محمدرضا روزبه

محمدرضا روزبه

مدرک تحصیلی: دانشیار زبان و ادبیات دانشگاه لرستان

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۳۱ مورد.
۱.

آسیب شناسی تصحیح نزهه العقول فی لطایف الفصولِ ابوطاهر محمد بن محمد یحیی عوفی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۳۶
در این پژوهش آسیب های تصحیحی متن نز هه العقول فی لطایف الفصول بررسی می شود؛ نویسندگان با ارائه شاهد و مثال های گوناگون درپی اثبات این امر برآمده اند. نز هه العقول فی لطایف الفصول نثری با موضوع اخلاق و عرفان اسلامی از ابوطاهر محمد بن محمد یحیی عوفی است. ایرج افشار و جواد بشری این متنِ تک نسخه ای را تصحیح کرده اند. اساس این پژوهش، نقد تطبیقی اثر تصحیح شده با اصل نسخه بوده و گاهی نیز برای تأیید و تکمیل تصحیح و درستی نمونه های معیوب، به نمونه های مشابهی از متون کهن اشاره شده است. با اینکه متن، تک نسخه ای است و صححانْ حاشیه های متن رانسخه بدل در نظر گرفته اند، آسیب های تصحیحی متعددی بر آن وارد است و همین امر نگارندگان این مقاله را بر آن داشت تا به بررسی آنها بپردازند. این آسیب ها در چند عنوان دسته بندی شده است؛ آسیب هایی مانند بی توجهی به اصل نسخه، بی توجهی به وزن ابیاتمعنای نادرست ابیات، زوائد متن، کاستی های متن، بی توجهی به جمله بندی و نمونه هایی از این دست که عیناً با مطابقت متن کتاب با اصل نسخه به دست آمده است. همچنین برای پرهیز از اطناب ممل، تنهاخطاهای آشکارِ اثر بررسی شد و از بیان شواهدی که به تکرار می انجامید، صرف نظر شده است.
۲.

بررسی تطبیقی پیرنگ در داستان های «مالون می میرد» و «بوف کور» با اتکاء به مؤلفه های سوررئالیسم(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۷۹ تعداد دانلود : ۹۰
بررسی تطبیقی پیرنگ در داستان های «مالون می میرد» و «بوف کور» با اتکاء به مؤلفه های سوررئالیسم چکیده در میان داستان های معاصر، «مالون می میرد» اثر ساموئل بکت و «بوف کور» اثر صادق هدایت جایگاه ویژه ای دارند. این دو اثر با درون مایه رازآلود خود، ساختار نامنسجم و روایت های گسیخته که ترتیب و تسلسل زمانی خاصی هم ندارند، پیرنگ داستان ها را نیز تحت تأثیر قرار داده اند. هدف نویسندگان در این مقاله، بررسی تطبیقی تأثیر مؤلفه های سوررئالیسم بر پیرنگ «مالون می میرد» اثر بکت و «بوف کور» اثر هدایت است. نوع پژوهش حاضر، توصیفی- تحلیلی و شیوه گردآوری اطلاعات، کتابخانه ای و یادداشت برداری است. مطالب جمع آوری شده مورد تحلیل نشان می دهد که بکت و هدایت توانسته اند با استفاده از مؤلفه های سوررئالیستی از قبیل: رؤیا، نگارش خودکار، شک و ابهام، خلق فضای شگفت، گسست و بی نظمی و تصاویر سوررئالیستی، مرزهای پیرنگِ سنتی را کنار بزنند و پیرنگی تازه، نامتعارف و گاهی هنری خلق نمایند.
۳.

بررسی نقش ابزار بلاغی «توصیف» در خلق فضای پوچی حاکم بر داستان های مالون می میرد و زنده به گور(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۶۷
«توصیف» یکی از ویژگی های اصلی و جدانشدنی هر داستان است. در میان نویسندگان معاصر، افرادی همچون صادق هدایت نویسنده و پژوهشگر ایرانی و ساموئل بکت نویسنده و نمایش نامه نویس ایرلندی از ابزار بلاغی «توصیف» برای فضاسازی مناسب به صورت ویژه استفاده کرده اند. هدف نویسندگان در این مقاله، بررسی نقش «توصیف» در خلق فضای پوچی حاکم بر داستان های مالون می میرد اثر بکت و زنده به گور اثر هدایت است. نوع پژوهش حاضر توصیفی- تحلیلی و شیوه گردآوری اطلاعات، کتابخانه ای و فیش برداری است. مطالب مورد تحلیل نشان می دهد که بکت و هدایت برخلاف نویسندگان کلاسیک قصد دارند با استفاده از «توصیف»، جهان را پست تر از آنچه هست نشان دهند و فضای داستان ها را یأس آلود مجسّم کنند. آن ها برای این منظور از نقش های مقعرسازی توصیف، روایی، هومریک یا حماسی و میمتیک یا تقلیدی بهره جسته اند.  
۴.

فرایند فردیت در منظومه خورشید و مه پاره، بر اساس نظریه کهن الگویی یونگ(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۱۶ تعداد دانلود : ۱۵۴
در قرن بیستم و با شکوفایی نظریه اسطوره ا ی و کهن الگویی یونگ، پس از آنکه پیش تر، انسان شناسان برای مطالعات انسان شناسانه خود از اسطوره ها و ادبیات سود می جستند، در این مرحله بیشتر نقد کهن الگویی و اسطوره ای بود که آثار ادبی و اسطوره ای را از منظر کهن الگویی تحلیل می کرد. بنابراین، نقد کهن الگویی رویکردی میان رشته ای است که به کشف و تبیین و تأثیر اسطوره ها و کهن الگوها و نقش آن ها در ادبیات می پردازد. «فردیت» از برجسته ترین کهن الگوهای نظریه کهن الگویی یونگ است. در داستان خورشید و مه پاره ، خورشید به منزله قهرمان داستان، برای رسیدن به معشوق خویش با عقبه ها و مشقت های فراوانی مواجه می شود که از جمله آن ها می توان به ارغوان جادوگر، عین بلای حیله گر، زنگیان آدم خوار، مرزبان رقیب، دریای طوفانی و... اشاره کرد. در این منظومه، علاوه بر پدیده های کهن الگویی چون جادو و جادوگری و اعمال خارق العاده و نمادهای کهن الگویی، کهن الگوهای سفر، فردیت، خواب، مادر، قهرمان و ... دیده می شوند . این امر سبب شده است تا فرایند فردیت در این منظومه را از زاویه نظریه کهن الگویی یونگ بررسی و تحلیل کنیم. بر این اساس، «خورشید» قهرمان این منظومه، پس از طی سفری قهرمانی و غلبه بر سایه ها و آنیمای منفی، به وصال می رسد و فردیت خویش را به مدد دستگیری پیرخرد و جوهر عشق محقق می سازد و تولدی دوباره می یابد. روش تحقیق در پژوهش حاضر، روش کتابخانه ای و به شیوه توصیفی تحلیلی است.
۵.

بررسی تطبیقی«پوچ گرایی» در آثار ساموئل بکت و صادق هدایت با تأکید بر رمان های مالون می میردو بوف کور(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۰۲۳ تعداد دانلود : ۳۹۰
«پوچ گرایی» تفکری است که ریشه در عوامل مختلفی مانند فقر آرمان، ماده گرایی، نداشتن هدف، مرگ اندیشی، شکست ها و... دارد که در ادوار مختلف به بحران های عمیقی در زندگی بشر منجر شده است. برخی «پوچ گرایی» و «نیهیلیسم» را دو مقوله نزدیک به هم و حتی یکسان می دانند؛ ولی واقعیت این است که این دو ازلحاظ معنایی، تفاوت هایی با هم دارند؛ در نظر یک انسان پوچ گرا، ارزش ها و هدف ها سقوط می کنند؛ اما در نیهیلیسم اساساً ارزش یا هدفی وجود ندارد. در میان نویسندگان معاصر افرادی همچون صادق هدایت نویسنده روشنفکر ایرانی و ساموئل بکت نویسنده و نمایش نامه نویس ایرلندی که به حق او را «پدرخوانده پوچی» نامیده اند، پیام آوران فلسفه پوچی هستند. هدف نویسندگان در این مقاله، بررسی تطبیقی «پوچ گرایی» در آثار مشهور این دو نویسنده بزرگ با تأکید بر دو اثر معروف آن ها به نام های «مالون می میرد» و «بوف کور» است. نوع پژوهش حاضر، توصیفی_تحلیلی و شیوه گردآوری اطلاعات، کتابخانه ای و فیش برداری از کتاب های دو نویسنده و بررسی محتوای آثارشان است. مطالب جمع آوری شده موردتحلیل نشان می دهد که این دو نویسنده ازلحاظ فکری علاوه بر شباهت های زیاد فکری، تفاوت هایی نیز با هم دارند؛ هر دو به تأثیر از مکتب سورئالیستی، محاکات را از عالم بیرون به عالم درون برده و با استفاده از افکار و خیالات خود، جهان را پوچ و یأس آلود نشان می دهند، با این تفاوت که عقاید و نظریات بکت در این داستان بیشتر به «پوچ گرایی فلسفی» و عقاید هدایت به آراء و نظریات «نیهیلیست ها» نزدیک است.
۶.

بررسی و مقایسه سفر با روح در کتاب سرخ یونگ و معارف بهاء ولد(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۶۰ تعداد دانلود : ۳۰۵
کتاب سرخ اثری غیر متعارف از کارل گوستاو یونگ است که نوادگان او اخیراً اجازه انتشارش را داده اند. یونگ در این کتاب با زبانی نمادین، به شرح تحولات روحی یا پیگیری «تصاویر درونی» خویش و تلاش برای یافتن روح فراموش شده خویشتن می پردازد. معارف نیز تنها اثر به جای مانده از بهاء ولد است که در آن مکاشفات روحی خود را بی پروا بیان کرده است. این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی، سفر با روح را در دو اثر مزبور بررسی می کند؛ بدین ترتیب که به شرح چگونگی سفر با روح و مقایسه روح یونگ، «روح اعماق» و «روح زمانه» در کتاب سرخ، با روح بهاء ولد، الله، عقل و نفس در معارف و تحلیل آن ها پرداخته می شود و در پایان نتایج حاصل از این سفر ذکر می گردد. هدف از تحقیق بیان وجوه تشابه و تمایز دیدگاه یک عارف و یک روان شناس است. نتایج پژوهش نشان می دهد که یونگ علاوه بر روح خویش از روح اعماق سخن می گوید که راهنما و رهاننده او از اسارت روح زمانه است، اما بهاء ولد از انواع روح چیزی نمی گوید و تنها هدایتگر او، الله است. در پایان سفر، پس از قتل قهرمان درون (نفس) به دست یونگ، خورشید اعماق در اندرونش طلوع می کند. در معارف نیز بهاء ولد نفس را می کشد و روح او منور به انوار الهی می شود.
۷.

بازتاب مضمون «اعتذارِ ابلیس» در رمان فارسی(با تاکید بر رمانهای یکلیا و تنهایی او و ملکوت)(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۹۳ تعداد دانلود : ۲۰۶
مسئله اصلی این پژوهش بررسی مضمون اعتذارِ ابلیس در رمانهای یکلیا و تنهایی او و ملکوت است. بررسی چگونگی نمودهای این باور در این رمانها و میزان انطباق آن با اندیشه های مطرح در برخی از کتابهای صوفیه، هم درونمایه های این رمانها را بهتر نشان می دهد و هم سطح ارتباط این آثار با ادب سنتی و میزان اثرپذیری آنها را از متون گذشته می نمایاند.طی پژوهش مشخص شد نویسندگان یاد شده، کم وبیش به سبب سرخوردگی از فضای نابسامان اجتماعی و ناتوانی در تغییر و اصلاح اوضاع، و نیز تحت تأثیر متون کهن، جبرگرایانه به بی اختیاری ابلیس اشاره کرده و رفتارهای او را عذر نهاده اند و بدین طریق هم نابسمانی، پریشانی و فساد زمانه خویش را محتوم تلقی کرده اند و هم با اثبات بی اختیاری و بی گناهی ابلیس، وجود او را لازمه زندگی امروزی دانسته اند. دردو رمان یکلیا و تنهایی او و ملکوت بی اختیاری شیطان در اجرای وظیفه اش، همراهی او در هدف از پیش تعیین شده پروردگار، محضوری در عین مهجوری، گله مندی شیطان از سرنوشتش، بی توقع بودن او از اجرای وظیفه اش، دلتنگی او برای موقعیت پیشین خود و عشق او به پروردگار در خور تامل و توجه است.
۸.

تحلیل سرسپردگی به پیر در رمان های شهرنوش پارسی پور (مطالعه موردی: سگ و زمستان بلند، و طوبی و معنای شب)(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۱۷ تعداد دانلود : ۱۷۵
 در عرصه رمان فارسی، آثاری نوشته شده است که اشارات آشکار و پنهان فراوانی به موضوعات و مسائل عرفانی دارند. این نوع رمان ها غالباً در کنار نقش و رویکرد خاص خود، از عرفان یا به عنوان عنصری برای شخصیت پردازی و پیشبرد پیرنگ داستان استفاده می کنند، یا به عنوان عاملی مؤثر برای طرح و عرضه گفتمان مورد نظر نویسنده. سگ و زمستان بلند ، و طوبی و معنای شب از آثار شهرنوش پارسی پور، از رمان هایی هستند که در آن ها عرفان و عناصر عرفانی به روش های مختلف بازتاب یافته است. یکی از این مضامین عرفانی، پیر و سرسپردگی به او در سیر و سلوک است. طی این پژوهش که با هدف بررسی جایگاه پیر و سرسپردگی به او در رمان های مذکور صورت گرفت، مشخص شد که در هر دو رمان، ویژگی های خلقی و شرایط سیاسی و اجتماعی روزگار از جمله جنگ، جنایت، مرگ، رنج، گناه و تنهایی موجب گرایش شخصیت های داستان به عرفان شده است. منش برخی شخصیت های دو داستان که با وجود بهره گیری از آموزه های عرفانی پیر، به تعالی روحی نرسیده اند یا متفاوت با یکدیگر عمل می کنند، گویای دو نکته است: اول تغییر رویکرد نویسنده تحت تأثیر تغییرات اجتماعی و سیاسی در دو دهه پنجاه و شصت، و دیگری تغییر دیدگاه او نسبت به سرسپردگی به پیر. نویسنده چنین القا می کند که سرسپردگی بی قیدوشرط به پیر با روح سنجشگر و شکاک انسان دنیای معاصر ناسازگار است. واقعیتی که از گفته ها و نیز رفتارهای شخصیت های داستان و به ویژه در اظهارنظرهای گاه و بیگاه راوی، خود را آشکار می کند.
۹.

اسطوره پیرایی در تلمیحات نوغزل های بهبهانی، نیستانی، بهمنی و منزوی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۸۲ تعداد دانلود : ۲۰۵
انسان مدرن نه اسطوره ها را در هیئت ظاهری شان می پذیرد و نه می تواند به کلی ترک کند و از آن ها رهایی یابد. گروهی از شاعران امروز، به ویژه نوغزل سرایان، از تلمیحات اسطوره ای به عنوان سرمایه و پشتوانه ای معرفتی و عرصه و فضایی خیال انگیز و رازآمیز، بسیار استفاده می کنند. مسئله اصلی این جستار، آن است که نوغزل سرایان، ازجمله بهبهانی، نیستانی، بهمنی و منزوی با اسطوره ها و تلمیحات اسطوره ای چگونه رفتار می کنند تا هم آن ها را پذیرفتنی و روزآمد کنند و هم از آن ها چونان خمیرمایه ای برای طرح و بیان مافی الضمیر خود، سود برند؟ مفروض مقاله این است که شاعران یاد شده رویکردی دوگانه به تلمیح و اساطیر تلمیحی دارند: گاه در تلمیحات، تغییر چندان مهمی اعمال نمی کنند؛ اما گاه به تغییر در عناصر ساختاری و بنیادین اسطوره ها و تلمیحات اسطوره ای، تلفیق و یا کم و زیاد کردن بخش هایی از آن ها به روش های گوناگون که فی الجمله در این مقاله آن را «اسطوره پیرایی» خوانده ایم، روی می آورند. نتایج نشان می دهد که در تلمیحات بازتاب یافته در نوغزل های این چهار شاعر، اسطوره پیرایی به شیوه هایی چون «وارونه سازی عناصر اصلی اساطیر»، «جابه جایی اولویت تقابل های دوگانه در آن ها»، «تقویت ابعاد و عناصر کم اهمیت تر اساطیر»، «تغییر طرح اسطوره»، «تهی شدن عناصر اسطوره ای از ماهیت خویش» و «ناکارآمد دانستن برخی از اسطوره ها در شرایط امروزی» رخ داده است .
۱۰.

گونه های طرح و گسترش تلمیح در محور عمودی نوغزل های سیمین بهبهانی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۸۴ تعداد دانلود : ۲۸۵
سیمین بهبهانی یکی از شاعران مبتکر و اثرگذار معاصر است. در نوغزل های او، بسامد و تنوع تلمیح ها چندان است که می توان تلمیح را از برجسته ترین ویژگی های سبک شاعری او دانست. درک درست ظرفیت های معنایی و ظرافت های ساختاری سخنی که بن مایه تلمیحی دارد، به آشنایی با معنای تلمیح ازیک سو و شناخت ساخت و شیوه های بهره گیری از تلمیح، ازدیگرسو، وابسته است. بررسی شگردهای عمق بخشی و توسع فکری، معنایی و فرهنگی تلمیح در شناخت و درک بهتر ظرافت ها و تمهیدات معنایی و ساختاری نوغزل های سیمین بهبهانی و نقش این عوامل در ایجاد التذاذ ادبی، اهمیت و ضرورت دارد. در این مقاله برآنیم که نشان دهیم سیمین بهبهانی در نوغزل های خود تلمیح را به چه شیوه ها و در چه گونه هایی در محور عمودی خیال آورده و گسترش داده است. نتایج نشان می دهد که تلمیح ها در شعر سیمین بهبهانی الگوها و ساخت های متنوعی دارند که از مفردات و ترکیبات واژگانی تا تلمیح های گسترده و منتشرشده در سراسر محور عمودی خیال در نوسان اند. در نوغزل های سیمین بهبهانی، تلمیح در محور عمودی، به گونه هایی همچون تلمیحات موازی، تلمیحات تلفیقی، تلمیحات مقایسه ای، مُلَمَّح، تلمیح ساختاری، تلمیح مناظره ای یا مناظره تلمیحی، تلمیح حلولی و جز آن جلوه کرده است که برخی از این شیوه ها، به ویژه در محور عمودی خیال، کم سابقه یا بی سابقه اند.
۱۱.

ستی، شکلی از مرگ های آیینی متوالی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۳۰۰ تعداد دانلود : ۲۲۵
بررسی آیین های مشترک بین مردم سرزمین های گوناگون و یافتن ریشه های آن ها، ما را به وجود اشتراکاتی در فرهنگ ملل مختلف راهنمایی می کند. خودسوزی زن بیوه در مراسم سوزانده شدن جسد همسرش و همراهی با او، تحت عنوان آیین «ستی» انجام می شده است. ستی و شکل های مختلف آن  بین هندوان با قدمت 1000 تا 500 سال پیش از میلاد رواج داشته است.این آیین در مرگ های متوالی و شکل جبری آن در گورخانه های بسیاری، چهره غیرانسانی خود را نشان داده و در شکل ظاهرا خودخواسته نماد عشق، وفاداری و عفت و پاکی در منظومه های عاشقانه ای با عنوان «ستی نامه» یا با عنوان های دیگر در هند و ایران به تصویر کشیده شده است. این مقاله با هدف پرتوافکنی بر زوایای ناشناخته آیین ستی و به روش توصیفی-تحلیلی تنظیم شده است.  این پژوهش با توجه به اسناد موجود و مطالعات باستان شناسان در مناطق مختلف به وجود تشابه هایی در انجام و چگونگی آن در هند با آنچه در بین مردم مصر، چین، روسیه، روم و تاتار بوده، دست یافته و نشان داده است پیش از آنکه «ستی» امری خودخواسته باشد، امری جبری بوده و ابتدا در خاندان های سلطنتی و پادشاهی، بنابه دلایل خاصی صورت می گرفته است.
۱۲.

نقش «به گزینی واژگان» در کمالِ هندسیِ شعرِ امروز(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلید واژه ها: واژه به گزینی هندسة کلام تداعی تناسب

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴۱ تعداد دانلود : ۵۱۱
اساساً کشف ظرفیت های معنایی، موسیقایی و زیباشناختی کلمات و کاربرد هوشمندانه آنها در بافت نحوی کلام، معیاری برای سنجش میزان انتظام و انضباط ذهنی شاعر است. در این مقاله، به شیوة تحلیلی- توصیفی و بر مبنای روش نقد فرمالیستی، دربارة نقش «به گزینی واژگان» در کمال بخشی به هندسه و هارمونیِ سروده های شاعران برجسته معاصر بحث و بررسی شده است. پژوهش حاضر حاوی این دستاورد است که مهم ترین کارکردهای زیباشناختی به گزینی واژگان در شعر معاصران عبارتند از: فضاسازی، ایجاد هارمونی و هندسه در بافت کلام، ایجاد تناسبات و تداعی های چندلایة لفظی و معنایی، و نقش القاگری. از این رهگذر، به گزینی کلمات به استحکام ساخت و بافت درونی شعر می انجامد و نظام هنری و هندسی شعر به کمال می گراید.
۱۳.

دیالکتیک در باب اول مرزبان نامه

تعداد بازدید : ۴۰
در این مقاله سعی بر آن است  تا با روش تحلیل ساختارشکنانه ی دریدا باب اول مرزبان نامه را – که به شیوه ی حکایت در حکایت است_ ساختارشکنی کنیم و پیوندش را با دیالکتیک هگل نشان دهیم. شخصیّت های اصلی این باب، مرزبان و دستور هستند. نگرش ساختارشکنانه ی دریدا برای ما روشن می سازد که بین این دو شخصیّت به ظاهر متضاد، ضدیتی وجود ندارد. در واقع این دو همچون دو همکار یا دو هم بازی هستند که وجود آن ها برای کامل شدن متن ضروری است. حکایات و سخنان ایراد شده توسط این دو شخصیّت، دیالکتیکی را می سازد که تزها، آنتی تزها و سنتزهایش را قاب بندی کرده ایم. این باب دارای دوازده وضعیت در هم تنیده است که همان سخنان ملک زاده و دستور است که در نه قاب مشخص و نشان داده شده است که جنگی بین ملک زاده و دستور نیست. بلکه خویش کاری این دو همکار این است که متن را به سرانجام برسانند. بنابراین دو شخصیت دستور و مرزبان، دو شخصیت حقیقی متضاد نیستند بلکه دو تمثیل از نیروهای متفاوت در جهان هستند که به وسیله این دو نیروی متضاد، جهان در گردش و تکامل است.
۱۴.

تحلیل و نقد کتاب گشودن رمان(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
تعداد بازدید : ۴۸۰ تعداد دانلود : ۳۷۸
طی دهه های پیشین، کتب و مقالات فراوانی در باب مباحث تئوریک داستان و داستان نویسی نوشته شده اند که هریک به نوبه خود در ارتقای چشم اندازهای نظری و عملی داستان نویسان یا خوانندگان آثار داستانی نقشی داشته اند. کتاب گشودن رمان اثر حسین پاینده از زمره این آثار است. این کتاب، پیشنهادگر روشی ساخت گرایانه و نسبتاً مرسوم در نقد و تحلیل رمان معاصر است؛ روشی بر مبنای خوانش تحلیلی صحنه آغازین و تبیین ارتباط ساختاری آن با کل رمان. نویسنده بر اساس همین روش، ده رمان برجسته فارسی (از بوف کورتا نمونه های رمان پسامدرن امروز) را به ضمیمه یک داستان کوتاه و یک فیلم، تحلیل و بررسی ساخت گرایانه کرده است. در این مقاله، ضمن اشاره به مزایای این کتاب از جمله نگاه راهگشا، نثر و نوشتار پاکیزه و پاره ای تاملات تازه، به پاره ای نقایص – چه از حیث ابعاد شکلی و چه از نظر ابعاد محتوایی نیز پرداخته شده است. در مجموع، کتاب حاضر را می توان از زمره آثار راهگشا و آموزنده در زمینه نقد و تحلیل داستان امروز به شمار آورد.
۱۵.

بررسی تطبیقی دو داستان کوتاه «زیباترین غریق جهان» اثر مارکز و «شرحی بر قصیده جَمَلیه» از هوشنگ گلشیری(مقاله علمی وزارت علوم)

۱۶.

بررسی و تحلیل تجلّی زمان و مکان مقدّس اساطیری در عرفان (با توجّه به متون برگزیده، نثر عرفانی فارسی تا قرن هفتم هجری)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: عرفان اسطوره آیین ضمیر ناخودآگاه زمان و مکان مقدس

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۸۷ تعداد دانلود : ۶۶۷
در این مقاله تلاش شده است تا ضمن تعریف و تبیین وجوه تشابه و تفاوت اسطوره و آیین و عرفان، تجلّی و تأثیر و ردّپای محسوس و نامحسوس زمان و مکان مقدّس اساطیری و آیین های مربوط به هر یک در برگزیده نثر عرفانی فارسی تا قرن هفتم هجری قمری مورد تبیین و تحلیل قرار گیرد. با توجه به برخی بنیادهای مشترک اسطوره و عرفان در آفاق تاریخ تفکّر بشر، و در پرتو ضمیر ناخودآگاه مشترک وی، زمان و مکان قدسی و آیینی نیز به مثابه دو مقوله مشترک بین اسطوره و عرفان، کارکردهایی مشابه و مشترک یافته اند که این تشابه و اشتراکات در متون عرفانی ادوار گوناگون، تجلّی یافته اند. کارکردهایی از قبیل ترک دنیا، شهود حق، ادب دانی، بازگشت به زمان ومکان ازلی،احساس آرامش، تزکیه، درک حضورخدایان وطلب خواسته ها.
۱۷.

نقد شعر و شاعران در سروده های شفیعی کدکنی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلید واژه ها: نقد شعر شفیعی کدکنی ساخت گرا جمال شناسی جامعه گرا

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۲۷ تعداد دانلود : ۶۸۳
نقد شاعران بر شاعران که از روش ها و رویکردهای نقد ذوقی به شمار می آید، در پهنه ی شعر فارسی رواج نسبی داشته است. شاعران از دیرباز تاکنون با شیوه ها و انگیزه های مثبت و منفی به نقد و نظر درباب شاعر یا شعر او پرداخته اند. با مروری در سروده های شفیعی کدکنی درمی یابیم که وی در اشعارش به این شیوه ی نقد اهتمام ورزیده است. در این مقاله، کوشیده ایم تا افزون بر تبیین وجوه تشابه و تفاوت شعر – نقدهای شفیعی با آثار مشابه گذشتگان و نیز معاصران، به واکاوی روش و رویکردهای وی در این حوزه بپردازیم. حاصل پژوهش، نشانگر این نکات است که شعر – نقدهای شفیعی، دارای دو رویکرد اصلی اند.: نقدهای محتوا مدار، جامعه گرا و ایدئولوژیک، که بیشتر درآثار دهه های 40 و 50 شاعر تجلی یافته اند، و نیز نقدهای جمال شناسانه و ساخت گرایانه، که بیشتر شامل آثار پس از انقلاب اوست. این آثار از لحاظ روش بیان نیز دو شیوه ی اصلی دارند: روش نقد مستقیم؛ روش غیرمستقیم، که در روش نخست، از سویی به ستایش شاعران آزاده و آرمانگرا، و نکوهش شاعران و شبه شاعران مدیحه گو، عافیت جو، بی درد، افراطی و شبه مدرن پرداخته است، و در روش دوم، به تبیین شاعرانه ی مفهوم و ماهیت شعر و کارکردهای انسانی، اجتماعی و جمال شناسانه ی آن. نیز برخلاف آثار گذشتگان یا معاصران، شعر – نقدهای شفیعی، صرف نظر از برخی نمونه ها، خاستگاهی جز باورهای فرهنگی، عواطف انسانی و دغدغه های هنری ندارند.
۱۸.

بوطیقای پدیدارشناختی نیما: بررسی آراء پدیدارشناسانه نیما در «نامه ها» او(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: پدیدارشناسی توصیف نیما یوشیج اپوخه حرف های همسایه

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱۷ تعداد دانلود : ۴۸۹
پدیدارشناسی جریانی است که در آن هدف اصلی، رسیدن به شناخت واقعی از امور است؛ شناختی که رها از هرگونه پیش فرض و پیش داوری باشد، به گونه ای که هستی واقعی و راستین موجود، از جانب خویش اجازه ظهور بیابد و دخالت ذهن و محتویات آن از سر راه صرافت طبیعی موجودات کنار رود. آنچه در این بین اهمیت دارد این است که با تقلیل یا فروکاست( اپوخه)، بتوان به توصیفی اصیل و واقعی از هستی موجودات رسید. نیما یوشیج به عنوان شاعری که توانست دوران ساز باشد، در نامه ها و مکتوبات خود به اطرافیان، مدام بر این نکته تأکید دارد که شاعران اصیل باید با چشم و نگاه خود در امور بنگرند و آنها باید دیدن را بیاموزند؛ دیدنی که مبتنی بر تجربه های اصیل و انضمامی است. وی بر این نکته تأکید دارد که شعر و شاعری، مناسبت یافتن با هستی است و برای رسیدن به این مطلوب باید تمام تعاریف حول یک امر را کنار زد تا بتوان به جوهر آن راه یافت. می توان مکتوبات نیما را بوطیقای شعری وی دانست که قبل از هر امری، نگاه دقیق و رها از هر سوژه ای را برای سرودن شعر ضروری می داند. در این جستار، این دسته از نظریات نیما را بررسی و با آراء اندیشمندان پدیدارشناس مقایسه می کنیم.
۲۰.

تجلی آرا و آموزه های روانشناسی انسان گرا در اشعار شفیعی کدکنی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلید واژه ها: شعر شفیعی کدکنی خودشکوفایی روان شناسی انسان گرا

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۳۵ تعداد دانلود : ۸۱۱
با رشد و گسترش مطالعات میان رشته ای، امروزه تعامل بین ادبیات و دیگر شاخه های علوم انسانی – از جمله روانشناسی- در عرصة نقد و نظریه پردازی ادبی رواج بسیار یافته است. روانشناسی انسان گرا از مکاتب روانشناختی نیمة دوم قرن بیستم است که با محور قرار دادن انسان و استعداد های سرشار او، با ارائه ایده ها و الگوهایی مرتبط با حیات فردی و اجتماعی آدمی نظیر خلاقیت، خودشناسی، تجارب متعالی، استقلال و … رشد و شکوفایی او را در کانون توجه و تأمل قرار می دهد. با مروری در اشعار دکتر محمد رضا شفیعی کدکنی در می یابیم که بسیاری از سروده ها ی وی، با همین ایده ها و الگوهای روانشناسانه قابل انطباق اند، به نحوی که احساس می کنیم شاعر، در اغلب سروده هایش، طرح رهایی و شکوفایی انسان را به تصویر می کشد.این مقاله به شیوة تحلیلی- تطبیقی، و با هدف توصیف وتحلیل اشعار این شاعر بر مبنای الگوهای این مکتب روانشناسانه ، و با ارائه برجسته ترین نمودهای این همسانی، ضمن آنکه نوعی خوانش تازة روانشناسانه از شعر امروز را فرا روی مخاطب می نهد، حامل و حاوی این نتیجه است که همواره میان متون ادبی و مکاتب گوناگون علوم انسانی – و از جمله روانشناسی- اشکالی از همگرایی و همصدایی آشکار و پنهان در جریان است

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان