هرساله بیش از یکصد میلیون گردشگر از آثار تاریخی، فرهنگی و طبیعی کشور چین بازدید می کنند. علاوه بر این، چینی ها از طرق متنوع دیگری نیز برای ترویج فرهنگ گردشگری و افزایش درآمد خود، از این محمل استفاده می کنند، بدین صورت که علاوه بر میراث فرهنگی شان، میراث معنوی و پیشینه های باستانی خود را نیز در برنامه های گردشگران خود گنجانده اند. با این ترتیب، نه تنها گردشگر را با باورها، آداب و رسوم باستانی خود آشنا می کنند، بلکه آنان را با سبک زندگی امروزی، فرهنگ و نحوه مراودات خود همراه می کنند، و در نهایت هم گردشگر را با جیبی خالی به کشور خویش باز می گردانند. به عنوان مثال، یکی از مصادیق بارز موارد یاد شده، دانش گیاهان داروئی، فرهنگ بهره گیری از داروهای طبیعی و «طب سنتی» چین است.
برای اثربخشی تبلیغات تجاری، بازار را بر اساس شاخص هایی بخش بندی می کنند. یکی از ملاک های بخش بندی مشتریان، سن است که کودکان، بخشی از آن هستند. سؤال این پژوهش این است که از منظر اسلام، آیا صغار می توانند مخاطب تبلیغات تجاری واقع شوند؟ برای یافتن پاسخ، از سه منظر بحث شده است. نخست، کارکرد تبلیغات تجاری از منظر اسلام و غرب بررسی می شود. از منظر اسلام، هدف غاییِ تبلیغات تجاری، آگاه کردن مخاطب است؛ اما صغار به دلیل فقدان توان تشخیص نمی توانند مخاطب این گونه تبلیغات واقع شوند. دوم اینکه بر اساس دستور اسلام لازم است بر معاملات، عقلانیت، حاکم و هر گونه مانع در سر راه اِعمال عقلانیت در تخصیص درآمدها حذف شود. تبلیغات تجاری متعارف با استفاده از فنون روان شناسی، ذهن مخاطب را مسخَّر خویش می کند و او را تحت فرمان خود درمی آورد. کودکان با توجه به شرایط سنی خود، بیشتر تحت تأثیر این گونه تبلیغات قرار می گیرند و به واسطه فشارهای آنها بر والدین برای خرید، عقلانیت لازم، حاکم نخواهد شد؛ ضمن اینکه افراد برای تخصیص عقلایی منابع درآمدی، باید قدرت تشخیصِ تناسب محصول با نیاز خود و توان اولویت بندی آنها را داشته باشند. در بحث سوم، موضوع فوق الذکر با قاعده «لاتعاونوا علی الإثم و العدوان» بررسی و مصادیقی از نقض این قاعده در موضوع مخاطب واقع شدن صغار ذکر می شود. در نهایت، با توجه به استدلال های پژوهش، به نظر می رسد مشروعیتِ مخاطب قرار دادنِ صغار در تبلیغات تجاری از منظر اسلام، خالی از اشکال نیست.
تعیین موقعیت استراتژیکی پورتر و هزینه های اقتصادی معاملات ویلیامسون، دو تئوری اقتصادی هستند که تاثیر شایانی بر تحقیقات مدیریت استراتژیک و انتخاب استراتژی و ساختار آن دارند، هر کدام به تنهای نیز چارچوبی را در این زمینه ارائه می دهند.
کارآفرینی اندیشه و فرآیند ایجاد و توسعة فعالیت اقتصادی از طریق ترکیب ریسک پذیری، خلاقیت و یا نوآوری با یک مدیریت بی نقص در یک سازمان موجود و یا یک سازمان جدید است. یکی از عوامل مؤثر و قوی بر کارآفرینی سازمانی، میزان یادگیرندگی در سازمان می باشد. هدف از پژوهش حاضر، بررسی رابطه میان ویژگی های سازمان یادگیرنده و کارآفرینی سازمانی در بانک های خصوصی غرب استان مازندران می باشد. جامعه آماری این تحقیق، 600 نفر از کارکنان بانک های خصوصی غرب استان مازندران می باشند، که 224 نفر به عنوان نمونه انتخاب، برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه استفاده شده، و تجزیه و تحلیل داده ها به وسیله نرم افزارهای SPSS و LISREL[1] انجام شده است. یافته ها نشان داده است که رابطه بین یادگیرند گی سازمان و کارآفرینی سازمانی مثبت و معنی دار است. هم چنین این ارتباط مثبت و معنی دار میان ابعاد سازمان یادگیرنده و کارآفرینی نیز یافت شد. کارآفرینان همگام با تغییرات گام برمی دارند و می کوشند فرصت های ایجاد شده در جریان این تغییرات را کشف و از آن ها بهره برداری کنند. همگامی با تغییرات، مستلزم بستر فرهنگی مناسب و وجود سطح بالایی از یادگیرندگی سازمانی و فردی است، که به تغییر ارج می نهد و از آن استقبال می کند.
نورومارکتینگ"" یا ""کاربرد عصب شناسی در بازاریابی"" صفحات متنوعی را در این شمارهی نشریه به خود اختصاص داد. در شمارهی پیشین ""توسعه مهندسی بازار"" نیز صفحاتی به نورومارکتینگ اختصاص داشت.
با وجود این، ضرورت داشت تا فیلمهای متعددی از دانشگاهها و مؤسسات برتر جهانی تهیه شود. این فیلمها به سهم خود میتوانند تا حدودی از دنیای تازه و گستردهی ""نورومارکتینگ""، اطلاعات جامع تصویری در اختیار مخاطبان قرار دهند.
10 فیلم به زبان انگلیسی تهیه شده اما با زیرنویس فارسی تکثیر شده است. این فیلمها در قالب یک لوح فشرده به قیمت 3500 تومان قابل خریداری است.
تلفن فروشگاه انتشارات بازاریابی: 71 و 66408251 ، نشانی اینترنتی: www.marketingshop.ir
تازگی"" و ""طراوت"" لازمه ی ماندگاری ""برندها"" است؛ چراکه ""مشتریان""، مصرف کنندگان، و حتی ""عموم مردم"" که کاری با برند مورد نطر ندارند، ""تازگی"" و ""طراوت"" را لازمه ی حیات و زندگی می دانند، و از ""کهنگی"" گریزانند.
پژوهشها نشان می دهد که ""برندها"" در نسل قدیمی، تا سالیان دراز مورد توجه و احترام است، اما نسل جدید، حتی اگر زود دلبسته ی برندی شوند، بسرعت نیز جایگاهش را تنزل می دهند و به سراغ برند دیگری می روند.
جالب آنکه، این تفاوت در کشورهای توسعه یافته، بازارهای نوظهور، و در حال توسعه نیز وجود دارد که این مقاله آن را تشریح می کند. راهکارهایی از سوی مک دونالد، نایک، کوکاکولا، یونیلیور، و آی بی ام اجرا می شود تا همچنان ""تازگی"" و ""طراوت"" این برندها در ""دیدگان"" و ""قلب"" مخاطبان، مانا و پایدار باقی بماند که این مقاله آن را معرفی می کند.
این پژوهش تأثیر همسویی راهبردهای بازاریابی بر عملکرد مالی با نقش میانجی عملکرد زنجیرة تامین را بررسی کرده است. این پژوهش از لحاظ هدف کاربردی و از نظر نوع روش تحقیق توصیفی - علّی است. جامعة آماری پژوهش شرکت های تولیدی فعّال در شرکت شهرک های صنعتی شهرستان اهواز است که بر اساس فرمول نمونه گیری کوکران حجم نمونة آماری 216 شرکت انتخاب شده است. روش نمونه گیری از نوع تصادفی ساده تعیین شده است. ابزار گردآوری داده های تحقیق پرسشنامة گرین و همکاران (2012) است که به مدیران شرکت ها سپرده شده اند. تحلیل داده ها با استفاده از مدل معادلات ساختاری و آزمون همبستگی انجام شده است. یافته های به دست آمده نشان دهندة تأیید تأثیر مثبت و معناداری متغیر همسویی راهبردهای بازاریابی بر عملکرد مالی و عملکرد زنجیرة تامین است و نقش میانجی عملکرد زنجیرة تأمین تأیید نشده است.