مطالعات اجتماعی ایران

مطالعات اجتماعی ایران

مطالعات اجتماعی ایران سال دوازدهم بهار 1397 شماره 1 «ویژه جامعه شناسی روستایی»

مقالات

۱.

مطالعه علل گرایش جوانان روستایی به سوءمصرف مواد مخدر (مطالعه روستاهای شهرستان دلفان، استان لرستان)

تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۳۷
امروزه، بعد از فقر و مهاجرت روستایی، اعتیاد روستایی یکی از عوامل مهم تضعیف و ناکارآمدی نیروی انسانی و اختلال در جامعه روستایی به شمار می آید. پژوهش حاضر، با رویکرد کیفی و روش تحلیل محتوای کیفی، به مطالعه علل گرایش به سوءمصرف مواد مخدر درمیان جوانان ساکن در روستاهای شهرستان دلفان می پردازد.  روستاهای شهرستان دلفان ازنظر میزان معتادان به مواد مخدر در استان مقام اول تا سوم را دارد. نمونه ها به صورت هدفمند و به روش گلوله برفی انتخاب شدند و تا حد اشباع نظری با ۲۰ معتاد مواد مخدر و مسئول کمپ ترک اعتیاد و فروشنده مواد مخدر و ریش سفیدها مصاحبه انجام شد. داده های پژوهش با استفاده از مصاحبه عمیق گردآوری شد و تجزیه و تحلیل داده ها با روش تحلیل محتوای عرفی صورت گرفت. یافته ها حاکی از آن است که حمایت های اجتماعی از مصرف مواد مخدر ناشی از خرده فرهنگ محلی و عوامل ساختاری و مصرف تفننی ریش سفیدان، زمینه ساز مصرف مواد مخدر بوده است و عوامل اجتماعی ازقبیل نزاع های سابق در روستا، وضعیت شغل و وضعیت گذران اوقات فراغت بر تداوم سوءمصرف مواد مخدر تأثیر داشته است. برطبق یافته های پژوهش، حضور دهیار کاردان و آگاه با دراختیارداشتن زیرساخت های اجرایی و قانونی برای آگاه سازی روستاییان و جذب مشارکت آنها، از مهم ترین عوامل برای عدم گسترش سوءمصرف مواد مخدر است.
۲.

بررسی عوامل تعیین کننده تعلقِ جوانان روستایی به محل زندگی خود

تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۶
احساس تعلق به مکان باعث میشود که افراد با توجه به احساسات و عواطف و بستگی هایی که به مکانهای خاص دارند، درجهت بهبود امور آن مشارکت و سرمایه گذاری کنند. پژوهش حاضر درصدد مطالعه تعیین کننده های تعلق به مکان درمیان جوانان روستایی است. در پژوهش حاضر، با روش توصیفی هم بستگی، متغیرهای مرتبط با تعلق به مکان اولویت بندی شده و تعیین کننده های اصلی تعلق به مکان، ازطریق تحلیل عاملی، تعیین شدهاند و سپس، نقش هر عامل در تبیین تعلق به مکان محاسبه شده است. جامعه آماری تحقیق را جوانان روستایی 15 تا 30 ساله شهرستانهای اسکو و هشترود در استان آذربایجان شرقی تشکیل دادهاند و حجم نمونه 769 نفر است. بر اساس نتایج پژوهش 9 عامل در تعلق جوانان روستایی به محل زندگی شان نقش تعیین کننده ای دارند و درمجموع 53 درصد از واریانس تعلق به مکان را تبیین میکنند. عوامل تعیین کننده عبارت اند از: محیط و طبیعت روستا، تأمین نیازها/ پاسخ به نیازها، احساس هویت، مشارکت در امور جمعی روستا، رضایت از روستا، داشتن شغل مناسب، احساس آزادی و رضایت از ارتباط با مردم، مسئولیت پذیری و مراودات همسایگی و خویشاوندی.
۳.

تحلیل کیفی بُعد اجتماعی مدیریت متمرکز روستایی، از مشروطه تا اصلاحات ارضی: مطالعه روستاهای حاشیه زاینده رود در بخش گرکن جنوبی شهرستان مبارکه

تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۱۴
بیش از نیم قرن متمرکزشدن و یک پارچگی اداره امور روستاها، از دوران مشروطه تا اصلاحات ارضی، می گذرد. هدف مطالعه حاضر، شناخت نحوه سامان بخشی امور روستا در دوره گسترش نظام مالکیت زمین، از مشروطیت تا انجام برنامه اصلاحات ارضی، است. روش این پژوهش کیفی است و با استفاده از تحلیل موضوعی داده های حاصل از اسناد و مصاحبه ها تجزیه و تحلیل شده است. جامعه آماری این تحقیق روستاهای بخش گرکن جنوبی شهرستان مبارکه است. به منظور گردآوری اطلاعات، با پنجاه نفر از مطلعان کلیدی درباب مدیریت روستا مصاحبه شد. یافته ها نشان می دهد که مالکیت زمین با لغو تیول داری گسترش و رسمیت یافت که پیامد آن شکل گیری تمرکز مدیریت بر امور روستا بوده است. از یافته های مهم این تحقیق شناخت مدیریت متمرکز روستا با عاملیت مالک در اداره امور روستا در حوزه های مدیریت آب،  سامان بخشی نظم، انضباط و امنیت در روستا، مدیریت ارتباطات، مدیریت عوامل تولیدی و نیز حمایت مالک از روستاییان، به ویژه در ساخت راه ها و مدرسه ها و مکان های عمومی است. از دیگر یافته های این تحقیق این است که مالک کدخدا را در فرآیندی پیچیده انتخاب می کرد، تأیید دولت و پذیرش روستاییان از دیگر شروط کدخدایی بود. نتیجه این تحقیق نشان می دهد که مصالحه گری، کلیت نگری، حمایت گری، تجربه گرایی، دخالت دولت در کمترین میزان، و فقدان بوروکراسی مهم ترین تعیین کننده های اجتماعی دوره تمرکز مدیریت روستا در حدفاصل زمانی مشروطه تا انجام برنامه اصلاحات ارضی بوده اند. 
۴.

زن کشاورز یا زن خانه دار: مطالعه ای درباب تحول نقش ها و هویت اجتماعی زنان روستایی

تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۱۳
مداخله های توسعه ای تغییرات بسیاری در زندگی زنان روستایی پدید آورده است. پرسش این است که ابعاد این تغییرات چه تأثیری بر نقش و هویت زن روستایی داشته است. برای پاسخ به این پرسش، طرح پژوهش مردم نگارانه طراحی و در سه روستای گوهردان، رامه و کوه زر اجرا شد که ویژگی های اقلیمی متفاوتی دارند. داده ها با استفاده از مشاهده و مصاحبه فراهم شده است. یافته ها نشان می دهد که با تغییر نقش ها و انتظارات از نقش زنان روستایی، هویت آنان از زن کشاورز به زن خانه دار تغییر کرده است. زنان گوهردان و رامه با دسترسی به تحصیلات و اشتغال رسمی به دنبال تغییر وضعیت خود هستند. زنان در هر سه روستا ازدواج با مرد غیرکشاورز و ساکن شهر را راهی برای رهایی از موقعیت زن کشاورز تلقی می کنند و آینده خود را به مثابه زن خانه دار ترسیم می کنند. زنان جوان تر ساکن هر سه روستا معمولاً به آموختن روش های سنتی مایل نیستند. در روستای کوه زر نقش-های سنتی زنان، ازقبیل پختن نان در خانه و بافتن فرش، منسوخ شده است. آنان نیز چون زنان گوهردان و رامه درپیِ استفاده از فناوری های نوین در خانه هستند. در این سه روستا، میزان نقش آفرینی زنان در سطح اجتماع محلی نیز کاهش یافته است. درک این زنان از زندگی زنان شهری با خانه داری، کاهش فعالیت های تولیدی، و ایفای وظایف خانگی همراه است که به تحول نقش و تغییر هویت این زنان انجامیده است. 
۵.

مطالعه جامعه شناختی روستا هراسی در ادبیات داستانی ایران

نویسنده:
تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۱۲
این مقاله با هدف مطالعه روستاهراسی در ادبیات داستانی ایران و ریشه های اجتماعی- سیاسی آن نوشته شده است که نمونه هایی از داستان های ایرانی در مورد روستا و روستائیان را انتخاب کرده و با نظریه گلدمن به تحلیل آنها می-پردازد. این مطالعه اسنادی و با روش تحلیل محتوا انجام شده است. نمونه ها شامل پنج داستان در بازه زمانی سال1343 تا 1377 می باشد. یافته های تحلیلی نشان می دهد؛ نوعی پیشداوری منفی نسبت به روستا و فرهنگ روستایی وجود دارد که در ادبیات داستانی ایران به شیوه های مختلف ازجمله برجسته نمودن باورهای خرافی روستائیان و خلق رویدادهای وهمناک و غیرطبیعی نمود پیدا کرده است. تصویر ارائه شده از روستا طی دوره مورد مطالعه، تصویری معوج و غیرطبیعی است که در خواننده ی اثر حس دافعه نسبت به روستا ایجاد می کند. این حس به ارزیابی از روستا و روستائیان سمت وسویی منفی می-بخشد.
۶.

بررسی جامعه شناختی عوامل مؤثر بر مهاجرت روستاییان استان ایلام به کشور استرالیا (مطالعه ی موردی روستای آبهر پایین )

تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۳۲
پژوهش حاضر با هدف بررسی جامعه شناختی عوامل مؤثر بر مهاجرت روستاییان آبهر پایین، از توابع شهرستان بدره در استان ایلام، به کشور استرالیا، با استفاده از روش کمی (پیمایش)، انجام شده است. نمونه این پژوهش را جمعیتی 100 نفری از کل مهاجران تشکیل داده اند که 150 نفرند و به روش گلوله برفی انتخاب شده اند. چارچوب نظری تحقیق شامل نظریات دافعه و جاذبه اورت لی و نظریه شبکه است. نتایج پژوهش نشان میدهد که میانگین سنی مهاجران 7/29 سال است، 82 درصد آنها را مردان تشکیل می دهند، تحصیلات 85 درصد از مهاجران دیپلم و راهنمایی است، 96 درصد از آنها در طبقه اقتصادی متوسط و پایین جای می گیرند و بیشتر آنها (56 درصد) ازطریق شبکه دوستی اقدام به مهاجرت کرده اند. ازمیان مجموع متغیرها، متغیرهای رضایت از امکانات رفاهی، شبکه دوستی، شبکه خویشاوندی، و نظارت اجتماعی، به ترتیب، بیشترین تأثیر را بر مهاجرت داشته اند. درپایان، با توجه به مصاحبه های انجام شده با تعداد زیادی از مهاجران، عامل دافعه مبدأ و وجود شبکه مهاجران در مقصد، علتهای اصلی مهاجرت از روستا شناخته شده اند.

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۴۰