فیروز فاضلی

فیروز فاضلی

مدرک تحصیلی: هیات علمی دانشگاه گیلان

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۱ تا ۴۰ مورد از کل ۴۴ مورد.
۲۱.

تحلیل و بررسی ساز و کارهای طنزآفرین ادبی در روزنامه نسیم شمال

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲۴ تعداد دانلود : ۵۸۱
هم زمان با انقلاب مشروطه ایران و تحوّلات سیاسی و اجتماعیِ ملازم با آن، مجلّات و روزنامه ها به عنوان مهم ترین رسانه های ارتباطی بین مردم و روشن فکران شناخته شد. طنز روزنامه ای گسترش چشم گیری یافت؛ به طوری که ژورنالیست های طنزپرداز در این دوره برای ارتباط هرچه بیشتر با مردم کوچه و بازار، مسائل و معضلات روز را دست مایه کار قرار داده و به انتقاد از اوضاع و احوال سیاسی و اجتماعی پرداختند. یکی از مشهورترین نشریات مشروطه، روزنامه نسیم شمال است که سروده ها و نوشته های طنزآمیز سیّداشرف الدّین گیلانی در آن منتشر می شد. نسیم شمال به دلیل طنز ویژه اش از اقبال عمومی بی نظیری برخوردار شد. در این مقاله شگردهای طنزآفرین ادبی در اشعار و حکایات سیّد اشرف تحلیل و بررسی شده است. نتایج به دست آمده نشان می دهد از بین ساز و کارهای ایجاد طنز در آثار وی، چند مورد اهمیّت و بسامد بیشتری دارد: 1) به کارگیری نوع ادبی فابل یا همانندسازی با حیوانات که نوعی الگوی روایی- نمادین است. 2) استفاده از نادان نمایی که به واسطه آن هر چیزی به ضدّ خود بدل می شود. 3) بازی با معانی سمبل ها که معطوف به زمینه های اعتقاد دینی و باورهای خرافی است. 4) کاربرد تمثیل برای ارائه پیام های جدّی از پسِ عناصر تمثیلیِ روایت های ساختگی. 5) بهره جویی عامدانه از تناقضات درون متنی که فضای سروده یا نوشته را آکنده از تعریض های سیاسی و اجتماعی می کند. همچنین مهمل نویسی در مقام نوعی استراتژی نوشتار طنزآمیز از طریق ارائه مطالب بی ربط انجام می شود. 
۲۲.

جلوه های طنز موقعیت در آثار داستانی بهمن فرسی (با توجه به دو داستان نبات سیاه و شب یک، شب دو)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹۴ تعداد دانلود : ۴۱۳
بهمن فُرسی از هنرمندان معاصری است که آثار ارزشمندی در حوزه ادبیات داستانی به جامعه ادبی ارائه کرده است. در این پژوهش تلاش بر آن است تا شگردهای ایجاد طنز موقعیت در داستان های فرسی مورد کاووش قرار گیرد. در این گونه از طنز، کلام نقش چندانی ندارد بلکه طنزپرداز صحنه ای می آفریند که تصور و تجسم آن خنده دار است. بررسی ها نشان می دهد که عامل کلیدی ایجاد موقعیت های طنز آمیز در «شب یک، شب دو» استفاده از شگردهای رفتاری طنز ساز و در «نبات سیاه» استفاده از شگردهای کلامی است که علاوه بر خنده انگیزی، با ظرافت سیستم فرهنگی جامعه را به سخره می گیرند. تنوع گسترده تکنیک های طنز موقعیت یکی از ویژگی های سبکی بارز در آثار داستانی فرسی است. این امر نشان دهنده تسلط نویسنده بر شیوه ها و الگوهای ایجاد این شاخه از طنز است. فضاهای حاکم بر آثار او اغلب مضحک، پوچ و سرشار از دلهره اند. شخصیت های حاضر در داستان ها همچون سایر آثاری که رگه هایی از طنز دارند، درگیر دل مشغولی ها و خواسته های نامعقول شده اند که با عکس العمل های غیرمنطقی و تا حدی احمقانه و مضحک سعی در رفع آن دارند.
۲۳.

عدم آشنایی خاقانی با موسیقی سنتی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸۱ تعداد دانلود : ۴۱۳
خاقانی شروانی از شعرایی است که در شعرش اصطلاحات تخصصی علوم مختلفی همچون: نجوم، فلسفه، پزشکی و موسیقی به کار رفته است. وجود این اصطلاحات، ضمن اینکه بر دشواری فهم اشعار، افزوده است، گاهی چنان تخصصی مطرح گردیده که خواننده به این باور می رسد که خاقانی در آن علوم آگاهی فراوانی داشته است. از جمله علومی که خاقانی از اصطلاحات آن به فراوانی استفاده کرده است، علم موسیقی است. وی در شعرش علاوه بر نام بردن و توصیف آلات مختلف موسیقی، از اصطلاحات تخصصی همچون نام مقام ها و گوشه ها و دستگاه های موسیقی نیز بهره گرفته است. اما آیا این به کارگیری اصطلاحات نشانه تبحر وی در علم موسیقی است؟ آیا خاقانی از موسیقی بیش از دیگر شعرای هم عصرش می دانسته است؟ آیا همچون مولوی دستی بر رباب داشته است و با ساز خاصی مانوس بوده است؟ یا فقط واژه ها را به کار گرفته است؟ در این مقاله، پس از توضیحات مختصری در مورد موسیقی، ضمن بررسی اصطلاحاتی که خاقانی از حیطه موسیقی وام گرفته است، در خصوص عدم آشنایی وی با علم موسیقی دلایلی بیان می شود.
۲۴.

ماهی سیاه کوچولو و خوانندگان؛ از قرائتی منفعل تا گفت وگویی فعال(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳۴ تعداد دانلود : ۳۶۹
گفتمان نقد ادبی معطوف به خواننده و معناهای متکثر متون در میانه سده بیستم، مورد توجه منتقدان ادبی قرار گرفت. داستان «ماهی سیاه کوچولو» (1347) به دلایلی از جمله نوع متن، ساختار ویژه آن و گستره مخاطبان با تفسیر و تأویل های مختلف مواجه بوده است. در این پژوهش با روش توصیفی- تحلیلی و براساس رویکرد نظریه های معطوف به خواننده، چگونگی تعامل میان خواننده و متن و به تَبَع آن، آفرینش و تطور معنا به صورت درزمانی و همزمانی در سه بازه زمانی بررسی شد. نتایج نشان می دهد، واکنش خوانندگان به این اثر تا پیش از سال 1357، طبق پارادایم و افق انتظار مسلط، ذوقی، مبتنی بر ایدئولوژی و دارای رویکرد اجتماعی بود که در آن عمل قهرمان برجسته می شد، خوانش ها اطلاعات جویانه بود، گفت وگویی میان متن و خواننده شکل نمی گرفت و معنا بر متن تحمیل می شد. مطابق فضای گفتمانیِ پس از 1357 تا اواخر دهه 80، دریافت ها تلفیقی بود و براساس افق انتظار ادبی در حوزه روایت شناسی و ساختار داستان بسامد داشت. این خوانش ها در خوانش های پیشین عدم تعین ایجاد می کردند و خواننده در گفت وگوی نیمه فعال با متن به بر ساختن شکل جدیدی از آبژه متنی می پرداخت. در پارادایم مسلطِ اواخر دهه 80 تا پایان دهه 90، خوانش ها مبتنی بر نظریه و کارکردمحور بودند. رویکرد نشانه شناسی، بالاترین بسامد را در میان سایر رویکردهای خوانشی این اثر داشت. خوانش های این دوره اغلب در دیالکتیک با خوانش های دوره پیش بودند و عدم تعین تا دریافت اصلاحی را در متن و خوانش های پیشین رقم می زدند و در نتیجه ادغام افق انتظار اجتماعی و ادبی، افق معنایی گسترده تری را پیشنهاد می دادند.
۲۵.

تحلیل سپهر نشانه ای شعر «در آستانه» احمد شاملو بر اساس نظریه یوری لوتمان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹۸ تعداد دانلود : ۲۸۲
«سپهر نشانه ای» اصطلاحی ابداعی در نظریه یوری لوتمان است و بر فضای انتزاعی محصوری دلالت دارد که نشانه ها تنها درون آن معنا می یابند. آنچه درون مرزهای این سپهر قرار می گیرد واجد فرهنگ و نظم درونی است و خارج از آن فضای فرانشانه ای یا غیرنشانه ای را تشکیل می دهد که دچار بی نظمی و آشوب است و نشانه-معناشناسی در آن تعریف پذیر نیست. لوتمان معتقد است بر اثر سازوکارهایی همچون طرد و جذب در مرزها، سپهر نشانه ای همواره در حال تغییر است. «در آستانه» از احمد شاملو شعر بلندی است که در اواخر عمر او سروده شده است و جمع بندی فلسفی و اعتقادی او را در خصوص زندگی، مرگ و وضعیت پس از مرگ در خود جای داده است. در مقاله حاضر با به کارگیری نظریه نشانه شناسی فرهنگی لوتمان به تحلیل سپهر نشانه ای این اثر پرداخته شده است. تحلیل های انجام شده نشان می دهد شاملو عناصر متافیزیکی را از سپهر نشانه ای طرد کرده، مرز تمایز خود با طبیعتِ غیرانسانی را پررنگ نموده و با تهی کردن سپهر نشانه ای از عناصر طبیعی و فراطبیعی، میدان را برای محوریت یافتن نقش انسان و برجسته نمودن جایگاه او مهیا کرده است.
۲۶.

بررسی شگردهای طنز موقعیّت در داستان مدیر مدرسه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹۸ تعداد دانلود : ۳۳۱
طنز موقعیّت طنزی برگرفته از تصویرها، تصوّرها و مفاهیم است که می تواند آمیزه ای از رفتار، موقعیّت، صحنه و گفتار باشد. امّا محوریّت در این گونه از طنز بر موقعیّت ایجادکننده آن استواراست. طنز موقعیّت جایگاه ویژه ای در ادبیّات داستانی دارد و از جمله در داستان «مدیر مدرسه»(1337) اثر جلال آل احمد که نمونه هایی از آن دیده می شود. او در این اثر فساد مالی و اخلاقی رایج در نظام آموزش و پرورش دهه سی را با زبان طنز به تصویر کشیده است. در پژوهش حاضر، تلاش می شود تا انواع موقعیّت های طنزآمیز در داستان، شگردهای ایجاد آنها و بازتاب های اجتماعی آنها مورد بررسی قرار گیرد. با تفحّص در موقعیّت های موجود در «مدیر مدرسه» می بینیم که عامل اصلی ایجاد موقعیّت های طنزآمیز در این اثر طرح آن است؛ زیرا همواره موضوعات فرعی به جای موضوع اصلی پررنگ می شوند و حاشیه روی یا پررنگ شدن موضوعات فرعی به جای موضوع اصلی در طول داستان بسیار است. توصیف جلوه ظاهری اشخاص، شغل و شبکه ارتباطی بین آنها هم نقش مهمّی در شکل گیری خصوصیّات طنزآمیز اخلاقی اشخاص دارد. گذشته از این، صحنه دورافتاده یک مدرسه که فضای اصلی داستان است به عنوان صحنه ای عجیب علاوه بر خنده انگیزی، با ظرافت خاص، نظام آموزشی را نیز به سخره می گیرد.
۲۷.

دوگانگی مفهوم مرگ در آثار صادق هدایت و ادگار آلن پو(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹۵ تعداد دانلود : ۳۱۷
در میان نویسندگان مرگ اندیش صادق هدایت ، نویسنده معاصر ایران، و ادگار آلن پو ،شاعر و نویسنده ی آمریکایی، از جمله کسانی اند که توجه بسیاری به این مفهوم داشته اند و مرگ اندیشی مضمون عمده آثارشان است. اما آنچه محتوای این آثار را به هم مشابه می سازد؛ حالت دوگانگی و تضاد در مفهوم مرگ است که این امر می تواند برگرفته از شخصیت واقعی ای باشد که با آن زیسته اند؛ از این رو چنین نگرشی به آثارشان راه یافته و قهرمانان داستان های شان هم چون نویسندگان شان با احساس دوگانه هراس و اشتیاق به مرگ، دست و پنجه نرم می کنند. مقاله حاضر به بررسی تطبیقی و تحلیل مفهوم مرگ در آثار صادق هدایت و ادگار آلن پو پرداخته است.
۲۸.

تحلیل دیدگاه هانری کُربَن در تأویل رمز و نقش خیال فعال در فهم متون حکمی اسلامی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸۵ تعداد دانلود : ۲۸۵
در دو ره های مختلف، متناسب با زمینه های فکری و معرفتی رایج، نوع نگاه مفسران و مخاطبان به متون عرفانی دیگرگون و متفاوت بود ه است. تعالیم و زبان سیّال متون عرفانی همواره بر اساس نیازها و زمینه های روحی و تمایلات درونیِ پژوهشگران و مخاطبان، مورد تأویل و رمزگشاییِ قرار گرفته اند. برخی مفسران و پژوهشگران متون عرفانی، این متون را از منظر یک حقیقت یا زبان رمزیِ برتر نگاه کرده، تفاسیری مبتنی بر تحلیل رمزها یا به عبارتی، رمزگشایی مفاهیم بنیادین زبان عرفانی ارائه کرد ه اند. پروفسور هانری کربن از جمله این افراد است؛ وی همواره سعی می نمود که علاوه بر بازنمایی و تفسیر مفاهیم کلیدیِ حکمت اسلام ی ایرانی، با اتخاذ شیوه تحلیل مبتنی بر فلسفه پدیدارشناسانه، با گرایش به تأویل رایج در حکمت اسلامی، زبان رمزاندیشانه متون حکمی را کشف و تبیین نماید. در این مقاله، تلاش می شود با رویکردی توصیفی- تحلیلی، دیدگا ههای کربن درباره رمز و رمزپردازی در متون حکمی ایران ی اسلامی، به شکل منسجمی صورت بندی گردد. از نظر کربن، متن وقتی به حقیقتش بازگردانده م ی شود که نفس نیز در سیری صعودی به حقیقت خود -که انتقال از سطح نمودها و مجازهاست- بازگردد؛ نتیجه اینکه بر اساس فهم رمزاندیشانه از متون حکمی، تأویل نه فقط درک معنای نهفته متن در سطح افقی، بلکه صعود شخص مؤولِ به سطح وجودی جدید و دریافت آگاهیهای از نوع این مرتبه وجودی جدید خواهد بود، که کربن از آن با اصطلاح «تأویل نفس » یاد کرده است.
۲۹.

بررسی خطاب واژه ها و عبارات خطاب در متن های گفتگومحور اشعار گیلکی شیون فومنی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸۳ تعداد دانلود : ۲۸۴
هدف اصلی این تحقیق بررسی خطاب واژه ها در منظومه های گیلکی شیون فومنی براساس رویکرد گفت وگومحوری به عنوان محور اصلی است که باتوجه به بافت، موقعیت، جنسیت، سن، طبقه و منزلت اجتماعی افراد به صورت های مختلف نظیر ضمایر خطاب، القاب خویشاوندی، گروه های اسمی و عبارات توصیفی ساخت بندی شده اند. این عبارات توصیفی شامل خطاب واژه های مذهبی، صمیمانه، احترام آمیز، استعاری و کنایی، تابو و دشواژه، طنزآمیز، تمسخرآمیز و توهین آمیز و دشنام آمده و لحن های گوناگون را پدید آورده است. توصیفات او از فضای سرسبز گیلان که با انواع لحن ها در منظومه هایش آمده، در کنار عواملی همچون استفاده از زبان و واژگان محاوره، اصطلاحات، تعبیرات و ضرب المثل های گیلکی، داستانی بودن، حسن تعبیر، تنوع و تحرک سبب پدید آمدن انواع لحن ها در به کارگیری خطاب واژه ها و عبارات خطاب می شود. روش تحقیق براساس نظریه زبان شناسان اجتماعی همچون براون، وارداف و پارکینسون و به شیوه تحلیل محتوا در اشعار گفت وگومحور گیلکی شیون فومنی است. نتایج تحقیق نشان می دهد که کاربرد خطاب واژه ها در اشعار گفت وگومحور با لحن های توصیه ای، هشدار و تهدید بیشترین میزان بسامد و بعدازآن لحن های طنز و تمسخرآمیز و توهین و دشنام در جایگاه دوم و سوم بیشترین میزان کاربرد را به ترتیب دارا هستند و در نهایت لحن های خوفناک و تعجبی و شگفتی کمترین میزان فراوانی را دارند.  
۳۰.

مقایسه انتقادی روایت دوگانه ترانه رعنا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵۳ تعداد دانلود : ۳۷۱
ترانه «رعنا» یکی از ساده ترین و در عین حال سیاسی ترین ترانه های عامه سرزمین گیلان به شمار می رود. سراینده ناشناس ترانه در نظر داشت ضمن روایتی عاشقانه، در بندهایی از آن به حوادث تاریخی و اجتماعی منطقه اشاره کند. در این پژوهش به روش تحلیلی توصیفی با بهره گیری از رویکرد تاریخی ادبی به اسناد مکتوب و یافته های میدانی، کیفیت و چیستی رویداد مندرج در ترانه رعنا واکاوی شده است. یکی از ضرورت های اصلی پژوهش نیل به روایتی اصیل مبتنی بر داده های تاریخی و زبانی گویشوران منطقه است. نتایج نشان می دهد ترانه دربردارنده دو روایتِ نزدیک به زمان وقوع و روایت متأخر است. در روایت نخست، ستیز فئودال ها و نبرد بازماندگان نهضت جنگل، نظیر کردآقجان و حیدر عمواوغلی و در روایت متأخر، جنبه های عاشقانه، رمانتیک و سرکشی های رعنا برجسته شده است. در روایت های متأخر، داستان رعنا با ترانه های پیش از خود، مانند زرانگیز، سیما و طوبی درآمیخته است و ضرب آهنگی مطنطن دارد، اما در روایت نخست طنطنه کلام کم تر است و بیشتر توجه به رویداد و کنش شخصیت های اصلی روایت، یعنی نوروز، هادی، کردآقاجان و حیدر است.
۳۱.

بررسی تطبیقی رمان طلسمات و بوف کور از دیدگاه افسانه گردانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲۵ تعداد دانلود : ۲۷۱
به نظر کریستوا، هر متنی حاصل شبکه ی متنی قبل از خود است؛ بنابراین، برای رمزگشایی باید سراغ این شبکه برویم. نویسندگان و شاعران همواره از متون قبلی بهره مند شده اند. این بهره بهرداری گاه به صورت افسانه گرایی است که جز بازنویسی و بازآفرینی افسانه ها نیست و کمک چندانی به ادبیات نمی کند، اما افسانه گردانی رویکرد متفاوتی دارد که مایه تحول ادبیات است. افسانه گردانی تنها یادآور افسانه ها به گونه ی تلمیح و اشاره نیست، بلکه با بهره گیری از بینامتنیت، متن گذشته را دگرگون می سازد، تا آنجا که خواننده به سادگی نداند در پیدایش متن جدید چه متن ها و چه افسانه هایی دخیل بوده اند. در رمان طلسمات با سه رویکرد افسانه گویی، افسانه گرایی و افسانه گردانی مواجهیم. در رمان بوف کور نیز نویسنده با استفاده از افسانه ها و اسطوره های بسیار متن پیشین را دگرگون کرده است. از نتایج این مقاله نیز بهره بردن هردو رمان از افسانه ها حتی علیه افسانه ها است. در نوشتار حاضر، این رمان ها از دیدگاه افسانه گردانی یا بینامتنیت افسانه ای تحلیل شده اند.
۳۲.

تقابل های معنایی در اشعار اقبال لاهوری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷۳ تعداد دانلود : ۴۵۵
تقابل معنایی یکی از لوازم و عناصر بنیادین در بررسی معناشناختی و ساختاری آثار ادبی است که در قالب الگویی منسجم و نظام مند به کار گرفته می شود. درک این نظام و طرح اصلی که شبکه ای سازمان یافته را تشکیل می دهد کمک شایانی به شناخت جهان ذهن و زبان شاعر می کند. اگرچه این ساختار در زبان اقبال لاهوری از انسجام و یکپارچگی زبان شاعران رده نخست زبان و ادبیات فارسی همچون حافظ و مولانا برخوردار نیست، امّا به سبب پیروی و تأثیرپذیری از بزرگانی چون مولوی در وزن و زبان و اندیشه، این ویژگی زبانی در شعر او پررنگ و برجسته شده است. بررسی دیدگاه پیروان مکتب ساختارگرایی و نظریه تثبیت قطب های دوگانه روش کار قرار گرفت. بر این مبنا ریشه های اندیشه تقابلی و نیز شبکه مضامین متقابل در کلّیّات اقبال بررسی شد و سرانجام شبکه نظام مند تقابل های معنایی کلّیّات او به تصویر کشیده شد. در کلّیّات اقبال لاهوری چندین حوزه تقابلی وجود دارد که هر یک در رده مفاهیم ارزشمند و بی ارزش، کفر و ایمان، خودی و بیخودی، عرفانی، عاشقانه قابل بررسی است.    
۳۳.

تحلیل انتقادی منظومه های «آقادار» و «فوخوس» شیون فومنی براساس ویژگی های گفتمانی و دال های ارزشی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۹ تعداد دانلود : ۱۴۷
منظومه های نمادین شیون فومنی مملو از دال های هدفمند ارزشی گفتمان ساز مؤلف است. در دو منظومه «فوخوس» و «آقادار» شاعر از انواع نمادها جهت برجسته سازی گفتمان ها بهره می برد. کثرت گفتمان ها در این منظومه ها با بهره گیری از دال های ارزشی، محققان این پژوهش را به این امر ترغیب می کند که با برشمردن ویژگی های گفتمانی هریک از این آثار به ابعاد وسیعی از جهان بینی های ادراکی دست یابند. ازاین رو، رویکرد انتقادی لاکلائو و موفه، مدل پیشنهادی جهت بررسی دال شناسی ارزشی شخصیت های نمادین در این دو منظومه است. با استناد به داده های متنی منظومه ها، انواع دال های هدفمند با بهره گیری از روش کیفی شناسایی شد و در نهایت، کاربست مدل انتقادی نامبرده بر دو منظومه، یافته هایی را دربر داشت: منظومه آقادار علاوه بر پنج گفتمان اصلی از دو گفتمان فرعی انسان شناختی و طبیعی نیز بهره می برد. از نتایج دیگر این پژوهش، چرخش های گفتمانی است که در این دو منظومه یافت می شود. همچنین با بررسی انواع دال های مرکزی و شناور دو منظومه فوخوس و آقادار، دو دال مرکزی اصلی به ترتیب بختک و ازگیل هستند؛ دال اصلی منظومه فوخوس تک مدلولی، اما دال اصلی منظومه آقادار از منظر دو شخصیت اصلی، دومدلولی است.
۳۴.

کارنواهای صیادی استان گیلان (مطالعه موردی: بندر انزلی و بندرکیاشهر)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۵ تعداد دانلود : ۱۳۳
در فرهنگ مردم حاشیه دریای خزر، صیادی جایگاه مهمی در معیشت و سبک زندگی آن ها دارد؛ بدین سبب، صیادان در این فرهنگ نقش چشم گیری در اقتصاد دارند. وجود دریا، رود و شرایط آب و هوا، فضای مناسبی برای زیست مردم ساحل نشین فراهم کرده است. برخی شهرهای ساحلی همچون بندرانزلی و بندرکیاشهر به دلیل داشتن مرداب و مصب رودخانه، از دیرباز محل تخم ریزی انواع ماهی های استخوانی و بدون استخوان بودند. این شهرها به عنوان پایتخت ماهیان خاویاری، صیادانی را در خود پرورش داد که نه تنها برای مجموعه شیلات لیانازوفِ روسی پرفایده بودند، بلکه در صیدهای انفرادی یا چند نفره نیز، بدون وابستگی به شیلات، صیاد باتجربه ای شدند. وجود اشعار، ترانه ها، ضرب المثل ها، کارآواها و قصه های شکارسری و صیادی در بین ماهی گیران و مردم عادی بازتاب داشته، به گونه ای که می توان آن ها را بخشی از فرهنگ شفاهی مردم گیلان دانست. در این فرهنگ، اشعار مختلفی به یاد صیادان سروده شد که از زبان خودشان یا دیگران جاری می گردد. اگرچه نواهای صیادی شمال ایران به دلیل وجود ماهیان باارزش خاویاری و شرایط ویژه صید، مانند نواهای صیادی جنوب ایران، با ساز و آواز خوانده نمی شود، اما در همین تعداد انگشت شماری که برجای مانده، نام برخی از ماهی ها، پرندگان، ابزار کار و اسامی افراد شنیده می شود. نتایج پژوهش نشان می دهد که شعر صیادی در حاشیه دریای خزر به دو شاخه «ترانه های کار و سوگواره های صیادی» تقسیم می شود. تعداد کارنواهای صیادی در شمال ایران به دلیل شرایط جغرافیایی و سیاسی اندک است و پژوهش های دامنه دار نتوانست نتایج بیشتری در دست پژوهش گر قرار دهد.
۳۵.

تقویت مهارت پرسشگری دانش آموزان اول متوسطه در درس فارسی از طریق رویکرد پژوهش محور(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۶۵
پیشینه و اهداف:پرسش و پرسشگری در امر آموزش و پرورش دانش آموزان نقش اصلی و کلیدی ایفا می کنند و به نوعی راهنما و راهبر دانش آموزان در درک و دریافت مطالب و مفاهیم هستن د.به همین واسطه می توان یک ی از نقش ها و کارکردهای آموزش و پ رورش را،ت ربیت دانش آموزان پرسشگر دانست. هدف مقاله حاضر بررسی اثر رویکرد تدریس پژوهش محور بر مهارت پرسشگری در دانش آموزان دوره اول متوسطه بود روش ها: جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه دانش آموزان پسر دوره اول متوسطه شهرستان لنگرود در سال تحصیلی 1401-1400بود که با روش نمونه گیری هدفمند 20 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. از ابزارهای مشاهده، سیاهه رفتار، پرسش نامه روحیه پرسشگری حیدری و نظرسنجی از دانش آموزان استفاده شده است.رویکرد تدریس پژوهش محور طی 4 ماه، هر هفته به مدت یک ساعت در تدریس بخشی از درس فارسی برای دانش آموزان اجرا شد. یافته ها: از مهم ترین علل ضعف مهارت پرسشگری دانش آموزان می توان به خجالت کشیدن از طرح سوال، مسخره شدن توسط همکلاسی ها، تأکید معلمان به یادگیری حافظه محور به جای یادگیری دانایی محور و...اشاره کرد. با اتخاذ رویکرد پژوهش محور، مهارت پرسشگری دانش آموزان از 77/65 به 15/144 افزایش یافت که حاکی از تقویت مهارت پرسشگری دانش آموزان است. نتیجه گیری: در مجموع، نتایج پژوهش حاضر نشان داد رویکرد تدریس پژوهش محور موجب تقویت روحیه پرسشگری و ارتقای عملکرد تحصیلی درس فارسی شد. این رویکرد تدریس می تواند در مدارس کشور برای پرورش مهارت پرسشگری دانش آموزان مورد استفاده معلمان قرار گیرد
۳۶.

نمودهای «دیگری» در شعر خردسال و کودک با رویکرد هرمنوتیکی میان فرهنگی (مطالعه ی موردی دفتر شعرهای طیّبه شامانی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۹۵
فلسفه ی میان فرهنگی در جست وجوی راهکاری برای نهادینه کردن فرهنگ گفت وگو و پذیرش «دیگری» با هدف پایان دادن به وضعیت نزاع فرهنگ های متکثر در عصر جهانی شدن است. عنصر اصلی و اساسی در پژوهش های مرتبط با رویکرد هرمنوتیکی میان فرهنگی، موضوع فهم و درک «دیگری»، «غیر» یا «بیگانه»، میزان اهمیت و نوع نگاه به آن و نمونه های مرتبط با این گونه مفاهیم است. شیوه های معرفی «دیگری» به نسل نوپای هر فرهنگ با کمک شعر کودک و خردسال که بیشتر ماهیتی آموزشی دارد، نقشی تعیین کننده در شکل گیری باور او به «دیگری» در آینده خواهد داشت. شعر به عنوان معتمدترین اثر کلامی به ویژه برای خردسالان و کودکان نقش مهمی در هویت یابی و تعیین مجرای ورود آنان به زندگی اجتماعی و نوع برخورد با جهان های فرهنگی گوناگون دارد. در این پژوهش که از نوع بنیادی و به روش تحلیل کیفی است، کوشش شده است تا انواع «دیگری-بیگانه» های معرفی شده به خردسال و کودک، از ابتدای زمانِ ایجادِ مرز میان «خود» و «دیگری» واکاوی شود و با عنایت به آراء اندیشمندانِ رویکرد هرمنوتیکیِ میان فرهنگی چون رام ادهر مال، فرانتس مارتین ویمر و هاینتس کیمرله، شاخص ترین نمودهای آن شناسایی گردد. یافته ها نشان می دهد که در شعر خردسال و کودکِ بررسی شده در این پژوهش، باتوجه به اصالت رئالیسم ایدئولوژیک، انواع دیگری عموماً شامل دیگریِ نزدیک و هم فرهنگ (خود-دیگری)، دیگری دور از نوع (بیگانگی نرمال) و (بیگانگی رادیکال) است و نشانه هایی از دیگریِ دگرفرهنگ (بیگانگی محض) در این اشعار دیده نمی شود. همچنین یافته ها نمایانگر آن است که از این «دیگری »ها به عنوان بستری برای دستیابی به فهمِ خود، شکل گیری فرایندِ فهمیدن و آموزشِ نوع تعامل با دیگری های حاضر در زندگی روزمره ی کودک و خردسال استفاده می شود. روش معرفی این «دیگری» ها به کودک نیز تا حدود زیادی متناسب با مؤلفه های رویکرد هرمنوتیکی میان فرهنگی است.      
۳۷.

بررسی تطبیقی آموزه های اخلاقی دمّاپادا با مثنوی معنوی مولانا جلال الدین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۵۲
انسان به طور ذاتی اخلاق محور است، اما مواجهه با چالش های اجتماعی و زیست محیطی، او را در معرض تردیدهای اخلاقی قرار می دهد و از این رو، نیاز به ابزارهایی برای بازاندیشی در اصول اخلاقی احساس می شود. در این مسیر، متون مقدس، به ویژه در قالب زبان شعری، ابزارهایی تأثیرگذار برای هدایت انسان به سوی فضایل اخلاقی هستند. این پژوهش، با رویکردی تحلیلی-تطبیقی، به بررسی آموزه های اخلاقی دو اثر برجسته از سنت های مختلف دینی می پردازد: دماپادا از سنت بودایی و مثنوی معنوی از سنت اسلامی. دماپادا، که در "سه زنبیل" بودایی قرار دارد، در قالب اشعار عرفانی و اخلاقی، به اصولی همچون صداقت، پرهیز از رذایل اخلاقی و تهذیب نفس پرداخته است. زبان شعری این اثر با استفاده از نظم و موسیقی درونی کلمات، نه تنها مفاهیم عمیق اخلاقی را به صورت قابل فهم و ملموس به مخاطب منتقل می کند، بلکه انسان را به بازگشت به فضایل اخلاقی و دوری از رذایل فرا می خواند. این ساختار شعری، در کنار آموزه های معنوی آن، به ابزاری برای انتقال مفاهیم جهانی اخلاقی تبدیل می شود. در مقابل، مثنوی معنوی مولانا جلال الدین رومی با بهره گیری از زبان شعری، استعاره ها و تمثیل ها، اصول اخلاقی مشابهی را بیان می کند. مولانا، همانند بودا، بر فضایل اخلاقی همچون صداقت، خودشناسی، تهذیب نفس، و رهایی از تعلقات دنیوی تأکید می کند. این اثر، با ساختار شعری خود، در حقیقت "قرآن فارسی" است که نه تنها به تهذیب نفس و معنویت می پردازد، بلکه به عنوان راهنمایی برای رسیدن به حقیقت و عشق الهی عمل می کند. این مطالعه استدلال می کند که زبان شعری در هر دو اثر، دماپادا و مثنوی معنوی، نه تنها ابزاری برای انتقال آموزه های اخلاقی و معنوی است، بلکه به عنوان یک نیروی فعال در تحول روحی و اخلاقی انسان ها در نظر گرفته می شود. در شرایطی که انسان ها در دنیای مدرن به چالش های اخلاقی مختلفی دچار هستند، این دو اثر به طور شگرفی پیوندی عمیق و جهانی میان فرهنگ ها و دین ها برقرار می کنند.و به انسان های امروز یادآوری می کنند که اصول اخلاقی بنیادین، همچنان جهانی و فراتر از مرزهای دینی و فرهنگی هستند. به ویژه، زبان شعری این دو اثر به عنوان ابزاری کارآمد و قدرتمند برای تحریک ذهن و قلب انسان ها به بازگشت به فضایل اخلاقی و معنویت، می تواند در تحقق یک تحول اخلاقی جهانی نقشی حیاتی ایفا کند.
۳۸.

تحلیل تطبیقی اشعار وندل بری و سهراب سپهری از منظر بوم نقد و زیبایی شناسی زیست محیطی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۵۴
بوم نقد رویکردی در مطالعات نقد ادبی است که رابطه انسان و طبیعت را در متون ادبی مورد مطالعه قرار می دهد. یکی از زیر مجموعه های این رویکرد مطالعاتی، بوم نقد تطبیقی است که به بررسی دو شاعر یا نویسنده از منظر نقد بوم گرا می پردازد. وندل بری شاعر، نویسنده و فعال محیط زیست معاصر آمریکایی شاعری طبیعت گراست که طبیعت و نمود های آن در اشعارش نقشی پر رنگ ایفا می کند و با خواندن اشعار او بلافاصله ذهن خواننده گرایش به اشعار سهراب سپهری می یابد. در این نوشتار قصد داریم تا با بیان اشتراکات نقد بوم گرا و رمانتیسیسم به بررسی اشعار سپهری و بری با رویکرد بوم نقد تطبیقی بپردازیم و دغدغه های مشترک آن ها را در مواجهه با دنیای مدرن، مشکلات و بحران های آن تحلیل کنیم و تفاوت های فکری شان را در این مواجهه، به نمایش بگذاریم. در چنین تحقیقی ناگزیریم زیبایی شناسی زیست محیطی را دست مایه کار خود کنیم. در این پژوهش روشن شد که بری و سپهری هر دو با رویکردی طبیعت محور و متأثر از سنت های رمانتیستی، از طبیعت به عنوان بستری برای بازنمایی ارزش های اخلاقی، زیبایی شناختی و انتقادی بهره می گیرند. آن ها با ستایش سادگی، نفی زندگی شهری و تأکید بر بازگشت به زیست بوم اصیل به بازخوانی رابطه انسان و طبیعت می پردازند. با این حال تفاوت آن ها در خاستگاه فکری، نوع مواجهه با مدرنیته و شدت انتقاد از مداخلات انسانی در طبیعت بروز می یابد.
۳۹.

از پل وجودی کافکا تا پل سوررئال حسینی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۳۰
پل، همچنان که از نامش برمی آید می تواند پیونددهنده ای میان ادبیات داستانی دو سرزمین و رسیدن به تفکری جهان وطنی باشد. یک سوی آن، داستانی کوتاه از کافکا و سوی دیگر، نخستین داستان فلسفی بلند از نویسنده ایرانی، قدسی حسینی؛ زنی که همزمان با سفر حقیقی از آلمان به کانادا برای ملاقات خواهر محتضرش در بیمارستان، سفری معنوی را آغاز می ک ند و همگام با عبور از پل به مدد روایت تو در توی خویش و گفتگومندی باختینی در یک فضای سوررئالیستی و معناگرا می کوشد تا ناامیدی فروپاشانه پل وجودی کافکا را با یافتن خود، در دیگری بزرگ لکانی، دگرگون سازد. در هر دو داستان، امر نمادین و امرشخصی با کارکرد زبانی همدلی و زیبایی شناختی به هم گره خورده اند و همزمان در متن حضور دارند. این پژوهش با رویکردی نشانه شناسی به شیوه تحلیلی توصیفی به بررسی دو داستان هم نام پرداخته است و پژوهشی نوین در میان پژوهش های آثار کافکا، محسوب می شود که نشان می دهد همبستگی چشمگیری میان اجزای کلام، در انتقال پیامی واحد در پل کافکا وجود دارد؛ به صورتی که جنبه هایی از اگزیستانسیالیسم در آن برجسته شده، حال آنکه تنوع نمادها و ارجاعات بینامتنی گسترده در پل حسینی بر تعداد پیام های متن افزوده است. پیام هایی معنوی و اخلاق گرا که احتمالاً متأثر از خاستگاه شرقی نویسنده بوده اند. لحن لطیف و روند آهسته پل حسینی نیز در قیاس با زمختی لحن و ضرباهنگ کوبنده و پر تنش پل کافکا می تواند متاثر از جنسیت راویان باشد. اگرچه پل در اثر کافکا از ابژه به سوژه مبدل شده و در اثر حسینی به صورت معبر باقی مانده است؛ اما عناصر دیگری در روایت حسینی وجود دارد که نشانه درهم آمیختگی ابژه و سوژه است. این درهم تنیدگی دو عامل گفتمانی که نمایانگر خودِ نهفته سوژه در امن گاه ابژه است، می تواند مهمترین وجه اشتراک دو روایت متفاوت از پل باشد.
۴۰.

تقارن آینه ای در غزلیات حافظ(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۴۵
تقارن یکی از مفاهیم مهم در ادبیات است که در ایجاد انسجام و هماهنگی در آثار ادبی اهمیت بالایی دارد. این مقاله با نگاهی نو به بررسی تقارن از دیدگاه بلاغی پرداخته و مبنای تعریف خود را با توجه به خاستگاه اصلی آن بر اساس علم ریاضی بنیان نهاده است. تقارن در ریاضیات به معنای یکسان شدن تصویر یک شیء با خود آن تحت یک تبدیل خاص است که شامل سه اصل مهم تبدیل، ساختار و حفظ کردن می باشد. در ادبیات نیز همانند ریاضی می توان تقارن را به چهار دسته تقسیم کرد: چرخشی، محوری، انتقالی و تجانسی. این تقارن ها در ایجاد تناسب و توازن ساختار یک اثر ادبی، به ویژه در شعر، نقش حیاتی دارند. به همین دلیل این پژوهش، تقارن آینه ای یا محوری را در غزلیات حافظ تحلیل می کند و نشان می دهد که حافظ با بهره گیری از آرایه های بلاغی مانند تشبیه، تصاویر خاصی در مصراع ها خلق کرده و در مصراع های بعدی این تصاویر را بازتاب می دهد، به گونه ای که مصراع دوم تصویر متقارن مصراع اول است یا به کمک آرایه هایی مانند تضاد، لف و نشر، ترصیع و تصدیر، تقارن لفظی و معنایی ایجاد کرده است که در چارچوب تقارن آینه ای قرار می گیرد. مجموعه ای از این آرایه ها باعث می شوند که شعر حافظ دارای فرم های متوازن و متقارن باشد و از نظر معنایی و صوری جلوه خاصی پیدا کند. نتایج تحقیق نشان می دهد که تقارن آینه ای به ایجاد زیرلایه های پنهان معنایی کمک می کند و به انسجام ساختار اشعار او و زیبایی آنها می افزاید و یکی از معیارهای زیبایی شناسی و تصویرسازی حافظ است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان