متن شناسی ادب فارسی

متن شناسی ادب فارسی

متن شناسی ادب فارسی سال دوازدهم بهار 1399 شماره 1 (پیاپی 45)

مقالات

۱.

تحلیل مقایسه ای دو ترجمه فارسی کلیله و دمنه (مطالعه موردی: حکایت بوزنگان / حمدونگان)

تعداد بازدید : ۲۹۲ تعداد دانلود : ۲۴۵
تحلیل مقایسه ای دو ترجمه فارسی کلیله و دمنه (مطالعه موردی: حکایت بوزنگان / حمدونگان) این نوشتار در صدد تطبیق حکایت بوزنگان کلیله و دمنه با دو ترجمه فارسی قرن ششم هجری، یعنی ترجمه های نصرالله منشی و محمد بن عبدالله بخاری است. نگارندگان تلاش کرده اند تا با روش توصیفی تطبیقی به تحلیل ساختاری این دو ترجمه بپردازند و در ضمنِ آن به طور خاص به شیوه آنها در برابریابی واژگانی نیز توجّه دهند. همچنین به ویژه به ترجمه واژه «یراعه» در این حکایت توجه شده، چه گویی یکی از مترجمان در ترجمه آن به خطا افتاده است. از بارزترین نتایج این پژوهش آن است که نصرالله منشی می کوشد تا برای انتقال مفاهیمی که در زبان مبدأ بیان شده، قالب های تازه ای در زبان مقصد بیافریند، به طوری که هیچ بخشی از صورت و معنی از میان نرود؛ و به همین روی دست به ابداع متنی تازه زده است ولی محمد بخاری، تا حد امکان اصل متن عربی را به فارسی برگردانیده و ترجمه او از نظر سبک نوشتار و ساده نویسی به متن عربیِ ابن مقفّع نزدیک تر است. همچنین بخاری در برابریابی واژگان، بیشتر به معادل های فارسی گرایش دارد ولی در ترجمه منشی، عربی گرایی (کاربرد واژگان عربی، استشهاد به آیات، امثال و اشعار تازی) بیشتر به چشم می خورد.
۲.

تحلیل کارکردهای قید در اشعار دقیقی و فردوسی توسی

تعداد بازدید : ۱۹۷ تعداد دانلود : ۲۰۵
یکی از شاخصه های مهم در بررسی میزان ادبیّت متون، واژهگزینی در محور جانشینی و ترکیب واژه ها در محور هم نشینی است. آن چه این گزینش و ترکیب را به ارزش هنری تبدیل میکند، کاربرد هنرمندانه آنها متناسب با بافت متن است. اگرچه شاید استخراج و تحلیل همه عناصر و تمایزات ادبی متون دشوار باشد، اما می توان بسیاری از آنها را برشمرد و تبیین نمود. از این رهگذر، قیدهای زمان، حالت و تشبیه و کارکردهای آنها بهعنوان یکی از عناصر متون حماسی در گشتاسپنامه دقیقی و بخش پادشاهی گشتاسپ در شاه نامه مقایسه و با روش توصیفی-تحلیلی بررسی شد. یافتههای تحقیق نشان می دهد که فردوسی بیش از دقیقی در برجستهسازی ارزشهای ادبی قید به خصوص آمیزش قیدها با صور خیال اهتمام ورزیده و از این رو، اهتمام فردوسی و کمتوجهی دقیقی به آمیزش قیدها با صور خیال، تفاوت عمده دو شاعر در کاربرد قید است. از همین رهگذر، قید زمان در شاه نامه بیش از گشتاسپ نامه با صور خیال و فضاسازی مرتبط است و به سبب ارزش سبکیاش، میتوان آن را «قید تصویری» نامید که علاوه بر ارزش ادبی، ارزش فکری نیز دارد. واژهها در ساختمان قید زمان در گشتاسپ نامه به اندازه شاه نامه، رنگ و لحن حماسی ندارند. قید حالت در شاه نامه یکی از شگردهای توصیف رفتار، حالات روحی و حرکات رزمی قهرمانان، خلق ایجاز و موسیقی است. یکی از تمایزات قید تشبیه در شاه نامه، «به گزین» کردنِ قیدها، به خصوص ادات تشبیه است. مشبه بهها و ادات تشبیه در شاه نامه نسبت به گشتاسپ نامه، لحن و رنگ حماسی بیشتری دارند و تنوّع آنها در شاه نامه دال بر قدرت تخیّل و تعالی فکر فردوسی است.
۳.

تحلیل ساختاری دو حکایت از عجایبنامه همدانی بر اساس الگوی روایی تودوروف

تعداد بازدید : ۲۷۲ تعداد دانلود : ۲۰۶
حکایت پردازی یکی از روش های بسیار مهم در بین صوفیان بوده است. افزون بر صوفیان، نویسندگان کهن نیز همواره از حکایت برای گسترش اندیشه های خود استفاده می کردند. محمد بن محمود همدانی یکی از نویسندگان قرن ششم هجری، مؤلف کتاب عجایب المخلوقات و غرائب الموجودات یا عجایب نامه ، برای بیان مقاصد خود از حکایت پردازی بهره گرفته است. در این مقاله، برای دریافت شیوه نویسندگی همدانی در عجایب نامه و تحلیل دو حکایت از حکایات این اثر، از روش ساختارگرایی تودوروف بهره برده می شود. یکی از عمده ترین اجزای نقد یک داستان در الگوی روایتی تودوروف پی رفت های آن و یکی از کارکردی ترین عوامل مؤثّرْ انسجام نظام مندی این شبکه است. مسئله بنیادی این پژوهش بررسی و تحلیل میزان و چگونگی کاربست عنصر پی رفت در ساختار دو حکایت نامبرده است. در این راستا بازشناسی اجمالی الگوی روایتی تودوروف با تکیه بر شناخت پی رفت و همچنین تحلیل و بررسی این عنصر مؤثّر در طرح دو حکایت از عجایب نامه همدانی بدنه اصلی مقاله را تشکیل می دهد. روش کار در این پژوهش خوانش دو حکایت و تحلیل ساختاری طرح آنها بر مبنای الگوی یادشده است. نتایج کلی به دست آمده نشان می دهند بر مبنای کنش ها، گزاره ها و خطّ سیر منطقی حوادث، پیرنگ و شبکه پی رفت ها در هر دو حکایتِ منظور به طور ساده و متناسب با شخصیت حکایات طراحی شده است. در روایتِ هر دو حکایت، ساختار منسجمی وجود دارد که با وضعیت متعادل و پایدار شروع می شود؛ در میانه این تعادل با کنش شخصیت ها برهم می خورد و در ادامه، حکایت به اوج خود می رسد. در پایان نیز پس از پشت سر گذاشتن حوادث، وضعیت پایدار تازه ای شکل می گیرد و سرنوشت شخصیت های حکایات مشخص می شود.
۴.

تحلیل ساختار و پیرنگ مقدّمه سفر «هفت کشور» فخری هروی

تعداد بازدید : ۲۰۴ تعداد دانلود : ۱۹۷
هفت کشور فخری هروی اثر نویسنده و شاعر توانای دربار ایران و هند در سده دهم هجری قمری است. این پژوهش با رویکردی ساختارگرایانه مقدمه سفر این کتاب را بررسی کرده است. مقدمه این کتاب بخش ویژه و هنرمندانه آن است. پرسش های این پژوهش بر شناسایی ساختار مقدمه هفت کشور ، نشان دادن الگوی پیرنگ ساختار مقدمه و بیان ارتباط مقدمه با درون مایه اصلی تأکید دارد. هدف از اینگونه بررسی ها نخست شناسایی کلیّت اثر ادبی است که امکان مقایسه رویکرد ساختاری اثر را با متون پیش و پس از آن فراهم می کند؛ همچنین این پژوهش ها بر ذخایر تحقیقات نظام مند ادب فارسی می افزاید. ساختارگرایی با تأکید بر ساختار اثر می کوشد پیوند میان صورت و معنا را بیابد. نویسندگان این پژوهش با استفاده از روش ساختارگرایی کوشیده اند تا با استفاده از نظر اندیشمندانی مانند پراپ (در طبقه بندی شخصیّت های داستان) و نظر سوسور و لوی استروس (در گفتمان تقابلی) و تزوتان تودوروف (در حکایت های ایپزودیک) سطح های مجزای روایتِ مقدمه هفت کشور را تبیین کنند؛ سپس با روش تحلیلی و توصیفی، ارتباط میان ساختار و مقدمه هفت کشور را روشن کنند. نتیجه بیانگر این است که مؤلف با تمایز سه بخش جداگانه نماد و گفت و گوهای تقابلی، روایت قصه در قصه و همراه کردن آن با تنوع شخصیّت ها و دگردیسی زاویه دید، ساختاری خلاقانه پدید آورده است. در ادامه، الگوی پیرنگ هر بخش ترسیم شده است که بیانگر پیرنگی منطقی و منسجم است. نتیجه آنکه اختران هفت گانه درون مایه اصلی هفت کشور در سفر ابن تراب به کشورهاست. این سفر که شامل هفت مسافت و دیدار از هفت کشور است، افزون بر نمایش سیر آفاقی ابن تراب، سیر انفسی او را نیز تداعی می کند.
۵.

بازخوانی و تحلیل ابیات دشوار قصیده ای با التزام «صبح» از خاقانی شروانی

تعداد بازدید : ۱۵۷ تعداد دانلود : ۱۳۹
خاقانی شروانی به سبب داشتن ویژگی های منحصر به فرد، شیوه ای نو و غریب در ادب پارسی پدید آورده است. بهره گیری بسیار از ظرفیت های زبانی و ادبی، آگاهی از انواع علوم زمانه خود و کاربرد هنرمندانه آنها در شعر، توصیفات دقیق و گونه های تازه در صور خیال و ایجاد پیوندها و تناسبات لفظی و معنوی ظریف ازجمله این ویژگی هاست؛ البته این ویژگی های خاص بر پیچیدگی اشعار او نیز افزوده است. به همین سبب برای نمایان شدن همه نکته های پنهان و زیبایی های ادبی و فنی شعر او، خواننده باید دقت و کوشش بسیار داشته باشد. از همین روست که تاکنون شروح متعددی بر دیوان خاقانی نوشته شده است. با وجود این، هنوز گره بسیاری از مشکلات شعر او ناگشوده مانده است. یکی از قصاید دیوان خاقانی که اتفاقاً ابیات دیریاب و دشواری نیز دارد، قصیده ای است که خاقانی آن را در مدح خاقان اکبر منوچهر شروانشاه و بستن سد باقلانی و با التزام «صبح» در هر بیت سروده است. در این پژوهش، ضمن مطالعه و نقد همه شروح پیشین، کوشیده ایم تا با بررسی و تحلیل نُه بیت دشوار از این قصیده که به عقیده نگارندگان به تأمل بیشتری نیاز داشته است گام دیگری برای رفع پیچیدگی های شعری و ایضاح سخن خاقانی برداریم.
۶.

تذکره شعاعیه و ضرورت تصحیح دوباره آن

نویسنده:
تعداد بازدید : ۱۳۲ تعداد دانلود : ۸۶
تذکره شعاعیه اثر محمدحسین شعاع شیرازی (شعاع الملک) یکی از تذکره های مهم فارسی است که در دوره قاجار و در سال 1321 هجری در شیراز تألیف شده است. تذکره شعاعیه دربردارنده شرح حال و نمونه اشعار صد و پنج شاعر است که مؤلف در فاصله زمانی 1300‑1320 آنها را دیده و یا از زبانشان شعری شنیده است. محمود طاووسی این تذکره را تصحیح و بنیاد فارس شناسی در سال 1380 آن را منتشر کرد. پرسش این پژوهش این است که تصحیح نامبرده تا چه اندازه علمی و انتقادی و معتبر است. بررسی نگارنده نشان می دهد متن تصحیح شده سرشار از غلط است. از سه علت اصلی برای راه یافتن لغزش ها به متن مصحَّح می توان نام برد: انتخاب روش نادرست، تصحیح اخلاقی، بدخوانی. مصحِّح برخلاف قاعده کلیِ تصحیح، تنها به یک دست نویس، نسخه دانشکده ادبیات دانشگاه تهران، بسنده کرده که نسخه ای مؤخّر است و از دست نویس کتابخانه ملّی ملک چشم پوشیده است که اقدم و اصح است. افزون بر این، در مواردی واژه ها بد خوانده شده یا کلمات به سبب رعایت نکات اخلاقی به طور عمدی دگرگون شده است. تذکره شعاعیه مهم ترین تألیف شعاع الملک است و فواید تاریخی، اجتماعی، ادبی و زبانی درخور توجهی دارد؛ به همین سبب بایسته است به طور انتقادی تصحیح شود و متن پیراسته آن در دسترس پژوهشگران و علاقه مندان ادب دیرینه سال فارسی قرار گیرد.
۷.

ضرورت تصحیح مجدّد مجالس العشاق

تعداد بازدید : ۱۸۸ تعداد دانلود : ۱۸۰
مجالس العشّاق ، منتسب به سلطان حسین بایقرا، تذکره ای با محوریّتِ عشقِ مجازی است. تألیف آن در سال 909 هجری قمری به پایان رسیده است. این اثر در سال 1375 به اهتمام غلامرضا طباطبائی مجد تصحیح و چاپ و منتشر شد. چاپ طباطبائی مجد نخستین چاپ حروفی مجالس العشّاق است؛ بنابراین همواره از فضل تقدّم برخوردار است؛ اما نبود دسترسی مصحّح به دست نویس های معتبر و اَقدَمِ اثر و کم توجهی به اصولِ علمیِ تصحیحِ انتقادی موجب شده است لغزش هایی در آن راه یابد و درنتیجه اعتبار علمی کافی نداشته نباشد. با توجه به نسخه های نویافته از مجالس العشّاق و نقص های تصحیح پیشین، تصحیح دوباره آن ضروری به نظر می رسد. نویسندگان این مقاله می کوشند این ضرورت را با معرفی اثر و نسخه های اقدم آن و نقد چاپ طباطبائی مجد به اثبات برسانند. بدین منظور پس از معرفی اثر، جایگاه و ارزش و اهمیت آن در زبان فارسی، معرفی مؤلف کتاب و نقل و نقد اظهارنظرهای بیان شده درباره انتساب اثر به مؤلف، به معرفی چاپ های پیشین اثر پرداخته شد. مجالس العشّاق تاکنون چهار مرتبه به صورت چاپ سنگی و یک مرتبه به صورت حروفی به چاپ رسیده است. بررسیِ تنها چاپ حروفی اثر نشان داد سه نوع خطا در آنها راه یافته است: کاستی های ساختاری تصحیح، خطاهای ناشی از کم دقتی و سهل انگاری در نگارش، خطاهای واردشده در متن مجالس العشّاق.
۸.

اسطوره زدایی در کوش نامه

تعداد بازدید : ۱۷۰ تعداد دانلود : ۲۱۱
یکی از برترین و مهم ترین بنیادهای اسطوره حماسه است که بر ستیز و تقابل ناسازها استوار شده است. اسطوره در ذاتِ خود، مینوی و آن جهانی است؛ اما حماسه مانند زاده اسطوره رویکردی زمینی و این جهانی دارد. درحقیقت فرایند این جهانی شدنِ نمادهای اسطوره ایْ ساز و کارِ داستان های حماسی را پدید می آورد؛ به گونه ای که رویارویی خدایان و ضدّخدایان که در سرشت حماسی است، اندک اندک به رویارویی تبارها یا پهلوانان بزرگ و آیینی با نیروهای زیانبار و ضدّقهرمانان می انجامد. بیشترِ منظومه های حماسی پارسی زیرساختی اساطیری دارد و در آنها ردّپای آشکار شخصیت ها و بن مایه های اساطیری را می توان یافت. در این منظومه ها، کوش نامه ایرانشان بن ابی الخیر که در ابتدای قرن ششم هجری سروده شده است، یک استثناست؛ زیرا برخلافِ دیگر حماسه های پارسی می کوشد از پیکره حماسه اسطوره زدایی کند. در این مقاله سه روشِ اسطوره زدایی از حماسه در منظومه کوش نامه معرفی شده است که عبارت است از: 1) خردپذیرکردنِ روایت ها و رخدادهای اساطیری؛ 2) ذکر شخصیت های دینی و تاریخی در کنارِ شخصیت های اساطیری؛ 3) نبود برخی بن مایه های اساطیری و پهلوانیِ رایج در حماسه های اسطوره ای. نگارندگان در این جستار برآن اند تا با بهره گیری از حماسه پژوهیِ تطبیقی، داستان ها و بن مایه های اساطیری ای را که در کوش نامه اسطوره زدایی شده است، در قیاس با دیگر منظومه های حماسی نشان دهند.

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۵۲