همگام با تغییرات شگرف تکنولوژی و ارتباطات در قرن حاضر، گردشگری نیز شاهد پیشرفت های زیادی بوده است. از طرف دیگر، دنیای پرمشغله امروز فرصت کمی را برای تفریح و لذت افراد باقی گذاشته است و مصرف کنندگان خدمات گردشگری مایل اند به راحتی و سرعت هرچه بیش تر به اطلاعات مورد نیاز خود برای سفر دست پیدا کنند. به همین منظور تحقیق حاضر که از نوع تحقیقات کاربردی است و از دسته پژوهش های توصیفی- پیمایشی از نوع همبستگی به شمار می رود، با هدف بررسی تاثیر برند گردشگری در شبکه های اجتماعی جهت ایجاد انگیزه سفر به شهر تهران با در نظر گرفتن نقش میانجی نگرش نسبت به مقصد انجام گرفته است. پرسشنامه ای شامل 28 گویه به روش تصادفی ساده در شبکه های اجتماعی توزیع و 313 نمونه جمع آوری شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از تحلیل عاملی و مدل سازی معادلات ساختاری استفاده شد. نتایج این آزمون ها نشان داد که برند گردشگری و نگرش نسبت به مقصد تاثیر مثبت و معناداری بر ایجاد انگیزه سفر دارد؛ همچنین نگرش نسبت به مقصد در رابطه برند گردشگری و ایجاد انگیزه سفر نقش میانجی را ایفا می کند.
تمایل مشتریان به محصولات داخلی، موضوع اصلی در مطالعات بازاریابی بین الملل است که در سال «حمایت از کالای ایرانی» توجه و مطالعه بیشتری را می طلبد. در این زمینه، پژوهش حاضر می کوشد تفاوتِ گرایش مثبت به محصولات داخلی در طبقات مختلف محصولی را تبیین کند. محققان براساس مطالعاتِ اثر کشور مبدأ، مدلی برای تبیین جانبداری مشتریان از محصولات داخلی در سطح طبقات کالایی اقتباس کرده اند و برای آزمون تجربی آن 297 پرسشنامه تحلیل پذیر درباره خودرو داخلی و 217 پرسشنامه درزمینه برنج داخلی با روش گلوله برفی مجازی جمع آوری و از روش کمترین مربعات جزئی برای مدل سازی استفاده کرده اند. نتایج نشان می دهد گرایش مصرف کنندگان به محصولات داخلی در بین این دو طبقه محصولی تفاوت دارد و «رضایت بیشتر از قیمت و محصول» و «درک ریسک کمتر»، قوم مداری مصرف کننده و گرایش مثبت به محصولات داخلی را در هر دو طبقه محصولی تقویت می کنند. یافته ها تأثیر «قابلیت های تولیدکنندگان» بر گرایش مثبت به خودرو داخلی را تأیید می کنند، اما چنین رابطه ای را درباره برنج داخلی تأیید نمی کند. این پژوهش تأیید می کند تمایل مشتریان به «حمایت از کالای ایرانی» تا حد زیادی درون صنایع شکل می گیرد؛ بنابراین با برنامه های بلندمدت می توان حمایت از محصولات داخلی را تقویت کرد.
تحریم های اخیر صنعت خودروسازی کشور بیش از پیش نشان داد که علی رغم سرمایه گذاری های گسترده در صنعت خودرو، شرکت ها و زنجیره های تأمین این صنعت عملکرد قابل قبولی ندارند. در این تحقیق یک زنجیره تأمین سه سطحی که هر سطح شامل کارخانه های تولیدی، توزیع کنندگان و خرده فروشان است، در بخش پرتقاضای قطعات یدکی خودرو در نظر گرفته شده است. بانک اطلاعاتی دو شرکت فعال در این بخش برای پنج محصول استراتژیک در یک سال مورد استفاده قرار گرفته است. ابتدا زنجیره تأمین سه سطحی تحت شرایط ایده آل(عدم اختلال) برای یک افق زمانی برنامه ریزی محدود و به عنوان مسئله برنامه ریزی محدودیت ها به صورت ریاضی مدل شده است. سپس مدل ریاضی با درنظرگرفتن اختلال ها براساس سه سیاست فروش معوق، فروش ازدست رفته و برون سپاری، با هدف کمینه کردن هزینه کل زنجیره تأمین در صورت بروز اختلالات مختلف حل و تحلیل شده است. نتایج نشان می دهد که الگوریتم پیشنهادی این تحقیق قادر است اثر اختلال ها را خنثی کرده و موجب کاهش قابل ملاحظه هزینه های کل سیستم شود. مدل ارائه شده برای کمک به تصمیم گیرندگان برای اتخاذ رویکردی فعال برای حفظ مزیت تجاری در هنگام بروز اختلال(مانند شرایط تحریم) در زنجیره تأمین مفید است
ارزش ادارک شده مشتری، مفهومی کلیدی در بازاریابی استراتژیک است؛ زیرا تا زمانی که خواسته ذهنی مشتری برمبنای ادراک وی از محصول برآورده نشود، اهداف بلندمدت سازمان محقق نخواهد شد. از این رو، هدف از پژوهش حاضر، بررسی رابطه ارزش ادراک شده مصرف کنندگان برندهای لوکس خودرو و رفتار خرید آنان است. ابعاد ارزش ادراک شده در این پژوهش براساس پژوهش ویدمن و همکاران[1](2010) در نظر گرفته شده است. این پژوهش، به صورت میدانی انجام شده و در میان انواع روش های پژوهش، توصیفی– همبستگی از نوع معادلات ساختاری و ازلحاظ هدف نیز ازنوع پژوهش های کاربردی است. داده ها به صورت تصادفی از 385 نفر از دارندگان خودروی لوکس در تهران، با استفاده از ابزار پرسشنامه استاندارد ویدمن و همکاران (2009 و 2012)، لی و وهوانگ (2011) و چو و همکاران (2012)، جمع آوری شده است. به منظور آزمون فرضیه های پژوهش از روش تحلیل مدل سازی معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار لیزرل استفاده شده است. نتایج این پژوهش حاکی از آن است که ادراک ارزش های عملکردی، فردی، اجتماعی و مالی بر رفتار خرید ایرانیان از خودروهای لوکس تأثیر مثبتی داشته است و زیرمؤلفه های هریک از این متغیرهای ارزشی نیز بر رفتار خرید اثرگذار است؛ اما مطابق با این نتیجه، ارزش های فردی و عملکردی بیشترین تأثیر را بر رفتار خرید ایرانیان از خودروهای لوکس دارند و ارزش مادی گرایی و لذت جویانه از ارزش های فردی و کیفیت از ارزش های عملکردی، بیشترین ضریب اهمیت را در پیش بینی رفتار خرید دارند. <br clear="all" /> [1]. Wiedmann
This study examined the relationship between cultural intelligence and managers’ performance of travel agencies. The study is applied research in terms of objectives, and this is correlational descriptive research in terms of collecting and analyzing data. The study population consisted of 500 tour managers and guides in Isfahan province. The sampling method was the simple random sampling method, and the sample size was 217 managers and tour guides of the Isfahan according to Cochran`s formula. Data were collected by questionnaire and analyzed by Lisrel software, using structural equation modeling (SEM). Findings show a positive and significant relationship between tour managers' cultural intelligence and their performance in dealing with crises. Thus, the strategic importance of cultural intelligence in managers' performance while dealing with challenges has been approved. Furthermore, cultural intelligence is recognized as one of the factors influencing the prosperity of tourism by enhancing manager performance.
امروزه بنگاه های مادر نقش بسزایی در اقتصاد کشورها ایفا می نمایند. یکی از ویژگی های متمایز این نوع از سازمان ها، سبدی از کسب وکارها متنوع است که توسط ستاد مرکزی هدایت، هماهنگ و مدیریت می شوند. هدف غایی هر ستاد مرکزی ای باید خلق ارزش در کسب وکارهای زیرمجموعه باشد. حال پرسش اساسی این است که ستاد مرکزی برای خلق ارزش چه نقش هایی را ایفا و چه مداخلاتی را باید در کسب وکارهای تابعه به انجام رساند. هدف از تحقیق حاضر، تعیین و شناسایی مداخلات و نقش های ستاد مرکزی در کسب وکارهای تابعه و عوامل موقعیتی تاثیرگذار بر آن ها می باشد. روش در این تحقیق مرور نظام مند میباشد که بر این اساس 31 مقاله مربوط به بنگاه مادر از میان آثار انتشاریافته در بین سال های 1962 الی 2017 از دو پایگاه داده EBSCO و Web of Sience استخراج شده و پس از طی کردن فرآیند غربال گری با استفاده از روش کدگذاری رسمی مورد بررسی و تحلیل قرار گرفتند. بررسی مقالات مربوطه علاوه بر آن که 3 نقش و 23 مداخله اصلی برای ستادهای مرکزی تعیین نمود، 2 گروه از عوامل موقعیتی تاثیر گذار بر نحوه ایفای نقش ها و انجام مداخلات ستاد مرکزی شامل «ویژگی کسب وکار» و «ویژگی ستادمرکزی» را مشخص نمود. در بین نقش هایی که ستاد مرکزی در قبال کسب وکارهای تابعه ایفا می نماید، تمامی آن ها در راستای خلق ارزش نمی باشد و گاهی اوقات مداخلات آن ها تنها جلوی تخریب ارزش را می گیرند (نقش پیشگیرنده یا حداقلی) و در برخی از موارد ستاد مرکزی عامل «تخریب ارزش» در واحدهای کسب وکار می شود.
استفاده ناپایدار از میراث طبیعی، به نابودی آن ها می انجامد. امروزه، رودخانه ها به عنوان یکی از حیاتی ترین میراث طبیعی مورد استفاده ناپایدار قرار گرفته اند. به طورکلی، رودخانه ها توانایی جذب گردشگر در بلندمدت را دارند. ازاین رو، رویکرد گردشگری پایدار می تواند به بهبود شرایط رودخانه ها و درعین حال جذب گردشگر کمک کند. با روش توصیفی – تحلیلی و هدف تحلیل ابعاد زیست محیطیمؤثر بر تحقق گردشگری پایدار، رودخانه زرجوب واقع در شهر رشت ارزیابی شد. سپس، از طریق فرآیند تحلیل سلسله مراتبی و نظرخواهی از 25 کارشناسان بومی میزان اهمیت معیارها و زیرمعیارهای زیست محیطی تعیین شد. به منظور بررسی وضعیت موجود رودخانه زرجوب بر اساس معیارها و زیرمعیارها از آمار و اطلاعات موجود و ابزار پرسشنامه کمک گرفته شد. در این راستا، از 400 شهروند، 25 کارشناس بومی و 20 مسئول شهری نظرخواهی شد. تحلیل های آماری با SPSS انجام شد. سپس، از برآیند میزان اهمیت و وضعیت موجود معیارها و زیرمعیارها، تحلیل یکپارچه صورت گرفت. همه معیارها و زیرمعیارها در ناحیه دو، سه و چهار قرار گرفتند. معیارهای موجود در ناحیه دو به دلیل میزان اهمیت بالا و وضعیت موجود نامطلوب، در تحقق گردشگری پایدار تأثیرگذارترند.راهبردهای منتج از سوات بر اساس معیارها و زیرمعیارها و با کمک 25 کارشناس بومی بر اساس روش ویکور رتبه بندی شدند. از میان راهبردهای ارائه شده، راهبرد "تقویت بعد گردشگری رودخانه در تمام فصول بر اساس اصول پایداری" به لحاظ اهمیت رتبه اول را کسب کرده است.
