مدیران امروز سعی می کنند تا با استفاده از روش های علمی علاوه بر افزایش کیفیت محصولات، قیمت تمام شده آن را هم کاهش دهند. پایش وضعیت یکی از فنونی است که در سال های اخیر مورد استقبال بیشتر مدیران صنعت قرار گرفته و البته منافع زیادی را هم عاید سازمان ها نموده است. تحلیل ارتعاشات یکی از روش های پایش وضعیت است که با به کارگیری آن در صنعت به طور چشمگیری می توان از دوباره کاری ها جلوگیری نمود و هزینه های یک شرکت تولیدی را کاهش داد. برای نشان دادن تاثیر این فن در بهبود کارایی فرایند تولید، شرکت صنایع چوب و کاغذ مازندران به عنوان مطالعه موردی انتخاب شده و نحوه استفاده صحیح از سیستم پایش وضعیت از طریق تحلیل ارتعاشات مورد بررسی قرار گرفته است. در این تحقیق مشخص شده است که چگونه می توان با آگاهی به موقع از خرابی های دستگاه ها و اعمال تعمیرات پیشگیرانه جلوی زیان قبل از وقوع گرفته شود و ثانیا در مصرف قطعات و وقت نیروی انسانی در نگهداری و تعمیر ماشین آلات صرفه جویی شده و در نهایت سازمان به سمت بهبود کارایی هدایت شود.
رفتار شهروندی سازمانی مجموعه ای از رفتارهای داوطلبانه و اختیاری است که بخشی از وظایف رسمی فرد نیستند و کارکنان را در وضعیتی قرار می دهد که بصورت کاملا داوطلبانه فراتر از انتظارات وظیفه و شرح شغل خود عمل نمایند و عدالت سازمانی عبارتست از اینکه با چه شیوه ای با کارکنان رفتار شود که احساس کنند به صورت عادلانه با آنها رفتار شده است که شامل ادراک از منصفانه بودن پرداختها و برابری در رویه های سازمانی و عادلانه بودن رفتارهای بین شخصی در سازمان می باشد. عدالت سازمانی می تواند نقش بسیار مهمی در توسعه و بهبود رفتار شهروندی سازمانی داشته باشد. مقاله حاضر تاثیر عدالت سازمانی بر رفتار شهروندی سازمانی کارکنان دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز را مورد بررسی قرار داده است. نمونه این تحقیق 296 نفر از کارکنان (کارمندان و اعضا هیات علمی) دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز بودند که با روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. روشهای آماری ضریب همبستگی پیرسون و آزمون رگرسیون چند متغیری (همزمان) مورد استفاده قرار گرفتند. نتایج تحقیق نشان می دهند که عدالت سازمانی با هر یک از ابعاد مختلف رفتار شهروندی سازمانی رابطه معنی داری دارند.
مقدمه: ارزشیابی برنامه های مداخلاتی مبتنی بر جامعه، گامی اساسی و زیربنایی در راستای اصلاح و هدایت برنامه ها به سمت اهداف نظام سلامت است. مطالعه حاضر، راهنمایی مدیریت برنامه و تصمیم گیری جهت اصلاح مسیر از طریق ارزشیابی کیفی فرایند (Process evaluation) یک برنامه مداخلاتی/آموزشی مبتنی بر جامعه تحت عنوان برنامه قلب سالم اصفهان IHHP یا Isfahan Healthy Heart Program را گزارش کرده است. این برنامه با هدف پیشگیری و کنترل بیماری های غیر واگیر شکل گرفته است. ارزشیابی این برنامه هدف کسب بینش نسبت به اجرای مداخلات را دنبال می کند.روش بررسی: مطالعه حاضر یک مطالعه کیفی است. جامعه مورد مطالعه شامل سیاست گذاران، مدیران، مجریان و همکاران اصلی پروژه و نیز ذی نفعان برنامه قلب سالم اصفهان بودند. مکان انجام مطالعه، مشابه با محل های اجرای پروژه های مداخلاتی برنامه در شهرستان اصفهان، زمان آغاز مطالعه سال 1384 و زمان پایان تحلیل سال 1387 بود. اطلاعات از طریق انجام مصاحبه با نمونه ای هدفمند از 60 نفر به دست آمده، با بهره گیری از روش تحلیل محتوای کیفی مورد تحلیل قرار گرفت.یافته ها: حاصل تحلیل داده های کیفی در قالب چندین دسته طبقه بندی شدند که چهار مورد از مهم ترین آن ها شامل تجارب از منابع، نگرش به مداخلات، عوامل انگیزشی و مشارکت پایدار گزارش گردید.نتیجه گیری: این مطالعه برخی از عوامل زیربنایی موثر بر اجرای مداخلات آموزشی مرتبط با مدیریت سلامت را آشکار ساخت که مهم ترین بخش آن را می توان به عوامل انسانی در سطح عاملین اجرایی تعبیر کرد. نتایج مطالعه با تاکید بر نقش حیاتی منابع در پیشبرد مداخلات آموزشی نشان داد که کیفیت های انسانی مانند نوع نگرش و میل به حرکت به سمت تغییر، تاثیر عمده ای بر پذیرش منابع مصرف شده و مداخلات آموزشی، به ویژه از جانب مدیران و عاملین اجرایی داشت. پیشنهاد می گردد که پذیرش این برنامه آموزشی مبتنی بر جامعه و برنامه های مشابه، از جانب مخاطبان و به ویژه عاملین اجرایی به عنوان عاملی تعیین کننده در نحوه مدیریت و در نتیجه موفقیت برنامه مورد توجه قرار گیرد.
مطالعات میان فرهنگی طی دهه های گذشته، نظر جمع کثیری از پژوهشگران و مدیران را به خود معطوف داشته است. عدم جوابگویی و تسری نظریه های مدیریت به دیگر جوامع از جمله معضلات سازمان ها در استفاده مطلوب از این نظریه ها تلقی می گردد؛ بدین منظور در این تحقیق مطالعه ای تطبیقی در اصول موضوعه نظریه های مدیریتی، در خوشه های فرهنگی شناسایی شده در مطالعات هافستد و گلوب صورت پذیرفته است.
نتایج تحقیق مبین آنست که به منظور توسعه نظریه های مدیریت از خطه ای به خطه دیگر یا جامعه ای به جامعه دیگر لازم است که مؤلفه های ارزش شناسی، شناخت شناسی و انسان شناسی جامعه هدف مورد مداقه و مطالعه قرار گیرد. این امر تنها در پرتو توجه بیش از پیش به مطالعات میان فرهنگی و عدم نگرش یک سویه و جزم گرایانه، تحقق پذیر می باشد.
تحلیل پوششی داده ها (DEA) یک روش برای مشخص کردن مرز کارایی از مجموعه امکان تولید می باشد. در مقابل تحلیل پوششی داده ها مدل دیگری وجود دارد که معکوس تحلیل پوششی داده ها (IDEA) نامیده می شود و برای مشخص کردن مرز ناکارایی از شبه مجموعه امکان تولید می باشد.در این مقاله یک معیار کارایی جدیدی با استفاده از مرز کارایی و ناکارایی و وزن به دست آمده از فرآیند تحلیل سلسله مراتبی (AHP) پیشنهاد می کنیم.