مطالب مرتبط با کلید واژه " رب "


۱.

تبیین حکمی و عرفانی حدیث من عرف نفسه

نویسنده:

کلید واژه ها: نفسمعرفتفطرتتجلیعلیترباحاطه و معیت قیومیهظهور و بطونعلو و دنوجامعیت و فاعلیت

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی تصوف و عرفان اسلامی عرفان نظری
  2. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی حدیث و علوم حدیث حدیث کلیات فقه الحدیث حدیث شناسی
تعداد بازدید : ۸۲۷ تعداد دانلود : ۴۰۷
معرفت نفس، به حکم حدیث شریف من عرف نفسه فقد عرف ربه رهنمون معرفت رب است از این رو بعضی از عالمان و عارفان به تبیین حکمی و عرفانی آن پرداخته اند. برخی آنرا از قبیل تعلیق به محال دانسته اند و بعضی به طرق گوناگون در صدد توجیه و تبیین کیفیت معرفت رب از راه معرفت نفس بر آمده اند. از نظر این گروه، معرفت فطرت، حدوث، امکان، حرکت، تجرد و فقر هستی نفس ما را به خدای متعال دلالت می کند و نفس از جهات جامعیت، احاطه، معیت، ظهور و بطون، علو و دنو، وحدت، فاعلیت و وجوه بسیار دیگر، ظلال و مثال باری تعالی است
۲.

""میرعاشقان"" بررسی نشانه شناختی و روابط عمودی غزلی از حافظ

نویسنده:

کلید واژه ها: نشانه شناسیحافظربامیر مبارزالدینمیرعاشقان

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی ادبیات قالب های شعر کلاسیک غزل
  2. حوزه‌های تخصصی ادبیات حوزه های ویژه حافظ پژوهی
  3. حوزه‌های تخصصی ادبیات علوم ادبی نقد و بررسی آثار ادبی کلاسیک نظم
تعداد بازدید : ۱۰۱۹ تعداد دانلود : ۴۷۱
برای دریافت چرخش های معنایی و در نتیجه ژرف ساخت متفاوت با رویه ی ظاهری اشعار و نیز شناخت مخاطب پنهان غزل های حافظ - در غزل هایی که روی سخن با شخصیتی خاص است- ، کشف نشانه های درونْ متنی نه تنها راهگشا که اجتناب ناپذیر است. حافظ شخصیت مورد خطابش را - بویژه در غزل های انتقادی - با نام واره هایی چند می خواند تا زوایای وجودی وی را با زبانی پنهان و پرنشانه معرفی نماید. این امر ضمن آن که شعر را تاویل بردار می سازد، باعث توهم تعدد مخاطب نیز می گردد. مقاله ی حاضر غزلی به مطلع صوفی گلی بچین و مرقع به خار بخش وین زهد خشک را به می خوشگوار بخش را با توجه به حرکت عمودی شعر و یافتن و نمایاندن نشانه های درونْ متنی مورد بررسی قرار داده است. این غزل یکی از غزل - شخصیت های پر از طنز حافظ است که در سراسر آن روی سخن با یک مخاطب است که وی را با نام واره های مختلفی چون صوفی، میر عاشقان، رب و شاه می خواند تا افشاگر شخصیت خونریز و باده نوش محتسبی ریاکار به نام امیر مبارزالدین باشد.
۳.

تأملی بر «صراط مستقیم» از منظر ابن عربی و برخی از شارحان نظریه های عرفانی او

کلید واژه ها: صراط مستقیماللهربشارحان نظریه های عرفانی ابن عربیمحیی الدین عربی

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی تصوف و عرفان اسلامی کلیات فلسفه‌ تصوف و عرفان
  2. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی تصوف و عرفان اسلامی کلیات شخصیت ها[زندگینامه ها؛ اندیشه ها و..]
تعداد بازدید : ۵۸۷ تعداد دانلود : ۲۲۴
صراط مستقیم یکی از موضوعات چالش برانگیزی است که پیوسته در حوزه های مختلف، مورد توجه محققان، صاحب نظران و مفسران بوده است. در این میان، محیی الدین عربی و عارفان پس از او عنایت ویژه ای به این موضوع، نشان داده اند. هدف این مقاله، تحلیل دیدگاه عرفانی ابن عربی و برخی از شارحان نظریه های عرفانی او دربارة صراط مستقیم است که با توجه به رویکرد عرفانی به آیه 56 سوره هود مطرح شده است. این تحقیق به صورت توصیفی- تحلیلی انجام گرفته است. محورهای مورد بحث در آن، انقطاع عذاب از جهنمیان بدون خروج از جهنم و نیز تقسیم صراط مستقیم به سلوکی و وجودی، و تفاوت قایل شدن میان ""الصراط المستقیم"" (صراط الله) و ""صراط مستقیم"" (صراط های رب ها) است. یافته های این جستار، گویای این است که براساس نظر عارفان صراط مستقیم وجودی که در قوس نزولی خلقت قرار دارد، بدون هیچ گونه تمایز و تفاوتی مربوط به همه موجودات است، در حالی که ""صراط مستقیم سلوکی"" به قوس صعودی خلقت مربوط می شود و تنها به انسان ها اختصاص دارد. درواقع، نه تنها وجه تمایز انسان ها از سایر موجودات است، بلکه تعیین کننده مقام و مرتبه هر انسانی در راه رسیدن به کمال انسانی است. همچنین، به دلیل سابق بودن رحمت خدا بر غضب او سرانجام، عذاب از اهل نار برداشته خواهد شد، و با وجود بودن در جهنم، از آلام و عذاب آن، رهایی می یابند.
۴.

بازخوانی دیدگاه های دانشمندان مسلمان در معنا و اشتقاق «ربّ»

کلید واژه ها: معناشناسیقرآن کریماشتقاقاسماء الحسنیرب

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶۳ تعداد دانلود : ۲۰۱
با توجه به اهمیت و جایگاه محوری اسم «ربّ» در نظام معنایی قرآن کریم، در این مقاله با نگاهی تاریخی انتقادی به بازخوانی دیدگاه های دانشمندان مسلمان در مورد واژه «ربّ» و اشتقاق و معنای آن پرداخته می شود؛ تا ضمن دستیابی به تصویری روشن از روش های مورد استفاده در معناشناسی واژگان قرآنی و نتایج حاصل از آن، نقاط قوت و ضعف آن ها آشکار گردد و زمینه استفاده از روش های روزآمد جهت رفع نارسایی های موجود فراهم آید. از مجموع اقوال و شواهد مورد استناد فرهنگ نویسان متقدم چنین برمی آید که واژه «ربّ» که همگی آن را از ریشه مضاعف رب ب دانسته اند در زبان عربی پیش از اسلام در معنای «مالک» به کار می رفته است، و حتی برخی، مبدأ اشتقاق «ربّ» را «تربیة» (از ریشه ناقص رب و) دانسته اند. با توجه به دیدگاه دانشمندان مسلمان در باب اشتقاق و لزوم قرابت توأمان ریشه و معنا، فرهنگ نویسان متقدم می بایست «ربّ» را واژه ای جامد تلقی می کردند چرا که از سویی پیوند معنایی میان صورت اسمی «ربّ» با کاربردهای فعلی ریشه رب ب روشن نبوده است و از سوی دیگر، پیوند میان ریشه های رب ب و رب و. با وجود تلاش های برخی دانشمندان مسلمان جهت یافتن مبدأ اشتقاقی برای صورت اسمی «ربّ» از کاربردهای فعلی ریشه رب ب، تلاش های آنان نارسا بوده و نه پیوند معنایی صورت اسمی «ربّ» را با کاربردهای فعلی ریشه رب ب روشن ساخته اند و نه چگونگی پیوند برخی کاربردهای ریشه مضاعف رب ب را با ریشه ناقص رب و و معنای «تربیة»؛ پیوندهایی که به نظر می رسد با نگاهی فراتر به زبان عربی و بررسی تطبیقی آن با سایر زبان های هم خانواده در خانواده زبان های سامی، آشکار خواهد شد.
۵.

تحلیل و واکاوی حدیث شریف«من عرف نفسه فقد عرف ربه» در متون عرفانی

نویسنده:

کلید واژه ها: عرفاننفسحکمتمعرفترب

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی ادبیات ادبیات و مطالعات بین رشته ای علوم اسلامی بازتاب آیات و احادیث
  2. حوزه‌های تخصصی ادبیات حوزه های ویژه عرفان و تصوف در ادبیات متون عرفانی و تحلیل عرفانی متون ادبی
تعداد بازدید : ۴۸۲ تعداد دانلود : ۹۸۸
انسان در تمامی ادوار و هر زمان که با «خود» خلوتی داشته و در جست وجوی شناخت زوایای پنهان و رازآمیز آن برآمده، خویشتن را بسیار پیچیده و با عمقی حیرت انگیز یافته تا آن اندازه که حتی در گذر زمان و با وجود مطالعات گوناگون از هر طیف نیز، همچنان جنبه های درونیش ناشناخته، مجهول و نامکشوف مانده است. ضرورت این شناخت که پیوسته مورد تأکید و توصیه پیامبران و اولیاء الهی بوده است و رابطه ای تنگاتنگ با جهان بینی بشر و شناخت کل هستی و سپس خداوند یافته است؛ انسان را وادار می سازد با تأمل در لایه های ناشناخته درونی وجود، ابعاد ژرف و عمیق هستی خود را واکاوی کند و ضرورت این معرفت را بر سایر معارف مقدم و ارجح بداند. این شناخت تا بدان اندازه مهم است که در نظر برخی از بزرگان حکمت و عرفان، هرکس معنی حدیث « من عرف نفسه فقدعرف ربه» را به درستی بداند و بر زوایای آن اشراف یابد، می تواند جمیع مسائل اصیل فلسفی و مطالب قویم حکمت متعالی و حقایق عرفانی را از آن دریابد. از آنجا که غالب آثار و تألیفات عارفانه بر پایه شناخت رب و نحوه دید انسان به این مهم و در نتیجه آن چگونگی جهان بینی او به نگارش درآمده، حدیث مذکور به عنوان مرجعی برجسته و ارزشمند به دفعات در این آثار مورد استناد قرارگرفته است و شرح و تبیین شده تا بدان حدکه در زمره ضروری ترین مباحث مندرج در این آثار به شمار آمده است. در بسیاری موارد نیز ارائه تمثیل و حکایت، این مفاهیم را عینی و ملموس تر ساخته، دریافت دشواری های آن را آسان ترکرده است. این مقاله بر آن است تا ضمن بررسی سندی و واکاوی مفردات و اجزاء متشکله این حدیث شریف با رویکرد غالب عرفانی، تحلیل و تعاریفی نیز از مفاهیم مرتبط بدان همچون تلازم معرفت نفس و رب، ممکن یا ناممکن بودن این شناخت و نوع این معرفت بر پایه حصولی یا حضوری بودن آن به دست دهد و سپس با ارائه شواهد مثال از متون عرفانی در هر باب به مفاهیم مشترک مرتبط با این شناخت همچون تعریف، مقدمات و نتایج معرفت نفس و رب و مراتب هر یک بپردازد و آن ها را بر پایه وجوه تشابه یا تفریق دسته بندی نماید.
۶.

معناشناسی تاریخی واژه «ربّ»

کلید واژه ها: قرآن کریماسماءالحسنیمعناشناسی تاریخیربنام های خدا در یهودیت و مسیحیتزبان شناسی تاریخی تطبیقیخانواده زبان های سامی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸۷ تعداد دانلود : ۱۳۸
با توجه به اهمیت و جایگاه محوری اسم «ربّ» در نظام معنایی قرآن کریم، در این مقاله با هدف دستیابی به معنای واژه «ربّ» و سیر تاریخی تحول معنا و کاربرد آن در اشاره به «خدای راستین/ خالق» در زبان های مختلف سامی و چگونگی راه یابی چنین کاربردی به زبان عربی پیش از نزول قرآن کریم، از روش معناشناسی تاریخی و زبان شناسی تاریخی تطبیقی استفاده شده است. از این رو ابتدا واژه «ربّ» عربی با بعضی واژه های خویشاوند با آن در خانواده زبان های سامی و همچنین زبان مصری مقایسه شده و در نتیجه، علاوه بر دستیابی به مفهوم اصلی «بزرگ» برای واژه rab سامی و شناسایی واژه nib به عنوان خویشاوند مصری rab سامی، پیوند میان دو ریشه r-b-b و r-b-w/y سامی نیز آشکار شده است. سپس با نگاهی تاریخی به کاربرد مفهوم مورد اشاره واژه rab سامی در بافت دینی پیش از اسلام و سایر واژه های ناظر به این مفهوم در زبان های سامی و متون مختلف دینی یهودیت و مسیحیت پرداخته شده است و در نتیجه، علاوه بر تبیین سیر تاریخی کاربرد معنای «سرور/ صاحب اختیار» در اشاره به «خدای راستین/ خالق» و معرفی واژه های ’Adonāy عبری، Kyrios یونانی، Mār’/ Māry آرامی و Moryo سریانی، که همگی به همین مفهوم اشاره داشته اند، با توجه به شواهد باستان شناختی آشکار شده است که واژه rab نخستین بار در اوایل قرن پنجم میلادی و در زبان سبئی به عنوان اسمی از نام های خدا به کار رفته و چنین کاربردی از زبان سبئی به حجاز و زبان عربی بستر نزول قرآن کریم راه یافته است.
۷.

حقیقت فلسفی «صراط» و اثبات «واحدیت» آن از منظر صدرالمتألهین

نویسنده:

کلید واژه ها: فلسفهعلمصراطواحدیتربحکمة الکون

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی کلیات مکتب های فلسفی حکمت متعالیه
  2. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی کلیات فلاسفه اسلامی
  3. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی کلام دین پژوهی فلسفه دین
  4. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی تفسیر و علوم قرآن علوم قرآنی کلیات مفهوم شناسی
تعداد بازدید : ۳۸۸ تعداد دانلود : ۱۳۴
چکیده هدایت الهی دارای مبدأ (منه)، مقصد (الیه)، وسیله (به) و طریق (صراط) است. پرداختن به موضوع هدایت در آیه شریفه «اِهدِنا الصِّراطَ المُستَقِیم»، بدون تبیین حقیقت «الصراط» که مفعول دوم «اِهدِنا» و متعلّق هدایت است، در واقع پرداختن به بحثی بدون موضوع است که می تواند به نتایجی ابهام آفرین، مانند تعدّد صراط بینجامد. هدف اولیة این تحقیق، تبیین فلسفی حقیقت صراط از منظر ملاصدرا است. ایشان صراط مستقیم را در دنیا، مفهوماً سیر الی الله که حرکت و سیر ارادی و دینی در قالب شرع و صیرورت وجودی انسان در بُعد علمی و عملی با تبعیت از مصادیق صراط است و مصداقاً «قرآن»، «دین» و «پیامبر و ائمه معصومین^» می داند که در آخرت، نمود صراط دنیایی است و به صورت محسوس، روی جهنم کشیده شده است. هدف ثانوی این تحقیق، اثبات واحدیت صراط به تبع منطقی در ضمن تبیین آن با سه دلیل: (۱) وحدت سیاق حکمت خداوند (حکمة الکون) در تکوین و تشریع، (۲) تلازم بین واحدیت ربّ و واحدیت صراط و (۳) سنخیت صراط با علم و حق است. در نتیجه وی وحدت را لازمه منطقی و فلسفی حقیقت صراط دانسته، تعدد صراط را از منظر عقل مردود می شمرد.
۸.

برهان محبت : نگاهی دیگر به احتجاج ابراهیم علیه السلام بر توحید ربوبی

نویسنده:

کلید واژه ها: توحیدحرکتامکانمحبتربوبیتربافولبرهان محبت

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی کلام دین پژوهی فلسفه دین
  2. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی کلام خداشناسی براهین خداشناسی
تعداد بازدید : ۲۱۹ تعداد دانلود : ۶۲
د ر طول تاریخ، محوری ترین موضوعی که انبیای الهی کوشیده اند مردم را به سوی آن سوق دهند اصل توحید و نفی شرک بوده است. از جمله این تلاش ها، رویکرد های استدلالی و عقلانی حضرت ابراهیم علیه السلام است که در قرآن کریم منعکس شده است. وی در مواجهه فکری با مشرکان زمان خود برای نفی ربوبیت ستارگان و ماه و ... و اثبات توحید ربوبی ، از برهان بهره می گیرد. تبیین های مختلفی از این برهان همچون برهان حدوث، حرکت و امکان(ماهوی) صورت گرفته است.یکی دیگر از این تبیین ها برهان محبت است.برهان محبت، استدلالی عقلی است که با محبت فطری پیوند خورده و فراتر از برهان های فلسفی و کلامی متعارف قرار می گیرد. این پژوهش با روش استنادی- تحلیلی- استنباطی، ضمن اشاره به تبیین های مختلف، به واکاوی این تبیین می پردازد. کلمات کلیدی: توحید، رب، افول ،محبت، برهان محبت، حرکت، امکان ، حدوث ، نیازمندی، فقر، ربوبیت.
۹.

بررسی معناشناختی مفهوم مشیت از دیدگاه قرآن کریم: تدوین چارچوب مفهومی برای فرایند عمل مشاوره

تعداد بازدید : ۱۱۴ تعداد دانلود : ۴۹
هدف این پژوهش مطالعه معنا شناختی واژه مشیت به عنوان یکی از اساسی ترین واژه های کلیدی قرآن کریم می باشد. مطالعه معناشناختی واژه مشیت به ما کمک می کند تا به نقش و جایگاه این مفهوم در ترسیم شبکه معنایی کلمات قرآن کریم دست پیدا کنیم. این مفهوم به ما کمک می کند تا از آن به عنوان یکی از ساختارهایی بهره گیریم که می تواند به منزله راهنما در شکل دهی به فعالیت های ما نقش آفرینی کند. هر فعالیتی از این منظر از دریچه مشیت می تواند نگریسته شود و در شکل دهی به یک شیء منجر شود. فرایند مشاوره و عملی که در این فرایند ساخته و پرداخته می شود، موضوع بررسی حاضر قرار گرفته است. این بررسی نحوه ای از مطالعه معناشناسانه زبان است که ماهیت و ساختار معنای زبانی را آشکار می سازد؛ در همین راستا، معناشناسی قرآنی به کشف جهان بینی قرآن و نحوه نگرش قرآن به جهان هستی و موجودات و مخلوقات عالم کمک می رساند مشیت یکی از مهمترین مقولاتی که در ترسیم چگونگی خلق جهان و مخلوقات عالم به کار رفته، مشیت است. در قرآن کریم، مشیت به دو صورت فعلی (شاء) و اسمی( شیء) و در یک معنا به کار رفته اند. به لحاظ مفهومی مشیت به خواست و تمایلی اشاره می کند که خلق جهان را هدف خویش قرار داده است؛ این خواست به لحاظ مصداقی، شیء نامیده می شود.
۱۰.

برهان افول: احتجاج ابراهیم(ع) بر توحید ربوبی

نویسنده:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۱۲
در طول تاریخ، محوری ترین موضوعی که انبیای الهی کوشیده اند مردم را به سوی آن سوق دهند، اصل توحید و نفی شرک بوده است. از جمله این تلاش ها، رویکردهای استدلالی و عقلانی حضرت ابراهیم (ع) است که در قرآن کریم منعکس شده است. وی در مواجهه فکری با مشرکان زمان خود برای نفی ربوبیت ستارگان، ماه و... و نیز اثبات توحید ربوبی، از برهان بهره می گیرد. از این برهان، تبیین های مختلفی صورت گرفته است.یکی از این تبیین ها، ارجاع این استدلال به «برهان حدوث» است. این تبیین از سوی متفکرانی مورد انتقاد قرار گرفته است. این پژوهش با روش استنادی تحلیلی استنباطی، ابتدا به تبیین برهان مزبور و نیز انتقادهای وارد بر آن می پردازد و آنگاه این انتقادها را ارزیابی می کند و تبیین جدیدی از آن را با ارجاع مفهوم «افول» به «نقص و فقر ذاتی و وجودی» ارائه کرده است، به گونه ای که از آن انتقادها مصون باشد.
۱۱.

برهان تمانع به تقریر استاد مطهری و علامه طباطبایی

نویسنده:
تعداد بازدید : ۸ تعداد دانلود : ۴
برهان تمانع از جمله برهان های اقامه شده بر یگانگی خداست. این برهان در آیه 22 سوره انبیاء آمده است. متکلمان و فیلسوفان اصطلاح تمانع را از مفاد آیه برگرفته و وضع نموده اند. آنان این برهان را ناظر به توحید در خالقیت و وجوب وجود دانسته و با این کار علاوه بر تقریر یک برهان کلامی و فلسفی، درواقع، آیه را نیز تفسیر کرده اند. استاد مطهری از جمله این گروه است اما علامه طباطبایی برهان را ناظر به توحید ربوبی می داند؛ بدان دلیل که مسئله مورد اختلاف بین قرآن و بت پرستان همین موضوع بوده است نه توحید خالق که مورد قبول بت پرستان بوده است. او در المیزان و نهایه الحکمه برهان را به گونه ای تقریر می کند که منتج به توحید رب، یعنی مالک مدبر عالم گردد. البته در نهایه الحکمه اشاره ای به آیه ندارد؛ همچنان که در المیزان نیز اشاره ای به بحث های متکلمان و فیلسوفان ندارد؛ به طوری که حتی از استعمال اصطلاح تمانع نیز اجتناب می کند. در این مقاله بعد از تقریر استاد مطهری و استاد طباطبایی، به مقایسه و ارزیابی آنها از لحاظ فلسفی و تفسیری پرداخته ایم.