علیرضا محمدی آریا

علیرضا محمدی آریا

مطالب
مرتب سازی نتایج بر اساس: جدیدترینپربازدید‌ترین

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۶ مورد از کل ۶ مورد.
۱.

رابطه سبک زندگی و الگوهای تغذیه ای با عزت نفس و سلامت روان در دانش آموزان دختر دوره متوسطه دوم

کلید واژه ها: سبک زندگیعزت نفسسلامت روانالگوهای تغذیه

حوزه های تخصصی:
  1. علوم اجتماعی جامعه شناسی جامعه شناسی آموزش و پرورش
  2. علوم اجتماعی جامعه شناسی جامعه شناسی پزشکی و بهداشت
  3. علوم اجتماعی جامعه شناسی جامعه شناسی فرهنگ سبک زندگی
تعداد بازدید : ۱۲ تعداد دانلود : ۱۹
زمینه و هدف: سلامت روانی و عزت نفس پدیده های روانشناختی هستند که از دیرباز مورد توجه روانشناسان، پزشکان و عالمان دینی بوده و متاثر از مجموعه ای از عوامل اجتماعی و شناختی است. هدف کلی این پژوهش تعیین رابطه بین متغیرهای سبک زندگی و الگوهای تغذیه ای با عزت نفس و سلامت روان در دانش آموزان دختر دوره متوسطه شهر تهران درسال 1396 بود. روش در این مطالعه توصیفی- تحلیلی که با ر وش نمونه گیری چندمرحله ای،  با همکاری140 دانش آموز دختر مقطع دبیرستان شهر تهران که در سال تحصیلی ۹۶-۹۵ شاغل به تحصیل بودند، انجام شد، از پرسشنامه های سبک زندگی میلر و اسمیت، مقیاس عزت نفس روزنبرگ، پرسشنامه بسامد خوراک و مقیاس سلامت عمومی گلدبرگ ( GHQ ) استفاده شد. پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی است که با روشهای آماری تحلیل همبستگی پیرسون، تحلیل رگرسیون چندگانه  و آزمون z  فیشر ، تحلیل داده ها انجام شده است. یافته ها: بین متغیرهای عزت نفس و الگوهای تغذیه ای در سطح 05/۰ به لحاظ آماری  رابطه معنادار وجود دارد. همچنین بین عزت نفس و  سبک زندگی و سلامت روان در سطح 01/۰ به لحاظ آماری  رابطه معنادار وجود دارد. بین سبک زندگی و سلامت روان به لحاظ آماری  رابطه معنادار وجود دارد. متغیرهای سبک زندگی و الگوهای تغذیه ای به لحاظ آماری می توانند، متغیر عزت نفس را پیش بینی کنند. با توجه به اینکه ضریب بتای متغیر سبک زندگی (506/0-) بیشتر است، بنابراین سبک زندگی بیشتر از الگوهای تغذیه ای، عزت نفس را پیش بینی می کند. نتیجه گیری: تغذیه مناسب و متنوع و انجام رفتارهای بهداشتی سالم از اساسی ترین پایه های سلامت دانش آموزان می باشد. طراحی وبرنامه ریزی صحیح آموزشی ومناسب درجهت شیوه زندگی سالم وبهداشت فردی برای دانش آموزان ضروری به نظر میرسد.
۲.

تلفن همراه؛ چالش نوین زندگی

کلید واژه ها: تلفن همراهآثار روان‏شناختیاستفاده مفرط

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۶ تعداد دانلود : ۱۸۶
تلفن همراه از تاثیر گذارترین فناوری های امروزه است که جدای از آسیب های زیستی، آسیب های فراوان روانشناختی را نیز در پی دارد. رشد وگسترش دانش بشری و فناوری های نوین سبب گردیده که دنیای انسانها متحول شده و هر لحظه پیچیده ترگردد. یکی از پدیده های که در قرن بیستم زندگی بشر را دگرگون کرد و هنوز نیز رشد فزاینده آن ادامه دارد تلفن های همراه هستند. به نظر می رسد امروزه بیشترین کاربرد جانبی تلفن همراه، استفاده از شبکه های اجتماعی و اینترنت است. شبکه های اجتماعی مجازی تلفن همراه نسل جدیدی از فضای روابط اجتماعی هستند که با اینکه عمر خیلی زیادی ندارند، توانسته اند به خوبی در زندگی مردم جا باز کنند. مردم بسیاری در سنین مختلف و از گروه های اجتماعی متفاوت در شبکه های اجتماعی مجازی کنار هم آمده اند و از فاصله های بسیار دور در دنیای واقعی، از طریق شبکه های اجتماعی با هم ارتباط برقرار می کنند. هدف از این پژوهش بررسی آثار روانشناختی منفی استفاده مفرط از تلفن همراه می باشد. روش این پژوهش توصیفی- تحلیلی می باشد. از شایع ترین آسیب های روانشناختی تلفن همراه اعتیاد، دگرگونی هویت، اضطراب، اهمال کاری، اختلالات خواب، دگرگونی روابط خانوادگی، مشکلات بلوغ و احساس تنهایی است. پژوهش در هر یک از این حوزه ها برای ارائه راه حلی عملی جهت بهبود فرهنگ استفاده از تلفن همراه، ضرورت دارد.
۳.

Coping Strategies in relation to Mental Health

تعداد بازدید : ۳۵۵ تعداد دانلود : ۳۳۸
Abstract The aim of the present study was to investigate the relationship of coping strategies with mental health in Iranian and Indian students. The sample of this study is comprised of 800 university students, 400 students from Iran (University of Sistan and Baluchestan), and 400 students from India (Aligarh Muslim University). Coping Inventory for Stressful Situations (CISS) by Endler and Parker (1990) and General Health Questionairre-28 (GHQ) by Goldberg and Hillier (1979) were administered on the subjects. Correlation and step-wise multiple regression are used to evaluate the research hypotheses. Significantly negative correlation was found between problem focused coping strategies and mental health (GHQ-total), significantly positive correlation was found between emotion focused coping strategies and mental health with 99% confidence but avoidance-focused coping strategies was not significantly correlated with mental health among students. Step-wise multiple regression analyses revealed that emotion-focused coping strategies was first, and problem-focused coping strategies was second important predictor of mental health, but avoidance–focused coping strategies was not a predictor of mental health.
۶.

بررسی وضعیت سبک های هویت یابی و رابطه آن با سلامت عمومی و پایگاه اقتصادی، اجتماعی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۲۸
این پژوهش با هدف تعیین وضعیت هویت جوانان استان گلستان انجام شده است. در این مطالعه نمونه ای به حجم 400 نفر (226 مونث و 174 مذکر) از بین جوانان گروه سنی 24-20 ساله استان گلستان به روش خوشه ای چند مرحله ای و تصادفی طبقه ای انتخاب شد. ابزارهای مورد استفاده در این پژوهش پرسشنامه های پایگاه اقتصادی – اجتماعی، بحران هویت، سبک های هویت یابی و سلامت عمومی بودند. نتایج حاصل از پرسشنامه بحران هویت نشان داد که 94.3 درصد از افراد در حال حاضر بحران هویت را تجربه نمی کنند و 5.7 درصد بحران هویت را تجربه می کنند. بر اساس اطلاعات بدست آمده از پرسشنامه سبک هویت یابی 33.8 درصد از افراد از سبک هویتی سر در گم، 22.8 درصد از سبک هویتی هنجاری و 19.5 درصد از سبک هویتی اطلاعاتی استفاده می کنند. نتایج مقایسه ای نشان داد که بین دختران و پسران در سبک های هویتی تفاوت معنی داری وجود ندارند. در حالی که بین گروههای مختلف سنی تفاوت معنی دار وجود دارد. بدین معنی که بین گروه 20 ساله با 24 ساله در سبک هویتی سردرگم تفاوت معنی داری وجود دارد. نتایج همبستگی نشان داد که بین بحران هویت با سبک هویتی سردرگم رابطه معنی دار وجود دارد. یعنی کسانی که بحران هویت را تجربه می کنند بیشتر به سبک هویتی سردرگم گرایش دارند. همچنین بین سبک هویتی سردرگم و پایگاه اقتصادی- اجتماعی همبستگی منفی معنی داری وجود دارد. بدین معنی که با بالا رفتن وضعیت اقتصادی و اجتماعی سبک هویتی سردرگم کمتر تجربه می شود. علاوه بر آن نتایج نشان داد که بین بحران هویت و سلامت روانی در دختران همبستگی معنی داری وجود دارد. یعنی دخترانی که بحران هویت را تجربه می کنند از میزان سلامات روانی پایین تری برخوردارند. در حالی که در گروه پسران برعکس است بدین معنی پسرانی که بحران هویت را تجربه می کنند از میزان سلامت بالاتری برخوردارند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان