احمد رهدار
| مدرک تحصیلی: استادیار و عضو هیئت علمی دانشگاه باقرالعلوم(ع) |
مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
دانلود اکسل نتایج
نمایش ۲۱ تا ۴۰ مورد از کل ۹۶ مورد.
فقه حکومتی؛ نرم افزار نهایی مدیریت جامعه در فرایند تکاملی انقلاب اسلامی(مقاله ترویجی حوزه)
حوزههای تخصصی:
دربارة نسبت فقه، اجتماع و مدیریت جامعه، دیدگاه های مختلفی وجود دارد، برخی میان این دو هیچ نسبتی نمی بینند. گروهی قائل به نسبت حداقلی میان آن دو هستند. گروهی نیز فقه را شرط اساسی مدیریت جامعه و حکومت دینی قلمداد می کنند. در گروه سوم، برخی معتقد به مدیریت جامعه با فقه موجود هستند. دسته ای دیگر، فقه پویا را نرم افزار مدیریت جامعه می پندارد. گروه سوم، معتقدند که نرم افزار مدیریت جامعه، فقه حکومتی می باشد. این مقاله در گام نخست، با نقد دیدگاه های سلبی و حداقلی، به اثبات دیدگاه حداکثری پرداخته است. در گام دوم، با نفی انحصارگرایی هریک از سه نظریه معتقدین به توان مدیریتی فقه بر این باور است که هریک از نظریات سه گانه، متناسب با مقاطع مشخصی از فرایند تکاملی انقلاب اسلامی بوده و در طول یکدیگر قرار دارند؛ فقه فردی و سنتی، متناسب با مرحله ایجاد انقلاب اسلامی، فقه پویا متناسب با مرحله ایجاد نظام و دولت اسلامی و فقه حکومتی متناسب با مرحله ایجاد کشور و تمدن اسلامی است.
تبیین تطورات سیاسی تصوف و نسبت آن با تشیع(مقاله علمی وزارت علوم)
نویسنده:
احمد رهدار
حوزههای تخصصی:
تصوّف در جهان اسلام دارای خاستگاه تسنّن است و به مثابه جریانی اجتماعی، از قرن دوم به بعد شکل می گیرد. در بسیاری از موارد، بنا به دلایل متعدّدی، این جریان از جانب حاکمیّت سیاسی وقت، مورد حمایت قرار گرفته است. به رغم این، تشیع به دلیل برخی اشتراکات آموزه ای و سیاسی و نهایتاً در برخی مقاطع تاریخی به دلیل اضطرار، یا خودآگاهی تاریخی، به تصوّف نزدیک شده و در فرایندی نسبتاً آگاهانه تلاش کرده است تا در آن، تصرّف کند تا جایی که می توان گفت تا پیش از شکل گیری نهضت و دولت صفویه، تصوّف ــ که برای اهل سنّت یک «مقرّ» تاریخی به حساب می آید ــ به مثابه «دالان و ممرّ» حرکت شیعه عمل نموده است. در واقع، هدف این مقاله، تبیین تطوّرات سیاسی تصوّف و نیز وجوه و کیفیت تعامل و تصرّف تشیع در تصوّف تا زمان شکل گیری دولت صفویه است.
استراتژى شکستخورده تحریف انقلاب اسلامى
نویسنده:
احمد رهدار
منبع:
رواق اندیشه ۱۳۸۴شماره ۴۵
حوزههای تخصصی:
از سال 1357 (1979) که انقلاب اسلامى ایران به پیروزى رسید، نظریهپردازان مختلف غرب و شرق درباره آن به تحلیل پرداختهاند. در نوع این تحلیلها تلاش شده است تا انقلاب اسلامى ایران در قالب یک یا چند نظریه از نظریات حاکم و رایج در علوم اجتماعى غربى تعریف شود. این نظریات و تحلیلها بهرغم تفاوت و تنوعشان از چارچوب چند نظریه کلان، از جمله نظریه بسیج منابع (چارلز تیلى)، توسعه نامتوازن (هانتینگتون)، ساختارگرایى (اسکاچپل)، محرومیت نسبى (تدگار)، شیوه تولید اقتصادى (مارکس) و... خارج نمىشوند. صاحبان این نظریات، به شدت در تحلیل انقلاب اسلامى ایران با مشکل روبرو هستند و ناگزیرند بسیارى از مؤلفههاى چارچوب نظریشان را هنگام تطبیق بر انقلاب اسلامى نادیده انگارند و حتى خلاف آنها را معتقد شوند. کتاب ایران بین دو انقلاب که با اقتباس از نظریه توسعه نامتوازن هانتینگتون نوشته شده است، از این قاعده مستثنى نیست. نوشتار حاضر، ضمن گزارش مختصر مهمترین دیدگاههاى نویسنده، به بررسى و نقد و تحلیل آن از انقلاب اسلامى ایران مىپردازد.
تاریخ؛ بهارستان، مستقیم؛ / روایتی از مشروطه، جامعه شناسی و جایگاه تاریخی آن
حوزههای تخصصی:
استقرار سلطه در فاصله عرفان با شریعت
نویسنده:
احمد رهدار
منبع:
رواق اندیشه ۱۳۸۴شماره ۴۷
حوزههای تخصصی:
تمدن غرب براى برطرف کردن بحران معنویت در دهههاى اخیر، به نوعى عرفان برساخته از هندویسم و بودیسم روى آورده که به علت هماهنگى در برخى از مبانى، امکان جاگرفتن در بافت فرهنگى و اجتماعى تمدن غرب را دارد.
بررسى شاخصهاى این عرفان، نشان مىدهد که چگونه این عرفان در تحملپذیر کردن فشارها و سلطهگرى در حیات طبیعى معاصر به کار مىآید.
انقلاب اسلامی و دنیای دین یافته
انقلابی دیگر در انقلاب های مدرن و انقلاب اسلامی: مقایسهی رابطهی فلسفه و انقلاب ایران
نویسنده:
احمد رهدار
حوزههای تخصصی:
حجت الاسلام رهدار، از جمله افرادی است که در زمینهی تاریخ و فلسفه ی انقلاب اسلامی، چندین سال است که در حال مطالعه و پژوهش می باشد. وی دارای تحصیلات درس خارج فقه، و نیز کارشناسی ارشد علوم سیاسی از مؤسسهی آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) قم و تحصیلات دکتری علوم سیاسی از پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی می باشد. از جمله آثار ایشان می توان به «بررسی پنج نظریه در باب پایان مدرنیته» در ماه نامه معرفت، گزارش و نقد کتاب «ایران بین دو انقلاب» اثر یرواند آبراهامیان در کتاب آموزه، «فقر تئوریک فلسفهی سیاسی غرب در فهم انقلاب اسلامی» در فصل نامه 15 خرداد، «انقلاب اسلامی؛ پایگاه گذار از سیطره گفتمانی غرب» در فصل نامه مطالعات انقلاب اسلامی، «بنیادهای معرفت شناسی در غرب و تشیع»، «تأملاتی در فلسفه انقلاب اسلامی و بازتاب های آن در جهان معاصر»، اشاره کرد. با توجه به مطالعات و پژوهش های وی در زمینه فلسفه و انقلاب، در مؤسسه ی مطالعات و تحقیقات فتوح اندیشه که اکنون محل اصلی فعالیت های اوست، با ایشان به گفت وگو نشستیم. اگرچه رشته ی کلام بیشتر به سمت مفهوم انقلاب و ظرفیت این مفهوم برای تبیین انقلاب اسلامی ایران، رفت؛ ولی در پایان اشاره های خوبی به نسبت فلسفه و انقلاب در غرب و ایران شد، که می تواند سرنخ های خوبی را برای پژوهش های جدی در این زمینه، در اختیار مخاطبان قرار دهد.
ملاحظاتی بر دیدگاه «تصلب و بن بست سنت اسلامی در تجربة اندیشة ایرانی»(مقاله پژوهشی حوزه)
نویسنده:
دادخدا خدایار احمد رهدار
حوزههای تخصصی:
انقلاب اسلامی، انقلابی مبتنی بر سنت اسلامی است. برخلاف تلقی رایج در غرب که سنت، به مثابه بخش و جزئی از عالَم غربی ملاحظه می شود، سنت در اندیشة اسلامی، شامل عالَم اسلامی بوده و قابل تقلیل به جزء و بخشی از آن نمی باشد. دکتر سید جواد طباطبایی ـ یکی از نویسندگان معاصر که همة تحولات و اندیشه های ایرانی را از صدر اسلام تاکنون بر محور سنت اسلامی و تطورات آن تحلیل می کندـ بر این باور است که سنت اسلامی به دلیل دورشدن از عقل آزاد ـ به معنای یونانی آن ـ و لغزیدن در ظاهر شریعت اسلامی و نیز به سبب تحولات تاریخی ناشی از حملة مغولان به ایران و... دچار انحطاط، زوال، تصلب و بن بست شده و آن چنان گرفتار تکرار بی تذکاری گردیده است که تراث آن برای درک مناسبات عصر مدرن ناکافی می باشد. هر چند وی کمتر مستقیماً و با صراحت دربارة انقلاب اسلامی سخن گفته است، اما از آنجا که این انقلاب بر پایة همین سنت اسلامیِ به بن بست رسیده! استوار شده است، منطقاً باید وصف یأس آوری که دربارة سنت اسلامی وجود دارد را در مورد انقلاب اسلامی نیز صادق دانست. این نوشتار در صدد است تا ضمن نقد نظریة دکتر طباطبایی، مسألة سنت اسلامی را به مثابه اساس و پایة انقلاب اسلامی، مورد تأمل و بحث قرار دهد.
تأثیر شرق شناسی بر تاریخ نگاری ایران معاصر
نویسنده:
احمد رهدار
حوزههای تخصصی:
تاریخ از دو منظر تفکر دینی و تفکر مادی(مقاله پژوهشی حوزه)
نویسنده:
احمد رهدار
حوزههای تخصصی:
از آنجا که تاریخ بستر پرورش و رشد انسان می باشد، یکی از منابع مهم هویت او تلقی می شود. اینکه با چه رویکردی به تاریخ بنگریم، نتایج متفاوتی از آن دریافت می کنیم. رویکرد دینی و رویکرد مادی، دو نگرش کلی و اساسی به تاریخ هستند که تفاوت های مهمی دارند. از منظر دینی، عوامل معنوی، قدسی و غیبی در کنار عوامل مادی و محسوس و بلکه بیشتر از آنها در سرنوشت و جهت گیری کلان تاریخ تاثیرگذار هستند. اما از منظر مادی، تاریخ، دارای سیری جبری و اعتباری اندک در گزارش از واقعیت، و صرفاً قابل تحلیل با ابزار تجربی و مادی است، بر اساس این دیدگاه، نظم تاریخی صرفاً زمانی است و نهایتاً عبرت آموزی اندکی دارد. در این نوشته، تلاش شده تا این تفاوت ها مدلل شوند.
جهانىشدن; (1) و خروج از تاریخ _3
انقلابى متمایز انقلاب اسلامى از نگاه شهید آوینى(قسمت پایانى)
سخن سردبیر: چیستی تمدن اسلامی
نویسنده:
احمد رهدار
حوزههای تخصصی:
تکامل انقلاب: تغییرات اساسی انقلاب اسلامی در دههی چهارم
نویسنده:
احمد رهدار
حوزههای تخصصی:
متنی که در ادامه میخوانید، حاصل گفتگوی ما با استاد احمد رهدار در زمستان 1387 است. این متن قرار بود در ویژه نامه انقلاب اسلامی سوره منتشر شود، که پاره ای مسائل مانع انتشار آن شد. محتوای بدیع و غنی این مصاحبه باعث شد که ترغیب شویم تا آن را در معرض دیدِ خوانندگان قرار دهیم. استاد احمد رهدار، تمرکز ویژه ای بر موضوع انقلاب اسلامی داشته اند و بخش اعظمی از تحقیقات و مباحث مطرح شده توسط ایشان حول این موضوع بوده است. انقلاب اسلامی در کشاکش ها و اُفت و خیزها مراحلی را طی نموده و اکنون در حرکت رو به کمال خود در جایگاه تاریخی ویژه ای استقرار یافته است؛ برای فهم و درک مسیر آینده کشور و اینکه در ادامه چه باید کرد، چاره ای جز تفکر و بازشناسی مسیر تاریخی و آرمان های انقلاب نداریم.
جهانى شدن و خروج از تاریخ _4
جهانىشدن خارج شدن از تاریخ _1
ضرورت بازنگرى در تاریخنگارى روشنفکرى معاصر با تکیه بر معیارهاى اصیل شیعى
نویسنده:
احمد رهدار
حوزههای تخصصی:
براساس گفته معروف یک مورخ غربى که «تاریخ هر قوم را همواره فاتحان آن قوم مىنویسند» مىتوان، بلکه باید در تاریخنگارى معاصر کشور خودمان تردید کرد; چه، دستکم در دو سده اخیر، هرچند ایران به طور رسمى مستعمره هیچ کشور استعمارگرى نبوده است، اما اغلب حکومتها و دولتهاى آن یا دستنشانده بودند و یا آنقدر سستعنصر و بىلیاقتبودند که نتوانستند تاریخنگارى عصر خودشان را مدیریت کنند . احتمال تحریف تاریخ یک قوم هرچند ضعیف باشد، از آنجا که محتمل آن قوى است، نمىتواند غیرمهم تلقى شود; زیرا در صورت واقعیت داشتن، رابطه آیندگان یک قوم را با مآثر تاریخى، پیشینه و هویت تاریخى آنها قطع مىکند . این نوشتار در صدد است تا با ارائه و تبیین روشهاى تحریف تاریخنگارى معاصر، ضرورت بازنگرى در آن را هشدار دهد .
امام خمینی و نقد غرب
نویسنده:
احمد رهدار
حوزههای تخصصی: