مقالة حاضر به بررسی و مقایسة آثار و عوارض توسعة اجتماعی بر توسعه صنعتی در دو منطقه محروم و برخوردار می پردازد. این دو منطقة بنا بر اعلام سازمان برنامه و بودجة وقت، عبارت اند از استان های اصفهان در مقام دومین استان برخوردار و استان ایلام در مقام محروم ترین استان قبل از کهکیلویه و بویر احمد. هدف پژوهش بررسی این مطلب است که آیا نوع نگاه سنتی مردم بر نوع سرمایه گذاری آنها تاثیرگذار است یا نه و چه رابطه ای میان نوع نگاه و باورداشت های سنتی و الگو های سرمایه گذاری (مطمئن، ریسکی و راکد) وجود دارد و نیز، بین نگاه آنها به ثروت و سرمایه و انواع سرمایه گذاری چه رابطه ای وجود دارد. روش اجرای پژوهش پیمایش بوده و 393 نمونه در هر یک از شهرهای مورد مطالعه انتخاب شده است. یافته ها نشان می دهند هر دو استان باورهایی سنتی دارند و عمدتاً به دنبال سرمایه گذاری مطمئن اند.
نگاه به آینده و پیش بینی اتفاقاتی که روی خواهد داد ،برای بشر آرمانی دیرپاست. اما امروزه تلاش می شود تا با کمک ( جامعه شناسی آینده ) اما امروزه تلاش می شود تا با کمک ( جامعه شناسی ) بعنوان حوزه ای جدید در جامعه شناسی کار علمی گسترده ای در مورد پیش بینی وقوع رویدادها بعمل آید .
آنچه توجه به رسانه های جمعی را به طور کلی در ایران و جهان معنی دار تر می کند طرح مقوله ای تحت عنوان اوقات فراغت در جوامع جدید و توسعه روابط غیر رسمی بین افراد است که در نتیجه حضور دولتهاو سازمانهای اجتماعی ضروری شده است.
از آنجا که ارزش ها نیرومندترین عنصر تعیین کننده در نظام اجتماعی و فرهنگی جوامع به شمار می روند و شیوه جهت گیری، کنش و تعامل افراد را تعیین و هدایت می کنند. لذا این مقاله در صدد است ضمن شناخت وضعیت جهت گیری ارزشی افراد، رابطه بین تغییرات اقتصادی و اجتماعی و نوع جهت گیری ارزشی را مورد بررسی قرار دهد. داده-های این تحقیق با انجام 31 مصاحبه کیفی از میان افراد هیجده سال و بالاتر ساکن در شهر بندرعباس، گردآوری و مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که 6/51 درصد از مصاحبه شوندگان دارای جهت گیری ارزشی مادی، 9/41 درصد دارای گرایشات ارزشی التقاطی و 5/6 درصد نیز دارای گرایشات ارزشی فرا مادی گرایانه بودند. بعبارت دیگر، افراد ارزش های مادی را نسبت به ارزش های فرامادی، در اولویت بالاتری قرار می دهند. همچنین افراد جوانتر نسبت به افراد مسن تر، و افراد دارای تحصیلات بالاتر نسبت به افراد دارای تحصیلات پایین تر، بیشتر به سمت ارزش های فرامادی گرایش دارند. در خصوص وضعیت اقتصادی شهر بندرعباس، همه مصاحبه شوندگان به جز یک نفر که توسعه اقتصادی در شهر بندرعباس را بر مبنای شرایط سیاسی می دانست، اعتقاد داشتند که از نظر اقتصادی و توسعه فضایی وضعیت شهر در طی چهار دهه گذشته بهتر شده است. اما در خصوص وضعیت اجتماعی و فرهنگی نظرات متفاوتی وجود داشت که آنها را به دو دسته تقسیم بندی نمودیم. همچنین نتایج حاصل از تحلیل داده های کیفی نشان می دهد که میزان اعتماد اجتماعی، تعاملات اجتماعی و عام گرایی مصاحبه شوندگان در سطح نسبتاً پایینی قرار دارد.
هدف این پژوهش، مطالعه وضعیت اجتماعی زنان در عصر قاجار است. یافته های این مطالعه نشان داد که تاریخ جامعه قاجار، روایت یک پدرسالاری تمام عیار است. زنان به مثابه یک طبقه اجتماعی، تحت سلطه کامل مردان قرار داشتند. اگرچه آنها نیمی از افراد جامعه را تشکیل می دادند ولی گویی در جامعه نبودند و از نظرها پنهان مانده بودند. زنان در خانه در پسِ پرده و در جامعه در پسِ روبنده بودند. نه چهر ه هایشان دیده و نه سخن ها و دردهایشان شنیده می شد. حتی نام شان بر زبان ها برده نمی شد. بردن نام زن و دیدن چهره او و هم کلام شدن با آنها، همه تابویی خطرناک و گناهی نابخشودنی بود. هر مردی در خیابان باید از آنها فاصله می گرفت. جنس دوم و پست تر از مردان محسوب می شدند. گرچه به ظاهر آزاد بودند اما در بند سلطه جنسیتی گرفتار مانده بودند. ابزار شهوت قلمداد می-شدند که دیدن شان می تواند شهری را به آشوب کشاند. به همین دلیل آنها را به کنج خانه ها رانده و به کار اطفای شهوت مردان گمارده بودند. خروج دختران از خانه برای تحصیل و آموزش را موجب گسترش فساد در جامعه می-دانستند. با همین منطق، مدرسه رفتن آنها را نیز ممنوع کرده بودند. اشتغال درآمدزا هم عرصه ای مردانه بود که زنان را به آن هیچ راهی نبود. لذا نه فرصتی برای تحصیل پیش رویشان باز بود و نه امکان اشتغال برایشان هموار بود. هم در آموزش و فرهنگ، فرودست بودند و هم در اقتصاد، تهیدست. نه شغلی درآمدزا به آنها داده می شد و نه حق تحصیل به آنها اعطا می شد.
جامعه ایران طی چند دهه اخیر محمل تغییرات زیادی بوده که این تغییرات تعاملات خانوادگی بین نسلی را تحت تاثیر قرار داده است. هدف پژوهش حاضر تحلیل عوامل تعیین کننده تعاملات خانوادگی بین نسلی در خانواده های تهرانی است که با روش کیفی، مصاحبه های عمیق و نیمه ساختاریافته با سالمندان به روش نمونه گیری هدفمند و نظری انجام شده و داده-های حاصل از مصاحبه ها به روش تحلیل مضمون کدگذاری شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد چالش فرزندان غیرمستقل، ناامنی شغلی فرزندان، بی ثباتی زندگی خانوادگی فرزندان، تغییر مناسبات خانوادگی بین نسلی و درنهایت، سالمندزدایی از خانواده هسته ای، تعاملات خانوادگی سالمندان را پروبلماتیک می سازد. حاکمیت ارزش ها و مناسبات بازاری و سیطره منطق اقتصادی بر زیست روزمره به حیات خانوادگی نیز ورود پیدا کرده، خانواده را ناایمن ساخته و تغییراتی را در تعاملات خانوادگی بین نسلی نمایانده است؛ تغییراتی که در راستای تغییر هنجارهای حمایت بین نسلی، حمایت گری بین نسلی یک سویه، کالایی شدن روابط بین نسلی و سالمندزدایی از خانواده هسته ای پیش می رود. این تغییرات از ناامنی تعاملات بین نسلی در خانواده های امروزی حکایت دارد که خانواده ها را در برابر سالمندان، ناتوان می سازد.
تا پیش از تغییرات شهری بابلسر در دوره پهلوی اول، این محل عمدتاَ شهرت خود را مدیون هویت بندری، گمرک و شیلاتش بود و با عنوان بندر مشهدسر شناخته می شد. در دوران پهلوی اول، تحولات اقتصادی و فرهنگی خاصی در عرصه جهانی، ملی و محلی دست به دست هم دادند که بابلسر تغییرات شهری بنیادینی را تجربه کند. مقاله پیش رو، کوشیده است این تحولات را از روایت های رسمی و غیررسمی تاریخی این منطقه استخراج، تحلیل و تفسیر کند. گردآوری اطلاعات از طریق تاریخ شفاهی، مصاحبه با افراد مطلع کلیدی، بحث های گروهی و بررسی اسناد، سفرنامه ها و روزنامه های چاپ شده بین سال های ۱۳۰۵ش. تا۱۳۲۰ش. صورت گرفته است. روش این پژوهش، کیفی است و به منظور تجزیه و تحلیل اطلاعات و ارائه نظریه نهایی، از روش نظریه زمینه ای استفاده شده است. یافته های به دست آمده شامل هفت مقوله عمده هستند که عبارت اند از: نیاز به برون رفت از اقتصاد بندری (به عنوان شرایط علّی)، آمادگی نیروهای محلی (به عنوان شرایط مداخله گر)، طبیعت قهار (به عنوان شرایط زمینه ای)، مدیریت سازماندهی نیروها و خشونت (به عنوان تعامل ها و راهبرد ها)، تغییر هویت از بندر مشهدسر به شهر بابلسر و تغییر نقش خارجی ها (به عنوان پیامدها). مقوله هسته ای این پژوهش، «تخریب خلاق» است که سایر مقولات را در بر می گیرد. نتیجه بررسی، حاکی از ایجاد چرخش های فرهنگی و معنایی وابسته به تحول و چرخش اقتصادی از اقتصاد بندر به اقتصاد ساحلی توریستی است.