ﻧیﺮوی اﻧﺴﺎﻧی دانش مدار مهم ترین ﻋﻀ ﻮ سازمان ها در ﻗ ﺮن بیست و یک ﻢ ﻣﺤﺴ ﻮب می شود. از این رو مدیریت صحیح کارکنان دانشی یکی از اصول مدیریت موفق سازمان های دانشی می باشد. یکی از گام های اولیه و اساسی در مدیریت کارکنان دانشی، شناسایی مشاغل دانشی است. هدف این پژوهش مطالعه کار دانشی و ارائه یک ابزار برای سنجش و شناسایی مشاغل دانشی می باشد. در این مطالعه جایگاه مشاغل در یک فضای دو بعدی از معیارهای «شدت کار دانشی» و «الزامات شغلی» مشخص می شود. پژوهش حاضر با رویکرد آمیخته انجام شده است که در مرحله کیفی از استراتژی نظریه پردازی داده بنیاد و در مرحله کمّی از استراتژی پیمایش استفاده شده است. ابزار مورد استفاده در مرحله کیفی، اسناد و داده های متنی و در مرحله کمّی، پرسشنامه می باشد. جامعه مورد مطالعه، مشاغل صفی پژوهشگاه صنعت نفت می باشد که به روش سرشماری انتخاب شده اند. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS و MATLAB تحلیل شد. نتایج تحقیق نشان می دهد که با توجه به معیار ""شدت کار دانشی"" و ""الزامات شغلی"" ابزار تهیه شده قابلیت شناسایی و سنجش مشاغل دانشی را داراست و از اعتبار قابل قبولی برخوردار می باشد. نتایج مطالعه کمّی چهار خوشه شغلی را در بین مشاغل پژوهشگاه صنعت نفت شناسایی نمود که تفاوت معناداری بین آنها وجود دارد.
طی دهه های گذشته، در سرتاسر جهان سازمان ها سیستم برنامه ریزی منابع سازمانی (ERP) را پذیرفته اند. با این حال، اندک تحقیقاتی در رابطه با مزایای ایجاد شده در حسابداری به شرط پذیرش سیستم ERP وجود دارد. در این تحقیق تلاش شده است، مزایای ایجاد شده در حسابداری متأثر از پذیرش سیستمERP استخراج شود و آیا در ارزیابی مزایای ایجاد شده در حسابداری و سطح رضایتمندی کاربر ERP بین دو گروه کاربران (حسابداران و متخصصان فناوری اطلاعات) تفاوت معناداری وجود دارد؟ در این مقایسه 46 حسابدار و 25 متخصص فناوری اطلاعات (IT) شرکت های ایرانی بررسی شدند. یافته های تحقیق ما نشان می دهد که مزایای ایجاد شده حاصل از پذیرش سیستمERP روی فرایند و شیوه های حسابداری تأثیر می گذارد. همچنین، تفاوت آماری با اهمیتی بین دیدگاه حسابداران و متخصصان IT وجود ندارد. مزایای ایجاد شده در حسابداری و بهای تمام شده ERP که روی سطح رضایتمندی کاربران تأثیر می گذارد را تشریح می نماید. نتایج حاصل از پژوهش ما برای کسانی که روی مزایای ایجاد شده در حسابداری حاصل از پذیرش ERP و رضایتمندی کاربر ERP تحقیق می کنند، مفید می باشد
داشتن سلامتی از حقوق اساسی و ابتدایی هر انسانی است. اهمیت بسیار زیاد حوزه سلامت در سطح جامعه و همچنین توسعه روزافزون فناوری های سلامت و مسائل اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و اخلاقی مرتبط با به کارگیری این فناوری ها، اتخاذ تصمیمات مرتبط با این حوزه را با حساسیت و پیچیدگی بیش تری همراه نموده است. از این رو ارائه چارچوبی جامع و فراگیر برای ارزیابی فناوری های سلامت، اهمیت فراوانی دارد. به همین منظور با شناسایی ابعاد مختلف مطرح در ارزیابی فناوری-های سلامت از دیدگاه ذی نفعان گوناگون نظام بهداشت و درمان کشور و بررسی اهمیت هر یک از این ابعاد، چارچوبی را در این خصوص ارائه شده است. در ابتدا پس از مطالعه مستندات موجود، شش بُعد اصلی برای ارزیابی فناوری های سلامت به همراه پنج گروه ذی نفع در نظام بهداشت و درمان کشور شناسایی و استخراج شد. پس از نظرسنجی از خبرگان و انجام تجزیه و تحلیل سلسله مراتبی داده ها، میزان اهمیت هر یک از ابعاد به طور کلی و همچنین از دید هر یک از گروه های ذی نفع تعیین شد. همچنین برای بررسی دیدگاه بازیگران مختلف در نظام بهداشت و درمان کشور پیرامون ابعاد مهم در ارزیابی فناوری های سلامت، رابطه میان جایگاه شغلی هر یک از این بازیگران اصلی با اولویت های انتخابی آن ها از میان ابعاد شش گانه پیشنهادی بررسی و همبستگی نسبتاً بالایی میان این دو متغیر مشاهده شد. نکته قابل توجه در این چارچوب، در نظر گرفتن ابعاد بیش تر نسبت به تحقیقات مشابه و نیز پارامترهای مطرح برای دو گروه تصمیم گیرندگان سطح خرد و کلان حوزه سلامت و همچنین بررسی نظریات بازیگران و ذی نفعان مختلف این حوزه پیرامون ابعاد مهم در ارزیابی فناوری های سلامت است. در انتها و پس از مشخص شدن چارچوب پیشنهادی، روش جراحی لاپراسکوپی با فناوری روبولنز و جراحی لاپراسکوپی بدون فناوری روبولنز بر پایه چارچوب ارائه شده با یکدیگر مقایسه گردیده که جراحی با فناوری مذکور ترجیح داده شد
امروزه رقابت موجود در کسب و کار، توجه به بهره وری، رضایتمندی مشتری و انطباق با خواسته های او را بیش از پیش دارای اهمیت ساخته است. در این راستا تلاش سازمانها در جهت مرتفع ساختن این الزام بر بهبود فرایندهای موجود در سازمانها بنا نهاده شده است و فلسفه های بهبود مختلفی نیز مطرح شده اند. در این مقاله نقشه برداری مدیریت دانش به عنوان ابزاری جهت بهبود فرایند با توجه به مفاهیم بهره وری پرداخته شده است. در این مقاله به بررسی رابطه مولفه های مدیریت دانش(فرهنگ، فرایند عمل، سیاست ها و فناوری) و بهره وری پرداخته شده است. روش تحقیق حاضر از نوع توصیفی-پیمایشی و نوع تحقیق کاربردی است، جامعة آماری تحقیق را کارکنان مؤسسات مالی و اعتباری شهرستان تبریز می باشد که از بین آنان 195 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. به منظور گردآوری اطلاعات از پرسشنامة جمعیت شناختی، مدیریت دانش و پرسشنامة بهره وری منابع انسانی استفاده شد. جهت بررسی روابط علی بین متغیرها و نحوه ارتباط آنها از مدل معادلات ساختاری از طریق نرم افزار اکسل و لیزرل استفاده شده است. نتایج بیانگر میزان رابطه بین دو سازه و یا چگونگی هم تغییری آنها در مدل مفهومی پژوهش است. لذا معناداری روابط بین ابعاد مدیرت دانش تأیید می گردد. در نتیجه، از مجموع هشت فرضیه ارائه شده در مدل پژوهش برای تمامی فرضیه های مطرح شده در مدل پژوهش، در سطح خطای 5%، شواهدی مبنی بر رد آنها به دست نیامده است و تأثیر ابعاد مدیریت دانش بر بهره وری نیروی انسانی تأیید می گردد. بر اساس نتایج، بعد فرهنگ با میزان تأثیر 38/0 دارای بیشترین تأثیر بر بهره وری نیروی انسانی می باشد و ابعاد، فناوری، سیاست ها و فرایند عمل به ترتیب در اولویت های بعدی قرار دارند.
با توجه به تغییرات مستمر بازار و لزوم ایجاد مزیت رقابتی پایدار در صنایع دانشبنیان ایجاد روابط شبکهای در نوآوری و تحقیق و توسعه اهمیت پیدا میکند؛ بدین علت که نوآوری بهطور فزایندهای به اتحادهای راهبردی وابسته شده است؛ بنابراینایجاد شبکههای نوآوری به معنای تعاملاتی که منجر به ایجاد نوآوری میشود از مهمترین رویکردها در صنایع دانشبنیان محسوب میشود. هدف این مقاله شناسایی شبکههای نوآوری یک شرکت تحقیقاتی در صنعت الکترونیک است، بدین منظور با توجه به اینکه شبکههای نوآوری در بسترهایی نظیر دانشگاهها، سازمانها، شرکتهای فناور و غیره ایجاد میشود، در این مقاله انواع شبکههای نوآوری در این شرکت احصاء میشود. این تحقیق به لحاظ روشاز استراتژی مطالعه موردی و شیوه تحلیل اسناد با روش هرمنوتیک بهره گرفته است؛ بدین منظور از طریق مصاحبههای نیمه ساختاریافته کیفی و تحلیل محتوای اسناد به شناسایی انواع شبکههای نوآوری در این صنعت میپردازد و همچنین با شناخت حوزههای فناوری این شرکت از طریق فرایند شناسایی و اولویتبندی فناوری، نقش هر نوع از شبکه در تولید نوآوری مشخص میشود. ابزار جمعآوری داده مصاحبههای اکتشافی کیفی و بررسی اسناد و مدارک است. جامعه آماری مدیران ارشد و کارشناسان تحقیقاتی مرتبط با موضوع تحقیق هستند که با روش نمونهگیری قضاوتی انتخابشدهاند. با توجه به اینکه هدف اصلی مقاله شناسایی انواع شبکههای نوآوری با توجه به تغییرات مستمر بازار و لزوم ایجاد مزیت رقابتی پایدار در صنایع دانشبنیان ایجاد روابط شبکهای در نوآوری و تحقیق و توسعه اهمیت پیدا میکند؛ بدین علت که نوآوری بهطور فزایندهای به اتحادهای راهبردی وابسته شده است؛ بنابراینایجاد شبکههای نوآوری به معنای تعاملاتی که منجر به ایجاد نوآوری میشود از مهمترین رویکردها در صنایع دانشبنیان محسوب میشود. هدف این مقاله شناسایی شبکههای نوآوری یک شرکت تحقیقاتی در صنعت الکترونیک است، بدین منظور با توجه به اینکه شبکههای نوآوری در بسترهایی نظیر دانشگاهها، سازمانها، شرکتهای فناور و غیره ایجاد میشود، در این مقاله انواع شبکههای نوآوری در این شرکت احصاء میشود. این تحقیق به لحاظ روشاز استراتژی مطالعه موردی و شیوه تحلیل اسناد با روش هرمنوتیک بهره گرفته است؛ بدین منظور از طریق مصاحبههای نیمه ساختاریافته کیفی و تحلیل محتوای اسناد به شناسایی انواع شبکههای نوآوری در این صنعت میپردازد و همچنین با شناخت حوزههای فناوری این شرکت از طریق فرایند شناسایی و اولویتبندی فناوری، نقش هر نوع از شبکه در تولید نوآوری مشخص میشود. ابزار جمعآوری داده مصاحبههای اکتشافی کیفی و بررسی اسناد و مدارک است. جامعه آماری مدیران ارشد و کارشناسان تحقیقاتی مرتبط با موضوع تحقیق هستند که با روش نمونهگیری قضاوتی انتخابشدهاند. با توجه به اینکه هدف اصلی مقاله شناسایی انواع شبکههای نوآور در حوزههای فناوری این شرکت است، نقش هرکدام از شبکهها در پیشبرد هدفهای شرکت مشخص میشود و همچنین گلوگاهها و خلأ شبکههای نوآوری در تعاملات با نهادهای دیگر در خصوص دستیابی به مزیت رقابتی پایدار و تولید نوآوری نیز شناسایی میشود. با توجه به تشابه شبکههای نوآوری در شرکتهای تحقیقاتی نتایج این تحقیق را میتوان در شرکتهای مشابه نیز تعمیم داد .
با ورود به عصر دانایی، موفقیت مدیریت دانش به وجود پیش نیازهای ساختاری، فرهنگی، فناورانه و انسانی ویژه ای نیاز دارد. هدف این پژوهش، شناسایی ابعاد فناورانه مورد نیاز برای موفقیت مدیریت دانش در سازمان است. سؤال اساسی پژوهش عبارت است از اینکه ابعاد فناورانه مورد نیاز برای موفقیت مدیریت دانش در سازمان کدام است؟ وضعیت جامعه آماری در خصوص ابعاد و مؤلفه های مورد نظر چگونه است و نیز آن که چه رابطه ای بین ابعاد پیش گفته و موفقیت مدیریت دانش وجود دارد؟ جامعه آماری پژوهش دانشگاه هوایی شهید ستاری است؛ نمونه آماری پژوهش نیز با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده تعیین شده است. ابزار گردآوری داده ها پرسش نامه حضوری بوده و از روش تحقیق توصیفی- میدانی استفاده شده است. نتایج حاصل از به کارگیری روش های آماری حاکی از رابطة معنا دار مؤلفه های فناورانه با مدیریت دانش، تفاوت معنادار بین وضعیت موجود مؤلفه ها با وضعیت مطلوب مؤلفه ها و اولویت متفاوت مؤلفه ها در تأثیرگذاری بر مدیریت دانش است. در پایان با توجه به یافته های پژوهش، پیشنهادهایی به جامعه علمی و سازمانی ارائه شده است.
این پژوهش با استفاده از روش های علم سنجی و کتاب سنجی، در صدد پرداختن به این مسأله است که مجموعه تولیدات علمی در حوزه مدیریت دانش در سطح بین المللی در بازه زمانی 10 ساله (2001-2010)، چه رویکردی داشته و به چه حوزه هایی پرداخته است. بدین منظور، پس از شناسایی و انتخاب واژه های کلیدی و زیرشاخه های این حوزه به کمک منابع اطلاعاتی مختلف، کار جستجوی پیشرفته واژه های گزینش شده در پایگاه اطلاعاتی «وب آوساینس» انجام شد. داده های استخراج شده از این پایگاه ها، در حیطه های موضوع، زبان، کشور، نویسنده، سال انتشار، مجله، مؤسسه یا دانشگاه، و نوع مدرک مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. سپس، همه پیشینه های مربوط به پایگاه «وب آوساینس» برای ترسیم ساختار علم به نرم افزار «هیست سایت» وارد شد و پس از انجام تحلیل های لازم، نقشه علم نگاشتی انتشارات این حوزه در این بازه زمانی، توسط این نرم افزار ترسیم شد. یافته های پژوهش نشان داد مقدار متوسط نرخ رشد سالانه انتشارات حوزه مدیریت دانش در طی سال های مورد بررسی در پایگاه وب آوساینس ، 9/10 درصد است. در میان 164 کشور تولیدکننده مدارک این حوزه، تولیدات علمی دانشمندان ایرانی، با دارا بودن رتبه 35 و تعداد 221 مدرک، 4/0 درصد کل تولیدات علمی این دانشمندان را تشکیل می داد. به لحاظ موضوعی، بیشترین گرایش به برخی فنّاوری های اطلاعاتی پشتیبان، به ویژه «داده کاوی» و نیز مفاهیم و جنبه های سازمانی و اجتماعی حوزه مدیریت دانش بوده است.
به منظور سیاست گذاری مناسب در حوزه فن آوری پیل سوختی لازم است تا وضعیت این فن آوری در کشور مورد پایش قرارگرفته و ارزیابی گردد. ارزیابی هر فن آوری نیازمند شناسایی شاخص های مرتبط با حوزه فن آوری است. در این مقاله، ارزیابی فن آوری پیل سوختی با استفاده از برخی شاخص های خاص علم و فن آوری(مقالات و ثبت اختراعات) انجام می شود. این ارزیابی، نگرشی بر وضعیت این فن آوری در کشور را ارایه می دهد و زمینه ساز سیاست گذاری های بعدی و توسعه فن آوری پیل سوختی در کشور در راستای تحقق اهداف سند راهبرد ملی توسعه فن آوری پیل سوختی خواهد بود. نتیجه این ارزیابی جایگاه ایران در این دو حوزه روشن می نماید.
شواهد حاکی از وجود مشکلات سازمانی متعدد در سازمان ها به ویژه سازمان های محلی می باشد عدم وجود تحلیگران سیستمی آشنا و توانا در سازمان ها به منظور تحلیل و ارائه راه حل برای بر طرف نمودن مشکلات ضرورت ایجاد کلینیک های محلی بهبود سیستم را اجتناب ناپذیر مینماید در تحقیقی که انجام گرفته ضمن بررسی مشکلات سازمانی کارکرد های کلینیک های محلی بهبود سیستم بررسی گردید آن گاه مدل پیشنهادی کلینیک محلی بهبود سیستم طراحی و مشخصات ماموریت و اهداف و ارکان آن تبیین شده است
سازمان ها با جمع آوری اطلاعات محیطی، فرصت ها و تهدید های بالقوه را شناسایی می کنند و از این اطلاعات در تصمیم گیری استراتژیک سازمان بهره می برند. چون سازمان با داشتن اطلاعات از محیط، می تواند نقاط قوت و ضعف خود را شناسایی کند و در صورت لزوم تغییراتی را ایجاد کند؛ این نیاز سازمان منجر به ظهور پدیده ای به نام هوش رقابتی شده است. سازمان تحت فرایندی دانش و اطلاعات جدید را کسب و توسعه می دهد و با بصیرت و بینش، تجربیات و اطلاعات عمومی را به درون سازمان هدایت می کند که باعث تاثیر بالقوه بر رفتار و بهبود قابلیت های سازمان می شود، که به این فرایند یادگیری سازمانی گفته می شود. هدف از انجام این پژوهش بررسی تاثیر ابعاد یادگیری سازمانی بر ابعاد هوش رقابتی می باشد. جامعه آماری مطالعه حاضر را کلیه موسسات دانش بنیان پارک علم و فناوری شیراز تشکیل می دهند، که مجموعا تعداد 50 موسسه می باشد؛ جهت تخمین حجم نمونه از جداول مورگان استفاده گردیده، که حجم نمونه مورد نیاز 44 شرکت می باشد. با توجه به احتمال عدم همکاری بعضی موسسات در نهایت تعداد 42 موسسه، جمعا 99 پرسشنامه، گردآوری شده است. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش معادلات ساختاری استفاده شده است. با توجه به نتایج پژوهش، یه جز تاثیر تفسیر اطلاعات بر هوش بازار و حافظه سازمانی بر هوش رقبا که مورد تایید قرار نگرفته، سایر فرضیه ها، مبنی بر تاثیر مثبت و معنادار ابعاد یادگیری سازمانی بر ابعاد هوش رقابتی مورد تایید قرار گرفته است.
درونمایهء اصلی این مقاله، توجه عام به بهرهوری، به منزلهء عاملی اجتنابناپذیر در ادامهء بقا و توسعهء فعالیتهای مؤسسهها، و رشد و توسعهء اقتصاد ملی است و از این پدیده به عنوان معیار بهبود وضع اقتصادی، در سطوح مختلف یاد می شود. آن گاه، با عنایت به بهرهوری در اطلاعرسانی، به منزلهء پدیدهای خدماتی، عوامل اصلی دخیل در رشد بهرهوری، تعریف سادهء این مساله، راههای نشان دادن بهرهوری و نسبتهای افزایش آن، ضوابط اندازهگیری بهرهوری، رضایت مشتری و سطوح آنها، نیازهای دو دسته مشتری – برونی و درونی – ویژگیهای دادهها یا بازده، عوامل ایجاد مقیاس های بهرهوری و شیوههای نگرش به بهرهوری در جوامع مختلف، برشمرده شده است.