مهدی زیرک

مهدی زیرک

مدرک تحصیلی: استادیار، گروه علوم تربیتی ، واحد تربت حیدریه دانشگاه آزاد اسلامی، تربت حیدریه ، ایران

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۳ مورد از کل ۳ مورد.
۱.

رابطه بین مدیریت استعداد و نظام ارزشی مدیران مقطع ابتدایی

تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۳۵
امروزه اعتقاد بر آن است که منابع انسانی مهم ترین مزیت رقابتی و سرمایه سازمان است و به همین دلیل بر نقش ارزشمند استعدادها در سازمان تأکید شده و مدیریت مطلوب آنها بسیار مهم و حساس تلقی می شود. هدف از پژوهش حاضر بررسی مدیریت استعداد و ارتباط آن با نظام ارزشی مدیران می باشد. روش پژوهش، توصیفی و از نوع همبستگی با هدف پیش بینی می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه مدیران مقطع ابتدایی پسرانه ودخترانه شهرستان سبزوار به تعداد 91 نفر می باشد که به دلیل حجم کم جامعه، نمونه ها به صورت سرشماری در نظر گرفته شدند. ابزار جمع آوری اطلاعات، پرسشنامه استاندارد «مدیریت استعداد» و «نظام ارزشی» است . پرسش نامه مدیریت استعداد شامل مؤلفه های جذب و استخدام نیروی مستعد، شناسایی و تفکیک کارکنان مستعد، به کارگیری استعداد، توسعه استعداد، ایجاد و حفظ روابط مثبت و نگهداری استعدادها می باشد و پایایی آن با استفاده از آزمون کرونباخ 95/0 می باشد. پرسشنامه نظام ارزشی به ارزیابی اهمیت نقش نسبی شش ارزش که عبارتند از: نظری، اقتصادی، زیباگرا، اجتماعی، سیاسی و مذهبی، می پردازد. ضریب پایایی با استفاده از آزمون کرونباخ برابر با 77/0 می باشد. در این تحقیق داده های کسب شده با استفاده از آمار توصیفی همچون میانگین،انحراف معیار ونمودارها،توصیف و با استفاده از آمار استنباطی و آزمون پیرسون معناداری روابط متغیرها مورد بررسی قرار گرفت . محاسبات آماری با استفاده از نرم افزار spss صورت گرفت. نتایج نشان داد اگر چه بین مدیریت استعداد  با نظام ارزشی ، با سطح معناداری 319/0 که بیشتر از آلفای 05/0 است ارتباط معناداری یافت نشد، ولی در جریان تجزیه وتحلیل داده ها، مشخص شد  که بین برخی مولفه های متغیر مدیریت استعداد با برخی مولفه های متغیر نظام ارزشی ارتباط معنادار وجود دارد که در خور توجه می باشد. بطوری که بین متغیر مدیریت استعداد با مولفه ارزش مذهبی رابطه معنادار و مثبت و با مولفه ارزش اقتصادی رابطه معنادار و منفی مشاهده شد.  
۲.

بررسی رابطه بیش فعالی با میزان حافظه و اختلال دیکته نویسی دانش آموزان پسر ابتدایی شهر زاهدان

تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۹
پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه بیش فعالی با میزان حافظه و اختلال دیکته نویسی دانش آموزان پسر ابتدایی شهر زاهدان در سال تحصیلی 1396-1395 انجام گرفت. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی و جامعه آماری این پژوهش شامل همه دانش آموزان بیش فعال پسر مقطع ابتدایی شهر زاهدان بود که از بین آنان 30 دانش آموز که دچار اختلال دیکته نویسی بودند به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. به منظور جمع آوری داده ها از پرسشنامه بیش فعالی کانرز و همکاران (1999)، مقیاس هوش وکسلر (1939) و آزمون دیکته نویسی جباری (1395)استفاده شد. برای تجزیه وتحلیل داده ها از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون استفاده شد. نتایج نشان داد بین بیش فعالی با میزان حافظه رابطه معکوس و معنادار و بین بیش فعالی با اختلال دیکته نویسی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد؛ بنابراین افزایش بیش فعالی می تواند سبب کاهش میزان حافظه و افزایش اختلال در دیکته نویسی شود.
۳.

پیش بینی کیفیت زندگی معلمان زن براساس متغیرهای هوش سازمانی و هوش معنوی

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی علوم اجتماعی جامعه شناسی جامعه شناسی سازمان
  2. حوزه‌های تخصصی علوم اجتماعی جامعه شناسی جامعه شناسی فرهنگ سبک زندگی
تعداد بازدید : ۷۹ تعداد دانلود : ۹۹
ارتقا ءکیفیت زندگی عاملی است که باعث افزایش کارایی و نیز احساس رضایت فردی میگردد. بنابراین با افزایش توانایی فکری یا هوش سازمانی، کیفیت زندگی نیز افزایش پیدا می کند. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش هوش سازمانی و هوش معنوی به عنوان عوامل پیش بینی کننده کیفیت زندگی در معلمان زن انجام گرفت.روش انجام پژوهش توصیفی –همبستگی بود. بدین منظور 210 معلم زن با روش نمونه گیری چند مرحله ای انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه ی هوش سازمانیAlbrecht,Karl 2009 ) (، هوش معنوی بدیع و پرسشنامه ی کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی ( WHOQOL ) استفاده شد. از آزمون همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون برای آنالیز اطلاعات استفاده شد. تحلیل همبستگی داده ها نشان داد که اکثریت مولفه های هوش سازمانی رابطه مثبت معناداری(01/0>P) با زیر مقیاسهای کیفیت زندگی دارند. از طرف دیگر روابط مثبت معنی داری (01/0>P) میان بعضی مولفه های هوش معنوی و زیر مقیاسهای کیفیت زندگی مشاهده شد. به عبارت دیگر هر اندازه افراد از هوش سازمانی و هوش معنوی بالاتری برخوردار باشند، از کیفیت زندگی بالاتر برخوردار خواهند بود. همچنین نتایج نشان داد متغیرهای توانایی مقابله، میل به تغییر، اتحاد و توافق، روحیه، کاربرد دانش و فشار عملکرد، به عنوان فاکتورهای هوش معنوی و هوش سازمانی می توانند کیفیت زندگی افراد را پیش بینی کنند.در نتیجه، با توجه به معنادار بودن تاثیر هوش سازمانی و هوش معنوی بر کیفیت زندگی معلمان توصیه می شود تا مسئولان در راستای فراهم نمودن بسترهای لازم و مناسب جهت ایجاد هوش سازمانی اقدام نمایند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان