فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۶۱ تا ۲۸۰ مورد از کل ۳۴٬۶۷۱ مورد.
حوزههای تخصصی:
مقدمه: دوران اولیه کودکی دوره ای حساس و مهم برای رشد مهارت های شناختی است و مداخلاتی که توجه و تمرکز را هدف قرار می دهند می توانند پیامدهای مهمی بر رشد کلی کودکان داشته باشند. بنابراین، درک تأثیر چنین مداخلاتی بر ادراک دیداری می تواند بینش های ارزشمندی را برای مربیان و مراقبین فراهم نماید. پژوهش حاضر با هدف تدوین بسته آموزشی توجه و تمرکز و بررسی اثربخشی آن بر ادراک دیداری کودکان پیش دبستانی انجام شد. روش کار: پژوهش حاضر با طرح پیش آزمون_پس آزمون با گروه کنترل و دوره پیگیری دو ماهه انجام شد. جامعه آماری شامل کودکان مراکز پیش دبستانی شهر تهران در سال تحصیلی 1402-1401 بود. با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس، 40 کودک انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. گروه آزمایش 20 جلسه مداخله آموزشی دریافت کردند. شرکت کنندگان در پیش آزمون_پس آزمون و دو ماه پس از اتمام مداخله ها به پرسشنامه TVPS پاسخ دادند. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس آمیخته و در فضای نرم افزار SPSS نسخه 25 انجام شد. یافته ها: ویژگی های روان سنجی پروتکل مطلوب و امکان سنجی آن در گروه نمونه قابل قبول بود. بر اساس یافته های به دست آمده برنامه آموزشی طراحی شده به طور مؤثری توانایی ادراک دیداری کودکان پیش دبستانی را افزایش داد (0/001>P). نتیجه گیری: چنین می توان عنوان کرد که ارائه آموزش مبتنی بر توجه و تمرکز در دوران پیش دبستانی می تواند نقش به سزایی در بهبود توانایی های ادراک دیداری در کودکان خردسال داشته باشد و اهمیت مداخله های بهنگام در رشد شناختی را برجسته نماید.
تحلیل روانشناختی رفتار فرماندهان جنگ در دوره اسطوره ای و پهلوانی شاهنامه فردوسی و ایلیاد و اودیسه هومر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره ۲۳ پاییز (آبان) ۱۴۰۳ شماره ۱۴۰
۲۶۹-۲۵۳
حوزههای تخصصی:
زمینه: با بررسی های انجام شده در این حوزه مشخص شد که تاکنون مطالعه ای به تحلیل روانشناختی رفتار فرماندهان جنگ در دوره اسطوره ای و پهلوانی شاهنامه فردوسی و ایلیاد و اودیسه هومر نپرداخته است. هدف: در این مقاله به تحلیل روانشناختی رفتار فرماندهان جنگ در دوره اسطوره ای و پهلوانی شاهنامه فردوسی و ایلیاد و اودیسه هومر پرداخته شده است. روش: روش تحقیق به صورت کتابخانه ای و مبتنی بر سندپژوهی و نوع آن، تحلیلی-توصیفی است. یافته ها: بررسی تقابل در میان فرماندهان نشان می دهد که عنصر تقابل در این داستان ها بسیار برجسته و پررنگ است و در واقع طرح هر کدام از این داستان های تاریخی بر مبنای تقابل است. نوع تقابل ها در این داستان ها به دلیل تاریخی بودن آن ها، عمدتاً از نوع تقابل شخصیت های انسانی و به ویژه فرماندهان جنگ است و انگیزه های تقابل میان شخصیت ها نیز اغلب مواردی همچون جنگ قدرت، تمایل به کشورگشایی، تلاش برای برپایی عدالت و مبارزه با ظلم، انتقام جویی، مبارزه با انیرانی و نژادهای دیگر و... است. از منظر نظریه شخصیت شناسی آدلر نیز فرماندهان جنگ در این دو اثر بعضاً دارای عقده حقارت هستند و در راستای پوشش دادن نقاط ضعف خود، به قدرت نمایی و کشورگشایی روی آورده اند. نتیجه گیری: در مجموع، بااینکه داستان های منتخب، از نوع داستان های تاریخی هستند، اما مؤلفه های رویکرد و نظریه لوی استروس در آن ها دیده می شود و انگیزه این شخصیت ها از تقابل، صرفاً انگیزه های ذکرشده در کتب تاریخی نیست بلکه آرمان ها و اهداف و همچنین تیپ شخصیتی و خصایل روانی آن ها نیز در این تقابل ها تأثیر مستقیم گذاشته است که این موارد از نظر آلفرد آدلر نیز بررسی شده است.
طراحی و اعتباریابی برنامه تقویت ذهنی سازی ویژه والدین دارای کودک مبتلا به دیابت نوع یک و بررسی اثربخشی آن بر کنش تاملی والدین و مشکلات عاطفی _ رفتاری کودک: یک مطالعه تک آزمودنی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های مشاوره جلد ۲۳ بهار ۱۴۰۳ شماره ۸۹
118 - 155
حوزههای تخصصی:
هدف: این پژوهش با هدف شناسایی مشکلات ذهنی سازی، طراحی و اعتباریابی برنامه تقویت ذهنی سازی والدین دارای کودک مبتلا به دیابت نوع یک و بررسی اثربخشی آن بر کنش تاملی والدین و مشکلات عاطفی _ رفتاری کودک انجام گرفت.
روش: در این پژوهش از روش آمیخته استفاده شد. در بخش کیفی پس از مصاحبه با 18 کودک مبتلا به دیابت نوع یک ساکن استان اصفهان و 22 نفر از والدین ایشان، مشکلات ذهنی سازی آن ها از طریق تحلیل مصاحبه ها با روش پدیدارشناسی استعلایی در قالب 3 مضمون کلی، 18 زیرمضمون اصلی و 50 زیرمضمون فرعی استخراج گردید. سپس مبتنی بر این مضامین و در چارچوب مفاهیم نظریه ذهنی سازی، برنامه تقویت ذهنی سازی والدین دارای کودک مبتلا به دیابت نوع یک طراحی شد. پس از تایید روایی محتوایی بر اساس شاخصCVI، با روش نیمه آزمایشی و طرح تک آزمودنی از نوع (A-B) با آزمودنی های مختلف، 5 نفر از والدین دارای کودک مبتلا به دیابت دارای معیارهای ورود به پژوهش، با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و در برنامه شرکت کردند. کارایی این برنامه در چهار مرحله (خط پایه، حین مداخله، پس از مداخله و پیگیری) با استفاده از پرسشنامه های سیاهه رفتاری کودکان (CBCL)، مقیاس کنش تاملی والدینی (PRFQ) و نشانگرهای تحقق اهداف برنامه مورد بررسی قرار گرفتند. داده ها بر اساس شاخص های تحلیل دیداری بررسی شد.
یافته ها: حاصل بخش کیفی این مطالعه استخراج 3 مضمون کلی شامل عوامل زمینه ساز شکست ذهنی سازی، انواع مشکلات شایع ذهنی سازی و پیامدهای شکست ذهنی سازی است که مبنای طراحی برنامه تقویت ذهنی سازی ویژه والدین دارای کودک مبتلا به دیابت نوع یک قرار گرفت. نتایج بخش کمی نیز نشان داد برنامه طراحی شده ضمن برخورداری از اعتبار کافی، بر افزایش کنش تاملی والدین و کاهش مشکلات عاطفی _ رفتاری کودک مؤثر بوده و این تأثیر مثبت در مرحله پیگیری نیز ادامه داشته است. نتیجه گیری: با توجه به اعتبار برنامه فوق، پیشنهاد می شود این برنامه جهت کمک به بهبود سلامت جسمی روانی کودکان مبتلا به دیابت و خانواده های آنان به طور گسترده اجرا شود و هم چنین برای کودکان مبتلا به دیگر بیماری های مزمن نیز مناسب سازی شود.
اثر القای خلق مثبت و منفی بر حافظه کاری، اتوبیوگرافیک و معنایی در افراد با کمال گرایی ناسازگارانه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره ۲۳ پاییز (مهر) ۱۴۰۳ شماره ۱۳۹
1653 - 1668
حوزههای تخصصی:
زمینه: یکی از کارکردهای شناختی مهم، حافظه محسوب می شود. حافظه فرآیندی است که به وسیله آن اطلاعات کدگذاری، ذخیره و بعداً یادآوری می شود. برخی ویژگی های شخصیتی مانند کمال گرایی به دلیل تأثیرات مثبت یا منفی که بر خلق می گذارند می توانند به عنوان یک متغیر واسطه ای یا تعدیل کننده بر فرآیندهای شناختی مانند انواع حافظه تأثیر داشته حتی موجب سوگیری های شناختی در این فرآیندها شوند. اما پژوهش های اندکی در زمینه تأثیر القای خلق با توجه به ویژگی کمال گرایی ناسازگارنه وجود دارد.
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی اثر القای خلق مثبت و منفی بر حافظه کاری، اتوبیوگرافیک و معنایی در افراد با کمال گرایی ناسازگارانه بود.
روش: این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری در این پژوهش شامل تمامی دانشجویان دانشگاه پیام نور مرکز تهران در سال تحصیلی 1402-1401 بودند. نمونه آماری شامل 30 دانشجو بود که با استفاده از نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و به شیوه تصادفی در سه گروه خلق مثبت (10 نفر)، خلق منفی (10 نفر) و خلق خنثی (10 نفر گروه گواه) گمارده شدند. آزمودنی ها قبل و بعد از انجام القای خلق، آزمون های حافظه کاری (کرچنر، 1958)، سیالی کلامی (قاسمیان شیروان و همکاران، 2018) و بازیابی خاطرات سرگذشتی (ویلیامز و برودبنت، 1986) را تکمیل کردند. داده ها به روش تحلیل کوواریانس تک متغیره و با استفاده از نرم افزار SPSS-26 تحلیل شدند.
یافته ها: نتایج تحلیل داده ها نشان داد القای خلق مثبت می تواند باعث بهبود نمرات حافظه کاری در افراد با کمال گرایی ناسازگارانه گردد (05/0 p<). همچنین القای خلق منفی می تواند باعث کاهش نمرات حافظه کاری و حافظه معنایی در افراد با کمال گرایی ناسازگارانه گردد (05/0 p<).
نتیجه گیری: براساس نتایج مطالعه حاضر، شرایط خلقی مثبت و منفی در تعامل با ویژگی شخصیتی کمال گرایی ناسازگارانه برحافظه فرد تأثیر می گذارد. از یافته های پژوهش حاضر می توان در روند درمان اختلالات هیجانی، با دادن بازخوردهای مکرر درباره نحوه پردازش اطلاعات استفاده نمود.
روش های بکارگیری از ظرفیت اقوام و طوایف سیستان و بلوچستان در مقابله با قاچاق مواد مخدر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اعتیادپژوهی سال ۱۸ بهار ۱۴۰۳ شماره ۷۱
193 - 212
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر شناسایی روش های بکارگیری طوایف و اقوام در مبارزه با قاچاق مواد مخدر بود. روش: روش پژوهش حاضر کیفی مبتنی بر رویکرد پدیدارشناسی بود. جامعه پژوهش خبرگان استان سیستان و بلوچستان در سال 1402 بودند که براساس نمونه گیری هدفمند و با استفاده از تکنیک اشباع داده ها، 15 نفر انتخاب شدند. جمع آوری داده ها با روش مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته و تحلیل داده ها با استفاده از روش تحلیل مضمون جهت دار در نرم افزار مکس کیو دی ای انجام گرفت. یافته ها: نتایج نشان داد 8 مضمون سازمان دهنده در قالب 32 مضمون پایه توانستند به عنوان روش های اطلاعاتی و عملیاتی به عنوان دو مضمون فراگیر در بکارگیریِ طوایف و اقوام در مبارزه با قاچاق مواد مخدر موثر واقع شوند. مضامین سازمان دهنده این پژوهش پیرامون اقوام و طوایف شامل جذب عوامل اطلاعاتی، بکارگیری اطلاعاتی، انگیزش، آگاه سازی، تجهیز کردن به ابزار نوین، ارتقا دانش مرزی، آموزش عملیاتی، بکارگیری عملیاتی، نفوذ دادن آنها در بین باندها و شبکه ها، و ایجاد تیم های عملیاتی بود. نتیجه گیری: جذب از اقوام و طوایف، انگیزش، آگاه سازی، تجهیز اقوام و طوایف به ابزار نوین و ارتقا دانش مرزی آنان به عنوان روش های اطلاعاتی و آموزش عملیاتی، نفوذ دادن اقوام و طوایف در بین باندها و شبکه ها، و ایجاد تیم های عملیاتی از بین جامعه هدف به عنوان روش های عملیاتی در مبارزه با قاچاق مواد مخدر موثر هستند.
Effect of Cognitive Restructuring in Reducing Cognitive Dimensions of Ethnic Intolerance among Adolescents in Taraba State, Nigeria
حوزههای تخصصی:
Objective: This study investigated the effect of cognitive restructuring in reducing cognitive dimensions of ethnic intolerance among adolescents in Taraba State.Methods: The population of this study was 1,514 secondary school students of SS1 in Wukari Education Zone, Taraba State, Nigeria. The researchers utilized purposive sampling technique in drawing a sample of 20 adolescents which were used as subjects of the study. The instrument used for data collection was the Ethnic Intolerance Questionnaire with a reliability index of 0.83. The data collected were analyzed using paired samples t-test to test hypothesis 1 and independent samples t-test for testing hypothesis 2.Results: The findings revealed that cognitive restructuring was effective in reducing cognitive dimensions of ethnic intolerance. Similarly, the findings revealed that rational emotive behaviour therapy has no significant gender difference in reducing cognitive dimensions of ethnic intolerance.Conclusion: The study concluded that cognitive restructuring is an effective intervention for reducing cognitive dimensions of ethnic intolerance among adolescents.
بررسی نقش حمایتی خانواده با تحلیل صفحه «تقدیم به» در رساله های دکتری فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش پیش رو تحلیل محتوای قدردانی به عنوان یکی از مقوله های مهم در تربیت اسلامی از راه استخراج اطلاعات از صفحه «تقدیم به» رساله های دانشجویان مقطع دکتری در ده رشته متفاوت است؛ این صفحه، صفحه ای اختیاری برای شناسایی حامیان معنوی دانشجویان در آخرین مرحله از آموزش رسمی آنهاست. نوع پژوهش حاضر کاربردی است. روش آن تحلیل محتوا و با رویکرد تحلیلی انجام شده است. نمونه آماری پژوهش شامل 393 رساله دکتری بود که به روش نمونه گیری طبقه ای−تصادفی و براساس رشته دانشگاهی و نویسنده رساله از میان ده رشته دانشگاهی از پایگاه گنج استخراج شد. ابزار پژوهش پرسشنامه محقق ساخته بود که با استفاده از آزمون های آماری کروسکال والیس و آنوا مورد تحلیل قرار گرفت. یافته ها نشان داد که مقوله خانواده با محوریت مادر، بیشترین میزان تقدیم (85 درصد) را به خود اختصاص داده است. مقوله انتزاعیات و سپس مقوله معنویات به ترتیب در رتبه های دوم و سوم قرار دارند. نتایج آزمون کروسکال والیس نشان داد که بین تعداد دفعات تقدیم در رشته های مختلف از نظر آماری اختلاف معنا داری وجود دارد. نتایج آزمون آنوا در مورد میانگین حجم واژگان در رشته های مختلف نشان داد که میانگین حجم واژگان «تقدیم به» در رشته علم اطلاعات و دانش شناسی، بیش از سایر رشته ها و در رشته هنر کمتر از سایر رشته هاست. در مجموع می توان گفت که دانشجویان معتقدند موفقیت ایشان در دوره دکتری ارتباطی تنگاتنگ با زحمات خانواده و در رأس آن مادر و حمایت های روانی، اجتماعی، اخلاقی و حتی مالی آنها دارد.
تجربه زیسته بیماران مبتلا به سندروم روده تحریک پذیر از عوامل زمینه ای ابتلا به بیماری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۳ فروردین ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۹۴)
73 - 82
حوزههای تخصصی:
مطالعه حاضر با هدف بررسی تجربه زیسته بیماران مبتلا به سندروم روده تحریک پذیر از عوامل زمینه ای ابتلا به بیماری صورت گرفت.روش پژوهش کیفی و از نوع پدیدارشناسی بود. جمع آوری اطلاعات از طریق مصاحبه ی نیمه ساختاریافته انجام گرفت. مشارکت کنندگان این پژوهش شامل 13 نفر از بیماران دارای سندروم روده تحریک پذیر در شهر تهرآن بودند. انتخاب مشارکت کنندگان با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند و بر اساس معیارهای ورود و خروج از استان تهران در سه ماهه سوم 1401 صورت گرفت و تا زمان اشباع اطلاعات ادامه یافت. گردآوری داده ها، با استفاده از مصاحبه نیمه ساختاریافته و عمیق انجام شد و پس از ضبط هر مصاحبه، محتوای استخراج شده به صورت واژه به واژه نوشته شد. کدگذاری داده ها، همزمان با جمع آوری داده ها ادامه یافت. تحلیل داده ها با استفاده از روش کُلایزی (هفت مرحله) انجام شد. مجموعا از تعداد 13 مصاحبه، 13 مضمون فرعی و 3 مضمون اصلی به دست آمد. نتایج این مطالعه نشان می دهد عوامل فرهنگی، عوامل اقتصادی و عوامل فردی- اجتماعی از پیامدهای ابتلا به سندروم روده تحریک پذیر است.
پیش بینی خود ناتوانمندسازی تحصیلی بر اساس طرحواره های ناسازگار اولیه و باورهای فراشناختی در دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۳ خرداد ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۹۶)
65 - 74
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف پیش بینی خود ناتوانمندسازی تحصیلی بر اساس طرحواره های ناسازگار اولیه و باورهای فراشناختی در دانشجویان انجام شد. نوع پژوهش توصیفی- همبستگی بود. جامعه آماری شامل تمامی دانشجویان رشته روانشناسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران شمال در سال تحصیلی 1403-1402 بود که از بین آن ها تعداد 235 نفر به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شد. برای جمع آوری داده های مورد نیاز از پرسشنامه های خود ناتوان سازی (SHQ) میگدلی و همکاران (2001)، طرحواره های ناسازگار اولیه (PISQ) یانگ (1998) و باورهای فراشناختی (MBQ) ولز و کاتر-هایتن (2004) استفاده شد. داده ها با استفاده از همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه تجزیه و تحلیل شد. نتایج نشان داد بین طرحواره های ناسازگار اولیه و باورهای فراشناختی با خود ناتوانمندسازی تحصیلی دانشجویان همبستگی معناداری وجود دارد (05/0>P). نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد 26 درصد از خود ناتوانمندسازی تحصیلی از طریق طرحواره های ناسازگار اولیه و باورهای فراشناختی تبیین می شود. با توجه به یافته های پژوهش می توان نتیجه گرفت که طرحواره های ناسازگار اولیه و باورهای فراشناختی پیش بین مناسبی برای خود ناتوانمندسازی تحصیلی دانشجویان است.
نقش میانجی خودکارآمدی تحصیلی در رابطه با کارکردهای اجرایی با سرزندگی تحصیلی در دانش آموزان تیزهوش مدارس استعدادهای درخشان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۳ تیر ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۹۷)
75 - 84
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجی گری خودکارآمدی تحصیلی در رابطه با کارکردهای اجرایی با سرزندگی تحصیلی در دانش آموزان تیزهوش بود. روش پژوهش توصیفی_همبستگی به روش مدل یابی ساختاری بود. جامعه آم اری پژوهش شامل کلی ه دانش آموزان تیزهوش دوره متوسطه اول (پایه هفتم و هشتم) مشغول به تحصیل در مدارس استعدادهای درخشان شهر اصفهان در نیمه دوم سال تحصیلی ۱۴۰۲- ۱۴۰۱ ب ود. تعداد ۳۴۰ نفر ب ه روش نمونه گیری در دسترس به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه سرزندگی تحصیلی (AVQ) حسین جاری و دهقانی زاده (۱۳۹۱)، مقیاس نارسایی در کارکردهای اجرایی (BDEFS) بارکلی (۲۰۱۲) و پرسشنامه خودکارآمدی تحصیلی (MJSES) مورگان - جینکز (۱۹۹۹) بود. به منظور تحلیل داده ها از تحلیل معادلات ساختاری استفاده شد. نتایج بیانگر برازش مطلوب مدل پژوهش بود. نتایج نشان داد که کارکردهای اجرایی هم به صورت مستقیم با سرزندگی تحصیلی رابطه مثبت و معناداری دارد (05/0>P) و هم به صورت غیرمستقیم از طریق میانجی گری خودکارآمدی تحصیلی بر سرزندگی تحصیلی اثرگذار است (05/0>P). این نتایج نشان می دهد که کارکردهای اجرایی چه به صورت مستقیم و چه به صورت غیرمستقیم با میانجی گری خودکارآمدی می تواند تبیین کننده سرزندگی تحصیلی در دانش آموزان تیزهوش باشد.
تأثیر رویکرد پذیرش و تعهد مبتنی بر شفقت به خود بر بهزیستی و انعطاف پذیری روان شناختی نوجوانان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات روانشناختی دوره ۲۰ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳
125 - 141
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش تعیین اثربخشی رویکرد پذیرش و تعهد مبتنی بر شفقت به خود بر بهزیستی و انعطاف پذیری روان شناختی نوجوانان بود. طرح پژوهش، نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون_پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل 150 دختر و پسر 13 تا 18 ساله از شهرهای تنکابن، تهران و قزوین بودند که به صورت فراخوان آنلاین وارد پژوهش شدند. تعداد 30 نفر از آنها به صورت نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و 15 نفر در گروه آزمایش و 15 نفر در گروه کنترل به صورت تصادفی جایگزین شدند. ابزار اندازه گیری شامل پرسشنامه های بهزیستی ریف و پذیرش و عمل II، بوند و همکاران برای سنجش انعطاف پذیری روان شناختی بود که قبل از اجرای برنامه مداخله توسط هر دو گروه در مرحله پیش آزمون و پس آزمون تکمیل شد. گروه آزمایش در جلسات مداخله پذیرش و تعهد مبتنی بر شفقت به خود به مدت 8 جلسه 90 دقیقه ای به صورت گروهی آنلاین شرکت کردند و گروه کنترل در فهرست انتظار قرار گرفتند. تجزیه وتحلیل داده ها از تحلیل کوواریانس چندمتغیره و تک متغیره استفاده شد. نتایج نشان داد، مداخله به طور معناداری باعث افزایش بهزیستی و انعطاف پذیری روان شناختی نوجوانان شده است. بنابراین؛ رویکرد حاضر روشی مناسب برای بهبود بهزیستی و انعطاف پذیری روان شناختی موقعیت های زندگی نوجوانان است.
Explaining the Role of Environmental Factors on the Scholastic Aptitude of Ninth-Grade Students(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
This study was aimed at clarifying the position of environment and heredity in scholastic aptitude by investigating the role of family, educational, and economic factors in the scholastic aptitude of ninth-grade students. This applied study adopted a quantitative approach and a descriptive causal- comparative method in terms of data collection. The statistical population of the research included all 1,234,641 students in the ninth grade of the secondary schools in Iran in the academic year of 2020–2021. The sample size contained 11790 students selected through proportionate stratified random sampling. The data were collected using a 64-question Scholastic Aptitude Test and analyzed using descriptive statistics as well as the MANOVA using the SPSS 25 software. The research results showed that among the family factors, the mother's educational level; among the educational factors, the type of school and educational assistance classes; and among the economic factors, the family income, had a significant role in the students' scholastic aptitude (P < 0.05). Moreover, the linear combination of family factors and educational factors does not have a significant role in scholastic aptitude while the linear combination of economic factors has a significant role. In general, among family, economic, and educational factors, economic factors have a more significant role in scholastic aptitude.
تجربه زیسته دبیران کار و فناوری از طراحی و به کارگیری طرح درس اطلاع نگاشت در آموزش های ترکیبی: مطالعه ای به روش پدیدارشناسی
حوزههای تخصصی:
زمینه: اطلاع نگاشت، نوعی فناوری، به منظور ارائه اطلاعات به صورت دیداری و مصوّر است.هدف: پژوهش حاضر تجربه زیسته دبیران کار و فناوری استان خوزستان را از تدوین و استفاده از طرح درس اطلاع نگاشت بر اساس رویکرد کیفی و روش پدیدارشناسانه مورد واکاوی قرار می دهد. با گسترش آموزش های ترکیبی (حضوری و غیرحضوری) استفاده از یک طرح درس نوین و متناسب با بستر الکترونیکی ضروری به نظر می رسد.روش: مشارکت کنندگان با راهبرد نمونه گیری ملاکی انتخاب شدند، لذا افرادی انتخاب شدند که ضمن تمایل به مشارکت با پژوهشگران، سال ها تجربه تدریس را دارا بودند و در کارگاه آموزشی نحوه تنظیم طرح درس اطلاع نگاشت شرکت کرده بودند. برای گردآوری اطلاعات از فن مصاحبه ساختارمند و ظرفیت رایانامه استفاده شد، بدین منظور با 15 نفر از دبیران کار و فناوری استان خوزستان مصاحبه به عمل آمد. اطلاعات با استفاده از راهبرد کلایزی تحلیل شدند. برای اعتباربخشی به یافته ها از راهبردهایی چون سه سویه سازی و تبادل نظر با همتایان استفاده شد.یافته ها: درونمایه های استخراج شده شامل کارسازی عاملان انسانی (بعد یادگیری مخاطب، بعد آگاهی مخاطب، فرصت های ویژه برای دبیران و فرصت های ویژه برای دانش آموزان) و ذات طرح درس اطلاع نگاشت (چندجنبه ای بودن، ویژگی های خاص و ساختارشکنی) بود.نتیجه گیری: طبق نتایج به دست آمده، استفاده از طرح درس اینفوگرافیک، امکان مرور سریع یک موضوع، توضیح فرآیندهای پیچیده، نمایش یافته ها، مقایسه و در مقابل هم قرار دادن گزینه های مختلف و افزایش آگاهی مخاطبان در خصوص یک موضوع خاص را در پی دارد. تکنولوژی ابزارهای یادگیری مانند چند رسانه ای باعث می شود دانش آموزان در یادگیری درگیر شوند و با علاقه یاد بگیرند؛ نتایج به صورت مدل و همچنین روایت گونه گزارش شد.
