بهادر زمانی

بهادر زمانی

مدرک تحصیلی: دانشیار گروه شهرسازی دانشگاه هنر اصفهان

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۱۱ مورد از کل ۱۱ مورد.
۱.

ارزیابی تأثیر شاخص عینی فرم شهری بر میزان پیاده روی ساکنان محله مطالعه موردی: منطقه 14 شهر اصفهان

تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۴۵
طرح مسئلهطراحی محیط ساخته شده یکی از مؤلفه های مؤثر در مواجهه با چالش های سلامتی می باشد.هدفهدف پژوهش حاضر ارزیابی تأثیر شاخص عینی فرم شهر بر پیاده روی ساکنان دو محله متفاوت به لحاظ فرم شهری می باشد.روشروش مورد استفاده در این پژوهش از نوع کمی مبتنی بر تکنیک های تحلیلی-توصیفی است. ابتدا به مبانی نظری مرتبط با محیط ساخته شده و فعالیت فیزیکی پرداخته شد. پس از آن با تبیین متغیرهای فرم شهری(تراکم مسکونی، اختلاط کاربری، اتصال خیابان ها) ذیل شاخص قابلیت پیاده روی، این متغیرها برای محلات منطقه 14 با استفاده از Arc GIS محاسبه می شود. با توجه به هدف پژوهش، دو محله بر اساس تفاوت در شاخص عینی قابلیت پیاده روی ضمن کنترل متغیرهای اجتماعی-اقتصادی انتخاب شدند. میزان فعالیت فیزیکی 100 نفر از ساکنان هر دو محله به وسیله پرسشنامه IPAQ از طریق مصاحبه رودررو استخراج شد.نتایج بر اساس یافته های پژوهش 63درصد افراد در محله با شاخص قابلیت پیاده روی 52/9، مقدار فعالیت فیزیکی متوسط≥30 دقیقه توصیه شده در روز را برآورده کرده اند؛ در مقایسه با 36درصد افراد در محله با شاخص قابلیت پیاده روی 30/5. متغیرهای فرم شهری به طور مستقیم میزان فعالیت فیزیکی و پیاده روی ساکنان را تبیین می کند. افراد در محله با رتبه بالاتر در متغیرهای تراکم مسکونی، اختلاط کاربری و اتصال خیابان ها تحرک بیشتر نسبت به محله با رتبه پایین تر در متغیرهای مذکور دارد.نوآوریاین پژوهش با رویکرد مبتنی بر سنجش کمی و تکنیکال به ارزیابی تأثیر متغیرهای عینی فرم شهری بر میزان فعالیت فیزیکی ساکنان دو محله از یکی از مناطق محروم اصفهان می پردازد. این متغیرها به طور جداگانه مورد بررسی قرار گرفتند و در قالب شاخص قابلیت پیاده روی در محله ها منعکس شده است.
۲.

تحلیل ابعاد و عوامل تأثیرگذار بر فرایند صورت بندی دستورالعمل اخلاق حرفه ای برنامه ریزی شهری در ایران

تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۴۵
التزام به چهارچوب های اخلاقی در همه گروهها و جوامع حرفه ای به منظور بهبود شرایط دستیابی به اهداف و ارزش های مشترک پذیرفته است. هر گروه یا جمعی که هدف مشترک دارند، در مراحل اولیه تشکیل به صورت مدون یا غیرمدون ارزش های مشترک و نظام نامه یا مرام نامه ای برای خود تهیه می کنند و خود را به آن پایبند می دانند. هدف پژوهش حاضر، کشف ابعاد، صورت بندی الگوها و روابط بین ابعاد و دستیابی به چشم انداز و روایت تبیینی فرایند تهیه دستورالعمل اخلاق حرفه ای برنامه ریزی شهری در ایران است. روش این پژوهش، نظریه داده بنیان با رویکرد تحلیل ابعاد است. تحلیل ابعاد به واسطه توجه به «همه» آنچه در پدیده یا موقعیت بررسی شده دخیل است، امکان مناسبی را برای پژوهش در این عرصه به دست می دهد. براساس یافته های حاصل از کاربست این روش و مبتنی بر قرائن و شواهد گردآمده از پژوهش، توده بحرانی شامل پنج بعد اصلی نگرش به فرهنگ عامه جامعه، نگرش به فرهنگ اداری و سازمانی، نگرش به قوانین و طرح ها، نگرش به ایجاد تغییر و نگرش به دین و اخلاق و تاریخ و تمدن ایران شناسایی شد؛ از این میان، بُعد «نگرش به نظام برنامه ریزی شهری در ایران» به مثابه بُعد مرکزی به منظور درک و شناخت فراگیر ابعاد و زیرابعاد پدید آمد و براساس این بعد مرکزی و چشم انداز و رابطه سایر ابعاد با آن، روایتی تبیینی ارائه شد.
۳.

ارزیابی عوامل محیطی موثر بر ایجاد حس فضای قدسی در مساجد (مطالعه موردی: مسجد بازارتهران، مسجد دانشگاه تهران، مسجد الجواد تهران)

تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۴۹
فضای قدسی، فضایی است رشددهنده و تعالی بخش که در آن، وحدانیت به عنوان کیفیتی هویت بخش، معیار و مبنای شخصیت و روح فضا محسوب می شود؛ وحدانیتی که باوجود تکثر و تنوع عناصر شکل می گیرد تا مخاطب چنین فضایی را به فطرت خویش رجعت دهد و نمودی از کمال باطنی اش را در آن باز یابد. مساجد به عنوان نماینده اصلی ساختارهای فیزیکی معماری اسلامی روزگاری نمایشی آشکار از تبلور فضای قدسی در عرصه محیط انسان ساخت بوده اند، درحالی که امروزه متأسفانه به دلیل تسامح و بی توجهی، اغلب، این کیفیت کلیدی و حیاتی شان رنگ باخته و در قالب کالبدهایی صرفاً فیزیکی از پاسخ دهندگی فضایی به نیازهای معنوی مخاطب، بازمانده اند. پژوهش حاضر با هدف بازشناسی مفهوم فضای قدسی و ارزیابی معیارهای آن در تعدادی از مساجد معاصر، به دنبال پاسخ این پرسش است که در مساجد معاصر، معیارها و شاخص های مفهوم فضای قدسی چگونه و به چه میزان حضور دارند؟ روش این تحقیق، از نوع توصیفی- ارزیابی و گردآوری اطلاعات آن بر مبنای مطالعه منابع کتابخانه ای، مشاهده و تحلیل محتوا است. در رابطه با تجربه حسِ فضای قدسی در مسجد، میزان حس فضای قدسی در سه مسجد با یکدیگر متفاوت است. این حس در مسجد امام تهران (شاه سابق) از بقیه مساجد بیشتر است؛ مسجد دانشگاه تهران در وضعیتی بینابین و میانه در مقایسه با دو نمونه دیگر قرار دارد و مسجد الجواد در وضعیتی کاملاً متفاوت، ازلحاظ دلالت های عینی و ذهنی حس فضای قدسی، بسیار ضعیف ارزیابی می شود که عمدتاً معلول نگاه مدرن و حداقلی ای است که در زمان ساخت این بنا موردتوجه قرارگرفته است.
۴.

ارزیابی منظر میدان های شهری با استفاده از " تکنیک تحلیل منظر سایمون بل" (نمونه مورد مطالعه : میدان امام خمینی قم)

تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۱۸
منظر شهری پدیده ای پیچیده از جنبه عینی و ادراکی در محیط است که از برهم کنش لایه های متکثر فرم، عملکرد و معنا در تعامل با ذهن انسان ایجاد می شود و جایگاه مهمی در ارتقای قابلیت های بصری و ادراکی فضاهای شهری دارد. اگرچه صرف داشتن نگاه و قرائت منظرین از شهر پاسخ گوی مسائل پیچیده شهری نخواهد بود، ولی توجه به منظر به عنوان ابزار پایه و لازم (و نه کافی) برای قرائت متن شهر در راستای پاسخ گویی به بخشی از مسائل شهری و حقوق شهروندی ضرورت دارد. هدف نوشتار حاضر، ارزیابی کیفیت های بصری و فضایی میدان امام خمینی شهر قم براساس دیدگاه متخصصان است. از این رو پرسش اصلی تحقیق به این شرح است: براساس معیارها و زیر معیارهای برآمده از تکنیک تحلیل منظر سایمون بل، اولویت مداخله در منظر هر یک از اضلاع چهارگانه میدان امام خمینی شهر قم چگونه است؟ در راستای رسیدن به این هدف، روش تحقیق توصیفی_تحلیلی به کار گرفته شده و برای ارزیابی وضع موجود، داده های مورد نیاز بر مبنای چارچوب طرح شده در"تکنیک تحلیل منظر سایمون بل" با استفاده از ابزارهای مشاهده، عکس برداری و تکنیک های SWOT وAHP، گردآوری و تحلیل شده اند. به منظور وزن دهی معیارها و زیرمعیارهای مطرح در این تکنیک از میانگین نظرات کارشناسی سی تن از متخصصان شهری در قالب پرسشنامه و ماتریس های ارزیابی در ساختار سلسله مراتبیAHP، استفاده شده است. نرخ ناسازگاری در قضاوت های متخصصان کمتر از 0.1 بوده که نشانگر سازگاری و اعتبار منطقی نظرات است. براساس یافته های تحقیق در تحلیل منظر میدان امام خمینی بر مبنای چارچوب منتخب، الگوی سازمان دهی فضایی با43.9درصد، الگوی سازمان دهی ساختاری با 38.3درصد و الگوی سازماندهی انتظام بخشی 17.8درصدامتیاز را به خود اختصاص داده اند. در مجموع، ارزیابی الگوهای سازمان دهی منظر در ضلع شرقی با بالاترین مقدار 44.4درصد و سپس به ترتیب در ضلع شمالی 29.4درصد، ضلع غربی 16.4درصد و در ضلع جنوبی 9.8درصداز مجموع 100را به خود اختصاص داده اند.
۵.

سنجش و ارزیابی سطح پایداری در سکونتگاه های غیررسمی با استفاده از مدل جای پای بوم شناختی (مورد شناسی: محله عباس آباد بالاشهر سنندج)

تعداد بازدید : ۲۵۴ تعداد دانلود : ۲۲۷
یکی از زمینه های ناپایداری توسعه شهری به ویژه در کشورهای در حال توسعه، گونه ای از سکونت خارج از ضوابط و مقررات رایج موسوم به اسکان غیر رسمی است که همواره به مثابه یک چالش مدیریت و برنامه ریزی شهری مطرح بوده است. با مطرح شدن توسعه پایدار شهری در دهه 1980 و لزوم توجه به همه ابعاد وجودی شهر (اعم از زیست محیطی، اقتصادی و اجتماعی) به عنوان پایه های توسعه پایدار شهری، مطالعات سکونتگاه های غیر رسمی وارد دوره مطالعاتی جدید و بیشتر در ارتباط با ارزیابی سطح پایداری در این گونه سکونتگاه ها شد. تفکر توسعه پایدار باعث پیدایش روش ها و شیوه های کاربردی نوینی در راستای ارزیابی اثرات زیست محیطی از دهه 1990 تا به امروز شده است. در این میان، تحلیل جای پای بوم شناختی یکی از شاخص هایی است که توجه بیشتری را در سطوح آکادمیک، سیاسی و آموزشی به خود جلب کرده است. شهر سنندج نیز مانند بسیاری از شهرهای بزرگ کشور با مشکلاتی روبه روست که از دهه های 40 و 50 ازجمله با مهاجرت های گسترده روستا شهری، بر هم خوردن تعادل شهر و روستا، توسعه شتابان شهری و از این دست موارد همراه بود و یکی از پیامدهای آن شکل گیری سکونتگاه های غیررسمی عمده ای در داخل و اطراف شهر بوده است. در این پژوهش با روشی تحلیلی- توصیفی و با تکیه بر مطالعات کتابخانه ای و برداشت های میدانی و بهره گیری از مدل جای پای بوم شناختی، سعی شده است تا میزان پایداری محله عباس آباد شهر سنندج ب عنوان یکی از محلات غیررسمی شهر سنندج مورد سنجش قرار گیرد. نتایج حاصل از پژوهش نشان می دهد که میزان کل جای پای بوم شناختی محله عباس آباد برابر با 74560.551 هکتار بوده که این مقدار با توجه به جمعیت 19578 نفره این محله، مبیّن سرانه 3.808 هکتار برای هر نفر در سال 1390 است.
۶.

مقایسه تطبیقی نقش عوامل محیطی-کالبدی بر میزان سلامت اجتماعی در دو محله سنتی و جدید مطالعه موردی: محله های دردشت و ملاصدرای اصفهان

تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۶۳
ویژگی های کالبدی و محیطی در کنار دیگر عوامل بر ابعاد مختلف سلامت شهروندان تأثیرگذارند تا آنجا که امروزه سلامت به عنوان یکی از ابعاد طراحی شهری برشمرده شده و انتظار می رود این رشته با ماهیتی میان رشته ای و تأکید و تمرکز بر جنبه های کالبدی_عملکردی محیط در کنار علوم دیگر در راستای تأمین و ارتقای سلامت شهروندان در تمام ابعاد آن و از جمله سلامت اجتماعی ایفای نقش نماید. در همین راستا هدف کلی این مقاله بررسی و مقایسه تأثیر ویژگی ها (شاخص های) کالبدی_محیطی بر سلامت اجتماعی شهروندان است. برای دستیابی به این هدف، با استفاده از روش تحقیق رگرسیون چندگانه (مدل گام به گام) در دو محله قدیمی (ارگانیک) و جدید (شطرنجی) در اصفهان، نخست همبستگی میان شاخص های بیان شده (متغیرهای مستقل) و سلامت اجتماعی (متغیر وابسته) بررسی و سپس شاخص های مؤثرتر در پیش بینی متغیر وابسته شناسایی شدند. براساس نتایج پژوهش از کل شاخص های مورد نظر تعدادی به صورت مشترک در هر دو محله و تعدادی فقط در هر محله، همبستگی دو به دو با سلامت اجتماعی شهروندان را نشان داده اند. همچنین یافته های پژوهش نشان داد، تعداد محدودی از شاخص های دارای همبستگی مشخص شده به صورت معناداری قابلیت پیش بینی سلامت اجتماعی (متغیر وابسته) و قرارگیری در معادله رگرسیون پیش بینی متغیر وابسته را دارند. در نهایت مشخص شد که در محله دردشت، شاخص های وجود فضاهای گردهمایی و پاتوق ها، شمول گرایی فضاهای عمومی، امنیت مناسب و جرم خیزی پایین، همبستگی اجتماعی، حمایت اجتماعی و بومی بودن ساکنان نقش اساسی در پیش بینی سلامت اجتماعی شهروندان داشته و این شاخص ها در محله ملاصدرا امنیت مناسب و جرم خیزی پایین، حس تعلق به محله، میزان سواد (تحصیلات)، شمول گرایی فضاهای عمومی، امنیت و ایمنی کودکان در فضاهای عمومی، منظر مطلوب فضاهای عمومی، پوشش گیاهی و میزان درگیری و نزاع های قومی هستند.
۷.

بازنگری بر پایه های مشترک نظریه های مناسک تعامل و نحو فضا

تعداد بازدید : ۳۶۲ تعداد دانلود : ۴۲۲
شکل گیری فرآیندهای اجتماعی در متن زندگی روزمره در شهر و رابطه اجتماع و فضا موضوعی است که نظریه نحو فضا از دیدگاهی فضایی به آن پرداخته است. این نظریه که زیربنای اجتماعی خود را از نظریات دورکیم با رویکرد کلان الهام گرفته است، در مواردی هنوز ابهاماتی از دیدگاه حوزه جامعه شناسی دارد. از سویی دیگر نظریه مناسک تعامل نیز بر پایه همان سنت دورکیمی، اما در جامعه شناسی خرد بنا شده، و در بعد فضایی که بدان اشاره می کند ناتمام مانده است. هردو این نظریه ها به نقش اساسی مفهوم هم حضوری در شکل گیری فرآیندهای اجتماعی اشاره می کنند اما هر یک از رویکردی متفاوت به اهمیت هم حضوری می رسند. بازنگری بر این دو نظریه و مفاهیم مشترک آن ها از طریق مروری بر ادبیات، به نظریه لیبست می رسد که ترکیب این دو نظریه را پاسخ به سوال هایی می داند که در متن هر یک از آن ها بی جواب مانده اند. چنین نظریه ای می تواند از سویی پشتوانه مباحث اجتماعی مطرح شده در نظریه نحو فضا را تقویت کند و از دیگر سو بعد فضایی نظریات اجتماعی را در حوزه جامعه شناسی روشن تر سازد.
۸.

ارزیابی عوامل مؤثر بر دلبستگی مکانی در محلات شهری با استفاده از فرآیند تحلیل شبکه ای

کلید واژه ها: فرآیند تحلیل شبکه دلبستگی مکانی عوامل دلبستگی مکانی

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی علوم اجتماعی جامعه شناسی جامعه شناسی فرهنگ مطالعات فرهنگی
  2. حوزه‌های تخصصی علوم اجتماعی جامعه شناسی جامعه شناسی شهری و روستایی جامعه شناسی شهری
تعداد بازدید : ۴۴۵ تعداد دانلود : ۲۱۴
محلات از جمله عناصر سازنده ی شهری هستند که از دیرباز نقش بسزایی در پیوند دادن مردم با محیط زندگی شان و دلبستگی مکانی ایشان عهده دار بوده اند. با این وجود تحولات کالبدی، اجتماعی و اقتصادی عصر مدرن سبب گردیده تا پیوندهای مکانی ساکنان با محیط زندگی شان کمتر مورد توجه قرار گیرد. علاوه بر این تنوع رویکردها، تعاریف و اصطلاحات مورد استفاده در این حوزه از دانش بشری سبب گردیده تا هیچ توافقی پیرامون نام، تعریف یا رویکرد روش شناسانه ای که به بهترین وجه بتواند به این حوزه بپردازد وجود نداشته باشد. این سردرگمی مفهومی همچنان که بسیاری از محققان نیز اشاره داشته اند به طور جدی مانع پیشرفت در حوزه ی دلبستگی مکانی گردیده است. بر این اساس پژوهش حاضر با هدف دستیابی به چارچوبی مفهومی از دلبستگی مکانی و عوامل مؤثر بر آن، ضمن مروری بر ادبیات دلبستگی مکانی با استفاده از فرآیند تحلیل شبکه ای به ارزیابی عوامل مؤثر بر دلبستگی مکانی در محلات شهری پرداخته است. نتایج مطالعات حاضر حکایت از آن دارد که از میان 28 زیرمعیار مورد بررسی، تنها تأثیر 21 زیرمعیار دارای تاثیر تایید گردیده بر دلبستگی مکانی می باشند که از میان آنها نیز طول مدت سکونت، پیوندهای اجتماعی و خاطره انگیزی به ترتیب با وزن نهایی 0.08، 0.061 و 0.051 در مقایسه با سایر زیرمعیارها از بیشترین اهمیت برخوردار می باشند. علاوه بر این بررسی مؤلفه های 6 گانه ی دموگرافیک، کالبدی- فضایی، عملکردی- رفتاری، تجربی زیبایی شناختی، تجربی ادراکی و زیست محیطی، بیانگر تأثیرگذاری تمام مؤلفه ها بر دلبستگی مکانی بوده که مؤید ساخت سه بعدی (شناختی، احساسی و رفتاری) دلبستگی مکانی است.
۹.

نظریه هنجاری و ویژگی های آن در مطالعات شهری

تعداد بازدید : ۲۰۳۶ تعداد دانلود : ۱۱۱۳
در دهه های اخیر و پس از دوره تسلط دیدگاه های پوزیتیویستی بر نظام های علمی مرتبط با شهر و شهرسازی، طیف وسیعی از نظریات ارزش مدار عرضه شده اند که در پی ارائه الزامات و بایدهای طراحی و برنامه ریزی شهر برآمده اند. به رغم تعداد قابل توجه این نظریات، ارائه تعریفی صریح و روشن از نظریه هنجاری و ابعاد و ویژگی های آن کمتر مورد توجه بوده است. بر اساس این مقاله حاضر کوشیده با بررسی طیف وسیعی از نظریات هنجاری در مطالعات شهری و مبتنی بر نظریه ویتگنشتاین، «شباهت خانوادگی» میان آنها را به عنوان ویژگی های نظریه هنجاری در شهرسازی معرفی کند. بدین ترتیب پنج گزاره را می توان به عنوان ویژگی های نظریه هنجاری برشمرد: نظریه هنجاری در پی تبیین شهر خوب است؛ نظریه هنجاری، آرمان گرا نیست؛ نظریه هنجاری به طور عمده مربوط به عصر پسا-پوزیتیویسم است، در نتیجه از هستی شناسی، معرفت شناسی و روش شناسی متفاوتی تبعیت می کند؛ نظریه هنجاری منحصر به فرآیند یا فرآورده نیست و سرانجام نظریه هنجاری مبتنی بر زیربناهای ارزشی است.
۱۰.

آمیخته پژوهی مولفه های موثر بر ادراک حس زمان در مکان شهری مطالعه موردی: میدان نقش جهان اصفهان

تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۵۵
زمان در طراحی شهری از مباحثی است که در موارد اندکی بدان پرداخته شده است. بعد زمان به ناچار بخش مهمی از فرآیند ادراک در شهر است و در سطوح مختلف از جمله شیوه ادراک شخص در فضا قابل تعمیم و بررسی است. تجربه ذهنی از زمان، متأثر از برخی متغیرهای مکان است. پس از ارائه ایده اولیه پژوهش با اتکا به حوزه های نظری موجود در باب ادراک زمان، هدف این پژوهش، بررسی عوامل مؤثر بر ادراک زمان در مکان شهری و بررسی ارتباط، میان عناصری است که تحت زمان در مکان تغییر می کنند. برای دستیابی به این هدف پژوهش، میدان نقش جهان اصفهان به صورت موردپژوهی با استفاده از روش تحقیق ترکیبی (آمیخته پژوهی اکتشافی) مورد بررسی قرار گرفته است. آمیخته پژوهی به دلیل بهره مندی توأمان از روش های کمی و کیفی و رفع کاستی های آنها امکان درک همه جانبه از موضوع را فراهم می کند. از این رو نوشتار پیشِ رو دو هدف عمده را پیگیری می کند. نخست، سعی نموده تا تجارب زیسته افراد از ادراک حس زمان در شهر را با استفاده از روش پدیدارشناسی(روش پایه پژوهش) که یک رویکرد کیفی است، مورد شناخت و تبیین قرار دهد که براساس آن سه مفهوم(تم) اصلی استخراج شده که در مجموع، ادراک پدیده حس زمان براساس آنها در ذهن مردم شکل می گیرد. این سه مفهوم عبارتند از: «حس آهنگین بودن (ریتم)»، «حس ضرب آهنگ مکان» و«حس تغییر» که تحت تأثیر مضامین و زیرمضمون ها، مؤید مؤلفه های مدل پیشنهادی پژوهش اند. دوم، برای تعمیق در بررسی داده های مرحله نخست، روش کمی پیش گرفته شده است. در نهایت نتایج تحقیق با توجه به تفسیر آمیخته دو روش ارائه گردیده است.
۱۱.

نقش مؤلفه های منظر حسی در کیفیت محورهای مجهز محلی مطالعه موردی: محور علیقلی آقا در اصفهان

تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۷۲
شهر و فضاهای شهری افزون بر جلوه های بصری حاوی ویژگی های محسوس دیگری هستند که می توانند با تحریک حواس مخاطب، منشأ برانگیختگی احساسات و شکل گیری خاطرات گردند. در گذشته کیفیت های ناشی از محرک های حسی مانند بوی نان تازه، ادویه و عطر، صدای سم اسب و چرخ گاری، صدای چکش مسگرها در محلات و بازارهای تاریخی به کالبد فضاهای شهری روح می بخشیدند. درحالی که منظر حسی در کالبد بی جان شهرهای امروزی متأثر از بوی دود و صدای بوق خودروها و مدرنیته شهری رنگ باخته است. از طرفی به دلیل تسلط و تفوق حس بینایی در فرایند ادراک، دریافت های ناشی از دیگر محرک های حسی همچون صداها، بوها، مزه ها و نمودهای حس زمان با وجود نقش با اهمیت خود در کیفیت بخشی به فضای شهری و ایجاد فضای یاد و خاطره، کمتر مورد توجه برنامه ریزان و طراحان قرار می گیرند؛ در حالی که یکی از راه های ارتقای کیفیت فضاهای شهری، افزایش غنای حسی محیط به منظور به کارگیری تمامی حواس با هدف ایجاد جذابیت، افزایش شمولیت و امکان فعالیت برای همه اقشار اجتماعی، سنی، جنسی و افراد کم توان از نظر ادراک و حواس مانند افراد نابینا، ناشنوا و معلول می باشد. این مقاله ضمن تبیین رویکرد منظر حسی، تأثیر مؤلفه های آن را بر کیفیت محورهای مجهز محلی مورد بررسی قرار می دهد. این تحقیق از نوع مطالعه موردی است که با راهبرد همبستگی انجام شده است. محور علیقلی آقا از جمله محورهای تاریخی و مراکز محله ای فعال در شهر اصفهان می باشد که از دیرباز به دلیل دارا بودن عناصری چون مادی، بازارچه، مسجد و حمام، محوری پویا و سرزنده، دارای کیفیت های فضایی و نسبتاً پاسخگو به نیازها و حواس مختلف ساکنان بوده؛ هرچند امروزه این کیفیت ها رو به افول هستند. در این مقاله پس از تبیین عناصر و کیفیت های منظر حسی، معیارهای ارزیابی کیفیت محورهای محلی با رویکرد منظر حسی در چهار سطح استخراج شد. سپس بر اساس معیارهای سطح چهارم (شاخص ها)، پرسشنامه طبق طیف هفت گزینه ای لیکرت تنظیم گردید و با استفاده از تکنیک های مشاهده میدانی، نقشه برداری رفتاری، مطالعات حس گردی، صدا گردی، مصاحبه و عکسبرداری و تحلیل رگرسیونی چند متغیره سلسله مراتبی کیفیت مؤلفه ها در محور علیقلی آقا مورد برداشت، ارزیابی و تحلیل قرار گرفت. یافته های تحقیق وجود رابطه معناداری را بین مؤلفه های منظر حسی و معیارهای کیفیت محور محلی نشان می دهد. از نظر میزان تأثیرگذاری مؤلفه های منظر حسی بر کیفیت های محور، اهمیت شاخص حس زمان بیش از دیگر شاخص ها می باشد و پس از آن به ترتیب مناظر بساوایی، بویایی، چشایی، صوتی و منظر بصری قرار دارند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان