مرمت و معماری ایران

مرمت و معماری ایران

مرمت و معماری ایران سال هشتم پاییز و زمستان 1397 شماره 16 (مقاله علمی وزارت علوم)

مقالات

۱.

ارائه راهکار ترسیمی نو جهت طراحی نوآورانه کاربندی نمونه مطالعاتی: کاربندی های بازار تاریخی تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: کاربندی هندسه کاربندی باریکه تاق متقاطع پوشش تاقی بازار تاریخی تبریز

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 935 تعداد دانلود : 530
کاربندی، یکی از الگوهای پوشش تاقی است که ریشه در روش های دقیق هندسه ترسیمی دارد. این الگو به سبب داشتن هندسه مقیّد، از انعطاف زیادی برخوردار نبوده و در معماری ایران نیز تنها در زمینه های مشخص به کار رفته است. لذا همواره این سؤال مطرح است که روش های رایج ترسیم کاربندی چه محدودیت ها و مقتضیاتی دارند؟ و با شناخت این محدودیت ها و مقتضیات، چگونه می توان کاربردهای کاربندی را گسترش داد؟ تحقیق حاضر، با هدف پاسخ گویی به سؤالات مذکور شکل گرفته است؛ لذا به منظور یافتن محدودیت ها و الزامات هندسی کاربندی، ابتدا کاربندی های بازار تاریخی تبریز را بررسی و تحلیل می کند، سپس با در نظر گرفتن الزامات یافته شده، در صدد رسیدن به روشی است تا بتواند بر محدودیت های هندسی کاربندی فائق آمده و استفاده های آن را گسترش دهد. این پژوهش، با روش استدلال منطقی و با جمع آوری اطلاعات از طریق مشاهده عینی، بررسی های کتابخانه ای و مدل سازی رایانه ای، به ارائه راه حل هایی در جهت افزایش تنوع زمینه های کاربندی پرداخته است. نتایج بررسی نمونه های مطالعاتی نشان می دهد که شروط لازم و کافی برای پیاده سازی دقیق هندسه یک کاربندی n ضلعی در زمینه های چهار ضلعی این است که اولاً دو زاویه مقابل چهار ضلعی زمینه مکمل باشند، ثانیاً هر چهار زاویه به دست آمده از ترسیم یکی از اقطار آن، مضربی از حاصل تقسیم °180 بر تعداد اضلاع کاربندی باشد، ثالثاً مرکز دایره محیطی، داخل چهار ضلعی زمینه قرار گیرد. سپس با در نظر گرفتن شروط مذکور، روشی ارائه شد که در مقایسه با روش های ترسیمی موجود، محدودیت های کمتری دارد و استفاده از کاربندی را در زمینه های نامنتظم نیز ممکن می کند.
۲.

ارائه مدل بازآفرینی اقتصادی بافت تاریخی با تأکید بر نظم در نظریه کارکردگرایی ساختاری(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: بازآفرینی بازآفرینی اقتصادی بافت تاریخی کارکردگرایی ساختاری پارسونز نظم اجتماعی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 86 تعداد دانلود : 577
بافت تاریخی با توجه به ابعاد، موقعیت قرارگیری، نقش اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در شهر، ضمن تأثیراتی در کارکرد عملکردهای مختلف شهری، ثروتی ارزشمند محسوب شده که می تواند تأثیر مهمی در توسعه و پیشرفت شهرها ایفا نماید. امروزه رویکرد بازآفرینی پایدار شهری با هدف بهبود همه جانبه و پایدار در وضعیت اقتصادی، اجتماعی و فیزیکی بافت های تاریخی، پا به عرصه مرمت و حفاظت گذاشته است. در حوزه علوم اجتماعی، نظریه کارکردگرایی ساختاری پارسونز با هدف برقراری نظم، تعادل، حفظ و بقای نظام اجتماعی و بر اساس اصول مطرح شده در دیدگاه سیستمی، به وجود آمده است. در این نظریه، پارسونز، نظام اجتماعی را به چهار حوزه تقسیم می کند که هر کدام از این حوزه ها وظیفه ای خاص در قبال کل نظام اجتماعی بر عهده دارند. این نظریه از حیث جامعیت و بررسی ابعاد مختلف، شباهت هایی با رویکرد بازآفرینی پایدار شهری دارد. در این پژوهش، بافت تاریخی به عنوان خرده نظام فرهنگی در سیستم شهر تعیین شده که بنا بر نظریه کارکردگرایی ساختاری، خود به عنوان یک نظام اجتماعی مفروض است که باید شروط کارکرد و برقراری نظم نظام را داشته باشد. این پژوهش به دلیل وسعت موضوع، صرفأ بعد اقتصادی بازآفرینی بافت تاریخی را مد نظر قرار داده است. مطالعات بازآفرینی اقتصادی بافت تاریخی هر کدام مؤلفه هایی را معرفی کرده اند ولی تا کنون مدلی در این عرصه معرفی نشده است؛ به همین دلیل، این پژوهش با هدف ارائه مدل بازآفرینی اقتصادی بافت تاریخی بر اساس نظریه کارکردگرایی ساختاری و برقراری نظم و تعادل در این سیستم، لازم و ضروری به نظر می رسد. در پژوهش حاضر با روش تحقیق اسنادی و با روش تحلیل- محتوای کیفی، به بررسی اسناد، بیانیه ها، منشورهای بازآفرینی و ادبیات پژوهش این حیطه پرداخته شده است. اعتبار محتوای پژوهش با ضریب توافق 87.6 درصد میان اساتید و متخصصان مرمت و حفاظت در آزمون اسکات تأیید شده است. نتایج تحقیق نشان می دهند که مؤلفه ارزش اقتصادی، وظیفه سازگاری، مؤلفه سرمایه گذاری، وظیفه تعیین اهداف، فعالیت های اقتصادی درون بافت، وظیفه خرده نظام یگانگی و مؤلفه برندسازی، وظیفه حفظ الگوهای پنهان بازآفرینی اقتصادی بافت تاریخی را بر عهده دارند.
۳.

بررسی اولویت بندی ارزش های میراث معماری و شهرسازی مجموعه میدان نقش جهان اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: میراث معماری و شهرسازی اولویت مداخله اولویت بندی ارزش عناصر میدان نقش جهان اصفهان

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 413 تعداد دانلود : 275
میراث فرهنگی هر کشوری، نشان دهنده فرهنگ، تاریخ و پیشینه یک ملت است که دارای ارزش های مختلفی از جمله ارزش های اجتماعی، اقتصادی و تاریخی است، اما ارزیابی میراث از دید ارزش های نهفته در آن صورت نمی گیرد؛ بنابراین در برنامه ریزی برای حفاظت و نگهداری و یا بهره برداری از این میراث، ممکن است گاه ارزش هایی نادیده انگاشته شوند. از طرفی محدودیت در بودجه، زمان و نیروی انسانی، باعث الزام یک برنامه اولویت بندی اقدام است. در این راستا، ارائه یک اولویت بندی تخصصی از ارزش های نهفته در میراث از دید متخصصین حوزه مرمت، معماری و شهرسازی جهت تجزیه وتحلیل ارزش های میراث معماری و شهرسازی، ضروری می نماید. از این رو هدف پژوهش حاضر، ارزیابی ارزش های مستتر در میدان نقش جهان اصفهان به عنوان یک میراث ارزشمند و دارای اهمیت تاریخی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی به منظور اولویت بندی اقدام جهت حفاظت و برنامه ریزی برای عناصر آن است. در این راستا، پژوهش حاضر به شیوه ای توصیفی- تحلیلی و پیمایشی با استفاده از ابزار پرسش​نامه و با روش ANP، به شناخت و اولویت بندی ارزش های میراث معماری و شهرسازی در میدان نقش جهان با تأکید بر نظر متخصصین پرداخته است. نتایج حاصل از بررسی ها نشان داد که فضای شهری میدان نقش جهان، اولویت اول، عمارت عالی قاپو در اولویت دوم، مسجد شیخ لطف الله در اولویت سوم، مسجد امام در اولویت چهارم و بازار قیصریه در اولویت پنجم به لحاظ ارزشی قرار دارند. اولویت ارزش های هر یک از مکان های میراثی، نشان از اولویت مداخله در خصوص سیاست گذاری، برنامه ریزی و اجرای طرح ها است.
۴.

ارزیابی شیوه های ایجاد محرمیت در سه نظام پیمون بزرگ ، کوچک و خرده پیمون در پیکره بندی مسکن ایرانی- اسلامی با استفاده از تکنیک نحو فضا(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: مسکن سنتی محرمیت پیمون تکنیک نحو فضا

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 453 تعداد دانلود : 86
پیرنیا، طبقه بندی شکلی خانه را در سه نظام فضایی پیمون بزرگ، کوچک و خرده پیمون تقسیم کرده که مبنای آن، مقیاس فضایی و تعداد و نحوه چیدمان فضاهای مختلف موجود در خانه ها است. علی رغم معرفی اسمی این الگوها در معماری اسلامی، تا کنون پژوهش خاصی در ارتباط با تبیین ویژگی های فضایی این خانه ها و الگوهای حاکم بر آنها صورت نگرفته است. پژوهش حاضر، ضمن معرفی مفهوم محرمیت به عنوان یک اصل در معماری اسلامی، به تحلیل ساختار فضایی سه نظام فضایی و نحوه پاسخ گویی آنها به این اصل پرداخته است. برای این منظور، از روش نحو فضا استفاده شده و پس از معرفی عوامل معماری پدیدآورنده محرمیت در فضا، شاخص های نحوی که برای تحلیل و سنجش عوامل مذکور کاربرد دارند، تبیین شده اند. سپس با استفاده از روش نمونه گیری غیراحتمالیِ هدفمند ، شش نمونه خانه سنتی از مجموع سه پیمون مورد نظر در دو شهر کاشان و اصفهان، انتخاب و موارد یادشده مورد سنجش قرار گرفتند. روش مورد استفاده، کمی و شیوه تحلیل داده ها، توصیفی و تحلیلی مبتنی بر یک فرآیند علّی است. ابزار گردآوری و تحلیل داده ها؛ نمودارهای توجیهی، روابط ریاضی نحو فضا و نرم افزار Depthmap هستند که هر شاخص با ابزار خاص خود مورد تحلیل قرار می گیرد. شیوه گردآوری نیز به صورت بررسی منابع مکتوب و میدانی است. با توجه به این که محرمیت به عنوان یک اصل در هر سه نظام خانه وجود داشته و همواره مورد توجه سازندگان آنها بوده است، اما نحوه نمودپذیری آن در سه نظام فضایی، تفاوت هایی با یکدیگر دارد. مقایسه ساختار فضایی خانه ها در پاسخ گویی به موضوع محرمیت نشان داد که در شاخص هایی هم چون درون گرایی، حریم، سلسله مراتب و مکان یابی، خانه های دو شهر رفتار مشابهی دارند؛ اما در شاخص نهی اشرافیت و سلسله مراتب ورود از بیرون به داخل خانه، تفاوت هایی میان خانه های مورد بررسی مشاهده می شوند
۵.

تبیین نظام حاکم بر اقدامات حفاظتی معماران بومی با بهره گیری از دانش ضمنی معماران در جنوب خراسان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: میراث معماری اقدام حفاظتی معمار بومی دانش ضمنی جنوب خراسان

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 928 تعداد دانلود : 226
نقش و اهمیت معماران بومی در خلق و تداوم معماری، قابل چشم پوشی نیست. این نقش، تنها منحصر به تولید اثر معماری نبوده و اقدامات تعمیراتی و حفاظتی را نیز شامل می شده است؛ به طوری که آنها را می توان منابعی مهم برای شناسایی نظام حاکم بر اقدامات حفاظتی در گذشته دانست. علی رغم این موضوع، معماران به عنوان اصلی ترین عاملان اقدام، واسطه انتقال دانش معماری به نسل های بعد و یکی از منابع شفاهی معماری و حفاظت، کمتر مورد استناد قرار گرفته اند؛ این در حالی است که دانش حاصل از تجارب ایشان، به عنوان دانش ضمنی حفاظت و بخشی از میراث ناملموس، قابل توجه است. مقاله پیش رو با تمرکز بر فهم این دانش ضمنی، به دنبال"تبیین نظام حاکم بر یک اقدام حفاظتی در میراث معماری" است که در راستای پاسخ به پرسش"تفکر و نظام حاکم (شرایط، اهداف و پاسخ ها) برای اقدام حفاظتی از منظر معماران بومی چیست و چه اجزایی دارد؟" شکل گرفته است. در جهت دست یابی به این هدف، در قالب یک مطالعه کیفی و با بررسی میدانی، داده های حاصل شده از طریق مصاحبه (گفتگو) نیمه ساختاریافته با گروهی از معماران بومی جنوب خراسان، مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفته اند. روش پژوهش مورد استفاده، برگرفته از روش نظریه زمینه ای است که با کُدگذاری و دسته بندی مؤلفه های ذهنی معماران در زمینه حفاظت فراهم شده است. پژوهش نشان می دهد دلایلی هم چون؛ نیازهای تعمیراتی، عدم پایداری، شرایط اضطراری کالبد، نیازهای روز و باورها و اعتقادات در کنار تأثیر شرایط زمینه (تغییر در مصالح و شیوه معماری، ارزش ها و باورها، هنجارها، مسائل و محدودیت ها) و دخیل (که شرایط معمار، نقش اصلی را در آن ایفا می کند)، منجر به اقدامات حفاظتی شده اند. هم چنین چگونگی تأمین هدف "پایداری در سازه و تداوم در عملکرد"، از طریق راهبردهای عمل-تعامل مانند تعمیر، نو ساختن، به روز رسانی و دوباره ساختن شناسایی شده است. در نهایت نیز با بررسی نتایج حاصل، تفکر حاکم بر اقدامات حفاظتی در جنوب خراسان مورد توجه قرار می گیرد.
۶.

تبیین مفهوم دلبستگی در محیط شهری بر اساس مفاهیم و متون اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلید واژه ها: محیط شهری اندیشه اسلامی فرآیند شکل گیری دل بستگی مکان

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 878 تعداد دانلود : 151
تضعیف پیوند انسان با مکان های مسکونی به ویژه در محلات تاریخی در اثر افزایش نقل وانتقال ساکنین، مسائل جهانی سازی، تداخل فرهنگ ها و فقدان روابط اجتماعی و فرهنگی بین مکان ها نشان می دهند که مفهوم دل بستگی در محیط شهری دچار بحران است. پژوهش حاضر با بررسی منابع، اسناد، نظریات و نیز مطالعه نمونه موردی تاریخی، به عدم توجه به اندیشه ها و مفاهیم اسلامی به عنوان یکی از ضرورت های مهم در عرصه طراحی محیط های شهری اشاره دارد و در پی پاسخ به این سؤال است که چه معیارهایی در زمینه فرآیند شکل گیری دل بستگی مکان در محیط شهری (خانه، محله و شهر) بر اساس اندیشه اسلامی، کلیدی بوده و نقش و جایگاه آنها چگونه است؟ اهداف اصلی پژوهش حاضر، بررسی و شناسایی مؤلفه های دل بستگی به مکان و شهر اسلامی بر اساس رهنمودهای اندیشه اسلامی و شناسایی عوامل مؤثر بر این دل بستگی در مقیاس های مکانی مختلف هستند. تحقیق به دو روش کیفی و کمی به شیوه توصیفی- تحلیلی با استفاده از آیات قرآن و روایات معصومین و نیز بررسی محله تاریخی سرخاب تبریز انجام یافته است. مطالعات نشان می دهند که برای ایجاد دل بستگی در محیط های شهری، توجه به تأمین نیازهای سه گانه مادی، روانی و معنوی انسان در تعامل سه گانه با ابعاد رفتاری (عملکردی)، عاطفی (احساسی یا کالبدی) و شناختی (ذهنی یا معنایی) دل بستگی ضروری هستند. از طرفی، مؤلفه ها و ابعاد تشکیل دهنده دل بستگی به شهر اسلامی، شامل سه مؤلفه انسان (مؤمن) به عنوان وجه فکری و جهان بینی توحیدی، کالبد به عنوان وجه عینی و ارتباط اسلامی با عالم و رفتار نیز به عنوان وجه اخلاقی و رفتار اسلامی، به ترتیب متناظر با سه بعد شناختی، عاطفی و رفتاری دل بستگی هستند که به صورت دیاگرامی ارائه می شوند. نتایج آزمون های آماری spss نشان می دهند که از میان عوامل مؤثر بر دل بستگی (فردی، کالبدی و اجتماعی) در میان سه مقیاس مکانی خانه، محله و شهر، عوامل کالبدی بیشتر در مقیاس خانه و عوامل اجتماعی نیز در دو مقیاس محله و شهر حائز توجه و اهمیت هستند. این یافته، تأکید متون اسلامی بر برقراری تعاملات اجتماعی و جمعی بودن بر فردی بودن را تأیید می نماید.
۷.

جای نام: مکان ناملموس خاطره (تبیین رویکردی کل نگر به خوانش نام آثار معماری تاریخی در حفاظت معماری نظر به مقایسه تحلیلی کاراکتر نام و مکان)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: جای نام مکان خاطره آثار معماری تاریخی حفاظت معماری

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 83 تعداد دانلود : 275
شناخت میراث معماری و جنبه های گوناگون آن، همواره مورد تأکید نهادهای بین المللی مرمت بوده است. در دهه های اخیر، به رغم تلقی جای نام ها به مثابه بخشی از تاریخ زنده و میراث فرهنگی، این نام ها هم چنان در معرض تغییرات شتاب زده بوده اند. در منابع و مطالعات حفاظت معماری نیز بررسی سیر تحول نام آثار، رویکرد توصیفی تاریخی-جغرافیایی داشته و با غفلت از کاراکتر جای نام، عمدتاً بدون رویکردی حفاظتی-مرمتی یا بدون توجه به پویایی و اهمیت فرهنگی آنها صورت گرفته است. از آنجا که تغییر و تحول نام هر اثر معماری می تواند حاکی از تغییری در کلیت آن اثر تلقی شود، این تحقیق در نظر دارد ضرورت توجه به نام آثار معماری از این بعد را روشن سازد و رویکردی نظری به جای نام ها در نسبت با ارزش های یک مکان تاریخی تبیین کند. به منظور دست یابی به این هدف، این پرسش مطرح می شود که کاراکتر نام چه مشابهتی با کاراکتر مکان دارد و این دو چه نسبتی با خاطره، یعنی زمینه مشترک همه موضوعات تاریخی دارند؟ در این راستا، علاوه بر بهره گیری از منابع کتابخانه ای حفاظتی، توپونیمی و پدیدارشناختی مکان، در تحلیل استنتاجی مصادیق عینی برای یافتن زمینه مشترک، بررسی کاراکتر و نسبت نام و مکان، ضروری می نماید. در نهایت، نتایج این تحقیق شامل زمینه های تعامل و تقابل صورت و معنای نام از منظر رویکرد توصیفی-تاریخی کنونی با رویکرد کل نگر پیشنهادی است که طی چند محور کلیدی در قالبی تطبیقی ارائه می شود و می توان آن را نگرشی نو به جای نام ها برای بازشناسی نام مکان های تاریخی در نظر گرفت. در این پارادایم، جای نام ها به مثابه صور ناملموسِ «مکان های دارای اهمیت فرهنگی» و نه صرفاً وجهی تاریخی-زبان شناختی برای نامیدن آثار درک می شود و علاوه بر دلالت بر ارزش های فرهنگی که در نسبت با اثر و شرایط دیگر از آنها برخوردار شده، خود مکان (ناملموس) خاطره مکان است. در ارتباط با مواجهه با موضوع تغییر جای نام ها نیز، توجه به جایگاه جای نام در کلیت اثر و پویایی نسبت آن با مکان، مورد تأکید قرار گرفته است.
۸.

ارائه مدل ارزش مبنا به جهت کاربست ارزش های میراث معماری در اتخاذ شیوه های حفاظت، مطالعه موردی: مجموعه میراث جهانی تخت سلیمان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: ارزش حفاظت میراث معماری مدل سه بخشی ارزش محور شیوههای حفاظت

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 319 تعداد دانلود : 705
ارزش های میراث فرهنگی را می توان کلیدواژه جامعه معاصر در رابطه با مداخلات حفاظت از میراث فرهنگی نامید؛به طوری که امروزه نقش ارزش در حوزه های مختلف میراث،بهخصوص میراث معماری، از جمله مهم ترین مسائلی است که رویکردهای حفاظت را تحت تأثیر قرار می دهد. در کنار مفهوم ارزش و در ارتباط با آن، مفهوم حفاظت مطرح است؛ مفهومی که قدمت آن به بلندای فرهنگ و تمدن بشری است. نظر به وجود تعدد و تنوع بین ارزش ها و تفاوت های بین جوامع در این رابطه، حفاظت از ارزش ها نیازمند شناخت درست و متناسب با جامعه هدف بوده و بدون توجه به این موضوع، امکان حفاظت صحیح محقق نخواهد شد. این پژوهش برای یافتن پاسخ به این سؤال که "چه رابطه ای بین ارزش های نهفته در میراث معماری ایران و شیوه های حفاظت از آن وجود دارد؟"، انجام شده و با این فرض که رابطه ای مستحکم بین شیوه​های حفاظت و ارزش های میراث معماری برقرار است، تلاش دارد نسبت به بررسی و معرفی گونه های مختلف ارزش های میراث و شیوه​های حفاظت اقدام نماید. هدف اصلی پژوهش، دست یافتن به مدلی است تا بر اساس آن بتواند بر مبنای ارزش های موجود در میراث، روش یا روش های متناسب حفاظت را اتخاذ کند. این مدل که با عنوان "مدل سه بخشی ارزش محور" معرفی می​شود، ضمن ایجاد شرایط لازم برای استحصال و ارزیابی و اولویت بندی ارزش های مختلف میراث، امکان کاربست ارزش ها جهت اتخاذ روش های متناسب حفاظت را نیز فراهم می کند. به جهت آزمون، این مدل در مجموعه میراث جهانی تخت سلیمان به کار گرفته شده است. بهره گیری از این مدل می تواند بستر مناسبی در راستای تدوین منشور حفاظت معماری و شهرسازی در ایران فراهم آورد. نوع پژوهش حاضر، بنیادی-عملی و شیوه گردآوری اطلاعات، کتابخانه ای و اسنادی است.
۹.

ارزیابی کمّی خط آسمان در مناظر شهری به عنوان لبه شهر (با تأکید بر ابزارهای نوین تحلیل منظر شهری)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: منظر شهر بعد فرکتال خط آسمان سکانس شهری لبه های شهر

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 199 تعداد دانلود : 180
خط آسمان می تواند مؤلفه مؤثری باشد در اینکه ویژگی های مکانی و کیفی منظر شهری را تبیین کند و از این منظر مورد توجه قرار گیرد. در همین راستا، پژوهش حاضر بر آن است که «خط آسمان» را با روش تحلیل بعد فرکتال بررسی نموده و اثرات آن را در کیفیت منظر شهری ارزیابی نماید. این تحلیل براساس تعاریف موجود در حوزه منظر شهری و ابزارهای تحلیل بصری صورت گرفته است. خط آسمان، علاوه براینکه می تواند با شاخص های کمّی جهت تحدید و هویت بخشی منظر شهر یا خیابان مورد مطالعه قرار گیرد، می تواند به عنوان یک لبه شهری و در زمره عناصرِ بصریِ شکل دهنده به منظر شهر بررسی شود. با توجه به نتایج حاصل از این مطالعه، پاسخ هایی عملی و مستند به این دغدغه داده می شود که چگونه «خط آسمان» می تواند یک مؤلفه مؤثر در ارتقای کیفیت منظر شهر و حتی فضاهای شهری باشد .این بررسی اثر ارتفاع، فرم و عناصر مصنوع و طبیعی در عدد بعد فرکتال خط آسمان و تطابق آن با مفاهیم کیفی؛ تناسب، زیبایی و خوشایندی منجر به یافته هایی عملیاتی در جهت ارتقا کیفیت بصری منظر شهر می گردد. با استفاده از این فرضیه (کارکردی بودن خط آسمان در امر ارتقای کیفیت فضایی) می توان با مقایسه خط آسمان (ویژگی بعد فرکتال آن) درچند سکانس مختلف شهری به معیارهایی برای لبه های بالایی شهر، دست یافت و سازوکارهای زیست شهری را به وسیله ی ویژگی های معماری و عناصر منظر شهری بهبود می بخشد. این مقاله تحقیقی کمّی و مطالعه ای کتابخانه ای است که تلاش می کند با استفاده از مفاهیمی در حوزه ریاضیات جدید و نرم افزارهای مربوط (Matlab-Benoit)، خط آسمان را به عنوان پدیده ای فرکتال یکی از عوامل مؤثر در شکل گیری سیمای شهر و ارتقای کیفی آن تحلیل کند. ابزارهای متفاوتی در تحلیل های بصری و کیفی سکانس های شهری از سوی کارشناسان مورد استفاده قرار گرفته است، که در این مطالعه با بررسی ویژگی های پیچیدگی و عددی در تصاویر «تحلیلِ عدد بعد فرکتال» را به عنوان روش مطالعه انتخاب کرده است. روش تحلیلِ عدد بعد فرکتال خط آسمان و ابزارهای مربوط به آن در بسیاری از آزمایشگاه ها و پژوهش های دانشگاهی استفاده شده است و مورد نظر صاحبنظران مدیران شهری است. در این روش، عدد بعد فرکتال خط آسمان در هر تصویر محاسبه شده است که این عدد در مقایسه با بعد عددی دیگر سکانس ها و مقایسه با عدد بعد فرکتال مربوط به خوشایندیِ تصویر ویژگی های مکانی و کیفیت فضایی را مشخص می کند و نتایج آن در تحلیل و برنامه ریزی های شهری و مدیریت بصری منظر نقشی کاربردی و کمّی دارد. از دیگر سو براساس یافته های این مقاله ازجمله عناصر شهری سازنده «لبه های شهری» است که با خط آسمان مؤلفه هایی مشترک دارند و لذا خط آسمان به لحاظ کیفی در زمره لبه های شهری بررسی می شود.همچنین خط آسمان در هر سکانس شهری قابلیت ارزیابی داشته و به کمک این نرم افزار،واجدِ ویژگی های توصیفی-کیفی خواهد بود که میتواند در کیفیت فضایی شهر و منظر شهری تاثرات قابل ملاحظه ای داشته باشد

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۳۲