سطح کارشناسان ضعیف و آگاهی مشترک از فرایندهای سازمانی در کل سازمان پایین است . با این حال سرعت گردش اطلاعات در شبکه مطلوب است. تحلیلهای انجامشده دید مدیران شرکت را نسبت به فرایندهای سازمانی به مدیران شرکت در جهت شناسایی مشکلات و بهرهبردای از نقاط قوت شبکه سازمانی بهبود میبخشد.
یکی از نوآوریهایی که در اثرتحولات گسترده فناوری ارتباطات و اطلاعات رشد قابل توجهی را
تجربه نموده، بانکداری الکترونیک است. بانکداری ازطریق تلفن همراه یکی از جدیدترین کانالهای توزیع
الکترونیکی برای بانکهایی است که فناوری، به طور فزایندهای عنصر حیاتی برای آنها شده، راحتی و
ارزش افزوده را برای مشتری و بانک افزایش میدهد.
با توجه به اهمیت این رویکرد برای بانکهای امروزی، این پژوهش به شناسایی و رتبه بندی
بنیانهای قصد استفاده از موبایل بانک از جمله سودمندی درک شده، سهولت استفاده درک شده، ریسک
( درک شده، و منفعت درک شده، براساس مدل ارائه شده توسط آلونآکتورن و نریتزکان ( 2012
میپردازد. جامعه آماری در این تحقیق، مشتریان شعب بانک صادرات در منطقه 4 تهران می باشند که از
خدمات موبایل بانک استفاده می کنند. برای رسیدن به اهداف تحقیق، تعداد 270 پرسشنامه استاندارد
به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای توزیع گردید که در نهایت 250 عدد عودت داده شد. همچنین
برای آزمون دادهها و مدل تحقیق از آزمونهای همبستگی پیرسون و معادلات ساختاری و تحلیل مسیر
استفاده شد. نتایج نشان میدهد، سودمندی درک شده، منفعت درکشده، سهولت استفاده درک شده، و
ری سک درک شده به ترتیب بیشترین تاثیر را بر قصد استفاده از همراه بانک دارند
پروانة اختراع را می توان بعنوان امتیازی انحصاری که دولت برای مدت معین در قبال افشای یک اختراع مفید اعطا می کند، تعریف کرد. پروانه به شخصی داده می شود که ثابت کند کالا، دستگاه، ترکیب و یا روند جدید و مفیدی ارائه داده یا اصلاح جدید و مفیدی بعمل آورده است. این امتیاز بطورکلی فقط در محدوده کشور اعطا کننده اعتبار دارد و شخص مخترع چنانچه مایل به داشتن چنین امتیازی در کشورهای دیگر باشد باید از هر یک از کشورها پروانه درخواست کند. مدت اعتبار پروانه در کشورهای مختلف تفاوت می کند و معمولاً بین 15 تا 20 سال است.