بهرام جوکار

بهرام جوکار

سمت: دانشیار
مدرک تحصیلی: استاد دانشگاه شیراز

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۵۸ مورد.
۱.

رابطه خودارزیابی مرکزی و خودناتوان سازی تحصیلی با واسطه هیجان های تحصیلی: مدل یابی ساختاری

تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۸۳
هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه خودارزیابی مرکزی و خودناتوان سازی تحصیلی با واسطه ی هیجان های تحصیلی بود. روش پژوهش، توصیفی- همبستگی و از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان سال اول مقطع کارشناسی دانشگاه شیراز در سال تحصیلی 99-98 بودند که از بین آن ها 315 نفر با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش، مقیاس خودارزیابی مرکزی (جاج و دیگران، 2003)، پرسشنامه هیجان های تحصیلی پکران و دیگران و مقیاس خودناتوان سازی تحصیلی شوینگر و استینسمیر-پلستر بود. تحلیل داده ها با استفاده از مدل یابی معادلات ساختاری نشانگر تأثیر مستقیم خودارزیابی مرکزی بر خودناتوان سازی تحصیلی، خودارزیابی مرکزی بر هیجان های تحصیلی و هیجان های تحصیلی بر خودناتوان سازی تحصیلی   بود و همچنین، خودارزیابی مرکزی با واسطه هیجان های تحصیلی، خودناتوان سازی تحصیلی را پیش بینی می کند. مطابق با نتایج پژوهش حاضر، ارتقاء سطح عزت نفس، خودکارآمدی و منبع کنترل دورنی ، احساس خودارزشی را به همراه دارد و زمینه ساز تجربه بیشتر هیجان های مثبت امید و غرور است که همین امر تمایل به استفاده از راهبرد خودناتوان سازی تحصیلی را کاهش می دهد.
۲.

ویژگی های روان سنجی پرسشنامه سرمایه روان شناختی تحصیلی در نوجوانان

تعداد بازدید : ۷۵ تعداد دانلود : ۸۶
یکی از نیازهای حیاتی دانش آموزان برای ورود به مراحل بعدی زندگی، کسب سرمایه روان شناختی تحصیلی در مدرسه است؛ سرمایه ای که ورود آنان را به اجتماع سازمانی و دانشگاهی تسهیل کند. با توجه به اهمیت سرمایه روان شناختی در حیطه تحصیلی و محیط های آموزشی و نبود یک ابزار روا و پایا برای سنجش آن در دوران دبیرستان، پژوهش حاضر در راستای پر کردن خلأ موجود و به منظور ارائه مستندات مربوط به تعیین روایی و پایایی مقیاس سرمایه روان شناختی تحصیلی انجام گرفت. این مقیاس بر روی دانش آموزان دوره های اول و دوم متوسطه شهرستان منوجان اجرا شد. تعداد 260 نفر به روش نمونه گیری تصادفی مرحله ای انتخاب شدند و به سوالات پرسشنامه پاسخ دادند. برای بررسی روایی و تعیین ساختار عاملی پرسشنامه از تحلیل عامل تأییدی مرتبه اول و دوم استفاده شد. نتایج نشان داد در تحلیل عامل تأییدی هر چهار عامل لحاظ شده بر اساس مبانی نظری مورد تأیید قرار گرفت. روایی ملاکی از طریق محاسبه همبستگی با نمره پرسشنامه سرمایه روان شناختی لوتانز (2007) بررسی شد و رضایت بخش بود. با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ پایایی پرسشنامه بررسی شد و ضریب پایایی کل برابر با 92/0 حاصل شد؛ بنابراین می توان در پژوهش های مربوط به سرمایه روان شناختی تحصیلی از آن بهره برد.
۳.

طراحی بسته آموزشی رشد عزت نفس بهینه مبتنی بر ذهن آگاهی و تاثیر آن برکاهش خشم و نشخوار خشم

تعداد بازدید : ۲۲۰ تعداد دانلود : ۲۶۵
مقدمه: خشم، هیجانی است که به دلیل اثرات اجتماعی آن و نیز نقش آن در بیماری های قلبی عروقی همواره مورد توجه است. هدف از پژوهش حاضر، بررسی اثربخشی بسته آموزشی رشد عزت نفس بهینه بر خشم و نشخوار خشم بود. این بسته آموزشی بر اساس نظریه کرنیس و با استفاده از تکنیک های ذهن آگاهی طراحی شد. روش: این پژوهش از نوع آزمایشی بر اساس طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه پژوهش، دانشجویان دانشگاه شیراز، شیوه نمونه گیری به صورت هدفمند و شرکت کنندگان شامل 50 نفر از دانشجویانی بود که برای همکاری در پژوهش اعلام آمادگی کرده بودند که به تصادف در دو گروه 25 نفره (گروه کنترل و گروه آزمایشی) قرار گرفتند. ابزار مورد استفاده، پرسشنامه های نشخوار خشم ARS و سیاهه چندبعدی خشم MAI بودند که در مراحل پیش آزمون و پس آزمون توسط شرکت کنندگان تکمیل گردیدند. گروه آزمایشی به مدت 8 جلسه تحت آموزش قرار گرفتند. گروه کنترل، آموزشی دریافت نکردند. یافته ها : تحلیل کواریانس چندمتغیره نشان داد پس از اجرای بسته آموزشی، تفاوت معناداری در ابعاد نشخوار خشم شامل افکار خشمناک پس از رویداد، افکار انتقام، خاطرات خشم برانگیز و درک علت ها و نیز ابعاد خشم شامل برانگیختگی خشم، موقعیت های خشم برانگیز و خشم درونی شده در گروه آزمایشی نسبت به گروه کنترل ایجاد شد.. نتیجه گیری : این بسته آموزشی می تواند با ایجاد آگاهی نسبت به خویشتن، رشد پردازش شناختی بدون سوگیری، شکل دهی رفتار برخاسته از ارزش های فرد و کمک به برقراری رابطه ای اصیل ، فرد را در جهت اصالت خویشتن سوق دهد که پیامد آن دست یابی به عزت نفس ایمن و نهایتاً، کاهش خشم و نشخوار خشم است.
۴.

بررسی مدل علّی شیوه های فرزندپروری، جهت گیری مذهبی و اضطراب مرگ

تعداد بازدید : ۱۷۲ تعداد دانلود : ۲۴۲
هدف این پژوهش، بررسی پیشایندها و پیامدهای جهت گیری مذهبی، در قالب یک مدل علّی بود. روش پژوهش، از نوع تحقیقات توصیفی و طرح همبستگی بود. جامعه آماری، تمامی دانش آموزان مقطع متوسطه نظری (دوره دوم) شهر شیراز در سال تحصیلی 93-92 تشکیل می دادند. از این میان، تعداد 215 نفر (111 دختر و 104 پسر) به روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها، از پرسش نامه های شیوه های فرزندپروری، جهت گیری مذهبی و اضطراب مرگ استفاده شد. برای تجزیه وتحلیل داده ها از روش های ضریب همبستگی پیرسون و آزمون تحلیل مسیر استفاده شد. نتایج جدول ماتریس همبستگی نشان داد که بین اکثر متغیرهای پژوهش حاضر همبستگی معناداری در سطح 01/0<P وجود داشت. در ادامه، نتایج تحلیل مسیر حاکی از معناداری نقش واسطه ای ابعاد جهت گیری مذهبی در رابطه میان شیوه های فرزندپروری و اضطراب مرگ بود. به طورکلی، می توان گفت: جهت گیری مذهبی و شیوه های فرزندپروری دو مورد از عوامل اصلی برای بررسی اضطراب مرگ می باشند.
۵.

تعامل معلم- دانش آموز و خودکارآمدی با سرزندگی تحصیلی: نقش واسطه گری جهت گیری هدف

تعداد بازدید : ۳۷۳ تعداد دانلود : ۳۴۳
 پژوهش حاضر، بررسی رابطه تعامل معلم- دانش آموز و خودکارآمدی با سرزندگی تحصیلی دانش آموزان و مطالعه نقش واسطه گری جهت گیری هدف در قالب یک مدل علّی بود. جامعه آماری پژوهش حاضر، همه دانش آموزان دوره تحصیلی متوسطه اول شهرستان کازرون بودند. تعداد 516 نفر از آنان به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای انتخاب و به عنوان مشارکت کنندگان در پژوهش مورد بررسی قرار گرفتند. برای گردآوری اطلاعات، پرسشنامه سرزندگی تحصیلی حسین چاری و دهقانی زاده (1391)، مقیاس جهت گیری هدف الیوت و مک گریگور (2001)، پرسشنامه تعامل معلم - دانش آموز وبلز، کریتون، لوی و هوی مایزر (1993) و مقیاس خودکارآمدی موریس (2001) استفاده شد. اطلاعات جمع آوری شده با روش های آماری توصیفی و روش تحلیل مسیر و با استفاده از نرم افزارهای AMOS و SPSS تحلیل شدند. یافته ها نشان داد از میان ابعاد خودکارآمدی، خودکارآمدی هیجانی و اجتماعی هم به طور مستقیم و هم با واسطه گری جهت گیری هدف از نوع تسلط گرایشی، پیش بین مثبت سرزندگی تحصیلی هستند؛ اما بعد خودکارآمدی تحصیلی فقط با واسطه گری جهت گیری هدف از نوع تسلط گرایشی توانست سرزندگی تحصیلی را پیش بینی نماید. هیچ کدام از ابعاد تعامل معلم- دانش آموز نتوانستند به صورت مستقیم پیش بینی کننده سرزندگی تحصیلی باشند؛ اما بعد کنترل و جهت دهی با واسطه گری جهت گیری هدف از نوع تسلط اجتنابی و بعد عدم اطمینان با واسطه گری جهت گیری هدف تسلط گرایشی پیش بین سرزندگی تحصیلی بودند. ابعاد خودکارآمدی در مقایسه با ابعاد تعامل معلم-دانش آموز نقش مؤثرتری در پیش بینی سرزندگی تحصیلی دانش آموزان داشت. یافته های پژوهش حاضر، علاوه بر تولید دانش نظری، کاربردهای عملی ویژه ای را جهت ارتقای مهارت سرزندگی تحصیلی دانش آموزان در برداشت. تبیین های تفصیلی پیرامون چگونگی پیوند متغیرها در اصل مقاله آورده شده است.
۶.

نوستالژی و هویت اخلاقی: یک مدل تسهیل گر

تعداد بازدید : ۳۰۵ تعداد دانلود : ۳۰۶
مقدمه: رویکرد نوین فضیلت گرایی اخلاقی، بر خصایص درونی شخص یعنی فضایل و انگیزه ها تمرکز می کند و نقش عواطف را از حیث ادراکی و ترغیبی پررنگ می سازد. هدف: هدف از پژوهش حاضر یافتن راهی برای تسهیل فضایل اخلاقی در هویت فرد از طریق تمرکز بر قابلیت های هیجان نوستالژی بود. مسئله پژوهش حاضر این است که نوستالژی به عنوان یک هیجان نا اخلاقی چه ربطی در اهمیت یافتن فضایل هویت اخلاقی دارد. روش: پژوهش از نوع همبستگی و جامعه آماری این پژوهش دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه شیراز بود و ۲۰۱ دانشجو در این تحقیق مشارکت داشت. مشارکت کنندگان به آزمون پژواک رویداد وایدشات و همکاران (۲۰۰۶)، پرسشنامه ی نوستالژی باچو (۱۹۹۵) و پرسشنامه اهمیت خویشتن اخلاقی آکویینو و رید (۲۰۰۲) پاسخ دادند. از نرم افزار SPSS ورژن ۱۹ و Amos ۱۹ و از حسابگر پایایی ترکیبی مطابق با فرمول رایکو (۱۹۹۷) استفاده گردید. یافته ها: نتایج نشان داد نوستالژی گرایی پیش بینی کننده ی معنادار هر دو بعد درونی سازی و نماد سازی بود. نتیجه گیری: مطابق با نتایج به دست آمده، نوستالژی گرایی پیش بینی کننده ی مثبت برای درونی شدن ارزش های اخلاقی در خودپنداره ی فرد است و هم پیش بینی کننده ی بازنمایی و وانمود اجتماعی خود به عنوان کسی که حامل برخی از ارزش هاست. تجربه ی نوستالژی همراه است با نوعی نظم بخشی هیجانی و اهمیت یافتن دیگری در زندگی شخص. این تجربه احتمالاً از طریق یکپارچه سازی و انسجام بخشی به خود و گشودگی به دیگری، نیرومند شدن هویت اخلاقی را تسهیل می کند.
۷.

نقش واسطه ای خودناتوان سازی در رابطه بین احساسات شرم و گناه و سازگاری تحصیلی

تعداد بازدید : ۱۲۵ تعداد دانلود : ۱۴۵
پژوهش حاضر در قالب یک مدل علی، پیشایندهای سازگاری تحصیلی را بررسی کرد. در این مدل احساسات شرم و گناه به عنوان متغیر برونزا، خودناتوان سازی متغیر واسطه ای و سازگاری تحصیلی متغیر درونزا بودند. شرکت کنندگان پژوهش حاضر 423 دانشجوی (141 مرد و 280 زن) مقطع کارشناسی دانشگاه شیراز بودند که با روش خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند و به پرسشنامه های گرایش به شرم و گناه (کوهن و همکاران، 2011)، مقیاس خودناتوان سازی (جونز و رودوالت، 1982) و مقیاس سازگاری تحصیلی (بیکر و سریاک،1989) پاسخ دادند. به منظور بررسی مدل پژوهش از روش تحلیل معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار Amos استفاده شد. مدل در دو سطح اندازه گیری و ساختاری مورد تحلیل قرار گرفت. یافته های سطح اندازه گیری بیانگر آن بود که ساختار عاملی احساس گناه در فرهنگ ایرانی متفاوت از ساختار مورد نظر سازندگان ابزار است. یافته های روابط ساختاری، نشان داد که احساس گناه هم به طور مستقیم و هم از طریق خودناتوان سازی بیرونی سازگاری تحصیلی، را به شکل مثبت پیش بینی می کند. در خصوص احساس شرم نتایج بیانگر آن بود که این احساس با واسطه خود ناتوان سازی درونی به صورت منفی سازگاری تحصیلی را پیش بینی می کند. در مجموع یافته های پژوهش از یک سو بیانگر تفاوت در نیمرخ پیش بینی هیجانات در ارتباط با خود ناتوان سازی و سازگاری تحصیلی بود و از سوی دیگر بیانگر تفاوت میانجی گری دو نوع راهبرد درونی و بیرونی خود ناتوان سازی در پیش بینی سازگاری تحصیلی بود.
۸.

ادراک معلمان از عوامل مؤثر بر ارتباط معلم دانش آموز: تحلیل پدیدارشناسی

تعداد بازدید : ۱۴۹ تعداد دانلود : ۱۳۹
ارتباط معلم-دانش آموز، صرفاً کنش و واکنش ساده ای از جانب دو سوی این رابطه نیست، بلکه تبادل کاملی است که در بستری از عوامل مؤثر بر آن شکل می گیرد. این مطالعه با هدف درک عوامل مؤثر بر این رابطه از دیدگاه معلمان انجام شده و در چارچوب روش تحقیق کیفی و طرح پدیدارشناسی به توصیف عمیق این عوامل پرداخته است. شرکت کنندگان در این پژوهش 19 معلم دوره ابتدایی (12 زن، 7 مرد) از دبستان های دولتی شهر شیراز بودند که به شیوه هدفمند انتخاب شدند و در مصاحبه های نیمه ساختاریافته شرکت کردند. بر مبنای یافته های این مطالعه، دیدگاه معلم درباره رفتارهای کلاسی و خصوصیات دانش آموز، که در ارتباط با او مؤثر است، مسیرهای کلاسی که برای ارتباط با دانش آموز قابل بهره برداری اند، عوامل بیرون از دایره رابطه معلم و دانش آموز، که بر ارتباط آن ها با یکدیگر اثر می گذارد، و ویژگی های خلقی، باورها و انگیزش معلم که در ارتباط او با دانش آموز مؤثرند، به دست آمد. این مؤلفه ها، دریافت ابعاد جامعی از دیدگاه معلم را پیرامون دغدغه پژوهش ممکن ساخت. نتایج این مطالعه، تبیین کننده بسترهای ممکن برای مداخله مثبت در رابطه معلم-دانش آموز است.
۹.

بررسی اثربخشی روش آموزش خواندن براساس نظریه یادگیری مغز محور

تعداد بازدید : ۸۸ تعداد دانلود : ۷۷
هدف: مطالعه حاضر ارائه روش تدریس آموزش خواندن در دبستان، بر اساس نظریه یادگیری مغزمحور و مقایسه اثر بخشی آن با روش رایج کلی کلمه آموزی است. روش: طرح تحقیق، طرح آزمایشی از نوع پس آزمون با گروه کنترل معادل بود. جامعه مورد مطالعه فراگیران پایه ی پیش دبستانی، شهر مشهد بودند. نمونه پژوهش 50 نفر بودند که به صورت هدفمند انتخاب شدند پس از اجرای تست هوش وکسلر ِکودکان و بررسی پرونده بهداشتی آنان جهت اطلاع از سلامت بینایی، شنوایی و تاریخ تولد آن ها، در دو گروه همگن قرار گرفتند. گروه ها به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل انتساب شدند. سپس روش آموزش مغز محور برای شروع خواندن با استفاده از بسته ی آموزشی محقق ساخته بر روی گروه آزمایش و روش کلی کلمه آموزی (روش رایج) بر روی گروه دیگر به اجرا درآمد. برای جمع آوری اطلاعات، از آزمون تشخیصی خواندن نیلی پور و شیرازی ) (Nilipour& Shirazi, 2011 و برای تحلیل داده ها از آزمون تحلیل واریانس چند متغیره استفاده گردید. یافته ها: نتایج نشان داده است که روش آموزش خواندن بر اساس روش مغز محور نسبت به روش رایج، به طور معنی داری بر بهبود عملکرد خواندن (05/0≥P، 04/74=F)، دقت خواندن (05/0≥p، 19/94=F)، سرعت خواندن (05/0≥p ، 16/17=F) و همچنین در درک مطلب خواندن فراگیران (05/0≥P، 26/11=F) تاثیر داشته است. بنابراین روش آموزش مغز محور می تواند بر بهبود روش های آموزش خواندن در مرحله شروع خواندن تاثیر بیشتری داشته باشد.
۱۰.

بی صداقتی تحصیلی و باورهای شناخت شناسی: وارسی نقش تعدیل گری جنسیت

تعداد بازدید : ۱۱۳۵ تعداد دانلود : ۲۸۱
در حوزه روان شناسی اخلاق بررسی  نقش متغیّرهای تسهیل کننده  کنش اخلاقی دارای اهمیت است.  بی صداقتی تحصیلی یکی از مسائل پر بسامد در محیط های تحصیلی و آکادمیک است. در این راستا تعیین نقش متغیرهای شناخت شناسی شخصی یا باورهای معرفت شناسی شخصی، دربرگیرنده تلاشی جدید است برای شناخت متغیرهای مؤثر در رفتار اخلاقی در یک بافت تحصیلی است. در مطالعه حاضر نقش باورهای معرفت شناسی برای پیش بینی بی صداقتی تحصیلی، به عنوان شاخصی از کنش اخلاقی، با در نظرگرفتن نقش جنسیت به عنوان متغیر تعدیل گر مورد آزمون قرار گرفت. مشارکت کنندگان 370 دانشجوی کارشناسی دانشگاه شیراز بودند (276 دختر و94 پسر) که مقیاس باورهای شناخت شناسی شراو، بندیکسن و دانکل و مقیاس بی صداقتی تحصیلی خامسان و امیری را تکمیل نمودند. نتایج مدل باورهای شناخت شناسی برای پیش بینی ابعاد بی صداقتی تحصیلی بیانگر روابط معناداری میان باورهای شناخت شناسی و ابعاد بی صداقتی تحصیلی بود. همچنین نقش تعدیلی جنسیت در مدل مورد تایید قرار گرفت. در مجموع یافته های پژوهش حاضر نقش باورهای شناخت شناسی در بی صداقتی تحصیلی را با در نظر گرفتن نقش تعدیلی متغیر جنسیت تایید نمود و از این نظر نقش طرحواره جنسیتی در بی صداقتی تحصیلی مورد تاکید قرار گرفت. محدودیت ها و دلالت های پژوهش مورد بحث قرار گرفت و کاربردهای پژوهش برای خانواده، معلمان، اساتید و فعالیت های مشاوره ای توضیح داده شد.
۱۱.

ساخت و اعتباریابی مقیاس فراحافظه برای نوجوانان

تعداد بازدید : ۲۱۱ تعداد دانلود : ۲۳۵
هدف از پژوهش حاضر تدوین و اعتباریابی مقیاس فراحافظه نوجوانان در بافت تحصیلی بود. این پژوهش، ترکیبی از نوع اکتشافی متوالی است که در مرحله کیفی با استفاده از روش همسوسازی داده های چندگانه مشتمل بر چهارضلع الف) جمع آوری اطلاعات مبانی نظری و اصول زیربنایی مربوط به فراحافظه بر اساس چارچوب نظری نلسون و نارنز، ب) پژوهش های انجام شده در حوزه فراحافظه و یادگیری، ج) ارائه تکلیف حافظه محور و مصاحبه فراحافظه مبنا بر روی دانش آموزان (33 نفر) و تحلیل آن (ملاک و نشانگر ها) و د) بهره گیری از نظرهای متخصصان حوزه شناختی و تربیتی چارچوب نظری اولیه، و سرانجام بر آن اساس مقیاس فراحافظه تدوین و اعتباریابی شد. سپس در مرحله کمی، با استفاده از نمونه 289 نفری (170= دختر و 116=پسر در رده ی سنی 18-12 سال) روایی و پایایی مقیاس، با به کارگیری روش های آماری تحلیل عامل اکتشافی و آلفای کرونباخ بررسی و تایید شد. نتایج تحلیل عاملی اکتشافی نشان داد 19 گویه در قالب 4 عامل: قضاوت های مربوط به یادگیری، قضاوت های خود اطمینان بخش، قضاوت های حس دانستن و قضاوت های آسان بودن یادگیری مقیاس فراحافظه را تشکیل می دهند. ضریب آلفای کرونباخ برای هر عامل محاسبه و ضریب پایایی کل مقیاس برابر با 71/0 محاسبه شد. یافته های پژوهش معرفی ابزاری جهت سنجش فراحافظه گروه سنی نوجوان در بافت تحصیلی است که ابزاری سودمند برای سنجش فراحافظه و به کارگیری در پژوهش های شناختی و یادگیری است.
۱۲.

تبیین علّی مشغولیت تحصیلی بر اساس شناخت اجتماعی: نقش واسطه ای هیجان های مثبت تحصیلی و اجتماعی

تعداد بازدید : ۱۹۲ تعداد دانلود : ۲۸۱
هدف از این پژوهش تبیین علّی مشغولیت تحصیلی بر اساس شناخت اجتماعی، با توجه به نقش واسطه ای هیجان های مثبت تحصیلی و اجتماعی بود. روش پژوهش حاضر از نوع همبستگی بود. 566 نفر (278 مرد، 288 زن) از دانشجویان دانشگاه شیراز با روش نمونه برداری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند و به پرسشنامه شناخت اجتماعی (نجاتی، کمری و جعفری، زیر چاپ)، مقیاس امید به تحصیل (خرمائی و کمری، 1396)، مقیاس تحسین (شیندلر و دیگران، 2013) و سیاهه مشغولیت تحصیلی (سالملا-آرو و آپادایا، 2012)  پاسخ دادند. برای تحلیل داده ها از مدل یابی معادلات ساختاری استفاده شد و نتایج نشان داد که شناخت اجتماعی بر امید به تحصیل (46/0=β)، تحسین (37/0=β) و مشغولیت تحصیلی (49/0=β) و هیجان امید به تحصیل بر مشغولیت تحصیلی (24/0=β) اثر مستقیم دارد. از طرف دیگر، شناخت اجتماعی با واسطه گری هیجان مثبت تحصیلی (امید به تحصیل) بر مشغولیت تحصیلی اثر غیرمستقیم دارد (11/0=β). به طورکلی نتایج نشان داد که هیجان مثبت تحصیلی (امید به تحصیل) در رابطه بین شناخت اجتماعی و مشغولیت تحصیلی نقش واسطه ای دارد. نتایج این پژوهشاز آموزه های نظریه کنترل ارزش هیجان پیشرفت در دانشجویان ایرانی به طور تجربی حمایت می کند.
۱۳.

اثربخشی رویکرد آموزش مبتنی بر پیوندگرایی در مقایسه با رویکردهای آموزش ارتباطی و دستور - ترجمه بر درگیری تحصیلی دانش آموزان

تعداد بازدید : ۳۴۷ تعداد دانلود : ۲۷۴
هدف از اجرای پژوهش حاضر بررسی اثربخشی رویکرد آموزش مبتنی بر پیوندگرایی در مقایسه با رویکردهای دستور - ترجمه و ارتباطی بر درگیری تحصیلی دانش آموزان در درس زبان انگلیسی بوده است. پژوهش حاضر از نوع شبه آزمایشی با طرح عاملی 3 (روش تدریس)*2 (جنسیت)، با استفاده از اجرای پیش آزمون و پس آزمون است. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه دانش آموزان پسر و دختر پایه سوم دبیرستان مدارس دولتی شهرستان رامهرمز بوده است که در سال تحصیلی 96-1395 مشغول به تحصیل بوده اند. مشارکت کنندگان در پژوهش حاضر در شش کلاس حضور داشتند که به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به پرسش نامه درگیری تحصیلی ریو (2013) پاسخ دادند. یافته ها نشان داد که رویکرد آموزش پیوندگرایی در مقایسه با دو رویکرد دیگر از اثربخشی بیش تری برخوردار است. براساس یافته های پژوهش می توان نتیجه گرفت که پیوندگرایی از طریق مدیریت دانش در دسترس، فرصت های کم نظیری را به منظور درگیر کردن فراگیران ایجاد می کند.؛ بنابراین این پژوهش حاضر استفاده از آموزه های نظریه پیوندگرایی را به منظور ارتقاء درگیری تحصیلی زبان انگلیسی به عنوان یک زبان خارجی پیشنهاد می کند.  
۱۴.

بررسی مفهوم و مدلول شرم: مقایسه ی برخی از مهمترین دیدگاه های روان شناختی با یک دیدگاه الهیاتی-اخلاقی

تعداد بازدید : ۴۰۱ تعداد دانلود : ۳۲۲
مفهوم سازی شرم یکی از مباحث چالش برانگیز در تحقیقات روان شناختی است. چالش مفهوم پردازی شرم در فرهنگ های شرقی و به طور خاص در فرهنگ ایرانی-اسلامی موجبات ابهام قابل توجهی را هم برای اندیشمندان حوزه ی دین و هم برای روان شناسان به وجود آورده است. پژوهش حاضراز طریق بررسی مفهوم سازی و شواهد پژوهشی مربوطه در رویکرد شناختی و روان تحلیلی از میان رویکردهای روان شناختی در زمینه ی شرم و مقایسه ی آن با دیدگاه "فضیلت شرم" عبدالکریم سروش به عنوان یک دیدگاه وجودی-الهیاتی-اخلاقی به فهم این تفاوت و روشن ساختن آن برای محققان دین پژوهی و روان شناسانکمک می کند. روش پژوهش حاضر توصیفی-تحلیلی است و منابع مورد بررسی مقالات و کتاب های روان شناسی و مجموعه سخنرانی های عبدالکریم سروش در حوزه شرم بود. همچنین برای صورتبندی دیدگاه سروش در موردمعرفت شناسی اخلاق، کتاب اخلاق خدایان ایشان مدّ نظر قرار گرفت. نتایج بیانگر آن است که در این زمینه ما تنها با یک اختلاف اصطلاح شناختی روبه رو نیستیم، بلکه با دو پارادایم متفاوت که ملزومات فلسفی-روان شناختی خاص خود را دارند مواجه هستیم. مفروضات مورد اختلاف در مواردی همچون سنخ طرح مسیله، فطری نگری هیجان شرم، توجه به سویه های وجودشناختی شرم، واقع نمون بودن شرم، توجه به اخلاق فضیلت گرایانه در شرم و روش شناسی بررسی مفهوم و کارکرد شرم نشان داده شد. همچنین ملزومات فلسفی و روان شناختی گفته شده هر یک به طور جداگانه مورد بحث قرار گرفت. کلمات کلیدی: مفهوم سازی شرم،رویکردهای روان شناختی، روان شناسی اخلاق، تفاوت های پارادایمی
۱۵.

رابطه افتراقی دلبستگی به والدین و همسالان در پیش بینی تجربه هیجان های شرم و گناه در نوجوانان دختر و پسر

تعداد بازدید : ۱۷۹ تعداد دانلود : ۱۵۳
احساسات شرم و گناه از مهم ترین هیجانات اخلاقی بوده و نقش مهمی در تنظیم رفتارهای اجتماعی و اخلاقی دارند؛ ازاین رو شناسایی عوامل پیش آیند این هیجانات ضروری می نماید. بدین منظور، پژوهش حاضر در قالب یک مدل علّی به بررسی رابطه مؤلفه های دلبستگی و هیجانات شرم و گناه پرداخته است. در همین راستا، دلبستگی به والدین و همسالان، به عنوان متغیر مستقل و احساس شرم و گناه، به عنوان متغیر وابسته در نظر گرفته شدند. شرکت کنندگان پژوهش شامل 398 نفر (218 دختر و 180 پسر) از دانش آموزان سال چهارم متوسطه شهر شیراز بودند، که به روش خوشه ای چندمرحله ای تصادفی، انتخاب شدند. برای اندازه گیری متغیرهای پژوهش، از پرسش نامه دلبستگی به والدین و همسالان آرمسدن و گرینبرگ و مقیاس آمادگی احساس شرم و گناه کوهن و همکاران استفاده شد. روایی ابزارها به روش تحلیل عامل و پایایی آن ها با استفاده از روش آلفای کرونباخ سنجیده شد. روایی و پایایی آزمون ها قابل قبول بود. نتایج پژوهش آشکار ساخت که مؤلفه های دلبستگی (والدین و همسالان) احساس شرم را به صورت منفی و احساس گناه را به صورت مثبت پیش بینی کردند. علاوه بر این، نتایج مقایسه دیاگرام دختران و پسران مؤید نقش تعدیل کنندگی جنسیت بود. نتایج روشن ساخت که در گروه دختران برخلاف یافته های مدل کلی، دلبستگی به همسالان پیش بین مثبت احساس شرم است. درمجموع، یافته ها شواهد مطلوبی در جهت تأیید نقش ارتباطات عاطفی در شکل گیری هیجانات اخلاقی اجتماعی در فرزندان فراهم کرد.
۱۷.

نقش هنر در آموزش مفهومی جدید از صلح - رویکرد پدیدارشناسانه

کلید واژه ها: هنر آموزش پدیدارشناسی صلح بی کران بی کرانگی

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی روانشناسی تاریخچه و مکاتب تاریخچه و مکاتب روانشناسی پدیدارشناسی
  2. حوزه‌های تخصصی روانشناسی حوزه های جدید روانشناسی روانشناسی هنر
تعداد بازدید : ۱۱۵۷ تعداد دانلود : ۱۰۸۵
تاکنون شیوه هایی متفاوت برای آموزش صلح به کار برده شده اند، اما در این زمینه از هنر کم تر استفاده شده است. در راستای انجام این پژوهش، تعدادی اثر هنری به دست پژوهشگر خلق شدند و در چند نمایشگاه به نمایش درآمدند. بر این اساس، در سفرِ این پژوهش از مسیر تجربه ای هنری گذر کردیم تا با شناخت آن به وسیله ی تجربه های بازدیدکنندگان نمایشگاه به نقش هنر در زمینه ی آموزش صلح دست پیدا کنیم. روش پژوهش، پدیدارشناختی بود. داده های پژوهش از راه گردآوری تجربه های 75 بازدیدکننده از مشاهده ی 82 اثر در نمایشگاه-کارگاه به وسیله ی مصاحبه ی ژرف به دست آمدند. داده ها به روش تحلیل مضمون بررسی شدند. ابتدا از تحلیل داده ها 73 مضمون پایه استخراج شدند. این مضمون ها در قالب 6 مضمون سازمان یافته (شگفتی، درک چندگانگی و چالش، پویایی، هارمونی، آفرینش و بی نهایت) قرارگرفتند و در پایان، مضمون فراگیر بی کرانگی را تشکیل دادند. بر اساس این روش بازدیدکنندگان از مشاهده ی آثار برداشت هایی از قبیل حیرت و ابهام در میان تضادها و تقابل ها، آفریدن، رهایی و آرامش داشتند که آن ها را می توان در درون بشر، هم نوعان، درون جامعه، طبیعت و هستی برای دستیابی به هدفی والا مشاهده کرد. توصیف مشارکت کنندگان از این پدیده ی هنری، جلوه ای از زندگی را می نمایاند. مسیر زندگی هم مانند رویدادهای هنری، مجموعه ای از لحظه هایی منحصربه فرد است، لحظه هایی که گاه شامل مفهوم، حس و تجربه ای متضاد با لحظه ی دیگرِ همان زندگی هستند. پی آمد تحلیل این بود که هنر می تواند در یافتن مفهوم زندگی به بشر کمک کند. مشارکت کنندگان توانستند بین دنیای درون نقاش (که در تابلوها جلوه گر می دیدند) و درون خودشان، پیوندی را درک کنند و با این پیوند، مفهوم زندگی را کشف کنند. آنان به تعریفی از زندگی رسیدند که به آرامش یافتن کمک می کند. بنابراین، برای آموزش مفهوم صلح می توان از هنر بهره برد، زیرا همان طور که هنر احساس خوشایندی از راه نمایان کردن زیبایی ها به انسان می دهد، برای در صلح بودن نیز انسان نیازمند هنرمندانه زندگی کردن که همان درک کردن بی کرانگی ذات وجود انسان است، می باشد. بنابراین، زندگی نیز می تواند هنری باشد که تمامی مضمون های بیان شده را برای رسیدن به صلح بی کران در خود داشته باشد. در این آموزش صلح محور کودکان این مفهوم ها را تجربه و درک می کنند و به بیانی، آن ها را زندگی خواهند کرد.
۱۸.

رابطه ی هویت اخلاقی با بی صداقتی تحصیلی: بررسی نقش تعدیلی جنسیت

کلید واژه ها: هویت اخلاقی نمادسازی دورنی سازی بی صداقتی تحصیلی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹۴ تعداد دانلود : ۳۶۱
بی صداقتی تحصیلی شامل عدول از اصول اخلاقی و قوانین در انجام تکالیف تحصیلی است که برای فرد امتیاز یا اعتبار علمی و آموزشی به همراه دارد. تحول اخلاقی و سطح درونی شدن اخلاقیات ازجمله عوامل تعیین کننده ی بی صداقتی تحصیلی به حساب آمده است. ازاین رو پژوهش حاضر نقش هویت اخلاقی را به عنوان شاخصی از تحول اخلاقی، در پیش بینی ابعاد بی صداقتی تحصیلی (تقلب در آزمون و تقلب در تکلیف) مورد کنکاش قرار داد. شرکت کنندگان پژوهش 352 دانش آموز (65 دختر و 87 پسر) مقطع دوم دبیرستان شهر شیراز بودند که با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند و مقیاس «اهمیت هویت اخلاقی برای خود» آکینو و رید و «پرسش نامه ی بی صداقتی تحصیلی» مک کابی و تروینییو را تکمیل نمودند. با استفاده از ویرایش پنجم نرم افزار WarpPLS متغیرهای پژوهش به صورت مکنون، وارد معادلات رگرسیون چندگانه به روش هم زمان شدند و قدرت پیش بینی ابعاد هویت اخلاقی (درونی سازی و نمادسازی) در ابعاد بی صداقتی تحصیلی (تقلب در تکلیف و تقلب در امتحان)، مورد بررسی و تحلیل قرار گرفتند. نتایج نشان داد که بعد نمادسازی هویت اخلاقی، بعد تقلب در تکلیف را به صورت منفی و معنادار و بعد تقلب در آزمون را به صورت منفی اما در حد مرزی پیش بینی نمود. همچنین، بعد درونی سازی هویت اخلاقی، برخلاف انتظار، تنها بعد تقلب در آزمون را به صورت منفی و معنادار پیش بینی کرد. به بیان دیگر، بعد خصوصی هویت اخلاقی پیش بینی کننده ی گونه ی فردی بی صداقتی تحصیلی، یعنی تقلب در آزمون و بعد عمومی هویت اخلاقی پیش بینی کننده ی گونه ی اجتماعی بی صداقتی تحصیلی، یعنی تقلب در تکلیف بود. بررسی نقش تعدیل کنندگی جنسیت در رابطه ی ابعاد هویت اخلاقی با ابعاد بی صداقتی تحصیلی نشان داد که الگوی رابطه ی بین درونی سازی و ابعاد بی صداقتی تحصیلی در دختران و پسران متفاوت است، بدین صورت که رابطه ی بعد درونی سازی هویت اخلاقی با بعد تقلب در آزمون در پسران کاهش یافت.
۱۹.

رابطه معنویت و نظم جویی شناختی هیجان

تعداد بازدید : ۱۶۴ تعداد دانلود : ۱۲۳
هدفاین پژوهش تعیین رابطه معنویت و ابعاد نظم جویی شناختی هیجان بود. شرکت کنندگان پژوهش 387 دانشجو، 228 دختر و 160 پسر مقطع کارشناسی دانشگاه شیراز بودند که به شیوه چندمرحله ای انتخاب شدند. برای گردآوری اطلاعات از پرسشنامه نظم جویی شناختی هیجان (گارنفسکی، کرایج و اسپین هاون، 2001) و شاخص معنویت فراگیر (میوز- بورک، 2004) استفاده و با استفاده از رگرسیون چندگانه به روش همزمان قدرت پیش بینی زیرمقیاس های معنویت در هر یک از ابعاد نظم جویی هیجانی تحلیل شد. یافته های این پژوهش مبین آن بود که ابعاد تعالی و احساس معنا و هدفمندی معنویت، راهبردهای سازش یافته را به صورت مثبت و بعد تعالی معنویت را به صورت مثبت معنادار و بعد آرامش درونی به صورت منفی معنادار، راهبردهای سازش نایافته را پیش بینی کرده اند. نتایج حاکی از آن بود که در کل معنویت راهبردهای سازش یافته نظم جویی شناختی هیجان را به صورت مثبت و راهبردهای سازش نایافته را به صورت منفی پیش بینی می کند.
۲۰.

پیش بینی تصمیم گیری تحلیلی توسط هیجان شادی و ابعاد سبک های شناختی با واسطه گری تمایلات فراشناختی چکیده

کلید واژه ها: شادی تفکر فعال روشنفکرانه تصمیم گیری تحلیلی ابعاد سبک های شناختی

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی روانشناسی هیجان هیجان مثبت و منفی
  2. حوزه‌های تخصصی روانشناسی روانشناسی یادگیری شناخت
  3. حوزه‌های تخصصی روانشناسی روانشناسی یادگیری فراشناخت
تعداد بازدید : ۷۹۶ تعداد دانلود : ۳۸۶
مقدمه: پژوهش حاضر در قالب یک مدل علّی، ساز و کار فرایند تصمیم گیری را با رویکرد شناخت داغ مورد بررسی قرار داد. در این راستا، مبتنی بر مدل پردازش دوگانه کلازینسکی (2004)، هیجان شادی و ابعاد سبک های شناختی (نیاز به شناخت، نیاز به ساختار و نیاز به قطعیت) به عنوان متغیر برون زاد، تمایلات فراشناختی متغیر واسطه ای و تصمیم گیری تحلیلی متغیر درون زاد مدل در نظر گرفته شدند. روش: شرکت کنندگان پژوهش، شامل 228 دانشجوی دختر و پسر مقطع کارشناسی دانشگاه شیراز بودند. مقیاس نیاز به شناخت (کاچیوپو و همکاران، 1996)، نیاز به ساختار و نیاز به قطعیت (تامپسون و همکاران، 1992)، به عنوان شاخص سبک های شناختی؛ مقیاس شادی (لیبومیرسکی و لپر، 1999)؛ مقیاس تفکر فعال روشنفکرانه (استانوویچ و وست، 2007) و مقیاس تصمیم گیری (کلازینسکی، 2001) مورداستفاده قرار گرفتند. پایایی ابزارهای پژوهش به روش آلفای کرونباخ و روایی آن ها به شیوه تحلیل عاملی مورد تأیید قرار گرفت. یافته ها: یافته های پژوهش نشان می دهند که هیجان شادی، تصمیم گیری تحلیلی را به صورت منفی پیش بینی می کند؛ این پیش بینی هم به صورت مستقیم و هم به صورت غیرمستقیم (از طریق واسطه گری تفکر روشنفکرانه) صورت می گیرد؛ بدین شکل که هیجان شادی پیش بینی کننده منفی تفکر روشنفکرانه است و در ادامه تفکر روشنفکرانه، تصمیم گیری تحلیلی را به صورت مثبت پیش بینی می کند. در مقابل بعد نیاز به شناخت (از ابعاد سبک های شناختی) به صورت مستقیم و غیرمستقیم (با واسطه گری تفکر روشنفکرانه)، تصمیم گیری تحلیلی را به صورت مثبت پیش بینی می کند. بعد دوم سبک های شناختی یعنی نیاز به ساختار پیش بینی کننده منفی تفکر روشنفکرانه است و بدین ترتیب با واسطه گری این متغیر، تصمیم گیری تحلیلی را به صورت منفی پیش بینی می کند. درنهایت یافته ها حاکی از آن بود که بعد نیاز به قطعیت پیش بینی کننده تصمیم گیری تحلیلی نیست. نتیجه گیری: درمجموع نتایج پژوهش حاضر تائیدی است بر رویکرد شناخت داغ و به طور خاص مدل پردازش دوگانه کلازینسکی، مبنی بر اینکه فرایندهای شناختی، به ویژه تصمیم گیری تحلیلی، تحت تأثیر حالات هیجانی، وضعیت انگیزشی (سبک های شناختی) و تمایلات فراشناختی می باشند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان