روانشناسی شناختی

روانشناسی شناختی

روانشناسی شناختی دوره ششم پاییز 1397 شماره 3 (پیاپی 17)

مقالات

۱.

ساخت و اعتباریابی مقیاس فراحافظه برای نوجوانان

تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۵۲
هدف از پژوهش حاضر تدوین و اعتباریابی مقیاس فراحافظه نوجوانان در بافت تحصیلی بود. این پژوهش، ترکیبی از نوع اکتشافی متوالی است که در مرحله کیفی با استفاده از روش همسوسازی داده های چندگانه مشتمل بر چهارضلع الف) جمع آوری اطلاعات مبانی نظری و اصول زیربنایی مربوط به فراحافظه بر اساس چارچوب نظری نلسون و نارنز، ب) پژوهش های انجام شده در حوزه فراحافظه و یادگیری، ج) ارائه تکلیف حافظه محور و مصاحبه فراحافظه مبنا بر روی دانش آموزان (33 نفر) و تحلیل آن (ملاک و نشانگر ها) و د) بهره گیری از نظرهای متخصصان حوزه شناختی و تربیتی چارچوب نظری اولیه، و سرانجام بر آن اساس مقیاس فراحافظه تدوین و اعتباریابی شد. سپس در مرحله کمی، با استفاده از نمونه 289 نفری (170= دختر و 116=پسر در رده ی سنی 18-12 سال) روایی و پایایی مقیاس، با به کارگیری روش های آماری تحلیل عامل اکتشافی و آلفای کرونباخ بررسی و تایید شد. نتایج تحلیل عاملی اکتشافی نشان داد 19 گویه در قالب 4 عامل: قضاوت های مربوط به یادگیری، قضاوت های خود اطمینان بخش، قضاوت های حس دانستن و قضاوت های آسان بودن یادگیری مقیاس فراحافظه را تشکیل می دهند. ضریب آلفای کرونباخ برای هر عامل محاسبه و ضریب پایایی کل مقیاس برابر با 71/0 محاسبه شد. یافته های پژوهش معرفی ابزاری جهت سنجش فراحافظه گروه سنی نوجوان در بافت تحصیلی است که ابزاری سودمند برای سنجش فراحافظه و به کارگیری در پژوهش های شناختی و یادگیری است.
۲.

مدلسازی شناختی - محاسباتی تصمیم گیری پویا با استفاده از شبکه های پیوندگرا

تعداد بازدید : ۸۴ تعداد دانلود : ۴۵
در این مطالعه به مدلسازی محاسباتی پیوندگرای تصمیم گیری پرداخته شده است. مهمترین مناطق تصمیم گیری در مغز، عبارتند از تالاموس، کورتکس پیش پیشانی و آمیگدال. مدل محاسباتی پیوندگرا با سه بخش که نماینده این سه منطقه است بر پایه آزمون برد و باخت آیوا ساخته شد. در مطالعات بسیاری از آزمون آیوا برای بررسی تصمیم گیری هیجانی استفاده شده است. در تصمیم گیری هیجانی و مبتنی بر احساسات نقش آمیگدال بسیار اساسی است و انتظار می رود مدلی دو بخشی (نماینده تالاموس و آمیگدال) و بدون وجود پردازش های کورتکس نیز بتواند تصمیم گیری در این آزمون را مدل کند، هر چند که از منظر ریاضی تنها وجود همین دو بخش در مدل (مفاهیم مستخرج از آزمون و عناصر تابع ارزش) برای پیشبینی تصمیمات شرکت کنندگان کافی است. با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس، از 56 نفر شرکت کننده متشکل از 20 مرد و 36 زن با میانگین سنی 52/43 سال خواسته شد در آزمون تصمیم گیری آیوا شرکت کنند. پس از آن هر دو مدل برای این افراد اجرا شد و نتایج مقایسه شد تا مشاهده شود کدامیک تطابق بیشتری با انتخاب های آزمون دهندگان دارد. یافته های تحقیق نشان می دهند مدل دو بخشی 57/62 و مدل سه بخشی منجر به پیشبینی 46/68 درصدی انتخاب های آزمون دهندگان شده است که این اختلاف معنی دار بود. در نتیجه می توان گفت پردازش های کورتکس در این نوع تصمیم گیری نیز نقش بسزایی دارد.
۳.

ابعاد شناختی فرزندپروری والدین ایرانی: یک مطالعه کیفی

تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۵۳
هدف پژوهش حاضر بررسی ابعاد شناختی فرزندپروری والدین ایرانی بود. طرح این پژوهش کیفی و شیوه مورد استفاده در آن، نظریه زمینه ای یا داده بنیاد است. جامعه پژوهش شامل کلیه والدین مسلمان دارای فرزند بالای ده سال ساکن تهران و کرج در مقطع زمانی تابستان 1395 تا تابستان 1396 بود. نمونه مورد بررسی 33 نفر از والدین مسلمان ایرانی بودند که با مصاحبه نیمه ساختار یافته مورد مطالعه قرار گرفتند. داده های حاصل از مصاحبه ها، بر اساس شیوه نامه استراوس و کوربین (1998) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت و در نهایت، حاصل کدگذاری های باز، محوری و گزینشی، 272 کد اولیه، 31 مفهوم، 6 مقوله و 2 طبقه کلی بود: طبقه قابلیت های درون فردی که شامل قابلیت های روان شناختی(قابلیت های شناختی، هویت، حرمت خود، تنظیم هیجان، خودمختاری، تاب آوری، مسئولیت پذیری/نظم فردی)، قابلیت های معطوف به پیشرفت(قابلیت های جسمی، قابلیت های اقتصادی/مالی، قابلیت های شغلی، قابلیت های تحصیلی و هدف/برنامه) و قابلیت های معنوی(دینداری، اخلاق فردی) است و طبقه قابلیت های بین فردی که شامل قابلیت های ارتباط بین فردی(صمیمیت/ مهرورزی، قاطعیت، انعطاف/ انتقادپذیری)، قابلیت های ارتباط خانوادگی(سازگاری، مهارت های ارتباطی، احترام والدین، همکاری و مشارکت، تعهد/ وفاداری/ انسجام، قانون پذیری، اطاعت) و قابلیت های اجتماعی(حقوق دیگران، قانون پذیری، روابط عمومی، اخلاق اجتماعی، نوع دوستی/ یاریگری، سازگاری/ تاییدجویی و تعهد اجتماعی) است.
۴.

بررسی عوارض شناختی متعاقب آسیب مغزی تروماتیک خفیف برعملکرد اجرایی و حافظه کاری بیماران آسیب مغزی

تعداد بازدید : ۶۲ تعداد دانلود : ۴۴
مطالعه حاضر با هدف بررسی مقایسه ای وضعیت شناختی افراد سالم و بیماران آسیب مغزی تروماتیک خفیف( MTBI )، که یکسال از زمان آسیب آنان گذشته است از دو منظر عملکرد اجرایی و حافظه کاری طراحی و اجرا شده است . در این مطالعه علی- مقایسه ای که در فاصله زمانی بهمن 1396 تا مهر 1397 انجام گرفت. 48 بیمار مرد MTBI با دامنه سنی 30 تا 55 سال که طی یکسال گذشته در بخش ICU بیمارستانهای شهدای هفتم تیر شهر ری و بقیه الله تهران بستری بودند، بعنوان گروه آزمایشی و 64 مرد سالم ( کارکنان و عیادت کنندگان بیماران)،با دامنه سنی همتا بعنوان گروه کنترل بصورت تصادفی انتخاب شدند. هر دو گروه (افراد بیمار و سالم)، که کلیه معیارهای ورود به پژوهش را داشتند، با دو آزمون ویسکانسین و حافظه کاری وکسلر مورد سنجش و ارزیابی قرار گرفتند. نتایج نشان داد تفاوت میان دو گروه در عملکرد اجرایی در سطوح طبقات، درجاماندگی، پاسخهای درست و نادرست، تعداد کوششها برای تکمیل الگوی اول و پاسخهای سطح مفهومی در سطح خطای 1 درصد از نظر آماری معناداراست (0/01> p ). همچنین، نتایج نشان داد تفاوت میان دو گروه درنمره حافظه شنیداری رو به جلو و معکوس، حافظه دیداری رو به جلو و معکوس، نمره کل حافظه شنیداری، نمره کل حافظه دیداری و فراخنای حافظه شنیداری در سطح خطای1درصد (0/01> p ) و فراخنای حافظه دیداری در سطح خطای 5 درصد از نظر آماری معناداراست(0/05> p ). به عبارت دیگر نتایج گویای برتری معنا دار گروه سالم در عملکرد های اجرایی و حافظه کاری نسبت به گروه MTBI است. نتایج پژوهش حاضر نشان داد، آسیب مغزی تروماتیک خفیف پس از گذشت یکسال می تواند، در کارکرد عملکرد های اجرایی لوب پیشانی مغز ایجاد اختلال نماید. بنابراین، پیشنهاد می گردد این موضوع در ارزیابی های بالینی و قانونی مورد توجه قرار گرفته و مداخلات روانشناختی همزمان با مداخلات پزشکی جهت تسهیل روند درمان و باز توانی شناختی بیماران و پیشگیری از عوارض فردی و هزینه های اجتماعی متعاقب MTBI ، صورت پذیرد.
۵.

تأثیر مداخلات بازتوانی شناختی ترکیبی(کامپیوتری و دستی)بر بهبود سرعت پردازش اطلاعات و وضعیت روانی زنان مبتلا به مالتیپل اسکلروزیس (ام اس)

تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۲۹
این پژوهش با هدف بررسی تأثیر مداخلات بازتوانی شناختی ترکیبی(کامپیوتری و دستی)بر ارتقاء سرعت پردازش اطلاعات و بهبود متغیرهای وضعیت روانی (MMSE) زنان مبتلا به ام اس بود. این پژوهش با طرح پیش آزمون-پس آزمون با پیگیری دو ماهه اجرا شد. 24 زن مبتلا به ام اس با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به طور تصادفی در 2 گروه 12 نفره جایگزین شدند و گروه آزمایش ، تحت آموزش توان بخشی شناختی قرار گرفته و گروه گواه نیز مداخله ای دریافت نکرد. کلیه شرکت کنندگان جلسه اول و آخر توسط آزمونهای سنجش وضعیت روانی (MMSE) و آزمون توالی شنیداری (PASAT) ارزیابی شدند. پژوهش در مدت 21 جلسه و در شهر اراک اجرا و داده ها با مدل تحلیل واریانس چند متغیره با اندازه گیری مکرر توسط نرم افزار SPSS-24 تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که اثر اصلی عامل زمان(پیش آزمون، پس آزمون، پیگیری) بر نمره توجه انتخابی معنادار است. نتیجه گرفته می شود بازتوانی شناختی دستی بر بهبود توجه انتخابی بیماران زن مبتلا به مالتیپل اسکلروزیس اثربخش است.توصیه می شود از این مداخلات جهت بهبود سرعت پردازش اطلاعات و وضعیت روانی زنان مبتلا به ام اس استفاده گردد.
۶.

رابطه بین خشونت خانگی و عملکرد های شناختی در زنان قربانی همسر آزاری: نقش واسطه ای خود تنظیمی و پریشانی روانشناختی

تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۶۲
بی توجهی به سلامت زنان و اعمال خشونت خانگی علیه آنان می تواند سبب پیدایش انواع بیماری های روانی و حتی جسمانی گردد که این امر تهدیدی برای سلامت اعضای خانواده است. زنان نسبت به اعضای دیگر خانواده بیش تر در معرض خشونت، به خصوص خشونت مردان هستند. مهم ترین آسیبی که خشونت خانگی به همراه دارد ایجاد اختلال در عملکرد شناختی زنان قربانی خشونت است. خشونت خانگی به عنوان یک عامل استرس زای محیطی می تواند عملکردهای شناختی را تحت تاثیر قرار دهد، بنابراین بررسی عملکردهای شناختی در زنان آسیب دیده از خشونت های خانگی دارای اهمیت است. تاثیر خشونت بر عملکردهای شناختی از طریق سایر متغیرهای روانشناختی ممکن است رخ دهد. رهایی از موقعیت خشونت پذیری برای زنان قربانی خشونت خانگی به کیفیت عملکرد شناختی آنها وابسته است. از این رو در پژوهش حاضر، نقش واسطه ای خودتنظیمی و پریشانی روانشناختی در رابطه بین تجربه خشونت خانگی و عملکردهای شناختی مورد بررسی قرار گرفته است. با توجه به بررسی روابط بین متغیرهای پژوهش در یک نمونه از زنان قربانی خشونت خانگی، روش پژوهش از نوع توصیفی-همبستگی بود که رابطه بین متغیرها بر حسب اهداف پژوهش تحلیل گردیدند . جامعه تحقیق شامل زنان قربانی خشونت مراجعه کننده به واحدهای مختلف پزشکی قانونی شهر تهران در سال 1397 بودند . نمونه پژوهش ۲۰۰ نفر از مراجعه کنندگان زن به این مراکز بوده اند که به شیوه هدفمند با توجه به معیارهای ورود و خروج و پس از اخذ رضایت از آن ها انتخاب شده اند. ابزار سنجش متغیرهای پژوهش عبارت است از فرم کوتاه پرسشنامه خودتنظیمی میلر و براون (۱۹۹۹) (SSRQ) ، پرسشنامه افسردگی، اضطراب و استرس داس (۱۹۹۵) (DASS-21) ، پرسشنامه خشونت خانوادگی پور نقاش تهرانی (۱۳۸۳) و مقیاس ارزیابی شناختی مونترال (MONTREAL) (۲۰۰۵). نتایج به دست آمده توسط نرم افزارهای SPSS و LISREL تحلیل شده اند. مدل مفهومی پیشنهادی پژوهش با انجام تحلیل های مختلف آماری مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج نشان می دهند که خشونت خانگی بر عملکردهای شناختی توسط متغیرهای واسطه ای خود تنظیمی و پریشانی روانشناختی تاثیرگذار است. با توجه به مقادیر شاخصهای برازش از قبیل RMSEA ، RMR ، GFI و ... مدل مفهومی پیشنهادی برازش یافت. پژوهش پیش رو بیانگر آن است که تجربه خشونت های خانگی در زنان به واسطه کاهش توانایی خود تنظیمی، و ایجاد پریشانی روانشناختی باعث کاهش عملکرد های شناختی در آنها می گردد. با توجه به یافته های این پژوهش، می توان با توجه دادن خانواده ها و همچنین سازمان ها و مراکز مرتبط با نگهداری و کمک به زنان قربانی خشونت به اهمیت نقش کاهش توانایی های شناختی و عوامل واسطه ای موثر بر آنها بر ادامه خشونت پذیری، با مداخلات آموزشی و درمانی، از وقوع مجدد این گونه خشونت ها پیشگیری کرد.
۷.

مقایسه اثربخشی آموزش بازسازی مهارتهای ادراکی و آموزش کارکردهای اجرایی(توجه، برنامه ریزی، بازداری پاسخ)برحافظه کاری، استدلال ادراکی و عملکردریاضی دانش آموزان پایه سوم بااختلال یادگیری ویژه ریاضی

تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۳۴
چکیده [E1] هدف پژوهش حاضر، مقایسه تأثیر برنامه بازسازی مهارت های ادراکی و آموزش کارکردهای اجرایی (توجه، برنامه ریزی، بازداری پاسخ) بر استدلال ادراکی، حافظه کاری و عملکرد ریاضی دانش آموزان پایه سوم با اختلال یادگیری ویژه ریاضی بود. روش پژوهش آزمایشی، با پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری آن شامل کلیه دانش آموزان دارای اختلال یادگیری ویژه ریاضی در پایه سوم در سال تحصیلی 1396 می باشد. نمونه موردنظر شامل 45 نفر از این دانش آموزان بوده که به صورت نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب و در دو گروه مداخله و یک گروه کنترل جایدهی شدند. برای جمع آوری داده ها از آزمون های کی- مت، ریون، مقیاس استدلال ادراکی وکسلر چهار، آزمون تشخیصی اختلال ریاضی و مقیاس حافظه کاری استانفورد-بینه استفاده شد که پیش از مداخله و در هفته های یک و هشت پس از مداخله به وسیله شرکت کنندگان گروه های مداخله و کنترل تکمیل گردید. گروه آزمایش الف تحت 17جلسه آموزش کارکردهای اجرایی(هر جلسه 45دقیقه)و گروه آزمایش ب تحت 16جلسه آموزش بازسازی مهارت های ادراکی قرار گرفتند. جهت تجزیه وتحلیل داده ها از آنالیز واریانس با اندازه های تکراری استفاده شد یافته ها نشان داد که هر دو شیوه مداخله بر استدلال ادراکی، حافظه کاری غیرکلامی و عملکرد ریاضی مؤثر بوده وبر حافظه کاری کلامی مؤثر نبودند.از طرفی میان اثربخشی این دو شیوه تفاوت معناداری وجود نداشت. بر اساس نتایج، به نظر می رسد که می توان از این دو روش به عنوان یک رویکرد مؤثر برای درمان اختلال یادگیری ویژه ریاضی دانش آموزان استفاده نمود. [E1] باسلام واحترام:کلیه موارد خواسته شده برای اصلاح همگی انجام شد. چکیده بدون ساخت تنظیم گردید-2-چکیده تاحد امکان خلاصه، وویرایش شد.

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۱۷