مرمت و معماری ایران

مرمت و معماری ایران

مرمت و معماری ایران سال دهم بهار 1399 شماره 21 (مقاله علمی وزارت علوم)

مقالات

۱.

بررسی تأثیر افزایش سطوح معنایی گیبسون در رضایت مندی محیطی دانش آموزان مدارس غیرانتفاعی منطقه یک تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: سطوح معنایی گیبسون وضعیت ایده آل ضریب پیرسون مدارس غیرانتفاعی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۷ تعداد دانلود : ۱۲۰
بحث انسان و بیگانگی وی در محیط های معاصر، به چالشی مهم در مطالعات روان شناسی محیط تبدیل شده است. در این راستا، جیمز ژرمه گیبسون به عنوان نظریه پرداز در زمینه مطالعات روان شناسی محیط، مؤلفه معنا را مطرح می کند و آن را به شش سطح تقسیم بندی کرده که ششمین سطح را نهایت پیوستگی انسان با محیط می داند. اما از نظر مخاطبان فضا، نگاه به این امر چگونه بوده و چه انتظاری از برقراری سطوح معنا در فضاهای آموزشی دارند؟ به عبارتی هدف پژوهش، تعیین سطح انتظار دانش آموزان از برقراری سطوح معنا و همچنین مشخص نمودن ارتباط بین افزایش سطوح و رضایت مندی محیطی مخاطبان اصلی این گونه فضاها است. روش پژوهش حاضر، اثبات گرایانه، با تأکید بر داده های کمیِ بنیان و از نوع پژوهش کمی است. در فاز گردآوری داده ها، روش اتخاذشده، روش پیمایشی بوده و در فاز بحث و تحلیل نیز روش پژوهش، مبتنی بر دلایل آماری و با ماهیت توصیفی تبیینی است. سطوح معنایی گیبسون و وضعیت ایده آل مد نظر دانشجویان، به عنوان دو متغیر اصلی پژوهش در نظر گرفته شده اند که با استفاده از ضریب پیرسون، رابطه هم بستگی بین این دو متغیر مشخص می شود. در نهایت، این پژوهش به این نتیجه می رسد که افزایش سطوح معنایی در فضای داخلی، اهمیت بیشتری برای مخاطبان فضا داشته و بعد از آن، حیاط، بیشترین ضریب هم بستگی را به خود اختصاص داده است؛ اما در فضای ورودی، افزایش سطوح معنایی، رابطه ای معکوس با رضایت مندی محیطی دانش آموزان دارد و آنها به دنبال افزایش سطوح معنایی در این گونه فضاها نیستند
۲.

گونه شناسی فرم و نقش قاب های نهفته در تزئینات گچ بری قرن هشتم هجری در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: قرن هشتم هجری تزئینات گچ بری قاب های نهفته کتیبه کوفی سبک شناسی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵۲ تعداد دانلود : ۱۳۲
تزئینات گچ بری در قرن هشتم هجری، یکی از شاخص ترین تزئینات معماری این عصر به شمار می روند که سبب شده تا دوره ایلخانی، به عصر گچ نیز شهرت یابد. این گچ بری ها در اکثر قسمت های بناهایی با کاربری های مختلف اعم از؛ نمای خارجی، لچکی و طاق نمای محراب، سطوح دیوارها و حاشیه ها به اجرا درآمده و به گونه ای باشکوه به لحاظ طرح ها و تکنیک های ساخت، اجرا شده اند. با نگاهی موشکافانه درمی یابیم که این گچ بری ها، دارای ویژگی های بصری متعددی بوده که می توانند مبین ویژگی های سبکی تزئینات گچ بری در دوره مذکور باشند. این پژوهش، با هدف معرفی و بررسی انواع قاب ها یا فرم های نواری شکل در لابه لای تزئینات گیاهی و کتیبه ها در گچ بری های قرن هشتم هجری آغاز شد تا به بررسی ساختار کلی و تزئینات موجود بر این فرم قاب مانند بپردازد. لذا، مهم ترین پرسش این پژوهش این است که انواع قاب های نهفته در تزئینات گچ بری بناهای قرن هشتم هجری کدام بوده و این قاب ها از حیث تنوع فرم/شکل و تزئینات، چه ویژگی هایی دارند؟ گردآوری اطلاعات، با استناد به مطالعات میدانی گسترده (عکاسی- طرح خطی تصاویر) و منابع مکتوب انجام شده است که روشی تاریخی- توصیفی و رویکردی تطبیقی دارند. نتایج حاصله، که از بررسی 11 بنای متعلق یا منسوب به قرن هشتم هجری از 5 استان کشور به دست آمده، حاکی از آن هستند که یک فرم دالبُری نواری شکل و قاب مانند، در لابه لای تزئینات پُرکار و پیچیده گیاهی پنهان شده که حضور مستمر و متنوع آن سبب شده تا بتوان آن را به عنوان یکی از ویژگی های سبک شناختی تزئینات گچ بری در قرن هشتم هجری قلمداد کرد. این فرم که به اشکال محرابی، مُداخل، قاب قابی، دالبُری با چین و شکن ها و زوایای گِرد یا تیز طراحی شده است، علاوه بر آنکه به تقسیم بندی کادری (حاشیه، طاق نما و ...) که در آن قرار گرفته کمک نموده، گاه به صورت ساده و فاقد تزئین و عمدتاً با استفاده از کتیبه های کوفی تکرارشونده ای، حاوی عبارت/ شعار «الملک لله» تزئین شده که جلوه بصری منحصری را ایجاد نموده است.
۳.

بررسی مقایسه ای تأثیر فاکتور رنگ بر مطلوبیت مبلمان شهری؛ مورد واکاوی (محورهای مسجد حکیم و محمدباقر صدر در شهر اصفهان)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: مبلمان شهری رنگ زیبایی شناسی اصفهان

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۷ تعداد دانلود : ۱۱۲
عنصر رنگ، یکی از عناصر فراموش شده در طراحی فضاهای شهری است که می تواند با توجه به اصول، ارزش ها، عقاید و ویژگی های طبیعی و اقلیمی، محیطی خوانا و هماهنگ در شهرهای اسلامی برای شهروندان مهیا کند. متأسفانه رشد سریع پدیده شهرنشینی در دهه های اخیر، به ویژه در کشورهای در حال توسعه، چشم اندازهای شهری را به شدت تغییر داده است و صدق این موضوع در خصوص شهرهای ایران موجب شده در بهره گیری از قابلیت های عنصر رنگ در مبلمان شهری به عنوان بخشی از چشم اندازهای مصنوع شهر، دقت لازم به عمل نیاید و بدون هیچ گونه برنامه ریزی و استاندارد و معیاری از آن استفاده شده و در نتیجه، موجب ایجاد سردرگمی و عدم خوانایی می شود. شهر اصفهان به عنوان یکی از برجسته ترین شهرهای مرکزی ایران، از جمله نمونه هایی است که با حفظ بافت و آثار تاریخی به جای مانده، با گذشت سال ها همچنان توانسته از عنصر رنگ در جهت بهبود کیفیت منظر شهری و حفظ و ارتقای اصالت خویش بهره برد. هدف تحقیق حاضر، شناسایی فاکتورها و کدهای رنگی بهینه و مطلوب بر مبلمان شهری بوده که در نمونه موردی حاضر این فاکتور با تکیه بر فضاهای شهری نواحی مرکزی ایران با فرهنگ مسلط اسلامی، مورد بررسی قرار گرفته است. این پژوهش، به روش توصیفی- تطبیقی و با بهره گیری از متون و اسناد کتابخانه ای و همچنین جمع آوری اطلاعات در بستر مطالعات میدانی به انجام رسیده است. یافته های پژوهش که از طریق شناخت بستر طرح، داده های آماری و همچنین مقایسه و تحلیل کد رنگی دو محور مطالعاتی (محور مسجد حکیم در محله حکیم به عنوان بافت قدیمی و محور محمدباقر صدر به عنوان بافت جدید در شهر اصفهان) و نیز با بهره گیری از تجارب موفق داخلی و خارجی و اصول به کارگیری رنگ در آنها به دست آمده، نشان می دهند وحدت طیف رنگی در عناصر منفرد و متحرک مبلمان شهری، موجب افزایش خوانایی و هویت محیط شده است؛ در حالی که استفاده از طیف رنگی متنوع برای سایر عناصر مبلمانی، موجب مخدوش شدن دو فاکتور خوانایی و هویت نمی شود
۴.

خوانش و سنجش بافت شهر/ محله به مثابه متن. مطالعه موردی: محله تاریخی سرتپوله سنندج(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: متن متن بودگی معیارهای متن بودگی محله سرتپول سنندج

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۷ تعداد دانلود : ۱۱۶
از منظر زبان شناسی، شهر را می توان در حکم یک متن، شامل مجموعه ای از اجزا و ساختارهای گوناگون که فراتر از حد یک جمله، نسبت به یکدیگر در رابطه هم نشینی قرار می گیرند، نگریست. در این نوع نگاه به شهر، آنچه بسان یک زبان مشترک، رابطه نحوی و انسجام و پیوستگی اجزای شهر را برقرار می سازد، دستور زبان شهر نامیده می شود. بررسی زبان شناختی متن شهر نیازمند رجوع به شاخه ای از زبان شناسی به نام زبان شناسی متن است که قواعد زبانی مترتب بر عناصر زبانی فراتر از مرز جمله را در بر می گیرد. هر متن ادبی، از به هم پیوستن مجموعه ای از جملات به وجود می آید؛ رابطه این جملات، درست همانند اجزای متن شهر تصادفی نیست، بلکه مجموعه همه عناصر و اجزا در ارتباطی قاعده مند، کلیتی ساختمند و منسجم را به وجود آورده و پیوستاری هماهنگ مبتنی بر اصول و قواعد معین را به دست می دهد. ترکیب این جملات در شهر، هم از قواعد دستوری پیروی می کند و هم معنایی. مقاله حاضر با استفاده از اصول و قواعد زبان شناسی، به معرفی نوعی روش شناسی برای تحلیل کالبدی و محتوایی شهرپرداخته و با کاربست این روش در مطالعه محله سرتپوله شهر سنندج که یکی از مهم ترین محلات مرکز تاریخی شهر و جزو نخستین هسته های پیدایش شهر بوده، معیارهای متن بودگی آن را با استفاده از تکنیک ها و ابزارهای طراحی شهری مورد ارزیابی و تحلیل قرار داده است. هدف این پژوهش، آسیب شناسی بافت این محله و دستیابی به نقاط قوت و ضعف محله سرتپوله بر اساس معیارهای متن بودگی بافت است. از این رو، آزمون متن بودگی در این محله، بر مبنای هفت معیار متن بودگی (پیوستگی، انسجام، بینامتنیت، پیام رسانی، پذیرفتگی، هدفمندی، موقعیت مداری) و با استفاده از تکنیک ها و ابزارهای طراحی شهری انجام گرفته است و در مجموع، میزان متن بودگی محله سرتپوله را به عنوان بخشی از شهر سنندج و درنسبت با کل شهر به دست می دهد. بر اساس یافته های تحقیق، محله سرتپوله به لحاظ معیارهای متن بودگی ضعیف ارزیابی می شود و این ضعف، ناشی از فرسودگی بافت و عدم توجه به ساختار محله و معیارهای متن بودگی در نوسازی های انجام شده مربوط به آن است
۵.

بررسی مرمت های تکمیلی در نقش برجسته های سنگی محوطه تاریخی تخت جمشید از منظر جهان بینی دوران هخامنشی: مطالعه ای تطبیقی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: کمبود مرمت تکمیلی جهان بینی نقش برجسته تخت جمشید

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۲ تعداد دانلود : ۱۵۰
مرمت تکمیلی به عنوان اقدامی مداخله ای که با هدف جبران بخش کمبود در آثار هنری و تاریخی انجام می شود، مانند هر اقدام حفاظتی دیگری، نیازمند شناخت و درک اثر است. بخش مهمی از شناخت از طریق آگاهی نسبت به دیدگاه و اندیشه جامعه مالک اثر نسبت به مقوله هنر، به عنوان ابزاری برای بیان خود صورت می پذیرد؛ موضوعی که جهان بینی خوانده می شود. در اروپا و بعضی مناطق دیگر، مطالعات زیادی در رابطه با فلسفه و جهان بینی غالب در دوره های مختلف از جمله؛ یونان و رُم باستان، قرون وسطی، رنسانس و ... صورت گرفته اند. حاصل این مطالعات، ارائه نظریات، مبانی و کنوانسیون های متعدد در حوزه حفاظت و مرمت آثار است. در ایران اما به جز پژوهش هایی که بیشتر در مورد هنر و فلسفه اسلامی انجام شده، کمتر به موضوع جهان بینی ایرانیان دوران باستان به ویژه دوره هخامنشی پرداخته شده است. حال آنکه مرمت آثار این محوطه نیز از همان شیوه ها و مبانی مورد توافق بر پایه جهان بینی غربی پیروی می کند. این مقاله با تمرکز بر موضوع مرمت های تکمیلی بخش های کمبود در نقش برجسته های تخت جمشید از طریق مطالعات میدانی و کتابخانه ای، تلاش می کند تا جهان بینی ایرانیان باستان دوره هخامنشی و ارتباط آن با هنر و در نهایت، با مرمت میراث برجای مانده را تحلیل کند. در همین راستا، جهان بینی یونان باستان بررسی شده و دو فرهنگ غالب دنیای باستان؛ یعنی فرهنگ یونانی که نشأت گرفته از اسطورگان یونانی بوده و فرهنگ ایرانی که سرچشمه آن، اصول اخلاقی توحیدی است، مقایسه می شوند. با توجه به وجود تفاوت های بنیادین میان جهان بینی و در نتیجه تاریخ هنر ایرانیان دوره هخامنشی با همتایان اروپایی آنها؛ به ویژه یونانیان – به عنوان فرهنگ مولد تاریخ هنر اروپایی و در نتیجه فلسفه حفاظت و مرمت- به نظر می رسد داشتن رویکردهای یکسان نسبت به موضوعات حفاظت/ مرمت، به ویژه مداخلات حفاظتی، تنها بر اساس رویکردهای فلسفی و تاریخ هنر دنیای غربی قابل قبول نباشد و بنابراین، شاید نیاز به بازبینی اصول حفاظت/ مرمت در خصوص شیوه های مرمت تکمیلی در نقش برجسته های تخت جمشید باشد.
۶.

مطالعه تطبیقی طراحی نور روز در بنای مسجد صفوی و کلیسای رنسانس نمونه موردی مسجد جامع عباسی اصفهان و کلیسای سن پیترو رُم(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: طراحی نور روز مسجد جامع عباسی کلیسای سن پیترو

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۲ تعداد دانلود : ۱۱۴
این پژوهش، به مقایسه تطبیقی بنای مسجد صفوی و کلیسای رنسانس در حوزه طراحی نور روز می پردازد. مطالعه حاضر، در پی پاسخ به این سؤال است که روشنایی موجود در مسجد و کلیسا، از طریق چه روش هایی تأمین شده و گوناگونی این روش ها موجب چه شباهت ها و تفاوت هایی در "کیفیت حضور نور روز" در هر یک از این بناهای مذهبی می شود؟ برای محدود کردن دامنه پژوهش، مسجد جامع عباسی در دوره صفوی و کلیسای اعظم سن پیترو در دوره رنسانس، به عنوان نمونه موردی انتخاب شده و تمام راه های ورود نور روز به درون آنها به صورت تطبیقی مقایسه شده اند. بدین منظور، در ابتدا دسته بندی جامعی از راه های ورود نور روز در بناهای مذهبی سنتی مطرح شده و سپس با ثبت مشاهدات میدانی از طریق سامانه های گردشگری مجازی و کاوش در منابع کتابخانه ای، به احصای تکنیک های نور روز در بناهای مذکور و مقایسه آنها پرداخته شده است. در طراحی نور روز کلیسا، چون عبادات مرسوم در آن به روشنایی چندانی نیاز ندارند، حضور نور در سطح جاری شدن عملکردها الزامی نداشته و از پتانسیل شعاع های مسحورکننده نور روز برای ایجاد توجه هر چه بیشتر به عالم بالا و روشن کردن "فضا" بهره برداری شده است. از طرف دیگر، هر چند در طراحی نور مسجد، حضور نور روز در "فضا" مورد توجه بوده، اما در "سطح" جاری شدن عملکردها هم، مقدار روشنایی مشخصی مورد نیاز بوده است. قبله نیز عنصر قابل اعتناتری نسبت به نور در معماری مسجد است؛ در حالی که قبله و نور در کلیسا، دو موضوع در هم تنیده بوده و کلیساها عملاً رو به سوی طلوع و غروب خورشید دارند. در نهایت می توان گفت شباهت ها و تفاوت های تکنیکی در طراحی نور روز در مسجد و کلیسا، هم برآمده از ویژگی های اقلیمی، عملکردی و فرمی معماری آنها و هم متأثر از درک مسلمانان و مسیحیان از متافیزیک نور است.

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۳۲