با نگاهی به ادبیات مدیریت دانش می توان دریافت که نگاه های متفاوتی به مدیریت دانش و کارکردهای آن در بخش های دولتی و خصوصی وجود دارد که این امر ناشی از تفاوت ساختاری این دو بخش اقتصادی است. برای این که بتوانیم از قابلیت های مدیریت دانش در بخش دولتی به خوبی استفاده نماییم، لازم است که از تجربه های برتر موجود بهترین بهره برداری را نماییم. یکی از راه های نیل به این هدف، شناخت تفاوت های مدیریت دانش در بخش های دولتی و خصوصی و الگوبرداری از نقاط قوت بخش خصوصی در بخش دولتی است. در این پژوهش از روش مطالعه ی پیمایشی و ابزار پرسش نامه برای شناسایی این تفاوت ها در بانک ها استفاده شده است. مطالعه ها نشان داد که از پنج بعد شناسایی شده، تنها در دو بعد فناوری اطلاعات و فرآیند های مدیریت دانش تفاوت معناداری بین بانک های دولتی و خصوصی وجود دارد.
این مقاله یک سامانه ی خبره ی ساده و اثربخش را برای پیش بینی داده های نوسانی تصادفی وکوتاه مدت ایجاد نموده است. فرآیند بررسی شامل معرفی سری فوریه، زنجیره ی مارکوف و مقایسه ی مدل پیش بینی (گِری) با مدل پیش بینی ترکیبی گری- فوریه- مارکوف که در هم آمیخته شده اندادامه یافته، تا منجربه خلق یک سامانه ی خبره ی پیش بینی با کمک هوش مصنوعی شود. این مدل موجب می شود اثربخشی پیش بینی داده های تصادفی نوسانی در اکثر برنامه های مدیریتی افزایش یابد. حاصل این مطالعه، معرفی الگوریتم تشخیص هوش مصنوعی است که کمک می کند تا محیطی رایانه ای برای یک سامانه ی پیش بینی خبره ایجاد شود که داده های کوتاه مدت و اتفاقی ناپایدار را به درستی و بادقت پیش بینی کند. جهت آزمون اثربخشی الگوریتم ارایه شده از داده های مطالعه های (چن تسای لین،2008 ) و داده های مربوط به پیش بینی تقاضای گردشگری در ایران استفاده شده است.نتایج، نشان می دهد خروجی مدل برای دوکشور از دقت بالایی برخوردار است.
هدف اصلی پژوهش حاضر، بررسی نقش عوامل اساسی موجود در فرهنگ سازمان است که نقش مهمی را در موفقیت فرآیند به اشتراک گذاری دانش ایفا میکنند. سؤال اصلی در این پژوهش این است: چه عواملی در به اشتراک گذاری دانش در مراکز تحقیق و توسعه در صنعت پتروشیمی تاثیرگذارند؟ برای گردآوری اطلاعات مورد نیاز این پژوهش از روش میدانی و ابزار پرسشنامه استفاده شده است. در این پژوهش، 190 پرسشنامه به طور تصادفی بین پژوهشگران واحد تحقیق و توسعه پتروشیمی توزیع شد که از این تعداد132 نفر برگرداندند. جهت بررسی میزان و نوع ارتباط بین متغیرهای مستقل و متغیر وابسته از آزمون همبستگی اسپیرمن و برای تعیین درجه اهمیت عوامل تاثیرگذار بر یادگیری در همکاری مشترک از آزمون رتبه بندی فریدمن استفاده شده است. بر پایه این تحلیل ها، هرپنج فرضیه مورد قبول واقع شده اند. اعتماد متقابل میان افراد، ارتباطات کارکنان، سیستم-های اطلاعاتی، سیستم پاداش و ساختار سازمانی، مهم ترین فاکتورهای شناخته شده در این زمینه هستند. این عوامل نقش مهمی را در از میان برداشتن موانع موجود بر سر راه به اشتراکگذاری دانش ایفا می-کنند.
روند اوج گیری نقش دانش، نوآوری و فنآوری های نوین در ایجاد مزیت های راهبردی و اهمیت یافتن ارزش منابع دانش در اداره سازمانها موجب شده است تا مقوله مدیریت دانش در قلب و مرکز سیاست های راهبردی سازمان ها جای بگیرد. مدیریت دانش می تواند با یکپارچه سازی سرمایه های دانش سازمان ها در بخش های مختلف و تاثیرگذاری مستقیم بر مفاهیمی مانند مشتری مداری، یادگیری سازمانی، اعتلای فرهنگ سازمانی، رهبری و تصمیم هوشمندانه، بازطراحی فرآیندها، تولید دانش جدید و تبدیل دانش ضمنی به صریح، زمینه ارتقا سطح فعالیت ها و رسیدن به اهداف موردنظر سازمان ها را به همراه داشته باشد. با توجه به شکل گیری رویکردهای نوین در مدیریت سازمان مرکزی دانشگاه پیام نور، توجه ویژه به مدیریت دانش در جهت نیل به اهداف این دانشگاه، ضروری به نظر می رسد. در این راستا ضمن مرور مبانی نظری پژوهش و طراحی مدل مفهومی، مولفه های پژوهش شناسایی و از طریق پیمایش، به وسیله مدیران، معاونان و کارشناسان سازمان مرکزی دانشگاه پیام نور مورد آزمون قرار گرفتند.
در چشم اندازهای پایداری، مهم ترین سرمایه کشورها، سرمایه های انسانی هستند؛ بنابراین، داناسازی و بالطبع تواناسازی انسان ها از اعم رسالت هاست. در این بین، آموزش عالی از این جهت که رسالت تولید علم، ترویج دانش و آموزش و پرورش منابع انسانی مورد نیاز بخش های مختلف جامعه را بر عهده دارد، از جایگاه ویژه ای در دستیابی به توسعه پایدار برخوردار است. در این مطالعه توصیفی – تحلیلی که با هدف ترسیم الگویی مفهومی برای دانشگاه پایدار انجام شد، ادبیات پایداری در آموزش عالی و فعالیت های موجود جهانی درباره تلفیق پایداری در دانشگاه ها بررسی و تحلیل شد و بر این اساس، الگوی اولیه، طراحی و در اختیار تنی چند از صاحب نظران آموزش عالی قرار گرفت. نظرات صاحب نظران در مورد الگو، لحاظ و در نهایت الگوی مفهومی دانشگاه پایدار با تاکید بر سه اصل اساسی تفکر سامانه ای (سیستمی) برنامه ریزی مشارکتی و توسعه پایدار ترسیم شد. از مهم ترین بخش های الگو تشکیل کمیته پایداری در دانشگاه ها برای برنامه ریزی و اجرای برنامه های تلفیق پایداری در ابعاد آموزش، پژوهش و برون رسی دانشگاهی است. امید می رود این الگو به توسعه آموزش عالی در جهت پایداری اقتدار علمی کشور کمک کند.
در این مقاله، اثر فناوری اطلاعات و ارتباطات (فاوا) در کشورهای منتخب مورد بررسی قرار گرفته است. بدین منظور، ابتدا مبانی نظری و کانالهای اثرگذاری فاوا بر تورم را شناسایی کرده، سپس با استفاده از داده های تلفیقی در دوره زمانی 2005-1998 تاثیر فاوا بر تورم در کشورهای منتخب مطالعه شده است. نتایج حاکی از این بوده که اثر فاوا بر تورم در کشورهای منتخب عمدتا منفی و معنی دار (حداقل با 90 درصد اطمینان) در دامنه بین 4.69- الی 1.56- بوده است، در حالی که اثرگذاری فاوا بر تورم طی زمان نیز متفاوت بوده است.
مدیریت دانش به عنوان یکی از فرایندهای اصلی سازمان های دانش بنیان، شناخته می شود. امروزه بدون استفاده از قابلیت های سیستم مدیریت دانش، مدیریت مؤثر دانش به سختی ممکن می شود؛ ناگزیر، برای استفاده مؤثر از این سیستم ها، شناخت نیازهای سازمان از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است. از طرف دیگر، از آنجا که به طور معمول بودجه سازمان ها محدود است و خرید و پیاده سازی این سیستم ها نیازمند سرمایه گذاری زیادی است، اولویت بندی نیازهای سازمان نیز اهمیت مییابد. این مقاله چگونگی استفاده از رویکرد تحلیل شبکه اجتماعی برای استخراج نیازهای سیستم مدیریت دانش در شرکت های دانش بنیان را نشان می دهد. به این منظور روشی به کار رفته که پیش از این برای انتخاب سیستم های ویکی و مدیریت مستندات استفاده شده است. برای استخراج نیازهای سیستم مدیریت دانش 4 گام اصلی تعریف معیارها برای ارزیابی همکاری، انتخاب روش و سنجه های مناسب برای ارزیابی معیارهای همکاری، جمع آوری داده ها برای ارزیابی معیارهای همکاری و استخراج نیازهای سیستم مدیریت دانش در سازمان تعریف شده است. برای جمع آوری داده ها، با طراحی پرسشنامه میزان تعاملات کاری افراد باهمدیگر در پژوهشکده ای اندازه گیری شده است. نتایج به دست آمده نشان دهنده کاربرد تحلیل شبکه اجتماعی در شناخت نیازهای سازمانی است. از بین قابلیت هایی که باید یک سیستم مدیریت دانش داشته باشد، اهمیت قابلیت اجتماعیسازی، خارجیسازی، جستجو و بازیابی، حافظه تعاملی و فرادانش را با استفاده از این روش میتوان تعیین کرد. استفاده از این روش در مطالعه موردی نشان داد که سیستم هایی با امکان تولید سایت های اطلاعاتی برای تبیین اطلاعات بین افراد از اهمیت بسیار بالاتری نسبت به سایر سیستم ها برخوردار است. در پایان پیشنهاد شده برای دستیابی به شناخت کامل تر از نیازهای سازمانی و اولویت بندی سایر قابلیت های سیستم مدیریت دانش، در کنار تحلیل شبکه اجتماعی از سایر روش ها مانند ممیزی دانش استفاده شود.
امروزه بنگاه های کوچک و متوسط با توجه به ویژگی ها و مزیت های خاص خود و سهم به سزایی که در ایجاد اشتغال دارند نقش مهمی در اقتصاد کشورها بازی می کنند. در واقع این بنگاه ها برحسب میزان نوآوری و رقابت پذیری میتوانند بطور پایدارتری در عرصه اقتصاد ملی ایفای نقش نمایند. از این رو کسب شناخت از روش ها و منابع کسب فناوری در این بنگاه ها اهمیت می یابد. پژوهش حاضر با هدف بررسی روش ها و منابع مختلف کسب فناوری در منتخبی از صنایع کوچک ایران به اجرا درآمده است. نتایج بررسی نشان می دهد در کنار فعالیت های غیر رسمی تحقیق و توسعه که در تمامی شرکت های مورد بررسی جریان دارد، از میان روش های مختلف، مهمترین روش کسب فناوری در این شرکت ها خرید ماشین الات و تجهیزات است که از شرکت های صنعتی به عنوان مهمترین منابع کسب فناوری تهیه می کنند و در مرحله بعد استفاده از خدمات مشاوره ای از شرکت های خدمات مهندسی دومین روش ترجیحی آنها برای کسب فناوری است. روشهایی از قبیل خرید لیسانس و برون سپاری تحقیق و توسعه از رواج بسیار کمتری در این شرکت ها برخوردار است و روش های خرید کل یا بخشی از سایر شرکت ها و یا خرید اطلاعات یا خدمات ویژه از سایر شرکت ها اساساً مورد استفاده نمی باشند. یافته ها نشان می دهد تعامل شرکت های مورد بررسی با دانشگاه ها و مؤسسات تحقیقاتی به عنوان یکی ازمنابع کسب فناوری در سطح بسیار پائینی قرار دارد.
هدف این پژوهش تعیین تاثیر فناوری اطلاعات و ارتباطات (شهر الکترونیک) بر ساختار کالبدی شهر از دیدگاه کارکنان منطقه 1 شهرداری تبریز می باشد. روش تحقیق پیمایشی بوده و گرداوری اطلاعات از طریق پرسشنامه محقق ساخته انجام گرفت که اعتبار ابزار اندازه گیری بوسیله تکنیک تحلیل عاملی در 11 عامل طبقه بندی و پایایی سازه های مورد مطالعه از طریق الفای کرونباخ اندازه گیری شد.تحلیل یافته ها نشان داد به ترتیب فناوری اطلاعات و ارتباطات بر حمل و نقل، امکانات اصول برنامه ریزی شهری، توسعه فعالیت های برنامه ریزی، مکان گزینی ادارات، برنامه ریزی فضایی، توسعه فضایی، مکان گزینی، ارتباطات بی سیمی و سیار، اثرات فضایی کار از راه دور، برنامه ریزی و مسکن گزینی تاثیر چشمگیری دارد.همچنین کارکنان زن میزان تاثیر فناوری اطلاعات و ارتباطات بر ساختار کالبدی شهر را نسبت به کارکنان مرد درحد بالایی اظهار کرده اند. بین سن، سابقه خدمت کارکنان و میزان تاثیر فناوری اطلاعات و ارتباطات بر ساختار کالبدی شهر همبستگی معکوس معنی دار وجود دارد. درنهایت می توان گفت فناوری اطلاعات به منظور افزایش سرعت و دقت فعالیت های مختلف سازمان ها و در نتیجه بالا بردن بهره وری آنها از اهمیت بسزایی برخوردار است. مخصوصا سازمان هایی که بخش های مختلف آن در مناطق جغرافیایی پراکنده و دور از یکدیگر قرار گرفته اند و یا موسساتی که موظف به انجام کارهای متنوع و متعدد هستند، بسیاری از مشکلات خود را از طریق فناوری اطلاعات رفع می کنند.
قلمرو رقابتی سازمان ها در سال های اخیر، از لحاظ پویایی و بالندگی در سطح بالایی قرار داشته است. برای بقا در چنین شرایط جدید و متغیری، استمرار و پایداری در مزیت رقابتی از طریق توسعه ظرفیت های فردی و سازمانی، ضرورت یافته است. در این راستا برخی از اندیشمندان و صاحب نظران معاصر اظهار می دارند که دانش، منبع عمده کسب مزیت رقابتی پایدار محسوب می شود و به منظور دستیابی سازمان ها به چنین مزیتی، خلق دانش می تواند به عنوان یک فرصت جدید، مورد توجه قرار گیرد. مطالعات گوناگون نشان می دهند سازماندهی بر اساس تیم های کاری، یک گرایش جدید در تسهیل خلق دانش سازمانی است. اما نکته حائز اهمیت آن است که سازماندهی به وسیله تیم های کاری به تنهایی کافی نیست. بلکه تیم های کاری خود باید از خصوصیات و ویژگی های خاصی برخوردار باشند تا بتوانند هدف مورد نظر را تحقق بخشند. در تحقیق حاضر به دنبال بررسی راهبردهای موثر در شکل گیری تیم های تسهیل کننده خلق دانش هستیم.
برنامهریزی راهبردی فناوری اطلاعات در راستای تحقق اهداف سازمان، از مهمترین مباحثی است که در دهههای اخیر مورد توجه مدیران سازمانهای پیشگام بوده است. این موضوع تحت عنوان همسویی راهبرد فناوری اطلاعات و راهبرد کسبوکار، مطرح است. یکی از مهمترین مدلهای مطرح در بحث همسویی راهبرد فناوری اطلاعات و راهبرد کسبوکار، «مدل لوفتمن» میباشد که عوامل همسویی شناساییشده در آن، اساس کار این تحقیق را تشکیل میدهد. این مدل دارای پنج سطح، و هر سطح شامل شش عامل است. به منظور شناسایی میزان اهمیت هر یک از عوامل همسویی، پرسشنامهای طراحی گردید و در اختیار مدیران فناوری اطلاعات و کسبوکار شرکت سایپا یدک قرار داده شد. سپس بهمنظور سنجش میزان همسویی فناوری اطلاعات و کسبوکار، با استفاده از عوامل شناساییشده در این مدل، پرسشنامه دیگری طراحی گردید تا شرایط جاری شرکت تعیین شود. در نهایت نمره همسویی موزون محاسبه شد. نتایج حاصل از این بررسیها نشان میدهد که شرکت سایپا یدک در سطح سوم همسویی مدل لوفتمن قرار دارد که بیانگر مرحله تمرکز کامل است. در نهایت، راهکارهایی برای ارتقا به سطح چهارم همسویی ارائه شده است.