فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵۴۱ تا ۵۶۰ مورد از کل ۱۱٬۱۳۸ مورد.
منبع:
زبان و زبان شناسی دوره ۲۰ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۳۹
193-222
حوزههای تخصصی:
در این مقاله تلاش شده که از ویژگی های نحوی عناوین اول خبری روزنامه اطلاعات، به عنوان عاملی برای مشخص کردن سبک نوشتاری این روزنامه در دو دوره مختلف استفاده شود. پرسش های اصلی تحقیق عبارت از این است که «چه ویژگی های نحوی را می توان به عنوان مؤلفه های سبکی برای بررسی سبک نگارش تیترهای اول روزنامه معرفی کرد؟» و «این ویژگی ها در روزنامه اطلاعات سال های 1357 و 1399 چه تغییراتی داشته است؟» برای این منظور پس از بیان مقدمه ای در رابطه با اهمیت، دلیل و چگونگی انتخاب موضوع، به برخی از پژوهش های مرتبط، که قبلاً انجام شده است، به عنوان پیشینه تحقیق اشاره گردید. در ادامه روش تحقیق و چگونگی انتخاب نمونه آماری و دسته بندی نمونه ها بیان شد. پس ازآن، با توجه به این که مقاله از یک سو به سبک شناسی و از سوی دیگر به دستور زایشی مرتبط بود، درباره هر یک از این موضوعات مطالبی، به عنوان چارچوب نظری تحقیق به اختصار ارائه گردید. در بخش بحث و بررسی با توجه به نمونه های ارائه شده، مواردی همچون میزان استفاده از گروه های اسمی و جمله های مستقل، میزان استفاده از افعال دارای وجه امری و التزامی، میزان نسبی استفاده از فرایندهای گشتار خروج و مبتداسازی و تعداد ساخت های همپایه، مورد بررسی قرار گرفت. در پایان نتیجه ای که به دست آمد این بود که تفاوت های معناداری در عنوان های اول خبری این روزنامه در سال های 57 و 99 بر اساس موارد مذکور وجود دارد. همچنین نتیجه گرفته شد که تمایل روزنامه نگاران در سال99 به استفاده از بندهای خودایستا به عنوان تیتر اول، استفاده از وجه التزامی و بهره گیری از گشتار خروج نسبت به سال 57 بیشتر بوده است در حالی که تمایل به استفاده از گشتار مبتدا ساز وبهره گیری از ساخت های همپایه در عنوان های خبری در سال 57 نسبت به سال 99 بیشتر بوده است.
تحلیل تطبیقی دو سبک واقع گرا و فراواقع گرا در داستان های معاصر فارسی بر پایه نظریه شناختی جهان های متن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبانشناخت سال ۱۵ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۳۰)
177-214
حوزههای تخصصی:
نظریه جهان متن در اساس به عنوان چارچوب تحلیلی در مطالعات شعرشناسی شناختی شکل گرفت و با ارائه جزییاتی از ساختاردهی دانش در ساختارهای مفهومی زمینه مناسبی برای مطالعه گفتمان ادبی فراهم می آورد. این مطالعه سعی دارد با توصیف تحلیلی و مقایسه شش داستان از دوسبک واقع گرا و فراواقع گرا چگونگی عملکرد ادوات این نظریه را در فضاسازی و جابه جایی در میان فضاهای متن روایت نشان دهد. به این منظور، بند آغازین متن به عنوان معرف سبک و تمرکز-نما برگزیده و عناصر جهان ساز از نظر زمان، مکان، شخصیت و ابژه های به کار رفته در آن تجزیه می گردد. یافته ها حاکی از آنست که سبک واقع گرا با استفاده از اسامی خاص مکان و اشخاص و عبارت های زمانی معین، گزاره های نقش-گستر توصیفی و جهان های فرعی اشاره ای، جهان متن داستان را فضاسازی می کند، در حالی که سبک فراواقع گرا با پراکندگی زمانی و مکانی رویاگونه همراه است
نقش مشخصه های معنایی فعل و عنصر کنش پذیر، در فراگیری ساخت مجهول در گفتار کودکان فارسی زبان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
گرایش فارسی زبانان به افزایش کاربرد افعال مجهول، لزوم توجه به آن را در فراگیری زبان مطرح می سازد. نظر به اهمیت روند فراگیری مجهول، پژوهش حاضر با درنظر گرفتن سن دو تا سه سالگی به عنوان دوره حیاتی تکامل نحوی زبان کودکان، گروهی 60 نفره از کودکان دختر و پسر 24 تا 36 ماهه فارسی زبان را که در مراکز مهدکودک در معرض تماس با گروه های همسالان و مربیان قرار داشتند، با شیوه نمونه گیری تصادفی انتخاب و ضمن تقسیم آن ها به گروه های سنی 4 ماهه، با ضبط و جمع آوری داده های زبانی آن ها به دو شیوه «گفتار انفرادی و خودکار» و «مصاحبه گروهی و هدفمند» کیفیت و نحوه ظهور نشانه های مجهول و مجهول سازی را در گفتار این گروه مطالعه کرده است. همچنین جهت مطالعه تأثیر گفتار اطرافیان بر گفتار کودک با استفاده از شیوه «شبه آزمایشی»، داده های مرتبط با تولید جملات مجهول در دو گروه کنترل و آزمایش جمع آوری و ارزیابی شده است. نتایج حاصل از مطالعه حاضر مؤید آن است که مشخصه های معنایی فعل ازجمله «حرکتی» و «حسی» بودن آن، و نیز مشخصه معنایی عنصر کنش پذیر فعل در درک معنای جمله مجهول در گروه سنی 24 تا 28 ماه اثرگذار است. همچنین اولویت ظهور ساخت مجهول در این گروه سنی نشان دهنده تقدم تولید ساخت «صفت ساده/نسبی + شدن» بر دو الگوی «صفت مفعولی + شدن» و «اسم + شدن» در گفتار کودک فارسی زبان است. همچنین نتایج آزمون شبه آزمایشی صورت گرفته، شواهدی از تأثیرپذیری ساخت و فراوانی جملات مجهول کودک از گفتار اطرافیان را نشان می دهد.
همبسته های نوایی پرسش واژه ها در پرسش های استفهامی زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پرسش های استفهامی دو دسته اند: مبتداسازی شده و پایه. در دسته اول پرسش واژه از جایگاه اصلی خود به ابتدای جمله منتقل می شود و در دسته دوم کلمه پرسشی در جایگاه همتای خبری خود باقی می ماند. در این پژوهش، همبسته های نوایی پرسش واژه ها را در پرسش های استفهامی پایه در زبان فارسی در چارچوب یک مطالعه آزمایشگاهی بررسی کردیم تا عوامل نوایی تأثیرگذار بر تمایز آوایی پرسش واژه ها از همتاهای غیراستفهامی آن ها را به دست آوریم. نتایج نشان داد دیرش هجای تکیه بر فاصله زمانی بین دو نواخت L و H (وقفه زمانی L-H) در سطح هجای تکیه بر برای تمام پرسش واژه ها در تمامی جایگاه ها از همتاهای غیراستفهامی آن ها به طور معناداری کمتر است. بررسی همبستگی دو پارامتر دیرش هجای تکیه بر و وقفه زمانی L-H نشان داد فاصله زمانی نواخت های L و H تکیه زیروبمی پرسش واژه ها به طور نظام مند وابسته به دیرش هجای تکیه بر است. این نتایج همچنین نشان داد مقدار بیشینه F0 در مرز پایانی هجای تکیه بر و متوسط فرکانس پایه و دامنه زیروبمی در طول هجای تکیه بر با تغییر خوانش دستوری یک سازه از غیرپرسشی به پرسشی به طور معناداری افزایش می یابد. به این ترتیب شکل کلی منحنی زیروبمی در محل وقوع پرسش واژه به طور معناداری با همتای خبری آن متفاوت است و فارسی زبانان هنگام تولید پرسش های استفهامی پایه از تمامی عوامل نوایی وابسته به زمان و فرکانس پایه برای تمایز پرسش واژه ها از سازه های غیرپرسشی استفاده می کنند.
نگرش، ادراک و انگیزه زبان آموزان ایرانی با عملکرد بالا و پایین، نسبت به نگارش مشارکتی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مطالعه که بر اساس نظریه اجتماعی- فرهنگی انجام شده است، به بررسی نگرش، دیدگاه و انگیزه زبان آموزان ایرانی در ارتباط با نگارش مشارکتی می- پردازد. در این پژوهش از یک رویکرد ترکیبی استفاده شده است که جامعه ای متشکل از ۵۰ زبان آموز با سطوح عملکرد متفاوت (پایین و بالا) را شامل می شود. داده های کمی از طریق سه پرسشنامه با تمرکز بر: نگرش، درک و انگیزه جمع آوری و با داده های کیفی حاصل از یادداشت های تأملی تکمیل گردید. نتایج پرسشنامه های نگرش، درک و انگیزه نشان دهنده دیدگاه مثبت، نسبت به نگارش مشارکتی در هر دو سطح عملکردى بود؛ به خصوص زبان آموزان با عملکرد بالا در تمامی سطوح، نمرات به مراتب بالاتری کسب کردند. تحلیل کیفی نیز این موارد را تأیید کرد و نگرش مثبتی نسبت به ارزش آموزشی نگارش مشارکتی را نشان داد. زبان آموزان با عملکرد بالا نگرش مشتاقانه تری نسبت به نگارش مشارکتی در مقایسه با همتایان خود داشتند. تحلیل موضوعی داده های کیفی، هفت مضمون اصلی را نمایان کرد: همکاری با همتایان، ترجیح و تمایل های شخصی و عوامل فردی، تأثیرات و پیامدهای قابل درک، پیشرفت زبان، کارایی و لذت بردن. با وجود اتفاق نظر کلی بر فوائد نگارش مشارکتی، چالش هایی مربوط به مدیریت زمان و اختلاف های فردی نیز شناسایی شدند. یافته ها، بینش های ارزشمندی در مورد تعامل پیچیده بین عوامل فردی و گروهی، در زمینه نگارش مشارکتی ارائه می دهند و نشان می دهند که ممکن است ارتباطی بین مهارت زبانی موجود و فوائد حاصل از نگارش مشارکتی وجود داشته باشد.
Disclosing the Effects of Online Collaborative Writing on Writing Skills and Self-Perception of Technology: A Study on Ethiopian EFL Learners(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Applied Research on English Language, V. ۱۳ , N. ۲ , ۲۰۲۴
81 - 104
حوزههای تخصصی:
The integration of technology in second language education has made online collaborative writing (OCW) a valuable method for enhancing writing skills. Despite this, its effects on writing skills and technological self-perception in Ethiopia have not been thoroughly explored. This study aims to fill this gap by assessing the impact of OCW, through the use of Wiki and Telegram applications, on writing skills and technological self-perception within Ethiopia's English as a Foreign Language (EFL) setting. Forty-five intermediate IELTS candidates from a language school in Utopia were randomly divided into three groups: the Wiki group (n = 15), the Telegram group (n = 15), and a control group (n = 15). They participated in pre-tests, interventions, post-tests, and completed a technology self-perception survey both before and after the intervention. The one-way ANOVA results showed that the Wiki and Telegram groups outperformed the control group in post-test writing skills. However, no significant difference was found between the Wiki and Telegram groups' post-test writing skills. Moreover, both groups reported a more positive view of technology following the intervention. These outcomes hold significant implications for EFL stakeholders in Ethiopia and pave the way for further research.
Role of Iranian EFL Teachers' Biological Factors in Managing Learners' Misbehaviours(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
international Journal of Foreign Language Teaching & Research, Volume ۱۲, Issue ۴۸, Spring ۲۰۲۴
27 - 39
حوزههای تخصصی:
Classroom management is a key component of teachers' professional competent for promoting learning. This study investigated teachers' classroom management strategies in responding to Iranian EFL learners' misbehaviours in terms of teachers' biological factors including age and gender. The participants of the study were 75 (41 females and 34 males) teachers at universities and in language institutes of Fars Province, Iran. The study enjoyed a descriptive design using two sets of instruments encompassing a Five Likert-scale questionnaire and a semi-structured interview for collecting the data. The questionnaire determined teachers' classroom management strategies and the interview collected their opinions regarding classroom management. To analyze the data, one-way ANOVA and an independent sample t-test were run. The findings indicated that teachers' age and gender had significant effects on the types of strategies that they used when they faced misbehaviour. The findings also revealed that male teachers significantly used the strategies such as verbal warning, and female teachers removing the student from the class. The age groups were different in terms of using two strategies namely reward student with free time or activities and lower students' grade. The findings could have implication for curriculum designers, EFL teachers, and policymakers because it could enhance their skills in better management of learners' misbehaviours.
بررسی پس اضافه «دَری» /dæri/ در گونه غربی زبان مازندرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در پژوهش حاضر نقش معنایی و کارکرد دستوری پس اضافه /dæri/ در گونه غربیِ زبانِ مازندرانی مطالعه شده است. داده های پژوهش، برپایه شمِ زبانی یکی از نگارندگان و همچنین گفتار طبیعی گویشوران انتخاب گردیده است. تعداد گویشورانِ آزمودنی ۱۵ نفر (مرد و زن) است. آزمودنی ها از ۴۰ تا ۷0 سال و بر زبان فارسی معیار، به عنوان زبان دوم تسلط دارند. داده های تاریخیِ لازم، به روش کتابخانه ای و از طریق جست وجو در فرهنگ نامه ها گردآوری شده و نقش معنایی و کارکرد دستوری حرف اضافه مذکور، براساس زیرنظریه های «حالت» و «تتایی» از نظریه «اصول و پارامتر های چامسکی»، در جملات طبیعی بررسی گردیده است. نتایج بررسی نشان می دهد که پس اضافه /dæri/، تنها در گونه غربی زبان مازندرانی وجود دارد و تنها بر نقش معنایی «خاستگاه» یا «منشأ» دلالت دارد. پس اضافه /dæri/ هسته گروه حرف اضافه ای قرار می گیرد و قابل حذف نیست. این گروه حرف اضافه ای می تواند نقش مکمل (متمم) فعل را در جمله برعهده داشته باشد. گروه اسمی که مکمل (متمم) این حرف اضافه است باید به لحاظ معنایی بی جان باشد؛ مگر اینکه این پس اضافه (dæri) در یک ترکیب شرکت نماید.
Translators’ Motivations for Title Selection in Iran: A Quantitative Study of the Role of Contextual and Professional Factors(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Applied Linguistics Inquiry (ALI), Vol ۲, No ۲, Fall ۲۰۲۴
148 - 160
حوزههای تخصصی:
Acknowledging translator’s agency, the present research argues what remains relatively under-explored in translation studies is how translators’ demographics and professional background closely interacts with their decision-making when it comes to book selection criteria. Therefore, this quantitative research examines whether professional factors of, among other things, translation experience, educational degree, significantly affect translators’ selection criteria for book translation in contemporary Iran. Based on a snowball sampling method, 248 professional translators answered a self-report questionnaire, which collected their professional data and measured their preferences based on a range of book selection criteria, including socio-cognitive considerations, externally driven motivations, success guarantee factors, translators’ authority and agency, internally driven motivations and publishers’ authority and agency. Results indicated that only translators’ educational background, experience, and field of study significantly predicted their book selection criteria. Further, their educational degree affected their book selection criteria, such as externally driven motivations, publishers’ authority and agency, success guarantee factors.
شبکه تفسیر ضمنی در قانون آیین دادرسی کیفری از منظر نقش گرا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش های پیشین وجود دانش ضمنی پیش فرض گرفته شده توسط مقنن در قوانین را از علل دشواری ارتباط خواننده / مخاطب قانون با متن مواد آن دانسته است. پرسش اصلی این است که دامنه و گستره دانش ضمنی پیش فرض گرفته شده چقدر است؟ فرضیه پژوهش، براساس رویکرد دستور زبان نقش گرا، این است که دامنه دانش ضمنی تا جایی است که ارجاعات درون متنی و برون متنی دامنه متن و معنا را گسترش می دهد. شیوه اجرا به این صورت است که با مبنا قراردادن برخی مواد گزینشی و اتفاقی از قانون آیین دادرسی کیفری (ق.آ.د.ک)، دامنه ارجاعات آن ها را پی گرفته ایم تا شبکه درون متنی و برون متنی آن کشف شود. نتایج تحقیق نشان می دهد دامنه دانش ضمنی پیش فرض گرفته شده، به گونه ای شبکه ای، تمام قوانین، متون حقوقی، نظریه های حقوقی، ساختار قضائی، و دانش های مرتبط را شامل می شود. انواع ارجاعات زیر پیوسته معنای بند را تا آخرین مرزهای دانش ضمنی به تعویق و تأخیر می اندازد: ارجاع صریح (درون متنی وبرون متنی)، ارجاع ضمنی (درون متنی و برون متنی) شامل: ارجاع ناهمسان، ارجاع همآیند، ارجاع از طریق تکرار، و ارجاع سلبی. ارجاع ناهمسان، نشان می دهد قوانین جزایی (قانون آیین دادرسی کیفری، قانون مجازات اسلامی و دیگر قوانین جزایی) با محوریت دال «جرم» شبکه دانشی را بازتاب می دهند. نتایج نشان می دهد هرگونه ارجاع، حتی ارجاع صریح، سطحی از پیچیدگی و دشواری ارتباطی را برای خواننده در درک معنای بندهای مواد قوانین ایجاد می کند. ارتباط مخاطب با متن قوانین، زمانی دشوارتر می شود که مواد و قوانین و متون به صورت رفت و برگشتی به یکدیگر ارجاع می دهند.
Gendered Language and Power Dynamics in White House Press Briefings: A Critical Discourse Analysis of Deictic Expressions, Modal Verbs, and Relational Language(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
international Journal of Foreign Language Teaching & Research, Volume ۱۲, Issue ۵۰, Autumn ۲۰۲۴
157 - 168
حوزههای تخصصی:
This article performs a CDA on White House press briefings and is especial in its focus on how gendered language impacts relations of power. Adopting a mixed-method approach, this study will examine linguistic strategies and deictic expressions used by male and female spokespersons articulating ideologies and constructing authority. The latter is based on Fairclough's three-dimensional CDA model, whereby text analysis is involved, together with discourse practices and social context in explaining how language reflects and constructs political realities. The research questions were as follows: (1) How are deictic expressions used by spokesmen and spokeswomen in the White House press briefings? (2) What is the inter-relationship between power and language through the usage of modal verbs, and is there a gender-based difference herein? (3) How do women spokespersons, through language, claim ideologies and power? It is a contribution to applied linguistics and presents evidence of subtle linguistic mechanisms that shape public perception of gendered language in political discourse. The research questions were as follows: (1) How are deictic expressions used by spokesmen and spokeswomen in the White House press briefings? (2) What is the inter-relationship between power and language through the usage of modal verbs, and is there a gender-based difference herein? (3) How do women spokespersons, through language, claim ideologies and power? It is a contribution to applied linguistics and presents evidence of subtle linguistic mechanisms that shape public perception of gendered language in political discourse.
مطابقه و حالت نمایی در زبان لکی کوهدشتی: مطالعه، تطبیقی ساختار نحوی با زبان های همجوار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مطابقه، حالت نمایی و ترتیب واژه از اصلی ترین سازوکارهای بازنمایی روابط نحوی در زبان ها هستند که هر زبان بسته به ساختار رده شناختی خود، ترکیبی ویژه از آن ها را به کار می گیرد. این پژوهش با هدف توصیف و تحلیل نظام های مطابقه و حالت نمایی در زبان لکی کوهدشتی و مقایسه تطبیقی آن با لری خرم آبادی و کردی کلهری در چارچوب آراء هیگ (2008) انجام شده است. نتایج نشان می دهد که در لکی، این نظام ها ساختاری دوگانه و وابسته به زمان دستوری و گذرایی فعل دارند: در زمان غیرگذشته، مطابقه و حالت نمایی از نوع فاعلی- مفعولی است؛ به گونه ای که فاعل به صورت مستقیم و بدون نشانه حالت نما ظاهر می شود و مفعول اغلب با نشانه حالت نمای مفعولی بازنمایی می شود. در مقابل، در گذشته، الگوی مطابقه کناییِ گسسته است و فاعلِ فعل گذرا با واژه بست ضمیری بر مفعول نمایان می شود و فعل بدون نشانه گذاری شخص و شمار، به صورت سوم شخص مفرد به کار می رود. این ساختار، لکی را از کردی کلهری و لری که نظام مطابقه و حالت نمایی یکنواخت و مستقل از زمان یا گذرایی فعل دارند، متمایز می سازد. بنابراین، با وجود شباهت های سطحی، زبان لکی کوهدشتی ساختاری مستقل و منسجم دارد و نمی توان آن را گویشی وابسته یا ترکیبی از کردی و لری دانست.
بررسی مقابله ای استعاره های مفهومی در ضرب المثل های حوزه حیوانات در فارسی و مازندرانی ازمنظر شناختی-فرهنگی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر می کوشد تا با تحلیل مقابله ای استعاره های مفهومی موجود در ضرب المثل های حیوانات در زبان های فارسی و مازندرانی، به بررسی تأثیر فرهنگ بر ضرب المثل های حیوانات در این دو گونه زبانی بپردازد و نشان دهد که چگونه بافت منجر به تنوع استعاره ها و درنتیجه ضرب المثل ها می گردد. بدین منظور ۱۵۶ ضرب المثل فارسی و ۲۶۴ ضرب المثل مازندرانی با روش کتابخانه ای گرد آوری شد و سپس تحلیل استعاری حیواناتی که در ضرب المثل های مازندرانی وجود داشتند، محدود شد. تحلیل ضرب المثل های گردآوری شده از منظر رویکرد شناختی-فرهنگی نشان می دهد تنوع قابل مشاهده در ضرب المثل های دو زبان گاه به دلیل تفاوت در حوزه مبدأ استعاره هستی شناختی موجود در زیربنای ضرب المثل هاست، بدین ترتیب که حوزه های مبدأ متفاوتی در دو زبان برای مفهوم سازی ویژگی انتزاعی واحدی در حوزه مقصد به کار گرفته شده است. گاه نیز تنوع موجود حاصل نگاشت حوزه مبدأ واحد، به طیفی از حوزه های مقصد متفاوت در دو زبان است. بررسی و مقایسه فراوانی نام حیوانات در ضرب المثل ها حاکی از آن است که نام اکثر حیوانات در دو زبان فراوانی متفاوتی دارد. تحلیل ها نشان می دهد این تنوعات و تفاوت ها در سطوح مختلف می تواند باتوجه به جغرافیای طبیعی و شرایط محل زندگی گویشوران هر زبان و تجربه های مشترک روزمره و سبک زندگی آنها توجیه گردد.
درک تضمنِ مدرج در کودکان 3 تا 7 ساله تک زبانه فارسی زبان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علم زبان سال ۱۱ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱۹
77 - 106
حوزههای تخصصی:
درک تشبیه نیازمند دو مهارت کاربردشناختی مجزا است: درک شباهت موردنظر و استخراج تضمنِ مدرج (مانند «نینا مانند یه خرگوشه» که به طور معمول متضمن «نینا یه خرگوش نیست» است). باوجوداین، مهارت دوم در پژوهش های داخلی تاکنون مطالعه نشده است. هدف از انجام پژوهش حاضر بررسی توانایی کودکان 3 الی 7 ساله و بزرگسالان تک زبانه فارسی زبان در درک تضمنِ مدرج بود. به این منظور، 50 کودک تک زبانه فارسی زبان 3، 4، 5، 6 و 7 ساله به روش نیمه تصادفی انتخاب و با 10 بزرگسال مقایسه شدند. درواقع، عملکرد آزمودنی های پژوهش در آزمایش قضاوت شباهت و در آزمایش دوم که به شکل یک بازی صورت گرفت، بررسی و مقایسه شد. در آزمایش اول، آزمودنی ها باید جمله «x مانند y است» را به عنوان جمله بیان کننده شباهت درک می کردند. در آزمایش دوم، آزمودنی ها با دریافت سرنخ هایی به شکل استعاره (نینا یه خرگوشه) و تشبیه (نینا مانند یه خرگوشه)، باید تصویر متناسب به آن سرنخ (یه خرگوش، یه دختر یا یه دختر خرگوش مانند) را انتخاب می کردند. یافته های پژوهش نشان داد که کودکان 3 ساله قادر به درک تضمنِ مدرجِ «x یک y نیست» بودند، درحالی که کودکان 5 الی 7 ساله، همانند بزرگسالان بیشتر پاسخ های منطقی را انتخاب می کردند. نتایج پژوهش نشان داد که کودکان از همان اوایل کودکی قادر به درک و استخراج تضمنِ مدرج هستند و با افزایش سن، انتخاب معنای تحت اللفظی تشبیه و استعاره کاهش می یابد.
رویکردهای آموزش الکترونیکی واژگان آلمانی سطح A1 در وب سایت های آموزشی دویچه وله و دویچ اینفو(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه استفاده از فناوری های آموزشی زبان در حال گسترش است. یادگیری الکترونیکی واژگان یکی از این عرصه هاست که پلتفرم های آموزشی گوناگونی را متناسب با خواست های زبان آموزان ارائه می کند. دویچه وله و دویچ اینفو دو وبسایت شناخته شده درحوزه آموزش زبان آلمانی هستند. مطالعه حاضر درصدد بازشناسی نقاط قوت و ضعف این دو وب سایت در ارائه واژگان آلمانی است. در این مطالعه، مسئله این است که این پلتفرم ها از چه رویکردهایی برای آموزش واژگان آلمانی استفاده می کنند. بر این اساس دو پرسش مورد نظر بود: یکی این که در این دو وبسایت، کدام روش ها و تمرین ها برای یادگیری واژگان پایه در سطح A1 استفاده می شود. دیگر آن که سبک های یادگیری فردی بر نتایج یادگیری چه تاثیری دارند؟ این پژوهش با تکیه بر رویکرد نظریِ اکتساب واژگان محدود به کلاس درس و نظرات راینر بن واٌلیور بایرلاین انجام شده است. این مطالعه با استفاده از روش تحلیل محتوا صورت گرفته است که پس از استخراج تمرین های ارائه شده در هر دو وب سایت باتوجه به معیارهای نظری بن و بایرلاین مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که دویچه وله بیشتر ازرویکردهای سمعی بصری استفاده کرده و از نظر متنوع بودن موضوعات روزمره پیشرو است و بر روش های یادگیری سریع و مؤثر تکیه دارد. در مقابل دویچ اینفو بیشتر بر یادگیری در زمینه تاکید دارد که جزء بهترین رویکردها برای ذخیره لغات در حافظه بلند مدت به شمار می رود. بر این مبنا زبان آموز می تواند بسته به نیازها، بودجه زمانی و سبک یادگیری فردی خود در مورد انتخاب پلتفرم تصمیم بگیرد.
طرحواره ساختی موقعیت در ساخت های مرحله ای در زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در زبان فارسی ساخت هایی وجود دارند که بیانگر مفهوم تغییر مرحله در درون یک رویداد اصلی هستند. این ساخت ها به جهت معنایی یک «رویداد واحد» محسوب می شوند و به جهت ساختاری نیز دارای ترکیب قالب «فعل-فعل» هستند. در پژوهش حاضر چگونگی مفهومی سازی این ساخت ها مورد نظر است، چرا که معنی حاصل فرایند مفهومی سازی است. جهت نیل به این مقصود از چارچوب پیشنهادی نولان (۲۰۱۷) به نام «موقعیت» بهره برده می شود. موقعیت به عنوان یک چارچوب شناختی، دربردارنده تمام اطلاعات ساخت واژی-نحوی و معنایی یک ساخت است. همچنین در مطالعه حاضر جهت تحلیل داده ها به طور عمده از نظریه های «ساختار لایه ای بند» و «روابط الحاق-پیوند» در دستور نقش و ارجاع استفاده شد. تحلیل داده ها مؤید آن است که در زبان فارسی می توان قائل به وجود دو نوع ساخت مرحله ای ساده و مرکب بود. ساخت های مرحله ای مرکب نیز دارای سه گونه اضافی، صریح و غیر صریح هستند که در قالب انواع الحاق هسته ای ارائه می شوند. نگارندگان در نهایت طرحواره ساختی موقعیت در ساخت های مرحله ای زبان فارسی را ارائه می دهند.
انتخاب استراتژی های عذرخواهی در آزمون تکمیل گفتمان: مطالعه ترک زبانان تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان پژوهی سال ۱۶ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۵۳
69 - 96
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر به مطالعه کاربرد راهکارهای عذرخواهی توسط ترک زبانان شهر تبریز می پردازد. صد و بیست شرکت کننده (60 مرد و 60 زن) ترک زبان تبریزی که به صورت تصادفی انتخاب شده بودند، در یک آزمون تکمیل گفتمان شرکت کردند. این آزمون شامل 20 سناریو بود که در آن از 10 راهکار عذرخواهی استفاده می شد. به این ترتیب، 2400 راهکار عذرخواهی به دست آمد. راهکارها بر اساس دسته بندی بلوم-کولکا و اولشتاین (1984) تحلیل شدند. این دسته بندی شامل ابزار نشان دادن کنش منظوری، برعهده گرفتن مسئولیت، توضیح، پیشنهاد جبران، قول تکرار نکردن، نگرانی برای شنونده و استراتژی های غیرکلامی است. یافته ها نشان دادند که پرکاربردترین استراتژی ها در میان شرکت کنندگان توضیح و پیشنهاد جبران بوده است. همچنین، در برخی سناریوها بین سن، جنسیت و سطح تحصیلات و انتخاب راهکار عذرخواهی ارتباط معنی داری وجود دارد. برای مثال، در تعامل با خویشاوندان هم سطح با شرکت کننده و در ارتباط کودک و بزرگسال که در آن شرکت کننده در جایگاه بالاتری قرار دارد. یافته های این تحقیق نشان می دهد که افراد در بافت های مختلف از راهکارهای متفاوتی برای عذرخواهی استفاده می کنند.
زبان و مراقبت: بررسی کیفی ادراکی زبان آموزان ایرانی بر اساس نظریه مراقبت نادینگز و لوگ استروپ(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان شناسی و گویش های خراسان سال ۱۶ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳۶
47 - 71
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این مطالعه کیفی، بررسی روابط میان معلمان و زبان آموزان بر اساس نظریه مراقبت نادینگز (1988) و لوگ استروپ (1997) است. در این پژوهش، مفهوم مراقبت با جنبه های زبان شناختی چون تعامل زبانی و انتقال معنایی بررسی شده است، که از طریق آن ها رابطه مراقبتی میان معلم و دانش آموز ایجاد می شود. برای جمع آوری داده ها، با ده زبان آموز در مدارس مصاحبه انجام شد. سپس داده ها با استفاده از مراحل کدگذاری نظریه داده بنیاد[1] (کربین و استراس[2]، 1990) و نرم افزار مکس کیودا نسخه 24 تحلیل گردید. در این تحقیق، 22 کد فرعی و چهار کد اصلی شناسایی شد و مدل نظری جدیدی برای رابطه مراقبتی معلم-دانش آموز ارائه گردید. مقوله های اصلی این رابطه شامل ارتباط و تعامل، شیوه های آموزشی، درک و حمایت، و ویژگی های فردی معلمان بود. همچنین، مقوله های فرعی شامل احترام، رابطه متقابل، توجه فردی، گوش دادن با حوصله به دانش آموزان، گفت وگو با دانش آموزان، سواد رابطه ای، شجاعت معلم در آغاز ارتباط مراقبتی، صداقت، دلسوزی، تشویق، جذب کامل، جابجایی انگیزشی، حمایت احساسی، ارتباط بر پایه اعتماد، محیط حمایتی، استفاده از روش های آموزشی مناسب، در دسترس بودن معلم، تعامل دانش آموزان، انتظارات واقع گرایانه از دانش آموزان، پاسخ دهی، و ایجاد سرگرمی و طنز بودند. این تحقیق درنهایت نشان می دهد که چگونه ویژگی های روانشناسی زبان و زبانشناسی کاربردی می توانند نقش مهمی در درک و تقویت ارتباطات آموزشی داشته باشند. یافته های این مطالعه با توجه به دیدگاه روانشناسی به چندین پیامد آموزشی برای سیاست گذاران آموزشی، معلمان و زبان آموزان اشاره دارد تا مفهوم «مراقبت» را بهتر بشناسند و به کارگیرند و این امر به رشد حرفه ای معلمان و بهبود آموزشی دانش آموزان کمک خواهد کرد.
الگوهای شرط در فارسی بر پایه ی صورت های فعلی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تنوع صورت های فعلی از نظر زمان، وجه و نمود در بند شرط و بند پیامد در ساخت های شرطی فارسی پیچیدگی های زیادی دارد. این پیچیدگی ها بویژه در امر آموزش زبان فارسی برای درک و تولید فارسی آموزان مشکل آفرین است. اگرچه فهرست هایی از گونه های ممکن از ساخت شرطی در نوشته های مختلف آمده است، ولی به نظر می رسد هیچ کدام فهرست کاملی از این تنوع فراوان نیست، و ساخت های متعددی از نظر دور مانده است. همین ارائه ی یک الگوی کامل برای شرط در زبان فارسی و در نتیجه آموزش آن را ناقص می گذارد. وانگهی لحاظ نشدن این ساخت های موجود تحلیل معنایی و کاربردی آن ها را دچار مشکل می کند. از این رو، پس از بررسی اولیه و مشاهده ی ساخت هایی دیگر، تلاش شد تمام الگوهای ممکن برسی شود. بنابراین برای بررسی صورت های فعلی در بندهای شرط و پیامد در ساخت های شرطیِ فارسی، پیکره ای با حدود 400 جمله ی مرکب شرطی از گونه های گفتاری، گفتارِ نوشتاری (چت نویسی) و نوشتار معاصر گردآوری شد تا ترکیب های ممکن و امکانات گوناگونِ نمودِ صورت های فعلی در دو بند شرط و پیامد بررسی شود. پس از بررسی و دسته بندی یافته ها، مشخص شد امکان نمود 10 صورت فعلی در بند شرط با 4+44 نوع ساخت شرطی و10 صورت فعلی در بند پیامد با 4+44 نوع ساخت شرطی وجود دارد. در نتیجه، نمونه های تازه ای از ترکیب بند پیامد و بند شرط در ساخت شرطی فارسی یافت شد.
جایگاه طب سنّتی و گیاهان دارویی در بوستان سعدی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
گویش شناسی و فرهنگ عامه سال دوم پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲
113 - 136
حوزههای تخصصی:
یکی از وجوه مطالعه در فرهنگ عامّه، مطالعه و برّرسی نوع باورها و چگونگی عقاید مردم در مواجهه با بیماری هاست. از آنجا که بسیاری از عناصر فرهنگ عامّه همچون: آداب و رسوم، اعتقادات و باورها، بازی ها و سرگرمی ها، پوشاک و خوراک، طب سنّتی و عامیانه و سایر موارد دیگر در ادبیّات فارسی انعکاس یافته است، در این جستار کوشش شده تا به برّرسی طب سنّتی در کتاب بوستان سعدی که تأثیر انکارناپذیری بر فارسی زبانان گذاشته و منعکس کننده آیین و سنّت ملّی می باشد، بپردازیم. شاعران پارسی زبان نه تنها بر علوم ادبی که برخی از آنها در علوم مختلف زمان از قبیل فقه و کلام، عرفان و تصوّف، تاریخ و جغرافیا، طب و نجوم از عالمان و دانشمندان معاصر خود بوده اند، و با به کارگیری علوم مزبور، به ویژه علم طب، به آثار خویش، روح و لطافتی خاصّ بخشیده اند. گروهی از این بزرگان نیز گرچه طبیب نبوده اند، با طبیبان حاذق زمان خود مجالست داشته و یا اینکه از نحوه طبابت مرسوم در آن دوران با خبر بوده اند. به طوری که تأثیر شگرف این دانش در اشعار لطیفشان به خوبی تجلی کرده است.