تاثیر درمان فراشناختی- تحلیلی بر توانمندی من پرستاران دچار اضطراب و افسردگی بخش های کووید-19(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی بالینی سال ۱۶ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۶۱)
25 - 37
حوزههای تخصصی:
مقدمه: هدف پژوهش حاضر، بررسی تاثیر درمان فراشناختی - تحلیلی بر توانمندی من پرستاران دچار اضطراب و افسردگی بخش های کووید-19بود.روش: پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از لحاظ روش تک آزمودنی نیمه آزمایشی(کمی) از نوع A-B است. جامعه آماری، پرستاران مبتلا به اختلال اضطراب و افسردگی مراجعه کننده به مراکز روانشناختی شهر زاهدان بودند. 3 نفر به صورت هدفمند انتخاب شدند و به مدت 10 جلسه تحت مداخله قرار گرفتند. جهت جمع آوری داده ها از پرسشنامه ی توانمندی من استفاده شد. از تحلیل دیداری درون موقعیتی و بین موقعیتی برای تحلیل داده ها استفاده شد.یافته ها: نتایج نشان داد که داده های دو مرحله ی خط پایه و مداخله از ناهمپوشانی مناسبی برخوردارند. تایو-یو برای سه شرکت کننده به ترتیب (93/0، 82/0، 82/0)، هجز–جی به ترتیب (73/1، 5/1، 84/0) و نمره شاخص تغییر پایا به ترتیب (6/117، 96/21، 9/55) به دست آمد، که افزایش نمرات با اندازه اثر بالا و تغییر قابل اطمینان را نشان می دهد.نتیجه گیری: درمان فراشناختی تحلیلی بر توانمندی من پرستاران تاثیر دارد. به مدیران مراکز بهداشتی-درمانی و روانشناسان توصیه می شود، که درمان فراشناختی تحلیلی را در برنامه های پیشگیری و درمان مشکلات روانشناختی افراد بخصوص پرستاران، مد نظر قرار دهند.
قانون شکنی خیرخواهانه در سایه سبک رهبری خدمت گزار با نقش واسطه ای اخلاق حرفه ای در کسب و کارهای خرد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف:پژوهش حاضر باهدف تبیین قانون شکنی خیرخواهانه در سایه سبک رهبری خدمت گزار با واسطه ای اخلاق حرفه ای در مدیران کسب وکارهای خرد انجام گرفته است. روش:روش تحقیق به لحاظ ماهیت، توصیفی-همبستگی و ازحیث هدف کاربردی بود. جامعه آماری کلیه کارکنان کسب وکارهای خرد در شهر ارومیه به تعداد 14218 نفر بود که از بین آنان براساس جدول مورگان تعداد 375 نفر به شیوه نمونه گیری خوشه ای دومرحله ای به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. در این پژوهش از سه پرسشنامه استاندارد رهبری خدمتگزار، قانون شکنی خیرخواهانه و اخلاق حرفه ای استفاده شد.روایی محتوایی و صوری ابزار با استفاده ازنظر صاحب نظران و روایی سازه با روش تحلیل عاملی تأییدی تأیید شد ونیز پایایی با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی مطلوب ارزیابی شد. تجزیه وتحلیل داده ها در دوسطح آمار توصیفی و آمار استنباطی و با استفاده از نرم افزار آماری smart-pls انجام گرفت. یافته ها: یافته ها نشان داد که مدل پژوهش از برازش مطلوبی برخوردار بوده و حاکی از آن است که رهبری خدمتگزار بر اخلاق حرفه ای تأثیر مثبت و معنی داری دارد(81/0). اثر رهبری خدمتگزار بر قانون شکنی خیرخواهانه مثبت و معنی دار است (24/0). اخلاق حرفه ای بر قانون شکنی خیرخواهانه اثر مثبت و معنی داری دارد (57/0). و در نهایت نقش میانجی قانون شکنی خیرخواهانه در رابطه بین رهبری خدمتگزار و اخلاق حرفه ای تایید شد (46/0-). نتیجه گیری: بنابراین با توجه به نتایج بدست آمده پیشنهاد می گردد ویژگی های رهبری خدمت گزار توسط مدیران کسب و کارهای خرد در شهر ارومیه بکارگرفته شود تا شاهد افزایش اخلاق حرفه ای و تمیز بین قانون شکنی با قانون شکنی خیرخواهانه در این کسب و کارها باشیم.
اثربخشی معنویت درمانی مبتنی بر خودآگاهی بر سرزندگی تحصیلی و تاب آوری تحصیلی دانش آموزان دبیرستان های شاهد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی نظامی سال ۱۵ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۵۷)
49 - 70
حوزههای تخصصی:
مقدمه: سرزندگی تحصیلی و تاب آوری تحصیلی از جمله متغیرهای موثر برسلامت روان و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان و دانشجویان هستند که طی سال های اخیر، توجه صاحبنظران حوزه های آموزشی و پژوهشی را به خود جلب نموده اند و پژوهش حاضر به منظور بررسی تاثیر معنویت درمانی مبتنی برخودآگاهی بر سرزندگی تحصیلی و تاب آوری تحصیلی دانش آموزان دبیرستان های شاهد شهر اهواز انجام شد. روش: روش پژوهش از نوع شبه آزمایشی با استفاده از طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان دبیرستان های شاهد شهر اهواز بود که 36 نفر از آنان به شیوه نمونه گیری تصادفی خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شده و به صورت تصادفی در گروه های آزمایش و کنترل جایگزین شدند. برای جمع آوری داده ها، از مقیاس ارزیابی سرزندگی تحصیلی (دهقانی زاده و چاری، 1391) و پرسش نامه تاب آوری تحصیلی (ساموئلز، 2004) استفاده شد. نتایج: تحلیل یافته های به دست آمده با روش آماری تحلیل واریانس با اندازه گیری مختلط نشان داد که در مرحله پس آزمون گروه آزمایش، در نمرات سرزندگی تحصیلی و تاب آوری تحصیلی افزایش معناداری نسبت به گروه کنترل وجود داشته است و این افزایش در مرحله پیگیری پایدار ماند. بحث: بر اساس یافته های این پژوهش، استفاده از روش آموزش معنویت درمانی مبتنی برخودآگاهی به منظور افزایش سرزندگی تحصیلی و تاب آوری دانش آموزان توصیه می شود.
طراحی و تدوین استراتژی های آموزشی مبتنی بر رویکرد شناختی به منظور مقابله با مصرف داروهای غیرمجاز در باشگاه های بدن سازی کشور
حوزههای تخصصی:
مقدمه: امروزه ورزش به عنوان یک پایه بین الملل ی در سراس ر جه ان از طرفی سوء مصرف داروها و مکم له ا در ورزش مطرح است، از طرفی سوء مصرف داروها و مکم ل ه ا در ورزش یکی از معضلاتی است که جوامع کنونی ب ا آن روب رو هس تند. هدف: تحقیق پیش رو با هدف طراحی و تدوین استراتژی های آموزشی مبتنی بر رویکرد شناختی به منظور مقابله با مصرف داروهای غیرمجاز در باشگاه های بدن سازی کشور انجام گرفت. روش: پژوهش حاضر پژوهشی توصیفی از نوع همبستگی و مبتنی بر مدلسازی معادلات ساختاری است و از لحاظ هدف نیز جزء تحقیقات کاربردی محسوب می شود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه مدرسان فدراسیون بدنسازی و پرورش اندام کشور و اساتید علوم ورزشی آگاه به موضوع پژوهش بود و حجم نمونه با استفاده از نرم افزار جی پاور نسخه 1/3 ، 402 نفر به دست آمد. از این رو، تعداد 450 پرسشنامه پخش شد و 408 نفر به پرسشنامه پژوهش به صورت صحیح پاسخ دادند. از پرسشنامه محقق ساخته به عنوان ابزار پژوهش استفاده شد. این پرسشنامه شامل 26 گویه و 7 مؤلفه با طیف لیکرتی 5 گزینه ای(کاملا موافقم تا کاملا مخالفم) بود. پس از تائید روایی پرسشنامه ها به کمک 8 نفر از اساتید و متخصصان امر، پایایی آن نیز با محاسبه ضریب آلفای کرونباخ به تائید رسیده و از آن ها برای جمع آوری داده ها استفاده شد. به منظور تجزیه وتحلیل داده های گردآوری شده از روش های آمار توصیفی و استنباطی استفاده شد. در بخش آمار توصیفی از جدول و نمودارهای فراوانی و فراوانی نسبی ویژگی های جمعیت شناختی مشارکت کنندگان تحقیق، میانگین و انحراف معیار استفاده شد. در بخش آمار استنباطی به منظور بررسی مدل پژوهش از تحلیل معادلات ساختاری با کمک نرم افزار SmartPLS نسخه 4 استفاده شد. یافته ها: نتایج تحلیل داده های تحقیق نشان داد که محتوای آموزش شناختی، سبک رهبری شناختی، کسب اطلاعات، انتشار اطلاعات، حذف اطلاعات، روش های آموزش با رویکرد شناختی و منابع انسانی در آموزش با رویکرد شناختی از استراتژی های آموزشی مبتنی بر رویکرد شناختی به منظور مقابله با مصرف داروهای غیرمجاز در باشگاه های بدن سازی کشور است. نتیجه گیری: با توسعه دانش شناختی ورزشکاران این حوزه، آنها را متقاعد به دوری و اجتناب از مصرف این مکمل ها نمود و لذا برای توسعه دانش شناختی می بایست برنامه ریزی جامعی در خصوص طراحی محتوای دانش شناختی، تربیت نیروی انسانی خبره در این حوزه و توجه به دانش و آگاهی مربیان و مسئولین این حوزه نمود.
الگوی ساختاری سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت بر اساس ذهن آگاهی و خودشفقت ورزی: نقش واسطه ای استرس ادراک شده در زنان شاغل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۳ مرداد ۱۴۰۳ شماره ۵ (پیاپی ۹۸)
۱۲۴-۱۱۳
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش بررسی نقش میانجی استرس ادراک شده در ابطه بین ذهن آگاهی، خودشفقت ورزی با سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت در زنان شاغل بود. روش پژوهش توصیفی- همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری کلیه زنان شاغل در سازمان ها و اداره های دولتی استان تهران در سال 1401 بود که از بین آنها 400 زن به صورت در دسترس به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش پرسش نامه پنج عاملی ذهن آگاهی (FFMQ، بائر و همکاران، 2006)، مقیاس شفقت به خود فرم کوتاه (SCS-SF، رائس و همکاران، 2003)، پرسشنامه استرس ادراک شده (PSS، کوهن و همکاران،1983) و نیمرخ سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت (HPLPII، والکر و همکاران، 1987) بود. داده ها به روش تحلیل معادلات ساختاری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها نشان دهنده برازش مطلوب داده ها با مدل پیشنهادی پژوهش بود. ذهن آگاهی و استرس ادراک شده بر سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت اثر مستقیم معنادار داشتند (001/0< P) ولی اثر مستقیم خودشفقت ورزی بر سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت معنادار نبود (008/0< P) . همچنین ذهن آگاهی و خود شفقت ورزی با میانجی گری استرس ادراک شده بر سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت اثر غیر مستقیم معنادار داشتند (001/0< P). از این یافته ها می توان نتیجه گرفت افزایش ذهن اگاهی و خودشفقت ورزی باعث کاهش استرس ادراک شده در زنان شاغل می شود و سبک زندگی ارتقاء دهنده سلامت را افزایش می دهد.
Validity of the Persian translation of the COVID-19 Attitudes and Behaviors (ACAB)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Introduction: Of particular global concern is the coronavirus disease of 2019 (COVID-19) outbreak. All Persian versions of COVID-19 measures assess the intrapsychic aspects of it, and there is a crucial need to measure the intergroup aspects of this pandemic. Aim: The current study aims to validate the Persian version of COVID-19 attitudes and behaviors in the Iranian sample. Method: The participants included 250 people from all over Iran in cyberspace who were selected availability (177 men and 73 women). They voluntarily participated in the study by filling out questionnaires that were made available through Google Forms and then disseminated online. Results: The ACAB scale had satisfactory reliability and validity according to content, face, and construct validity tests except for the first subscale (social distancing adjustment). Consequently, confirmatory factor analysis supported the ACAB with 12-item and three subscales. Therefore, three subscales remained, including self-prioritization, prosocial behaviors, and belief in conspiracies, and social distancing adjustment was eliminated because the factor loading values of its items were less than 0.4. Conclusion: Results indicated that the ACAB is a reliable and helpful tool in research, especially for governmental surveys to understand why people do not cooperate in vaccination or prosocial behaviors.
مقایسه اثربخشی مداخلات مبتنی بر ذهن آگاهی و بازی محور بر مهارت های اجتماعی و خلاقیت دانش آموزان مقطع ابتدایی شهرستان گرمسار(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره ۲۳ زمستان (بهمن) ۱۴۰۳ شماره ۱۴۳
۲۳۳-۲۱۷
حوزههای تخصصی:
زمینه: مداخله های ذهن آگاهی شامل خودنظم جویی و توجه به تجربیات حال که به بازشناسی وقایع ذهنی کمک می کند مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته است. از طرف دیگر بازی درمانگری به عنوان فعالیت لذت بخش جسمی و ذهنی خود خواسته به افزایش مهارت های اجتماعی و خلاقیت می انجامد، با این وجود در زمینه بازی درمانگری مبتنی بر ذهن آگاهی جهت افزایش مهارت های اجتماعی و خلاقیت در جامعه مورد تحقیق شکاف تحقیقاتی وجود دارد. هدف: پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی آموزش مبتنی بر ذهن آگاهی و بازی محور، بر مهارت های اجتماعی و خلاقیت دانش آموزان مقطع ابتدایی شهرستان گرمسار انجام شد. روش: پژوهش حاضر نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون، پس آزمون با گروه گواه و پیگیری دو ماهه بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل تمامی دانش آموزان دوره ابتدایی در شهرستان گرمسار (7620 نفر) در سال تحصیلی 1400-1401 بود. شرکت کنندگان بر اساس روش نمونه گیری هدفمند از نوع در دسترس در دو گروه آزمایش (هر گروه 15 نفر) و یک گروه گواه 15 نفره با توجه به معیارهای ورود به صورت تصادفی در سه گروه همتاسازی شد. در این مطالعه از پرسشنامه مهارت اجتماعی (ماتسون، 1983) و پرسشنامه خلاقیت (تورنس، 2001) استفاده شد. به منظور انجام پژوهش پروتکل بازی درمانی (جانسون و پارسون، 2023) در قالب 8 جلسه 60 دقیقه ای و پروتکل ذهن آگاهی (سیگال و همکاران، 2002) در قالب 8 جلسه 60 دقیقه ای بر روی دو گروه آزمایش اجرا شد. تحلیل داده ها با روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر در نرم افزار Spss انجام شد. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که با کنترل اثر پیش آزمون تفاوت معناداری ببن پس آزمون گروه آزمایش و گواه در مهارت های اجتماعی و خلاقیت دانش آموزان وجود دارد. براساس نتایج این پژوهش می توان گفت آموزش های مذکور منجر به ارتقای مهارت های اجتماعی و خلاقیت دانش آموزان شده است (001/0 >p). نتیجه گیری: نتایج این مطالعه نشان داد ذهن آگاهی و بازی درمانی قابلیت تأثیرگذاری بر مهارت های اجتماعی و خلاقیت دانش آموزان را دارد. باتوجه به نتایج مثبت روش آموزشی ذهن آگاهی می تواند به عنوان یک روش مؤثر پیشگیری اولیه، جهت بهتر نمودن عملکرد تحصیلی دانش آموزان و تأمین بهداشت روانی آنان باشد و به عنوان یک واحد درسی یا فصلی از کتاب های آموزشی در دوره های مختلف تحصیلی اعم از دبستان، راهنمایی و دبیرستان تدریس شود.