علی فتحی

علی فتحی

مدرک تحصیلی: استادیار گروه فلسفه پردیس فارابی دانشگاه تهران

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۳۱ مورد.
۱.

تقابل های معنایی حق در قرآن براساس معناشناسی ساختگرا

تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۳۳
یکی از ویژگی های برجسته و طبیعی موجود در یک زبان، تقابل معنایی است که معناشناسی نوین ساختگرا آن را بالنده کرد. تقابل معنایی، یکی از انواع روابط مفهومی در سطح واژه است که با استفاده از آن و سایر روابط مفهومی، میدان معنایی واژگان به دست می آید. شناخت مقابل های هر واژه در روشن شدن معنای دقیق آن بسیار مؤثر است. کشف میدان معنایی براساس تقابل، یکی از روش های پذیرفته شده و کاربردی معناشناسی است. درخصوص معنای حق، پژوهش های پراکنده ای و بیشتر با رویکرد حقوقی انجام گرفته است؛ ولی پژوهش مستقلی درباره تقابل های معنایی حق انجام نشده است؛ ازاین رو، انجام پژوهشی مستقل و درخور در این خصوص، ضرورت دوچندان دارد. در پژوهش پیش رو، به روش توصیفی تحلیلی، براساس نظریه های واژگانی معناشناسی ساختگرا، تقابل معنایی حق و باطل در قرآن کریم تبیین شده است. نیز با تبیین مؤلفه های معنایی حق مانند ثبات، استواری و مطابقت و تحلیل مشخصه های معنایی باطل یعنی فساد، نابودی و عدم ثبات حق این نتیجه به دست آمد که حق در قرآن کریم در سه گونه از انواع تقابل، واژه مقابل دارد. حق با واژه هایی چون باطل، کذب و لعب تقابل مکمل دارد و با بغیر الحق، تقابل واژگانی و با واژگانی مانند ظن، شرک و ظلم تقابل ضمنی دارد.
۲.

درنگی در نقد هیدگر بر مفهوم سوژه در متافیزیک کانت و هوسرل

نویسنده:
تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۶
بنابر تفسیر هیدگر «سوبژکتیویسم» بنیاد متافیزیک است که از افلاطون آغاز می شود و با دکارت شتاب افزون تری یافته و تا هگل و نیچه استمرار پیدا می کند، هیدگر در تفسیری که از کانت و هوسرل ارائه می دهد معتقد است نه تنها ایشان راه دیگری غیر از آن چه از بدو ظهور مابعدالطبیعه در افلاطون و در ادامه با ارسطو و پس از آن در دورة قرون وسطی و نیز در دورة جدید با تفکر دکارتی استمرار یافته، نشان نداده است بلکه خود کانت مساهمت زیادی در بسط متافیزیک سوژه داشته است. این مقاله کوشیده است از رهگذر شواهدی ادعای هیدگر را مورد ارزیابی قرار دهد و با تمایز میان سنت متافیزیکی و استعلایی نشان دهد که تفسیر هیدگر از فلسفۀ کانت و هوسرل، قابل مناقشه و محل گفتگوست.
۳.

در جستجوی کدام معنا؟ (نقد و بررسی دیدگاه کامو درباب معنای زندگی)

نویسنده:
تعداد بازدید : ۱۴۱ تعداد دانلود : ۷۵
آیا زندگی ارزش زیستن دارد؟ کامو از جمله اندیشمندان معاصری است که فلسفه را ازنو به محضر این پرسش سقراطی فرامی خواند. بنابر نظرگاه او، بحران امروز بشر ناشی از بحران معنی در ساحت زندگی است، از این روی او کوشیده است از رهگذر آگاهی انسان از بی بنیادی خویش و نفی هر نوع رهیافت غایت انگارانه به زندگی (ازطریق نظام های مابعدالطبیعی و مکاتب دینی) راه را برای فهم نیست انگاری و پوچی حیات بشر فراهم آورد. هم هنگام، او بر آن است ازطریق ناسوتی ساختن انسان و حیات او و نفی هرگونه باور دینی و مابعدالطبیعی و بازتعریف دیگری از مفاهیمی چون شرافت، نجابت و طرح موضوع طغیان و نیز زیستن در اکنون و حال، راه را برای درمان و عبور از این نیست انگاری نشان دهد و از این رهگذر، معنای جدیدی برای زندگی بشر مدرن فراهم آورد.این جستار به اختصار نظریه های مختلف درباب «معنی» را در بحث از «معنای زندگی»، به همراه تقریر دیدگاه آلبر کامو مورد کنکاش قرار داده است و درنهایت، از رهگذر اشاره به برخی تعارض های بنیادینی که در نگاه کامو به معنای زندگی وجود دارد، راه را برای نقد این دیدگاه فراهم آورده است.
۴.

فلسفه، فلسفه است؛ نقب و نقدی بر چیستی فلسفه های مضاف

نویسنده:
تعداد بازدید : ۶۶ تعداد دانلود : ۷۹
چند صباحی است اصطلاح «فلسفه های مضاف» وارد ادبیات فلسفی معاصر ما شده است و متعاطیان این حوزه سعی بلیغی در تبیین و توضیح مقاصد و اغراضشان از جعل و تألیف این عنوان نوپا مصروف داشته اند. در این جستار کوشیده ایم تا معضلات و معایب چنین رهیافتی را در فلسفه با توجه به خاستگاه آن بیان کنیم و در نهایت، با عنایت به این که فلسفه یک علم کلی بوده که موضوع آن «وجود من حیث هو وجود» است، نشان داده ایم که تنوع و تعدد فلسفه ها به اعتبار ادوار تاریخی، پیشینه فرهنگی و دینی در جوامع مختلف و به اعتبار اغراض گوناگونی که برای فیلسوفان وجود داشته، متفاوت بوده است. از این رو، اگر به خود فلسفه به معنای اصیل آن بازگردیم و مباحث فلسفی را به اقتضای تاریخ و روزگارمان جدی بگیریم، دیگر به جعل و تألیف این عنوان تازه نیازی نیست؛ به ویژه اگر توجه داشته باشیم که این اصطلاح، نه تنها راه تازه ای فراروی متعاطیان فلسفه نمی گشاید، بلکه ابهام و کژتابی های فهم و زبان را در ساحت فلسفه و تفکر فلسفی افزون تر می کند .  
۵.

از خودآیینی اخلاق مُلکی تا دگرآیینی اخلاق ملکوتی (نگاهی نو به گونه های مختلف مناسبات میان دین و اخلاق)

تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۴۷
یکی از پرسش هایی که همواره ذهن متفکران را به خود مشغول کرده، ارتباط بین دین (شرع) و عقل بوده است. در جهان اسلام هم به این مسئله پرداخته شده و به طور ویژه موضوع حسن و قبح در حوزه اخلاق بحث شده است. در این مقاله گونه های مختلف مناسبات میان اخلاق و دین مطرح خواهد شد و هر یک از این رویکردها نقد و بررسی می شود و در نهایت با نگاهی نو به دیدگاه مختار پرداخته خواهد شد که بر اساس آن با تفکیک میان اخلاق مُلکی و ملکوتی نشان داده ایم که اخلاق مُلکی ابتنا و وابستگی به دین ندارد و شاید مستقل از دین موضوع نظر واقع شود، لکن اخلاق ملکوتی و متعالی جز در پناه دین حاصل نمی شود و در ذیل دین تعریف و تبیین می شود و خودفرمانروایی و خودآیینی در حوزه اخلاق ملکی با خدافرمانروایی و دگرآیینی در ساحت اخلاق ملکوتی سازگار و جمع پذیر است، به این معنا که شاید در بسیاری از موارد احکام اخلاقی مشترکی را توصیه و تجویز کنند، لکن روح و به تعبیر ادقّ بنیاد فعل و خاستگاه توصیه و تحذیر متفاوتی دارند.
۶.

از فلسفة علم تا فلسفة علوم انسانی (درآمدی بر فلسفه علوم انسانی از نظرگاه هیدگر)

نویسنده:

کلید واژه ها: هیدگر علوم انسانی فلسفة علم پدیدارشناسی هرمنوتیکی دازین حیث تاریخی

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد تاریخی عصر جدید کانت تا ابتدای دوره معاصر
  2. حوزه‌های تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد موضوعی فلسفه های مضاف فلسفه علم
تعداد بازدید : ۱۱۸۸ تعداد دانلود : ۱۰۴۷
پرداختن به فلسفة علوم انسانی بدون طرح بحث از فلسفة علم امکان پذیر نیست. هیدگر هرچند به صراحت به فلسفة علوم انسانی ورود نکرده است، با توجه به ایده هایی که در باب فلسفة علم طرح کرده و نیز از طریق تتبع در مطاوی برخی آثار و درس گفتارهای وی، امکان طرح پرسش از فلسفة علوم انسانی وجود دارد. با عنایت به مناقشاتی که پدیدارشناسی هرمنوتیکی هیدگر درحوزة علم ایجاد کرده است و نیز تحلیلی که او از انسان به مثابه دازین و حیث تاریخی دازین ارائه می کند، زمینه برای طرح جدی فلسفة علوم انسانی نیز فراهم می گردد. این جستار می کوشد حلقة وصلی میان دعاوی هیدگر در باب علم به نحو عام و نسبت این دعاوی وی با علوم انسانی برقرار سازد و نشان دهد رویکرد فلسفی هیدگر در قبال علم نه تنها قابلیت تعمیم به ساحت علوم انسانی دارد، بلکه علوم انسانی را نیز با پرسش های بنیادینی مواجه می سازد. در پایان با توجه به تأملات ظریفی که هیدگر در باب هرمنوتیک و فهم و تفسیر دارد و قواعدی را که او و پیروان او برای آن بر می شمارند، نشان دادیم که چگونه این قواعد می تواند اعتبار بیناذهنی برای علوم انسانی ایجاد کند یا عینیتی برای مضامین و محتویاتی که در این سنخ از معرفت وجود دارد، بیافریند.
۷.

تحلیل وضعیت برخورداری نظام شهری استان کرمانشاه از شاخص خدمات شهری با استفاده از مدل های تاکسونومی، تحلیل عاملی و تحلیل خوشه ای

تعداد بازدید : ۷۲ تعداد دانلود : ۶۳
زمینه اصلی فعالیت شهرداری ها خدمات رسانی عمومی به شهروندان است که شامل طیف وسیعی از فعالیت ها از جمله بهداشت، سلامت، امنیت و عمران می شود. با این حال، بخش هایی از وظایف شهرداری های استان کرمانشاه به دلیل روشن نبودن قوانین مربوط مغفول مانده است. ضعف برنامه مدون و دقیق به همراه توزیع تسهیلات و خدمات که تنها با تصمیمات شخصی مدیران یا کارشناسان متناسب و مطابق است، از دیگر ضعف های گریبانگیر شهرداری های این استان به شمار می آید؛ بدین ترتیب این نوع بی عدالتی و شکاف درخصوص برخورداری یا عدم برخورداری شهرهای مختلف در دستیابی به خدمات موردنیاز شهروندان سبب ایجاد نوعی بی تعادلی در توزیع فضایی نظام شهری استان شده است. در این مقاله ابتدا وضعیت نظام شهری استان از نظر جمعیتی بررسی، سپس براساس شاخص های اصلی خدمات شهری، میزان برخورداری شهرهای استان کرمانشاه به نسبت میزان جمعیت آن ها سنجیده می شود. برای این کار از مدل های رایج در برنامه ریزی مانند تاکسونومی و تحلیل عاملی رتبه بندی استفاده شده است. شهرهای استان نیز با استفاده از مدل خوشه ای در 5 دسته (کاملاً برخوردار تا برخورداری خیلی ضعیف) طبقه بندی شده اند. نتایج تحقیق نشان می دهد که بین برخورداری و عدم برخورداری شهرها با جمعیت دریافت کننده خدمات شهری ارتباطی منطقی برقرار نشده است؛ به طوری که شهرهای کوچک تر نظام شهری استان در مقایسه با به شهرهای بزرگ تر، شرایط مناسب تری از نظر برخورداری از خدمات شهری دارند. نشانه این امر را می توان در مقایسه نوع و تعداد خدمات شهری موجود در شهر سومار با 9 نفر (رتبه اول) با شهر کرمانشاه و سایر شهرهای پرجمعیت استان مشاهده کرد.
۸.

رهیافتی نو به بنیادهای هرمنوتیکی علوم انسانی

نویسنده:
تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۶۲
در این جستار کوشش شده است نسبت میان فلسفه و علوم انسانی با نگاهی نو و باتوجه به بنیادهای هرمنوتیکی آنها بررسی و مطالعه شود. مطابق ادعای این مقاله، هر رشته و شاخه معرفت موجود در علوم انسانی نگاهی مابعدالطبیعی و فلسفی دارد که بر مبنای بنیادی هرمنوتیکی ایجاد شده است؛ بنابراین، علوم انسانی از فلسفه و مابعدالطبیعه بی نیاز نیست. در این پژوهش با در نظر گرفتن نسبتی که انسان با فهم و تفسیر و به طور عام با «هرمنوتیک» دارد، ضمن سخن گفتن از ضرورت کثرت انگاری در ساحت فلسفه و مابعدالطبیعه، نشان داده است چگونه رشته های مختلف موجود در حوزه علوم انسانی به ناچار باید نگاهی کلی و کلانی داشته باشند و این موضوع، در حوزه برتری از شناخت، یعنی همان معرفت مابعدالطبیعی آشکار می شود.<br /> درپایان، باتوجه به ایده های ارائه شده در نسبت میان فلسفه و علوم انسانی و نکات موجود در نسبت میان متعاطی مابعدالطبیعه و عالمان علوم انسانی نشان داده شده است چگونه بر مبنای این بنیاد هرمنوتیکی از امکان ظهور «مابعدالطبیعه های خاص» سخن گفته می شود و علوم انسانی چگونه در چنین بستری (با در نظر گرفتن نیازهای بومی، ملی، دینی و فرهنگی ما) پرورش و کمال می یابد. همچنین، از رهگذر مناسبات احتمالی موجود در میان فلسفه و علوم انسانی چگونه می شود برای پژوهشگران به منظور مطالعات میان رشته ای راهی را گشود.
۹.

تعمیم پذیری روش های تربیت الهی در قرآن

کلید واژه ها: روش تربیتی خلیفه الله تعمیم پذیری تربیت قرآنی تربیت الهی

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی تفسیر و علوم قرآن تفسیر قرآن معارف قرآن اخلاق و تربیت در قرآن
  2. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی اخلاق و تعلیم و تربیت اسلامی اخلاق اسلامی اخلاق کاربردی اخلاق دینی
  3. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی اخلاق و تعلیم و تربیت اسلامی تعلیم و تربیت اسلامی کلیات فلسفه‌ تعلیم و تربیت
  4. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی اخلاق و تعلیم و تربیت اسلامی تعلیم و تربیت اسلامی تربیت تربیت اخلاقی
تعداد بازدید : ۵۸۲ تعداد دانلود : ۳۹۱
قرآن کریم، کتاب تربیتی است که خداوند متعال، در آن هم به طور مستقیم از روش هایی برای تربیت پیامبر اکرمn و سایر مردم استفاده کرده است و هم روش هایی را به پیامبر و دیگران برای تربیت آموخته است. هدف این پژوهش بررسی این مسئله است که آیا مربیان انسانی می توانند از روش های تربیتی خداوند در قرآن کریم به منظور تربیت انسان ها استفاده کنند یا اینکه روش های تربیت قرآن کریم ویژه خداوند است و مربیان انسانی نمی توانند در تربیت از آنها استفاده کنند؟ این تحقیق برای پاسخ به این سؤال از روش تحلیل و تفسیر آیات قرآنی استفاده کرده و به هشت دسته دلیل بر جواز استفاده مربیان از روش های تربیت الهی در قرآن کریم دست یافته است که عبارتند از: هدف تربیتی و هدایتی قرآن، عمومیت و عقلایی بودن زبان قرآن، توصیه به تدبر و تفکر در آیات قرآنی، دستور قرآن به تمسک به حبل الله، خلیفه بودن انسان برای خدا، الگو بودن پیامبر و جواز استفاده آن حضرت از روش های الهی، و نظایر آن.
۱۲.

زبان تصویری، زبان تربیتی قرآن

کلید واژه ها: زبان قرآن تربیت اسلامی زبان تصویری زبان تربیتی

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی تفسیر و علوم قرآن تفسیر قرآن معارف قرآن اخلاق و تربیت در قرآن
  2. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی اخلاق و تعلیم و تربیت اسلامی اخلاق اسلامی کلیات فلسفه‌ اخلاق
  3. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی اخلاق و تعلیم و تربیت اسلامی تعلیم و تربیت اسلامی کلیات فلسفه‌ تعلیم و تربیت
  4. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی اخلاق و تعلیم و تربیت اسلامی تعلیم و تربیت اسلامی تربیت تربیت دینی
تعداد بازدید : ۵۲۳ تعداد دانلود : ۴۰۱
خدای متعال، هدف اصلی قرآن کریم را هدایت انسان خوانده است و برای رسیدن به این هدف متعالی، زبان متناسب آن را به کار گرفته است. یکی از زبان های تأثیرگذار در تربیت به ویژه تربیت اخلاقی، زبان تصویر در قالب های مختلف است؛ زبان تصویر همچنین زبان مشترک همه ی انسان هاست، از این رو قرآن کریم که نسخه جاودانی برای هدایت عموم بشر است، برای رساندن پیام های تربیتی خویش، بیش از هر زبان دیگر، از زبان تصویری استفاده کرده است. این پژوهش به لحاظ هدف از نوع کاربردی و با بهره گیری از روش توصیفی- تحلیلی با استناد به آیات مربوطه، زبان تربیتی قرآن را ترسیم کرده و هدف اصلی آن استخراج شیوه تربیتی بر اساس آیات قرآن است که می تواند الگوی ممتازی را در این راستا فرا روی مربیان قرار دهد. یافته ها نشان می دهد که با توجه به انس انسان با امور محسوس، تصویرسازی مفاهیم اخلاقی، تاثیر شگرفی در پرورش و اصلاح تربیت دارد که این روش در آیات تربیتی و اخلاقی قرآن، فراوان مورد استفاده قرار گرفته است.
۱۳.

رابطه ی سرمایه روانشناختی با رفتارهای مدنی-سازمانی با توجه به نقش تعدیل کننده وظیفه شناسی در یک سازمان آموزشی دولتی

کلید واژه ها: سازمان دولتی وظیفه شناسی سرمایه روان شناختی رفتارهای مدنی - سازمانی

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی مدیریت مدیریت آموزشی
  2. حوزه‌های تخصصی مدیریت مدیریت منابع انسانی روابط فرد و سازمان
تعداد بازدید : ۳۱۷ تعداد دانلود : ۱۳۵
ااین پژوهش با هدف تعیین رابطه مولفه های سرمایه روان شناختی (خودکارآمدی، امیدواری، تاب آوری و خوش بینی) با رفتارهای مدنی سازمانی با توجه به نقش تعدیل کننده وظیفه شناسی اجرا شد. جامعه آماری پژوهش را کلیه کارکنان یک سازمان دولتی در شهر اهواز 1393 تشکیل دادند که از میان آن ها 279 نفر به شیوه سهل الوصول (دردسترس) انتخاب شدند. ابزار های پژوهش شامل پرسشنامه سرمایه روان شناختی (ناگیوئن و همکاران، 2012)، پرسشنامه رفتارهای مدنی سازمانی (لی و آلن، 2002) و پرسشنامه وظیفه شناسی (دنوی و اوزوالد، 2012) بود. داده ها از طریق ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون سلسله مراتبی تحلیل شد. یافته ها نشان داد که بین سرمایه روان شناختی با رفتارهای مدنی سازمانی (01/0>p) رابطه مثبت و معنادار وجود دارد . همچنین بین سرمایه روان شناختی با وظیفه شناسی (01/0>p) و بین وظیفه شناسی با رفتارهای مدنی سازمانی رابطه مثبت و معنادار (01/0>p) به دست آمد. نتایج تحلیل رگرسیون سلسله مراتبی نشان داد که وظیفه شناسی قادر به تعدیل رابطه بین خودکارآمدی و امیدواری با رفتارهای مدنی سازمانی معطوف به افراد ، و وظیفه شناسی قادر به تعدیل رابطه بین خودکارآمدی با رفتارهای مدنی سازمانی معطوف به سازمان است.
۱۴.

تحلیل جامعه شناختی رابطه ی سرمایه ی اجتماعی با توسعه ی سیاسی در ایران از سال1357-1384

تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۳۰
هدف پژوهش حاضر پاسخ به این پرسش هاست که اولاً؛ سرمایه ی اجتماعی در مفهوم مشارکت ، اعتماد و انسجام اجتماعی و توسعه ی سیاسی در مفهوم توسعه ی مشارکت و رقابت سیاسی در ایران پس از انقلاب سلامی چه فراز و فرودی را پشت سر گذاشته است؟ثانیاً این دو پدیده در نظام اجتماعی و سیاسی ایران چه تعاملاتی با یکدیگر داشتند ؟ تلقی از پدیده های فوق به عنوان واقعیاتی تاریخی که ریشه در دگرگونی های اجتماعی بلند مدت دارد ، خواه ناخواه روش تحقیق حاضر را به سوی تحقیق تاریخی سوق داده است ؛ زیرا فرض بر این بود که روند شکل گیری و تحول سرمایه ی اجتماعی و توسعه ی سیاسی هر جامعه، تاریخ خاص خود را دارد . پس در چارچوب این روش ، سه دوره ی مشخص تاریخی را طی فاصله ی زمانی (84– 1357) که درآن ادوار،کشور متناوباً از نظر روند تحول پدیده های فوق دچار قبص و بسط و فراز و فرود بوده است مورد مطالعه دقیق علمی قرار داده ایم . 
۱۶.

رویکرد ذهنی گرا و معیارپذیر تفسیر

کلید واژه ها: معیارپذیری تفسیر روی کرد ذهنی گرا واقعه انگاری فهم استقلال معنای متن عدم تعین معنا

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد تاریخی دوره معاصر (قرون 20 و 21) فلسفه قاره ای هرمنوتیک
  2. حوزه‌های تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد موضوعی فلسفه های مضاف فلسفه دین
  3. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی کلام دین پژوهی فلسفه دین
تعداد بازدید : ۱۴۵۷ تعداد دانلود : ۵۴۹
یکی از مسائل بنیادین در تفسیر متون، معیارپذیری آن است، چرا که اعتبار تفسیر بر آن مبتنی است. هدف از تفسیر متون، به ویژه متون دینی، پی بردن به مراد مؤلف است. از این رو روی کرد رایج در تفسیر متون، به ویژه متون دینی، بر اساس معیارپذیری بوده است. همین روی کرد در سنت تفسیری غرب نیز مدت ها حاکم بوده است. اما با ظهور روی کردهای ذهنی گرای تفسیری در دوره های اخیر، معیارپذیری تفسیر متون با چالش های درخور اعتنایی مواجه شده است؛ این مقاله با بررسی و نقد ادله و مستندات روی کردهای یادشده در تفسیر، به این نتیجه رهنمون می شود که مشکل اساسی این نوع روی کردها، نادیده گرفتن واقعیات عینی و نیز اصول عقلایی و زبان شناختی است؛ واقعه انگاری تفسیر، استقلال معنا و عدم تعین معنای متن افزون بر آن که پشتوانه ی علمی و استدلالی ندارد، در فهم متون، به ویژه متون دینی، با غرض و هدف پدید آورنده ی آن ناسازگار است.
۱۷.

مبانی رویکرد ذهنیگرا در تفسیر

کلید واژه ها: زبان حقیقت روش تفسیر متن عینی گرایی رویکرد ذهنی گرا

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴۸ تعداد دانلود : ۳۸۷
رویکرد ذهنی گرا، بر دخالت عناصر ذهنی در تفسیر تأکید دارد و بر آن است که قبل از تفسیر، معنای متن، وجود خارجی ندارد. بهترین راه مواجهه با پیامدهای نادرست رویکرد ذهنی در تفسیر متون دینی، بررسی مبانی معرفت شناسی و نظری آن است. این پژوهش به روش توصیفی ـ تحلیلی ارتباط آن را با سه مقولة محوری؛ «حقیقت»، «زبان» و «روش» نشان می دهد. طبق رویکرد ذهنی، حقیقتی به معنای مطابقت وجود ندارد یا نسبی است؛ روشی برای نیل بدان وجود ندارد و زبان حکایت گر از واقع نیست. بر این اساس تفسیر به معنای دستیابی به حقیقت از طریق زبان و روش ممکن نیست. درحالی که بر پایة اصول عقلایی، حقیقت به معنای ویژگی قضیه؛ زبان به عنوان ابزار ابراز معنا؛ و روش به عنوان راه وصول به آن، شالودة تفسیر متون را شکل می دهند.
۱۸.

اگزیستانسیالیسم و اصالت وجود (با تاکید بر صدرالمتالهین و هیدگر)

نویسنده:
تعداد بازدید : ۱۰۷۰ تعداد دانلود : ۵۱۷
فلسفه تطبیقی، امروزه به یکی از شاخه های جذاب در حوزه مطالعات فلسفی تبدیل گشته است. اما نباید از انحرافها و کجرویهایی که ممکن است در مطالعات تطبیقی روی می دهد غفلت کرد. نظر نگارنده این سطور این است که آنچه در حوزه مطالعات تطبیقی میان اگزیستانسیالیسم و ملاصدرا صورت می گیرد، به رغم تشابهات و اصطلاحات مشترکی که در میان آنها وجود دارد، موجب سوء فهم گشته و مراد و مطلوب پژوهشگران عرصه تطبیق را فراهم نیاورده است. از آنجا که هیچ گونه ملاک و معیار واحدی برای دعوت این دو نوع تفکر برای مفاهمه و گفت و گو وجود ندارد، وجهی برای تطبیق و مقایسه میان این دو دیدگاه یافت نمی شود. در این نوشتار، عناصر مشترکی که موهم تطبیق میان این دو جریان فکری گشته، بررسی، نقد و ارزیابی شده است.
۱۹.

فلسفه تطبیقی؛ امکان یا امتناع

نویسنده:

کلید واژه ها: فلسفه تطبیقی فواید فلسفه تطبیقی. امکان فلسفه تطبیقی روش شناسی فلسفه تطبیقی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۳۶ تعداد دانلود : ۴۰۸
فلسفه تطبیقی در دوره معاصر به یکی از مباحث فلسفی جذاب در حوزه مطالعات تطبیقی تبدیل شده است. به نحوی که وقوع چنین فلسفه ای سخن گفتن از امکان آن را امری زائد و بیهوده مینمایاند. این نوشتار بر آن است، رهیافت های متنوع و مختلف درباره امکان یا امتناع فلسفه تطبیقی را بررسی کرده، در پایان با جانبداری از یک رهیافت ایجابی، روش، موانع و فواید آن را به دقت بازکاوی نماید.
۲۰.

دیویدسون و معضل شکاکیت

نویسنده:

کلید واژه ها: تثلیث معرفت شناختی تفسیر ریشه ای مفسر همه دان معرفت شناسی خارجی شده

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد تاریخی دوره معاصر (قرون 20 و 21) فلسفه تحلیلی
  2. حوزه‌های تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد موضوعی معرفت شناسی
تعداد بازدید : ۹۷۵ تعداد دانلود : ۴۴۹
دیویدسون در طرح نظریه شناخت خود به دنبال آن است که پایه و اساس هر نوع شکاکیتی را در هم فرو ریزد. هندسه معرفت شناختی وی سه ضلع دارد: شناخت خود، شناخت اذهان دیگر و شناخت جهان خارج؛ وی معتقد است این سه ضلع غیر قابل انفکاک و جدایی ناپذیرند و با نفی یا کنار گذاشتن هر یک از این اضلاع معرفت، امکان شناخت به کلی منتفی می شود. در این مقاله ضمن تبیین ابعاد این مثلث معرفت شناختی می کوشیم نشان دهیم که دیویدسون با استمداد از مفاهیمی چون تفسیر ریشه ای، علیت، تعامل و ارتباط میان شخصی تا چه میزان در تحقق این آرمان کامیاب بوده است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان