مطالب مرتبط با کلید واژه " رویدادهای استرس زا "


۱.

آسیب پذیری های بادوام و دلزدگی زناشویی در بین زوجین متقاضی طلاق: نقش میانجی رویدادهای استرس زا

کلید واژه ها: باورهای ارتباطیروان رنجورخوییخانواده اصلیزوجین متقاضی طلاقدلزدگی زناشوییآسیب پذیری های بادوامرویدادهای استرس زا

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷۲ تعداد دانلود : ۲۳۹
هدف: پژوهش حاضر با هدف ارزیابی اثرات مستقیم و غیر مستقیم آسیب پذیری های بادوام از طریق رویدادهای استرس زا بر دلزدگی زناشویی زوجین متقاضی طلاق انجام شد. روش: نمونه پژوهشی شامل 200 نفر از افرادی بود که با روش نمونه گیری سرشماری از بین متقاضیان طلاق شهرستان اردبیل انتخاب شدند و پرسشنامه های دلزدگی زناشویی پاینز (CBM)، خرده مقیاس روان رنجورخویی از پرسشنامه شخصیتی نئو، مقیاس خانواده اصلی (FOS)، پرسشنامه باورهای ارتباطی (RBT) و پرسشنامه تغییرات اخیر زندگی (RLCQ) را تکمیل کردند. یافته ها: تحلیل داده ها از طریق مدل یابی معادلات ساختاری (SEM) انجام شد. برازش مدل پیشنهادی بعد از اصلاح مورد تأیید قرار گرفت و نتایج مدل معادلات ساختاری نشان داد که مسیرهای مستقیم روان رنجورخویی و باورهای ارتباطی به دلزدگی زناشویی معنی دار بودند. به منظور بررسی اثرات غیرمستقیم از روش بوت استراپ استفاده شد و نتایج نشان داد رویدادهای استرس زا در ارتباط بین روان رنجورخویی و دلزدگی زناشویی به صورت جزئی و در ارتباط بین خانواده اصلی با دلزدگی زناشویی به صورت کلی میانجی گری می کند. نتیجه گیری: یافته های پژوهش نشان می دهد که آسیب پذیری های بادوام زوجین به تنهایی یا به همراه رویدادهای استرس زا می تواند در دلزدگی زناشویی زوجین در طول زندگی نقش داشته باشد و همچنین این یافته می تواند در فرایند مشاوره پیش از ازدواج و درمان زناشویی به متخصصان مربوطه یاری رساند#,
۲.

نقش تعدیل کننده راهبردهای انطباقی تنظیم شناختی هیجان در رابطه بین رویدادهای استرس زا و علایم افسردگی

کلید واژه ها: تنظیم هیجانرویدادهای استرس زاعلایم افسردگی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۴۱
زمینه و هدف: شیوع علایم افسردگی به طور روزافزونی در حال افزایش است و اثرات مخرب آن بر روی فرد و جامعه بسیار گسترده می باشد. شناسايي عوامل خطر و محافظت کننده و درک فرایند ابتلا به علایم افسردگی به منظور پیشگیری به موقع و تلاش های مداخله ای اولیه، ضروری به نظر می رسد. هدف از انجام پژوهش حاضر، بررسی نقش تعدیل کننده راهبردهای انطباقی تنظیم شناختی هیجان در رابطه بین رویدادهای استرس زا و علایم افسردگی بود. مواد و روش ها: جامعه آماري این مطالعه، دانشجويان مقطع كارشناسي بودند كه 357 نفر از آن ها با استفاده از روش نمونه گيري تصادفي طبقه اي انتخاب شدند. جهت جمع آوری داده ها، از پرسش نامه بررسی تجارب زندگی (Life Experiences Survey یا LES)، پرسش نامه تنظیم شناختی هیجان (Cognitive Emotion Regulation Questionnaire یا CERQ) و پرسش نامه افسردگي Beck (Beck Depression Inventory یا BDI) استفاده گردید. فرضیه پژوهش از طریق روش تحليل رگرسيون مورد آزمون قرار گرفت. یافته ها: راهبردهاي انطباقي تنظيم شناختي هيجان، رابطه بين رويدادهاي استرس زا و علایم افسردگي را تعديل نمود. نتيجه گيري: افرادی که به دنبال تجربه رویدادهای استرس زا، به میزان بیشتری از راهبردهای انطباقی تنظیم شناختی هیجان استفاده می کنند، علایم افسردگی کمتری را تجربه می نمایند و بر عکس افرادی که پس از تجربه رویدادهای استرس زا، به میزان کمتری از این راهبردها استفاده می کنند، تجربه علایم افسردگی بیشتری دارند. بر این اساس، مداخلات و برنامه های پیشگیرانه در زمینه علایم افسردگی، باید اهتمام ویژه ای به آموزش و ترویج راهبردهای انطباقی تنظیم شناختی هیجان داشته باشند.
۳.

نقش تشخیصی رویدادهای استرس زا، تاب آوری و ناگویی هیجانی در اعتیاد زنان

تعداد بازدید : ۱ تعداد دانلود : ۱
باتوجه به نقش کلیدی زنان در خانواده و جامعه، شناسایی عوامل تأثیرگذار بر معضل اعتیاد در این گروه اهمیت ویژه ای دارد. هدف از پژوهش حاضر بررسی رویدادهای استرس زا، تاب آوری و ناگویی هیجانی به عنوان پیش بین های سوءمصرف مواد در زنان شهر تهران بود. جامعه مورد بررسی عبارت بود از زنان معتاد و غیرمعتاد شهر تهران. به این منظور تعداد ۵۱ زن مبتلا به سوءمصرف مواد و تعداد۵۱ زن سالم به شیوه در دسترس انتخاب شدند و به پرسشنامه های وقایع استرس زای زندگی، مقیاس تاب آوری کانر و دیویدسون و پرسشنامه ناگویی هیجانی تورنتو پاسخ دادند. بررسی داده های به دست آمده با استفاده از روش تحلیل تشخیص(تمایز) نشان داد که تابع تشخیص به طور معناداری قادر به تمایز دو گروه زنان مبتلا به سوءمصرف مواد و زنان سالم از هم بود. همچنین شدت رویدادهای استرس زای تجربه شده، میزان تاب آوری و سبک تفکّر برون مدار بهترین پیش بین های اعتیاد زنان بودند. نتایج این پژوهش نشان دهنده اهمیت این عوامل در امکان تمایزگذاری بین زنان معتاد و غیرمعتاد بوده و لذا می توان از این متغیرها در بحث پیشگیری از اعتیاد و درمان زنان معتاد استفاده کرد.