با بررسی روند رشد اقتصادی کشورهای توسعه یافته، مشخص میشود که روحیهی کارآفرینی و کارآفرینان در رشد اقتصادی و اشتغال زایی آن ها نقش زیادی داشته اند. در کشور ما نیز برای رسیدن به توسعه و اشتغال که دغدغهی اصلی مسؤولان و برنامه ریزان بوده و توجه به توسعهی کارآفرینی و نیز حمایت از کارآفرینان ضرورتی انکارناپذیر است. هدف این مطالعه تعیین عوامل اثرگذار توسعهی کارآفرینی در آموزش عالی کشاورزی بود. به منظور دستیابی به اهداف تعیین شدهی این تحقیق، از روش توصیفی و به صورت پیمایشی استفاده شد. جامعهی آماری این مطالعه را کلیهی کارآفرینان بخش کشاورزی استان زنجان تشکیل میدهند که طی سال های 85-79 از بانک کشاورزی استان زنجان تسهیلات کارآفرینی و اشتغال زایی دریافت کرده اند (65= N). برای جمع آوری اطلاعات از جامعهی آماری طرح از پرسشنامه استفاده شد. نتایج تحلیل عاملی عوامل اثرگذار بر موفقیت بیش تر و توسعه و گسترش فعالیت های کارآفرینانه نشان داد که بسترسازی و برنامه ریزی 218/24 درصد واریانس و با مقدار ویژهی 906/2 عامل اول حمایتی و پشتیبانی برای موفقیت بیش تر و توسعه و گسترش فعالیت های کارآفرینانه بوده است. هم چنین این نتایج نشان داد به ترتیب عوامل و مشوق های اقتصادی 428/21 درصد واریانس و عوامل قانونی و حمایتی 402/18 درصد واریانس را به خود اختصاص داده اند.
زندگی در دنیای پیچیده امروز با انواع خطرها همراه است. اگر چه اختراعات و کالاها و فن آوری جدید، رفاه بشر را افزایش داده است، خطرهایی نیز به همراه داشته که جان و مال انسان ها را تهدید می کنند. بیمه مسئولیت محصول یکی از شاخه های بیمه مسئولیت است که در آن بیمه گر، مسئولیت سازندگان و فروشندگان محصولات معیوب و زیا ن بار را در مقابل اشخاص زیان دیده (ثالث) پوشش می دهد. گسترش صنعت و تولید روز افزون کالاهای صنعتی، لوازم خانگی، مواد غذایی، دارویی، بهداشتی و غیره ... زندگی مصرف کنندگان را در معرض خطرهای جدی قرار داده، که اهمیت بررسی مسائل حقوقی تولیدکننده را مشخص کند. در عصر کنونی بیش از هر زمان دیگر اصول و روابط اقتصادی- اجتماعی، عهدنامه ها و میثاق های اجتماعی، فنون، تکنیک ها، نظام های اطلاعاتی و روش های کار در حال تغییر و تحول هستند و هر لحظه پدیده های جدید در زمینه های مختلف زندگی بشر شکل می گیرد و به تبع آن انواع مسئولیتهای مدنی جلوه می کند که در این راستا، بیمه مسئولیت محصول و تولیدکنندگان کالا به عنوان راهکاری برای توسعه قانون مندی، مسئولیت پذیری، تنظیم روابط اجتماعی، ایجاد و تداوم آرامش در جامعه نقش تعیین کننده و به سزایی ایفا می کند.
امروزه مشتریان به عامل بسیار مهم و حیاتی در هدایت سرمایه گذاران، تولیدکنندگان و حتی محققان و نوآوران مبدل گشته اند. به همین دلیل سازمان ها نیاز دارند مشتریان خود را بشناسند و برای آنان برنامه ریزی کنند. تاکنون برای شناسایی مشتریان و به خصوص شناسایی رفتار آنها روش هایی استفاده شده که از جمله می توان روش های آماری را معرفی کرد که البته محدودیت ها و مشکلاتی دارد. در این پژوهش با استفاده از روش های داده کاوی، چهارچوبی را برای شناسایی مشتریان (با تمرکز بر مشتریان بیمه بدنه اتومبیل) ارائه می کنیم. به منظور کاهش خطاها و محدودیت ها از دو روش درخت تصمیم و خوشه بندی، به صورت مکمل استفاده کرده ایم. ابتدا با استفاده از تکنیک خوشه بندی، مشتریان را براساس ویژگی هایشان خوشه بندی کرده و سطح خسارت هرکدام از این خوشه ها را محاسبه کردیم. سسپس مشتریان آتی را براساس ویژگی هایشان و تکنیک درخت تصمیم در یکی از این خوشه ها دسته بندی نمودیم. دسته ای که مشتری در آن قرار گرفته معرف سطح خطرپذیری اوست. با استفاده از این معیار و نوع بیمه نامه مشتری می توان میزان خسارت او را پیش بینی کرد. البته برای تعیین صحت نتایج، مدل ها را ارزیابی کرده و با یکدیگر مقایسه کردیم. شایان ذکر است تکنیک درخت تصمیم برای این منظور نتایج بهتری را حاصل نمود ولی تکنیک خوشه بندی نیز تفکیک خوبی میان مشتریان ایجاد می کند.
امروزه با توجه به اهمیت مشتری در محیط پرتلاطم و رقابتی، بهویژه در صنعت گردشگری و همچنین هزینه جذب مشتری جدید که بهمراتب بیش از هزینه حفظ مشتری موجود است ، شناسایی مشتری وفادار و حفظ آن اولویت بالایی دارد در این پژوهش تلاش شده،که از طریق رویکرد داده کاوی به ارزیابی وفاداری گردشگر پرداخته شود.این پژوهش بر روی 880 گردشگر داخلی شهر اصفهان که در بهار و تابستان 93 و 94 بیش از یک شب در هتل های 4 و 5 ستاره اقامت داشته اند،انجام شد.برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزارSPSSClementine12 و برای خوشه بندی گردشگران از الگوریتم تلفیقی PSO-KM و LRFMاستفاده شده است.نتایج حاکی از آن است که گردشگران را می توان به دو دسته طبقه بندی کرد:دسته اول در شاخصهای طول ارتباط با گردشگر و تازگی سفر دارای میانگینی بالا و در شاخصهای هزینه و تکرار سفر دارای میانگینی کمتر از سطح متوسط هستند،لذا جزء مشتریان وفادار و نامطمئن هستند.دسته دوم در شاخص تازگی سفر دارای میانگینی بالا و در شاخصهای طول ارتباط با گردشگر،هزینه و تکرار سفر دارای میانگینی کمتر از سطح متوسط هستند،لذا جزء مشتریان جدید و نامطمئن هستند.
بسته بندی سبز، یک مطالعهی موردی از آژانس استاندارد مواد غذایی است که در سال 2000 در انگلستان تأسیس شد با این هدف که سلامت غذایی جامعه را در نظر بگیرد. ابتکار درخشان این آژانس در ان بود که با استفاده از رنگهای چراغ راهنمایی، از مصرفکننده حمایت کرد تا مصرفکننده به آسانی میزان چربی، نمک، قند، و کربوهیدرات ماده غذایی را تشخیص دهد.
آیا در ایران نیز برای سلامت و تغذیهی مناسب که حق همگان است، میتوانیم این الگو را به کار گیریم؟ پاسخ این پرسش بر عهدهی بازاریابان است؛ چرا که بازاریابی در سالهای اخیر فراتر از سود و فروش، به سلامت تمامی آحاد جامعه میپردازد؛ موضوعی که با عنوان بازاریابی اجتماعی یا مسئولیت اجتماعی از آن یاد میشود...
آینده پژوهان به دلایل متعددی اهتمام خود را برای پیش بینی تحولات آتیصنعت لاستیک به کار بسته اند که در این اثر می خوانید.
آینده ی صنعت لاستیک چه خواهد شد؟ رهبران اصلی بازار صنعت لاستیک چه کسانی خواهند بود؟ بازیگران اصلی و فرعی صنعت لاستیک چه کسانی هستند؟ و پاسخ پرسشهایی از این دست را در این اثر جستجو کنید.
در آینده ی نزدیک، صنعت لاستیک همچون بسیاری از صنایع دیگر، ناگزیر است به سمت تولید ""لاستیکهای سبز"" گرایش یابد. چون این خواسته و انتظار حداقلی ""شهروندان جهانی"" است. شهروندان در سطح جهانی با افزایش آگاهیهای وسیع، شرکتهایی که استانداردهای محیط زیست را نادیده بگیرند، طرد خواهند کرد تا به انحلال شرکتها بینجامد.
در این میان، ""برندهای نوظهور"" و ""بازارهای نوظهور"" در صنعت لاستیک پدیدار خواهند شد. آگاهی از این بازارها و برندهای نوظهور، برای فعالان کسب وکارها بویژه در صنعت لاستیک و صنایع وابسته و مرتبط به آن، یک ضرورت است که این اثر به آن می پردازد.
بخش پایانی آینده پژوهی صنعت لاستیک در آسیا، به کنفرانسی اشاره می کند که 27 و 28 خرداد ماه 1393 در بروکسل بلژیک برگزار خواهد شد. این کنفرانس، 6 محور اصلی دارد که اطلاع از آن برای صاحبان صنایع لاستیک مطلوب و مفید خواهد بود.
مسئولیت اجتماعی شرکت ها یکی از موضوع های حساس و عنصری مهم و حیاتی در ارتباطات میان شرکت ها و ذی نفعان آن ها در سال های اخیر بوده است. مصرف کنندگان در سطح جامعه نسبت به گذشته آگاهی بیشتری در مورد مسئولیت اجتماعی شرکت ها پیدا کرده اند و در خصوص فعالیت ها و برنامه های مرتبط با آن، توجه و حساسیت بیشتری دارند. این پژوهش با هدف بررسی تأثیر مسئولیت اجتماعی شرکت بر ادراک و ترجیح برند توسط مصرف کنندگان در شهر شیراز انجام شد. گردآوری داده ها از طریق توزیع 220 پرسشنامه در میان مشتریان «بانک ملت» و با روش نمونه گیری خوشه ای صورت گرفت و داده های مربوط به نوع ادراک مشتریان از برند و مسئولیت اجتماعی «بانک ملت» جمع آوری شد. بررسی روابط میان متغیرها از طریق مدل سازی معادلات ساختاری و با کمک نرم افزار لیزرال صورت گرفت. نتایج پژوهش نشان می دهد، مسئولیت اجتماعی «بانک ملت» بر کیفیت ادراک شده، ارزش برند، اعتماد به برند و ترجیح برند «بانک ملت» تأثیرگذار است؛ همچنین کیفیت ادراک شده و ارزش برند «بانک ملت» به واسطه اعتماد به برند بر ترجیح برند «بانک ملت» تأثیر می گذارد.