شرکت های دانش بنیان برای بهره برداری از فرصت های بازار و خلق محصولات جدید علاوه بر جهت گیری کارآفرینی نیازمند اتخاذ استراتژی های بازاریابی مؤثر هستند. با توجه تغییرات گسترده و پویایی مستمر محیط کسب وکار و نیز اهمیت تاب آوری کسب وکارهای نوپا به خصوص شرکت های دانش بنیان، یکی از استراتژی های موثر در این خصوص و کسب مزیت رقابتی پایدار، استفاده از بازاریابی دوسوتوان است. در این راستا هدف تحقیق آشکار ساختن نقش دوسوتوانی بازاریابی به عنوان یک استراتژی پیشرو که از طریق اکتشاف (مبتنی بر بازار و مبتنی بر محصول) و بهره برداری از فرصت ها تحقق می یابد، در موفقیت محصولات جدید شرکت های دانش بنیان است. این مطالعه ازنظر ماهیت کاربردی و ازنظر روش اجرا توصیفی– همبستگی می باشد. جامعه آماری تحقیق را شرکت های دانش بنیان استان اصفهان تشکیل می دهند که با استفاده از فرمول کوکران و روش نمونه گیری دردسترس- قضاوتی تعداد ۱۸۰ شرکت به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش معادلات ساختاری و نرم افزار آموس استفاده شد. یافته های تحقیق نشان داد بازاریابی دوسوتوان موجب می شود جهت گیری کارآفرینی بر عملکرد محصول جدید در شرکت های دانش بنیان تاثیر گذاشته و میزان موفقیت محصولات جدید این شرکت ها را افزایش دهد. بنابراین با توجه به رابطه بین جهت گیری کارآفرینی و عملکرد محصول جدید، شرکت های دانش بنیان می بایست گام های موثری برای ارتقای شاخص های کلیدی کارآفرینانه جهت نهادینه شدن آثار و دستاوردهای آن بردارند؛ به طوری که این فعالیت های کارآفرینانه فرصتی برای دوسوتوانی بازاریابی و راه حلی برای تعادل بین اکتشاف و بهره برداری در بهبود عملکرد محصول جدید خواهد بود.
با توجه به نقش کارآفرینی در توسعه همه جانبه در کشورهای صنعتی و پیشرفته، کشورهای درحال توسعه نیز در پی ایجاد موج گسترده و جدیدی از سازمان های کارآفرین هستند که برای رسیدن به این مهم می بایستی نقش و اهمیت فرهنگ کارآفرینی و عوامل رشد و توسعه دهنده و یا موانع آن در سازمان ها مشخص و معرفی شوند. به عبارتی دیگر کارآفرینی به عنوان یک الزام و رویکرد نوین و تدبیر جدید اقتصادی در پاسخ به واقعیت ها و شرایط جدید محیطی، یکی از راهکارهای ارزشمند در رویارویی و تقابل با ناکارآمدی اقتصادی و جلوگیری از پدیده های منفی اقتصادی مانند بیکاری، محسوب می شود. امروزه با به بن بست رسیدن بسیاری از روش های سنتی و پاسخگو نبودن آن ها در رویارویی با مشکلات و معضلات علت و معلولی در اقتصاد ملی و اقتصاد جهانی، ناگزیر به تعریف مفاهیم و چارچوب های جدیدی هستیم که در دنیای رقابتی و اقتصاد بدون مرز و آزاد بتواند جایگاه قابل قبول و رتبه مناسبی در بین اقتصادهای جهان برای کشور به ارمغان آورد و از بسیاری از هزینه های گزاف بکاهد. این راه حل و راهکار چیزی نیست مگر به کارگیری تمام ظرفیت ها و قابلیت های موجود و طرح و اجرای روش های نوآورانه و خلاق مبتنی بر دانش و متکی بر امکانات ناشی از فناوری نوین یا همان کارآفرینی. کارآفرینان از هر قشر و رده و هر گروهی با تمام وجود و با برخورداری از کمترین امکانات و توقعات می توانند در بستر سازمان های کوچک و بزرگ، ظهور و بروز یابند.