ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۱٬۳۰۱ تا ۱۱٬۳۰۳ مورد از کل ۱۱٬۳۰۳ مورد.
۱۱۳۰۱.

تحلیل پتانسیل های ارتباطی بازاریابی دیجیتال و رشد استارت آپ های خدمات محور در ایران: توسعه چارچوبی برای پیوند استراتژی دیجیتال و نوآوری تجاری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۴۳
هدف : این مقاله با هدف تحلیل پتانسیل های ارتباطی بازاریابی دیجیتال و رشد استارت آپ های خدمات محور در ایران انجام شده است. با توجه به اهمیت فزاینده بازاریابی دیجیتال در محیط های رقابتی، این پژوهش یک چارچوب ماکرو- پویا برای عوامل تأثیرگذار بر رشد استارتاپ ها ارائه می دهد.  روش پژوهش : این پژوهش، بر اساس نتیجه، از نوع کاربردی-توسعه ای و از نظر هدف، توصیفی-تحلیلی و از نظر نوع داده، آمیخته است. در گام اول، بخش کیفی تحقیق با انجام مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ۸ نفر از مدیران و کارشناسان کلیدی استارتاپ آچاره انجام شده است. تحلیل محتوای این مصاحبه ها با استفاده از روش تحلیل مضمون انجام شد. در گام دوم، بر اساس یافته های بخش کیفی، پرسشنامه ای ساختارمند برای جمع آوری داده های کمی مربوط به تأثیر این استراتژی ها بر رشد استارتاپ ها طراحی شد. این پرسشنامه بین نمونه ای تصادفی از کارکنان و کارشناسان پلتفرم آچاره توزیع شد. به منظور تحلیل بخش کمی، به ترتیب از روش های آزمون همبستگی پیرسون، رگرسیون چندگانه، و فرآیند تحلیل سلسله مراتبی استفاده شده است. یافته ها : یافته ها نشان داد که کمپین های شبکه های اجتماعی و اینفلوئنسر بیشترین تأثیر را بر شاخص های کلیدی رشد مانند افزایش تعداد مشتریان، افزایش درآمد و توسعه بازار دارند. علت این موضوع را می توان در نفوذ بالای شبکه های اجتماعی در سبک زندگی کاربران ایرانی و امکان هدف گذاری دقیق مخاطبان جست وجو کرد. همچنین استفاده از محتوای بصری و تعاملی، باعث افزایش نرخ تعامل و وفاداری کاربران شده است. اینفلوئنسر مارکتینگ نیز تأثیر قابل توجهی بر رشد استارتاپ داشته است. در مقابل، استراتژی هایی مانند بازی سازی یا گیمیفیکیشن و مسابقات آنلاین با ضریب همبستگی پایین تر، تأثیر نسبتاً محدودتری بر شاخص های رشد داشتند. نتیجه گیری : تحلیل داده های به دست آمده نشان می دهد که استراتژی های مختلف بازاریابی دیجیتال تأثیرات متفاوتی بر رشد استارتاپ ها دارند. یافته ها حاکی از آن است که ارزیابی و بهینه سازی مداوم استراتژی های دیجیتال به استارتاپ ها کمک می کند تا در محیط های رقابتی عملکرد بهتری داشته باشند. 
۱۱۳۰۲.

عوامل مؤثر در رهبری برند: مرور محدود در ادبیات(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۴۳
تعداد برندها روزبه روز رو به افزایش است و فضای میان آن ها رقابتی تر شده و سعی در پیشی گرفتن از یکدیگر دارند. پژوهش حاضر با هدف شناسایی عوامل مؤثر در ایجاد رهبری برند صورت گرفته است تا برنامه ریزان و استراتژیست های برند بتوانند جهت دستیابی به جایگاه رهبری برند از آن بهره ببرند. به منظور دستیابی به عوامل مؤثر در رهبری برند مرور محدوده ادبیات که شامل تعریف سؤال پژوهش، جستجوی و انتخاب مطالعات مرتبط، ترسیم نتایج و تجزیه وتحلیل یافته ها بود بر مبنای چارچوب پریزما صورت گرفت. معیارهایی جهت ورود و خروج مقالات تعیین شد و تمامی مقالات منتشرشده بر مبنای کلیدواژه های انتخابی از سال 2000 تا 2023 در پایگاه داده های WOS و Scopus موردبررسی قرار گرفتند. همچنین برای اطمینان جستجوی دستی در گوگل اسکالر نیز صورت گرفت تا مقاله ای از قلم نیافتد. مقالات وارد نرم افزار اندنوت شده و مقالات تکراری حذف شدند. سپس بر مبنای عنوان و چکیده غربالگری شده و تحلیل توصیفی روی مقالات نهایی صورت گرفت.21 مقاله وارد مطالعه شدند. عوامل مؤثر در رهبری برند بر اساس مقالات انتخاب شده عبارت بودند از هویت برند، ساختار سازمانی مناسب جهت تحقق وعده برند، ویژگی های رهبر برند، آموزش مصرف کننده، تمایز ویژه محصولات، سازمان یادگیرنده، مسئولیت اجتماعی، ارزش، کیفیت، محبوبیت، شهروندی برند، تبلیغات در رسانه های اجتماعی و تبلیغات شفاهی برای محصولات و خدمات، تعامل نوآورانه و عملی با ذینفعان. بر مبنای نتایج به دست آمده می توان عوامل تأثیرگذار در رهبری برند را در دو دیدگاه طبقه بندی کرد: دیدگاه سازمان محور و دیدگاه مشتری محور. با تمرکز بر این عوامل، سازمان ها می توانند برنامه ریزی مؤثری در راستای تبدیل شدن به رهبر برند در میان سایر برندها گام بردارند.
۱۱۳۰۳.

شناسایی پیشایندها و پسایندهای تفکر راهبردی نظام حل مسائل مناطق مرزی با تأکید بر رویکرد کارآفرینی و اشتغال (مطالعه موردی: استان سیستان و بلوچستان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۶۴
تفکر راهبردی به عنوان ابزاری کلیدی در حل مسائل پیچیده، در شکل گیری توسعه پایدار و کارآفرینی نقش بسزایی ایفا می کند. پژوهش حاضر با هدف شناسایی پیشایندها و پسایندهای تفکر راهبردی نظام حل مسائل مناطق مرزی با تأکید بر رویکرد کارآفرینی و اشتغال در استان سیستان و بلوچستان انجام پذیرفت. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از حیث شیوه گردآوری داده ها، توصیفی و از نظر رویکرد آمیخته (کیفی-کمی) از نوع متوالی اکتشافی است. جامعه مورد مطالعه و آماری پژوهش شامل خبرگان دانشگاهی و متخصصان اقتصادی فعال در حوزه تفکر راهبردی، مسائل منطقه مرزی سیستان و بلوچستان و کارآفرینی و اشتغال بودند که با روش نمونه گیری هدفمند از نوع گلوله برفی و بر اساس اصل کفایت نظری انتخاب شده اند. ابزار گردآوری داده ها در بخش کیفی، مصاحبه و در بخش کمی، پرسش نامه بود. داده های کیفی با روش تحلیل مضمون و داده های کمی با روش نقشه شناختی فازی تحلیل شدند. نتایج پژوهش نشان دهنده آن بود که عملکرد جزیره ای و موازی کاری دستگاه های ذی ربط در حوزه اشتغال در مناطق مرزی با درجه مرکزیت 7/17 و افزایش تولیدات ملی در مناطق مرزی و ایجاد فرصت های صادراتی با درجه مرکزیت 42/7، به ترتیب به عنوان مهم ترین پیشایند و پسایند تفکر راهبردی نظام حل مسائل مناطق مرزی با تأکید بر رویکرد کارآفرینی و اشتغال، شناسایی شده اند. این پژوهش پیشنهادهای کاربردی را برای سیاست گذاران و برنامه ریزان به همراه دارد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان