حسین ذبیحی

حسین ذبیحی

مدرک تحصیلی: دانشیار گروه شهرسازی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۶۳ مورد.
۱.

ارزیابی مدل نظری و عملی یادگیری ماشین مبتنی بر فاصله سنجی بردار شباهت پلان ها بر مبنای توسعه فناوری هوش مصنوعی در معماری

تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۳۲
ما در آستانه ورود به جامعه دانش مدار هستیم که در آن منبع اصلی اقتصاد، سرمایه یا منابع طبیعی و نیروی کارگری نیست، بلکه فقط دانش به عنوان تنها منع معنی دار جهان تلقی می شود. این جمله از دراکر اهمیت دانش را نشان می دهد، در واقع مساله این پژوهش بیان و ارزیابی مدلی نظری و عملی در جهت واکاوی شیوه های آموزش پلان های معماری به الگوریتم های یادگیری ماشین است. بر همین اساس پژوهش به دنبال یافتن شیوه های توسعه داده های (پلان ها) معماری به سمت فناوری های نوین می باشد. هدف پژوهش یافتن راهی برای توسعه فناوری هوش مصنوعی در ورود داده های معماری با همان مفاهیم اصلی خود است که بتواند علاوه بر داشتن همان کارکردهایی که هوش انسانی دارد، سرعت، دقت و چندبعدی بودن را در فرآیند تولید دانش معماری لحاظ نماید. روش پژوهش بصورت تاریخی، تحلیلی و با رویکرد بررسی داده های کمی می باشد که با استفاده از الگوریتم های پردازش تصویر، خطوط چندین نمونه از پلان های معماری در اعداد نرمال شده 0 تا 1قرارداده شده و سپس به روش تعیین فاصله کسینوسی بر روی بردارهای به دست آمده، تشابه سنجی گردیده است. یافته های این پژوهش بیان می دارد با روش های ارائه گردیده می توان داده های موجود در پلان را به ماشین انتقال داد و همین شیوه می تواند، در آینده پایه گذار سامانه های هوشمندی شود که توانایی تولید و تشابه سنجی پلان های معماری را بصورت نامحدود خواهند داشت و این فرآیند نخستین گام در این حوزه می باشد.
۲.

تحلیل کیفی ادراک اتمسفری در تجربه معماری (نمونه موردی: آثار منتخب معماری معاصر ایران)(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۳۴
مبحث ادراک اتمسفری در معماری به عنوان یک راهکار مناسب از هم زیستی عاطفی انسان در تعامل با مکان، نوعی گفتمان پدیدارشناسانه با رویکرد به زیبایی شناختی نوین است. این پژوهش به جایگاه بدن در فرایند ادراک حسی اتمسفری از منظر پدیدارشناسی ادراک مرلوپونتی می پردازد. روش این پژوهش، کیفی و تحلیلی و تفسیری با زمینه پدیدارشناسی ادراکات حسی بدنمند و از منظر اندیشه های مرلوپونتی و همچنین با روش کدگذاری آزاد، محوری و گزینشی انتخاب شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که ادراک اتمسفری منجر به تقویت رابطه میان تجربه واقعی و ابعاد ذهنی می گردد تا از دل این احساس تقویت شده، تجربه ای ژرف از فضا و زمان، فراروی مخاطب حادث شود و در توضیح معنای معمارانه نقش ایفا می کند. همگرایی قابلیت های ادراکی بامعنای جسمانی، از فروکاهیدن اثر معماری به فرمالیسم صرف و ترکیب بندی های اغواگرایانه که از هرگونه منطق مادی و تجربه وجودی خالی شده است، جلوگیری می کند. لذا از طریق ادراک پیشاتاملی و بلاواسطه در بستری از اتمسفر معمارانه، چهارچوب ها، افق ها و عرصه های برای تجربه کردن و فهم جهان بر ما گشوده می شود.نتیجه این پژوهش حاکی از آن است که ادراک اتمسفری از طریق یکی شدن مخاطب با فضا و ادغام ادراک حافظه و تخیل در فرایندی بدنی رخ می دهد و ماهیت شهودی و بدنمندی دارد و قابلیت اثر معماری را در همراه ساختن و جهت دهی رفتار مخاطبان برجسته می کند. مؤلفه هایی همچون ماده و بافت، نور و سایه، توده و جرم، هندسه و مقیاس، بستر و زمینه پیرامونی، جزییات معماری و اقلیم در فرایند خلق ادراک اتمسفری نقش تعیین کننده ای ایفا می کنند.
۳.

اقتصاد و معماری: تاثیر اوضاع اقتصادی ایران دوره قاجار بر الگوهای معماری و شهرسازی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۱۶
ورود سرمایه داری به ایران با تغییرات گسترده در نظام اقتصادی همراه بود. در حالی که ساختار تولید کشور در اوائل دوره قاجار مبتنی بر تولید محصولات کشاورزی و صنایع دستی و صادرات آن بود، در اواخر با زوال و آسیب دیدگی جدی کشور را به یک واردات کننده بزرگ از کشورهای اروپایی و روسیه تبدیل کرد. با تعطیلی کارخانه های داخلی، تلاش ها برای درونی کردن سرمایه داری به شکست انجامید و عدم توانایی بخش خصوصی در رقابت با سرمایه داری خارجی منجر به سودآوری تجارت مبتنی بر واردات و رانت شد. نتیجه این اتفاقات بر معماری و شهرسازی کشور بر دو مسئله قابل مشاهده بود. یکی افزایش جمعیت شهرها و نیاز به توسعه آن ها که با خیابان کشی های جدید و حضور بناهایی با عملکردهای نوین همراه بود. اتفاقی که به بورس بازی زمین منجر شد و بر جدایی طبقات اجتماعی تاکید نمود. دوم تأثیر غیرمستقیم سرمایه داری خارجی که به حضور اتباع اروپایی در شهرهای ایران انجامید و به روند آشنایی ایرانیان با فرهنگ و مظاهر تمدن غربی شدت بیشتری بخشید. در این تحقیق با روش های تفسیری-تاریخی و استدلال منطقی به ارتباط متقابل میان وضعیت اقتصادی و تحولات معماری و شهرسازی شهرهای ایران در دوره قاجار پرداخته شده است. یافته های پژوهش حاکی از این است که این فراگرد نه تنها بر شکل شهرها و سیمای ساختمان ها تأثیرگذار است بلکه با مقنضیات سیاسی-اجتماعی و فرهنگی گسترده ای همراه شد که همین پیامدهای آن را پیچیده تر و تأثیرگذاری اش را بیشتر کرده بود. اهداف پژوهش: بررسی چگونگی تأثیرات شرایط اقتصادی دوره قاجار بر تحولات شهرهای ایران. 2.بازشناسی الگوهای معماری به کار رفته تحت تأثیر  تحولات اقتصادی دوره قاجار. سوالات پژوهش: 1.شرایط اقتصادی و  جریان های سرمایه داری  دوره قاجار تا چه حد بر تحولات شهرهای ایران مؤثر بوده  است؟ 2.الگوهای معماری به کار رفته در دور ه قاجار تا چه حد تحت تأثیر شرایط اقتصادی این دوره قرار داشته اند؟
۴.

سنجش معیارهای سرزندگی در مکان های تاریخی با تأکید بر رویکرد توسعه گردشگری میراثی، مطالعه موردی: سراهای تاریخی منطقه 12 تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۶ تعداد دانلود : ۴
گردشگری به عنوان سومین صنعت اقتصادی جهان در زمینه رونق بخشیدن به شهرها و احیا و باززنده سازی بافت های تاریخی شناخته شده است. از طرفی مداخلات کالبدی نامناسب در محدوده های ارزشمند تاریخی موجب کاهش سرزندگی و زیست پذیری آن ها گشته و حاصلِ چنین اقداماتی، ظهور محلاتی ناامن و ناسالم اند شده است. ازاین روی مطالعه حاضر درصدد "بررسی میزان تأثیر معیارهای سرزندگی در راستای بهبود و ارتقای سطح گردشگری شهری در مکان های تاریخی" برآمده است. به منظور دست یابی به این هدف، از راهبرد کمی با تکیه بر مطالعات کتابخانه ای و میدانی بهره گرفته شده است. اطلاعات کیفی بر پایه مطالعه منابع مکتوب پیرامون سه مفهوم "سرزندگی شهری"، "گردشگری شهری"و "مکان های تاریخی"، و اطلاعات کمی مبتنی بر پیمایش میدانی (مشاهده و پرسشنامه) در محدوده مکانی تحقیق حاصل گردیده است. یافته های استنباطی SPSS در خصوص ارزیابی میزان اثرگذاری پارامترهای سرزندگی بر ارتقا گردشگری در سراهای تاریخی منطقه 12 تهران حاکی از آن است که معیارهای (تنوع بصری، زیبایی و جذابیت بصری، تنوع کاربری) و (زیبایی و جذابیت بصری) به ترتیب از منظر 2 گروه آماری متخصصین و گردشگران، از بیشترین میزان اثرگذاری برخوردارند. همچنین نتایج حاصل از بررسی نوع و میزان ارتباط میان معیارهای سرزندگی و گردشگری در مکان های تاریخی منتخب، مبین وجود رابطه ای مستقیم و معنادار میان این دو متغیر می باشد. علاوه بر این شدت این رابطه قوی می باشد، زیرا ضرایب همبستگی اسپیرمن برای هر دو شاخص بیشتر از 7/0 و نزدیک به 1 می باشند. رتبه بندی معیارهای سرزندگی در 4 سرای تاریخی به لحاظ میزان اهمیت نشان داد که ازنظر متخصصین، این 4 مکان ازلحاظ زیبایی و جذابیت های بصری در یک سطح بوده ولیکن از دید گردشگران، وضعیت هر عامل در هر یک از سراهای تاریخی با هم تفاوت دارند.
۵.

تبیین نقش، جایگاه و تاثیرپذیری برنامه ریزی معماری در سیستم برنامه ریزی کالبدی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۱۶
مقاله حاضر ارائه بخشی از مطالعات و پژوهش تفصلیلی انجام شده در حیطه برنامه ریزی معماری و مفاهیم مرتبط با آن در حوزه برنامه ریزی کالبدی و نظریه های برنامه ریزی می باشد. دانسته است که محصول و فرآورده معماری حاصل اندرکنش متغییرهایی چند لایه و متعدد است که یا جزئی از بخش تحلیل شامل مطالعات پایه و برنامه ریزی معماری و یا متعلق به ترکیب در فرآیند طراحی شامل ایده پردازی و فرم دهی به محصول می گردند.لذا بازشناسی و تدقیق مفاهیم مرتبط با برنامه ریزی معماری در شناسایی فرآیند طراحی ضروری بوده و از اهمیت بسزایی برخوردار است. در این مقاله سعی در بازشناسی برنامه ریزی معماری وتبیین نقش و جایگاه و تاثیر پذیری آن از طریق بررسی پیوند ها و ارتباط با برنامه ریزی کالبدی ,که خود تشکیل دهنده کلیتی سیستماتیک است, خواهد بود. در این خصوص , جهت رفع ابهام در مفاهیم به تدقیق تعاریف برنامه ریزی پرداخته شده و ضمن توجه به مفاهیم آنتروپی و نگاتروپی در برنامه ریزی , در قدم بعدی با سیر تحول تاریخی نظریه های برنامه ریزی و بررسی تطبیقی گونه های برنامه ریزی پیگیری گردیده و در نهایت با تبیین فرآیند برنامه ریزی کالبدی , جایگاه برنامه ریزی معماری و نیز انواع آن و ویژگی های هر یک معین می گردد. هدف از انجام پژوهش , بررسی برنامه گرا بودن محصول و فرآورده معماری است که از طریق شناسایی برنامه ریزی معماری به عنوان خرد ترین مقیاس سیستم برنامه ریزی کالبدی میسر و اثبات می گردد.
۶.

روش شناسی تبارشناسانه تیپومورفولوژی شهری باهدف استخراج الگو برای تهیه ضوابط فرم محور(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۱۸
هدف اصلی این نوشتار، نحوه استخراج الگو های ریخت شناسانه ای است که سالیان متمادی جواب خود را در پیوند با یکدیگر و با کل شهر پس داده اند و مادامیکه هویت شهر را شکل داده اند، غریب افتاده اند. از این رو توسعه های میان افزا و پروژه های مداخله در بافت های تاریخی، نیازمند اصولی هستند که نه بر اساس ضوابط مجرد که برخاسته از ویژگی های فرم مآبانه و مکان محور باشد. تحقیق مذبور به دنبال کاربست چهارچوبی است تبارشناسانه، که بتواند مسئله استخراج الگو ها و گونه های فرم شهری به صورت طبقه بندی شده و سیستمی را پوشش دهد. ساختار سه ردیفه پژوهش در ابتدا شامل یک نقشه تبارشناسانه از بافت تاریخی بر اساس نقشه های دارالسلطنه و دارالخلافه ناصری تا پیش از اقدامات مدرنیستی بوده و مرحله دوم بررسی الگوهای ساخت در یاخته های معماری با استفاده از تیپومورفولوژی ارتباط میان فضاهای ساخته شده و فضای باز است. در آخر نیز الگوی ارتباطی فضاهای باز در سلسله مراتب مراکز گذر گاهی برداشت شده است که در نتیجه ریخت های شهری در ابعاد و مقیاس های مختلف با استفاده از طبقه بندی داده های تحلیلیِ برآمده از مطالعه ای تبارشناسانه در مورد گونه های فرم شهری، قابل تجزیه و کالبد شکافی شده و آماده استخراج اصول فرم محور بر اساس مشخصه های هویت کالبدی و محلی می شود.
۷.

تبیین مدل نظری فرآیند مدیریت دانش در ساخت هوش طراحی خودکار نما(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۹۳ تعداد دانلود : ۱۶۱
دانش عامل آگاهی و معنای امروز جهان است و این منبع ارزشمند و راهبردی تنها دارایی ماندگار بشر بوده و ارائه هرگونه محصولات، خدمات و فناوری با کیفیت مناسب و در زمان کوتاه بدون حفظ و مدیریت این منبع باارزش ممکن نخواهد بود. با توجه به رشد بسیار سریع دانش، مدیریت دانش، هم در بعد معنایی و هم در بعد حجمی یک ضرورت بوده و عدم انجام آن منجر به تنزل بهره وری می شود. این مسئله برای تمام دانش ها از جمله دانش معماری نیز مطرح است. یکی از نشانه های رشد سریع دانش معماری، افزایش نرم افزارها در یک دهه اخیر با کارکردهای مختلف در جهت حل مسائل معماری است که نشان دهنده فزونی حجم داده ها و چند عاملی بودن فرایندهای طراحی است. از این رو، هدف این پژوهش رسیدن به یک مدل نظری و ارائه پیشنهاد برای اجرای مدیریت دانش با استفاده از هوش مصنوعی در فرایند طراحی معماری است. در این مقاله از روش کیفی که بر پایه مدل های مفهومی از فرایند داده های کشف دانش بهره گرفته شده است که یک تحقیق اکتشافی برای برجسته کردن عملکردهای مربوط به اعمال روند مدیریت دانش در معماری است. نتیجه این پژوهش ارائه مدل شبیه سازی شده مدیریت دانش در معماری و مدل سازی فرایند ساخت هوش طراحی خودکار نماست. طبق نتایج به دست آمده، ورود هوش مصنوعی در عرصه معماری به صورت هوش طراحی خودکار برای طراحی نمای ساختمان ها می تواند فرایند مدیریت داده ها، اطلاعات و دانش در معماری را برای رسیدن به طراحی چندعاملی فراهم آورد.
۸.

زیبایی رسانه ای فناوری ساخت در آثار منتخب از بناهای یادمانی معماری معاصر ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۰۷ تعداد دانلود : ۲۲۸
اهداف: کارکرد زیباشناسانه فرم بنا یکی از دغدغه های طراح بناهای یادمانی است که عموماً تحت الشعاع مسائل متعدی مانند شرایط اقتصادی، سیاسی و فرهنگی قرار می گیرد. هدف تحقیق، بحث در چگونگی تاثیر مصالح و فناوری ساخت بر زیبایی با تکیه بر موضوع هویتِ عینی فرم به عنوان یکی از کلیدی ترین موضوعات در این زمینه است. هدف دیگر،بررسی تاثیر مصالح و فناوری ساخت بر کارکرد زیباشناسانه فرم بناهای یادمانی است. روش ها: برای پردازش پیچیدگی، ابتدا از نتایج تحقیقی که به شیوه ی استدلال منطقی، چارچوبِ نظریِ سیستم های اجتماعی لومان که مدعی کاهش پیچیدگی از طریق تفکیک و تمایز است، را به هنر معماری تعمیم داده است، استفاده شد؛ سپس به شیوه ی دیمتل میزان تاثیر هر یک از شاخصه ها و روابط بین آنها مشخص می شود. یافته ها: یافته های بر اساس روش فرآیند تحلیل شبکه ای فازی، تاثیر فاکتورهای موثر بر زیبایی فرم بررسی گردید و چهار بنای یادمانی، بر این اساس مورد ارزیابی قرار گرفته و رتبه بندی شدند. یافته ها در نمونه های موردی آرمگاه های خیام،بوعلی،نادر و باباطاهر، در ارکان خودارجاعی (عناصر بصری و عناصر ارتباطی)، دگرارجاعی (عناصر ذهنی)، و فهم (عناصر عملی) تحلیل شدند. نتیجه گیری: مصالح، تاثیرگذارترین معیار و شکل تاثیرپذیرترین معیار در انتخاب فرم زیبا است در شرایطی که مصالح نوین از طریق فناوری ساخت موجب ایجاد شکل جدید شود و یا مصالح سنتی به شیوه ای نوین به کار گرفته شوند تاثیر مثبتی در زیبایی فرم خواهد داشت.
۹.

نقش مؤلفه های کالبدی در حس مکان مجموعه های مسکونی: مقایسه دو مجموعه مسکونی کوی استادان و شهرک نیوساید اهواز(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۶۷ تعداد دانلود : ۶۶
مکان پدیده ایست که انسان در طول زندگی خود به آن معنا بخشیده و وابسته می شود. جایگاه عوامل کالبدی به واسطه گریزناپذیر بودن امر کالبد در معماری سبب شکل گیری پایگاه وجودی در افراد می گردد. هدف از این مطالعه تأثیر مؤلفه های کالبدی بر دو مجموعه مسکونی کوی استادان و شهرک نیوساید اهواز و مشخص کردن تأثیر سهم هریک از این مؤلفه ها بر القای حس مکان توسط مخاطبین است. این تحقیق با روش ترکیبی کیفی در کمی، ابتدا به جمع آوری اطلاعات کتابخانه ای با تکنیک اسنادی پرداخته و سپس از تکنیک دلفی برای صحت سنجی مؤلفه های استخراج شده از متون بهره گرفته است. مؤلفه ها در پرسشنامه با طیف لیکرت بین ساکنین توزیع شده است. نتایج با نرم افزار SPSS و با استفاده از آماره های مختلف تحلیل استفاده شده است. نتایج حاکی از این است که در مجموعه مسکونی کوی استادان بیشترین سهم مربوط به مؤلفه های تنوع، نورپردازی، با مقدار(000/1)، حضور نیمکت ها با مقدار (946/0) و کمترین سهم مربوط به سهولت دسترسی با مقدار (383/0) است. در واقع در ایجاد حس تعلق، عامل نورپردازی دارای تأثیر بسزایی است. تنوع فضایی در این مجموعه مسکونی و وجود نیمکت ها موجب افزایش زمان حضور در فضا شده است و همین امر موجب افزایش دل بستگی و ایجاد حس مکان می شود. در مجموعه مسکونی نیوساید بیشترین همبستگی بین متغیر فضای سبز با دیگر متغیرهاست و بیشترین به صورت موردی بین خوانایی و تنوع با مقدار (955/0) و سپس فضای سبز با معنادهی (921/0) و کمترین بین نما و کف سازی با مقدار (104/0) است. در مجموعه مسکونی نیوساید، تنوع فضایی را به وسیله مکان عرضه می کند و میزان خوانایی آن موجب ایجاد فهم یا درک مکان می شود. همچنین فضای سبز، امکان حضور پذیری و استفاده از فضا را افزایش داده است.
۱۰.

بازخوانی معیارهای سرزندگی در مکان های تاریخی با تاکید بر رهیافت گردشگری میراثی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۲۰
گردشگری تاریخی به عنوان یکی از ابتدایی ترین گونه های گردشگری در جهان شناخته شده که ریشه در ذات انسان دارد، چرا که انسان همواره علاقمند به شناخت موارد جدیدتر و حتی شناخت بیش تر و دقیق تر گذشته و تاریخ نیاکان خود و سایر انسان ها و جوامع است. متاسفانه این مهم در ایرانِ معاصر، علی رغم آثار و جاذبه های متعدد تاریخی، بسیار کمرنگ تر از سایر کشورهای توسعه یافته می باشد. از راهکارهای توسعه گردشگری میراثی، بازگردندان حیات از دست رفته ی شهری در مکان هایی است که از گذشته برایمان به یادگار مانده اند، که این امر به واسطه ی اعمال و بکارگیری صحیح شاخص های سرزندگی میسر می گردد.. در حقیقت پژوهش حاضر، با هدف بازشناسی معیارها و شاخص های سرزندگی در مکان های تاریخی در راستای توسعه سطح گردشگری میراثی انجام پذیرفته است. این تحقیق بر حسب نوع هدف، توسعه ای- کاربردی و شیوه ی مطالعه بر حسب روش و ماهیت، توصیفی تحلیلی می باشد و گردآوری اطلاعات آن بر مبنای مطالعه منابع کتابخانه ای و تحلیل محتوایی آن ها بوده است. پس از تحلیل و بررسی آرای صاحب نظران متاخر در باب مولفه های سرزندگی، شاخص ترین معیارهای ارتقادهنده ی سرزندگی در عرصه های عمومی شهری و همین طور بافت های تاریخی مشخص گردید که شامل1. حضورپذیری مردم، 2. تنوع و جذابیت، 3. آسایش و آرامش، 4. نفوذپذیری، 5. انعطاف پذیری، 6. امنیت، 7. شفافیت، 8. خوانایی، 9. زیبایی، 10. فعالیت پذیر بودن و  تنوع، دسترسی، آسایش،  ایمنی و امنیت می باشند. با توجه به این که ویژگی های کالبدی مکان های تاریخی متفاوت از عرصه ها و بافت های تاریخی شهر می باشد، از این روی از میان کلیه شاخص های مطروحه، 6 شاخص عمده اعم از (1. تنوع و جذابیت، 2. انعطاف پذیری، 3. زیبایی، 4. دسترسی، 5. آسایش 6. امنیت) به عنوان معیارهای ارتقادهنده ی سرزندگی در مکان های تاریخی تبیین گردیدند. اهداف پژوهش: 1.شناخت معیارهای سرزندگی در بافت های تاریخی. 2.بازشناسی امکان توسعه گردشگری میراثی با توجه با شناخت معیارهای سرزندگی. سؤالات پژوهش: 1.بافتهای تاریخی دارای چه معیارهایی برای احیاء سرزندگی هستند؟ 2.چه ارتباطی می توان میان سرزندگی در بافتهای تاریخی و گردشگری میراثی ایجاد کرد؟
۱۱.

تأثیر سبک زندگی بر تفکیک عرصه های عمومی از عرصه های خصوصی مورد استفاده زنان در خانه های اشرافی قاجار در مازندران(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۲۸
هویت اجتماعی، فرهنگی و تا حدودی هویت اقتصادی افراد در جامعه، بوسیله جنسیت تعیین می شود. و عوامل متعددی مانند باورهای فرهنگی، ساختار خانواده، ارزش ها و... در تعیین این هویت نقش تعیین کننده دارند. هدف از انجام این پژوهش بررسی تاثیر سبک زندگی مردم اشرافی دوران قاجار بر روابط فضایی خانه های محل سکونت شان در تقسیم بندی و تفکیک عرصه های عمومی از عرصه های خصوصی مورد استفاده زنان می باشد. مطالعات پژوهش بصورت میدانی وکتابخانه ای است و با استفاده از نرم افزار نحو فضا مورد تحلیل قرار گرفتند. مولفه های کلی سبک زندگی به مولفه های جزیی شامل روابط اجتماعی، ساختار خانواده، معیشت و اقتصاد، شغل و هویت اجتماعی دسته بندی شده است و تاثیر هر کدام از این مولفه ها بر تفکیک عرصه های خصوصی زنانه مورد مطالعه قرار گرفت.و این نتیجه حاصل شده است که تعداد فضاهای خصوصی و نحوه قرار گیری آنها، و همچنین ارتباط آنها با عرصه های عمومی موجود در خانه، متاثر از سبک زندگی و ساختار خانواده و تعداد زنان ساکن است.و تعداد عرصه های خصوصی زنانه در هر سه دوره قاجار متفاوت از یکدیگر می باشند، و فضاهای جدیدی بعنوان فضاهای واسط(جداکننده) در این خانه ها شکل گرفته اند.
۱۲.

جستاری تحلیلی در طیف سنجی و بررسی تطبیقی وجوه متفاوت برنامه ریزی معماری(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۸۱ تعداد دانلود : ۱۲۴
مقاله حاضر ارائه بخشی از مطالعات و پژوهش تفصلیلی انجام شده ناظر بر شناسایی وجوه مختلف و متفاوت برنامه ریزی معماری، سیر تحول آن در دوره پس از مدرن و نیز تحلیل ویژگی های هر وجه از برنامه ریزی معماری و انجام دسته بندی بر اساس ویژگی های احصاء شده در قالب طیف سنجی وجوه متفاوت برنامه ریزی و در نهایت مقایسه تطبیقی طیف های مختلف احصاء شده است. در این پژوهش مفهوم جدید طیف سنجی در ارتباط با برنامه ریزی معماری مورد شناسایی, تبیین و تدقیق قرارگرفته است و با ابزار مقایسه تطبیقی در خصوص طیف های مختلف برنامه نسبت برنامه ریزی بر اساس شاخص ها و معیار هایی مشخص با مقولاتی مانند تعریف برنامه ریزی , ارتباط ماهوی با معماری , شکل مدل برنامه ریزی , نحوه انجام برنامه ریزی , ارتباط با طراحی, آفرینش فرم و خلق فضا , محصول و نتیجه برنامه و نقش معمار در ارتباط با برنامه و فرایند طراحی در هریک از طیف های برنامه ریزی مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته است. لذا هدف پژوهش بازشناسی و تحلیل وجوه مختلف برنامه ریزی معماری و ارائه دسته بندی جدیداز آنها براساس ویژگیهای مبتنی بر تحلیل های انجام گرفته در قالب طیف سنجی برنامه ریزی معماری می باشد که بر نقش برنامه ریزی معماری درفرآروند طراحی دلالت دارد. روش تحقیق مورد استفاده دراین مقاله , روش تحقیق کیفی با بهره گیری از ابزار تحلیل محتوا می باشد و روش جمع آوری اطلاعات و داده های پایه بر اساس روش کتابخانه ای بوده است.
۱۳.

ارزیابی میزان تاب آوری کالبدی در نواحی شهری با بهره گیری از روش الکتره (نمونه موردی: منطقه 5، شهر تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۱۳
طی دهه های اخیر، خسارات جبران ناپذیر و تلفات ناشی از افزایش قابل توجه وقوع بلایای طبیعی در سراسر جهان سبب شده رویکرد تاب آوری در مواجهه با سوانح و حوادث غیرمترقبه مورد توجه قرار گیرد. شهر تهران به عنوان یکی از شهرهای بزرگ کشور در پهنه خطر لرزه ای بالا و بسیار بالا قرار دارد. و رشد بی رویه و بدون برنامه آن در سالهای اخیر، سبب بر هم خوردن نظم فضایی شهر شده است که این عوامل میزان آسیب پذیری شهر تهران را در برابر خطر زلزله افزایش می دهد. منطقه 5 واقع در شمال غرب شهر تهران به دلیل عبور گسل اصلی شمال تهران از لبه ی شمالی منطقه، در محدوده ی خطر با شدت تخریب نسبتاً بالا قرار دارد. بر این اساس این پژوهش بر آن است تا میزان تاب آوری کالبدی نواحی منطقه 5 شهر تهران را در مواجهه با زلزله ارزیابی نماید. پژوهش حاضر جزء تحقیقات کاربردی است و روش آن توصیفی- تحلیلی می باشد. در این راستا با توجه به مطالعات مبانی نظری، شاخص های موثر بر افزایش میزان تاب آوری کالبدی استخراج گردید. سپس به منظور ارزیابی و تحلیل از روش های فرایند تحلیل سلسله مراتبی (AHP) و الکتره استفاده شد. در پایان نیز با توجه به نتایج حاصله، پیشنهاداتی جهت دستیابی به هدف پژوهش ارائه شده است.
۱۴.

ارزیابی مؤلفه های تأثیرگذار بر ارتقاء هویت منظر معماری در نماهای معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۱۵ تعداد دانلود : ۲۵۷
بحران هویت یکی از مشکلات بنیادی در سیمای بصری شهرهای ایران بشمار می رود. علی رغم ساخت وسازهای متعدد در راستای توسعه شهری، همچنان منظر معماری شهرها فاقد شخصیتی منسجم، خوانا و واجد هویت می باشد. هویت منظر معماری به معنای مجموعه ویژگی هایی است که در طول زمان حضوری مداوم در تعریف سیمای معماری داشته و علاوه بر پاسخگویی به تغییرات و نیازهای جدید در امتداد تاریخ خود قرار گیرد. ازآنجاکه پرداختن به ساختار معماری و شهرسازی نماهای معاصر جهت بازخوانی هویت، نیازمند اندیشه ای انتقادی بر مفاهیم و مؤلفه های تأثیرگذار بر شکل گیری عناصر معماری و خاصه نماهای شهری است، می توان با شناخت مفاهیم تأثیرگذار و ساختاری، امکانی جهت احیای هویت بصری در سیمای منظر معماری نماهای معاصر را فراهم کرد. هدف پژوهش حاضر، شناخت این مؤلفه ها در راستای تبیین مفاهیمی است که ارتقاء هویت منظر معماری در نماها را به دنبال داشته باشد. جهت دستیابی به این عناصر، ابعاد سازنده هویت، منظر و نما باهدف دستیابی به معیارها و کیفیت های خلق کننده ی اثرگذار بر ارتقاء هویت منظر معماری نماهای معاصر بررسی شده است. روش تحقیق پژوهش ترکیبی از روش های توصیفی-تحلیلی و تطبیقی و با هدف ماهیت کاربردی است. اطلاعات موردنیاز از طریق مطالعات کتابخانه ای و روش تحلیل داده های ثانویه (اسنادی) جهت گردآوری اطلاعات در بخش مبانی نظری و ادبیات مرتبط با تحقیق استفاده شده است. نتایج کلی پژوهش نشان می دهد؛ ارتقاء هویت منظر معماری در نماهای معاصر در قالب مؤلفه های زیبایی شناسی از بُعد معنایی و بصری، مؤلفه کالبدی مکان از بُعد عملکردی و بصری، ویژگی محیطی مکان از بعد اقلیمی و زیست محیطی و مؤلفه معنایی مکان از ابعاد تاریخی و فرهنگی قابل حصول می باشد که معیارها و کیفیت های خلق کننده توسط هرکدام از آن ها در قالب مدل مفهومی ارائه شده است. در پایان بر مبنای یافته های پژوهش پیشنهاداتی در راستای راهکارهای عملی ارتقاء کیفی منظر ارائه شده است.
۱۵.

سنجش وضعیت اخلاق حرفه ای براساس مناطق شهر اصفهان از دیدگاه مدیران شهری(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۰۵ تعداد دانلود : ۱۴۷
مدیران شهری در برابر مشکلات پیچیده و فراگیر اخلاقی عرصه شهرسازی، نیازمند چارچوب اخلاقی کاربردی هستند که هم رفتار آنان و هم نظام ارزشی مدیریت شهری را هدایت و کنترل نماید. این پژوهش با هدف سنجش وضعیت اخلاق حرفه ای براساس مناطق شهر اصفهان از دیدگاه مدیران شهری با رویکرد ترکیبی از نوع بنیادی کاربردی انجام گرفت. برای تحقق هدف در بخش کیفی با روش نمونه گیری هدفمند با مدیران شهرداری مصاحبه، و در بخش کمی با روش تمام شماری پرسشنامه بین تمامی مدیران شهری شهرداری و سازمانهای وابسته به آن توزیع شد. نتایج از طریق از تحلیل محتوا، آزمون t تک نمونه ای و آزمون فریدمن  تجزیه و تحلیل گردید. با تحلیل داده ها الگوی اخلاق حرفه ای مدیران شهری در پنج معیار شرایط و عوامل مؤثر، هنجارها و ارزشها، شناخت مسائل اخلاقی، یافتن راه حل اخلاقی و تلاش برای اجرای اخلاقی ارائه شد. تمامی معیارهای اخلاق حرفه ای در اقدامات مدیریت شهری شهر اصفهان از دیدگاه مدیران شهری در سطح متوسط است. میانگین اخلاق حرفه ای مناطق 1، 3 و 5 شهرداری شهر اصفهان از دیدگاه مدیران شهری در سطح قوی قرار دارد. رعایت شناخت مسائل اخلاقی از دیدگاه مدیران شهری از اهمیت بیشتری برخوردار است.
۱۶.

اولویت بندی جاذبه های گردشگری شهر یزد بر مبنای تحلیل امکان سنجی توسعه(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۱۵ تعداد دانلود : ۱۳۷
شهر یزد، با دارا بودن جاذبه های گردشگری گوناگون، هرساله میزبان تعداد بسیار زیادی از گردشگران داخلی و خارجی است. برنامه ریزی گردشگری بلندمدت، نیازمند تحلیل امکان سنجی توسعه این جاذبه ها است. هدف از این پژوهش، اولویت بندی جاذبه های گردشگری شهر یزد به عنوان یکی از مقاصد کلاسیک گردشگری در ایران، بر مبنای تکنیک ارزیابی ماتریس کمی اینسکیپ شامل عوامل دسترسی پذیری، امکان پذیری توسعه اقتصادی، اثرات زیست محیطی توسعه، اثرات اجتماعی-فرهنگی توسعه، اهمیت ملی/منطقه ای و اهمیت بین المللی است. روش تحقیق در این پژوهش، توصیفی-تحلیلی است و ابزارهای مطالعات کتابخانه ای، مصاحبه و پرسشنامه برای گردآوری اطلاعات استفاده شد. برای این منظور پس از شناسایی جاذبه های گردشگری شهر یزد، پرسشنامه ای مبتنی بر شش عامل فوق با مقیاس 1 تا 10 تهیه شد و در اختیار 17 نفر از خبرگان حوزه های مختلف گردشگری شهر یزد قرار گرفت که به روش هدفمند گلوله برفی انتخاب شدند. به منظور اولویت بندی جاذبه ها از مدل کمی شاخص انتخاب ارجحیت (PSI) که یکی از روش های نوین تصمیم گیری چند معیاره است، در بستر نرم افزار Microsoft Excel استفاده شد. بنا به یافته های تحلیلی تحقیق، اهمیت ملی/منطقه ای و امکان پذیری توسعه اقتصادی، مهم ترین عوامل در تحلیل امکان سنجی توسعه جاذبه های گردشگری شهر یزد بودند. نتایج نهایی نشان داد اولویت توسعه به ترتیب با جاذبه های میراث معماری؛ صنایع دستی و تولیدات محلی؛ برگزاری مراسم خاص مذهبی؛ و فرهنگ و آداب ورسوم محلی است که همگی بر ابعاد ملموس و ناملموس میراثی شهر یزد دلالت دارند. درمجموع می توان استنباط نمود که باوجود گذشت 3 سال از ثبت شهر تاریخی یزد به عنوان اولین شهر از ایران در فهرست میراث جهانی یونسکو هیچ برنامه مدونی برای بهره گیری از این فرصت کم نظیر جهت جذب گردشگران خارجی وجود ندارند، درحالی که تمرکز بر این پتانسیل می تواند منجر به توسعه متوازن سایر جاذبه ها گردد که این امر نیازمند برنامه ریزی یکپارچه و بلندمدت است.
۱۷.

بررسی پارامترهای تاثیرگذار بر ارتباط بین معنای فضا، جرم و امنیت فضای شهری معاصر مبتنی بر تئوری زبان الگو و CPTED (مطالعه موردی: منطقه ی یک تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۱۱ تعداد دانلود : ۱۹۴
در منطقه (۱) تهران کمی گرایی و مبانی مدرنیستی باعث بروز پدیده هایی مانند عدم احساس تعلق خاطر محیطی و بی توجهی به فضای شهری شده است که این موضوع عاملی بر شکل گیری جرم در محیط شهری می باشد. پژوهش حاضر با مدنظر قرار دادن تصاویر ذهنی مردمی و بررسی نقشه های سیستم اطلاعات جغرافیایی شهری به دنبال یافتن پارامترهای ذهنی مردم منطقه (۱) تهران می باشد که با تکیه بر این تصاویر و تجزیه وتحلیل آن، بتواند الگوهایی زنده برای این منطقه تبیین کند. هدف اصلی این پژوهش یافتن پارامترهایی در راستای تقویت معنا و امنیت فضای شهری مبتنی بر نظریه زبان الگو می باشد که با بررسی های میدانی صورت پذیرفته و نشانه های به دست آمده از طریق استفاده از روش پژوهش پیمایشی، گردآوری اطلاعات به روش نقشه شناختی، جامعه آماری نمونه به صورت نمونه گیری تصادفی طبقه ای متناسب با حجم انجام شد. حجم نمونه (۳۲۴) نفر در (۲۷) محله با بهره گیری از فن مقایسه دوبه دو AHP و تحلیل چیدمان فضایی در تجزیه وتحلیل اطلاعات، این الگوها متناسب با روش گفته شده توسط کریستوفر الکساندر و نظریه پردازان حوزه CPTED برای منطقه (۱) به دست آمد. الگوهای به دست آمده، مختص منطقه (۱) تهران بوده و از طریق روش به کاربرده شده در این پژوهش می توان این الگوها را برای سایر مناطق شهری در ایران نیز مورد بهره برداری قرار داد.
۱۸.

تأثیر سبک زندگی بر روابط فضایی خانه های اعیان نشین دوره قاجار در مازندران(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۵۳ تعداد دانلود : ۱۷۳
یان مسئله: از نظر محققین، سبک زندگی تأثیر زیادی بر معرفی الگوهای رفتاری، گرایش های ذهنی و شیوه زندگی افراد یک جامعه دارد. به عبارتی، مفهوم سبک زندگی به طور ویژه معرف کیفیت زندگی افراد یک جامعه است و بر معماری نیز تأثیر می گذارد. در رابطه با معماری خانه های مسکونی ایران در دوران قاجار و ارتباط آن با سبک زندگی مطالعات چندانی انجام نشده است. این موضوع، به ویژه، با توجه به تغییرات اقلیمی و همچنین تنوع خانه ها در دوران قاجار اهمیت بیشتری می یابد. در همین راستا، این پژوهش در پی خوانش فضا در رابطه با شیوه زندگی و تأثیر آن بر فضای معماری خانه های اعیانی دوران قاجار در استان مازندران است؛ و برای این منظور، لازم است گفتمان فضا در رابطه با شیوه زندگی و تغییرات آن در دوره قاجار با نگاهی ژرف مورد بررسی قرارگیرد و بازتاب آن در معماری این خانه ها بررسی شود. علت انتخاب خانه های اعیان نشین این است که در دوران قاجار خانه های مردم عادی اغلب متأثر از اقلیم بوده و تأثیر سبک زندگی ساکنین در این خانه ها کمتر از خانه های اعیان نشین مشهود است.هدف پژوهش: هدف از تدوین این پژوهش بررسی اثربخشی سبک زندگی مردم طبقه اعیان مازندران در دوره قاجار بر عرصه ها و روابط فضایی خانه های محل سکونتشان است. روش پژوهش: در این پژوهش از روش های توصیفی، تحلیلی و در نهایت استدلال منطقی استفاده شده است. منابع اطلاعاتی پژوهش بر مطالعات کتابخانه ای و میدانی متکی و به دو صورت اسنادی و شفاهی قابل دسترسی است. برای انتخاب نمونه ها، تمامی خانه های مربوط به دوران قاجار در مازندران که دارای اسناد مطالعاتی بودند و امکان مطالعات میدانی درباره آن ها فراهم بود مورد بررسی قرار گرفتند. نتیجه گیری: مطابق نظر صاحب نظران، سبک زندگی به مؤلفه های اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی دسته بندی شده است. در پژوهش حاضر تأثیر هر کدام از این مؤلفه ها در ساختار روابط فضایی نمونه ها مورد مطالعه قرار گرفت. در ادامه، پس از بررسی چیدمان فضایی خانه های منتخب، با ترسیم نمودارهای توجیهی توسط نرم افزار نحو فضا، اطلاعات به دست آمده تحلیل شد. سپس خانه های هر دوره قاجار با یکدیگر مقایسه شدند و این نتیجه حاصل شد که حتی خانه هایی که در یک دوره مشترک از دوران قاجار ساخته شده اند از نظر نوع و تعداد فضاها، عمق قرارگیری فضاها و همچنین چگونگی نحوه ارتباطشان با یکدیگر دارای تفاوت هایی هستند. این تفاوت ها از عواملی همچون روابط اجتماعی خانواده، شغل و معیشت ساکنین ناشی می شود و می توان آن ها را با الگوهای متفاوتی دسته بندی کرد.
۱۹.

تبیین مولفه های جامعه شناختی (با تکیه بر مفهوم گسست نسلی) در طراحی محیطی با رویکرد پیشگیری از جرم (نمونه موردی: خیابان اصلی رجایی شهر کرج)(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۸۶ تعداد دانلود : ۵۳۲
امروزه یکی از اولویت های مؤکد در حوزه طراحی شهری، توجه به مقوله پیشگیری از جرم از طریق طراحی محیطی[1] و اجرایی کردن آن در فضا و طراحی شهری است. فضای شهری با این رویکرد، سبب بهبود کیفیت شهری، افزایش رضایت مندی و بهبود سطح رفاه جامعه خواهدشد. در جامعه ای که بستر شکل گیری هویت، فرهنگ و رفتار افراد است، توجه به عوامل جامعه شناختی، درک ریشه ای یک اتفاق و فهم دقیق آن را در سطوح مختلف به همراه دارد. از این منظر، این پژوهش با توجه به گسترش جرائم، موضوع پیشگیری از جرم را با رویکرد جامعه شناسی و تکیه بر مفهوم گسست نسلی در طراحی محیط شهری موردبررسی قرار داده است. پژوهش حاضر از نوع پژوهش ات کمی بوده و داده ها از طریق پیمایش به دست آمده اند. برای گردآوری اطلاعات از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شده است. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه شهروندان خیابان اصلی رجایی شهر کرج است که نمونه آماری آن بر اساس فرمول کوکران به تعداد (۳۶۰) نفر به دست آمد. نمونه گیری به روش طبقه ای متناسب با حجم، اجرا و داده های حاصل از توزیع و گردآوری پرسشنامه ها به نرم افزار «اس.پی.اس.اس»[2] وارد شد؛ روش تحلیل مبتنی بر تصاویر، آزمون رگرسیون چندمتغیره و فن افتراق معنایی بوده است. برابر نتایج، توجه به مؤلفه های به دست آمده از پژوهش، در بعد جامعه شناسی (شناسایی مهاجران به کلان شهرها، احراز دلیل مهاجرت و تهیه پروفایل مهاجران، توجه ویژه به طراحی شهری بر اساس گسست نسل ها و تأثیر آن در گسست عاطفی، به خصوص در جوانان) و در بعد طراحی کالبدی محیطی (کنترل دسترسی ها، حفظ قلمرو و تأمین نور کافی)، باعث کاهش جرائم در طراحی فضای شهری و در نتیجه، ایجاد شهر امن خواهدشد.
۲۰.

ساختارشناسی مفهوم رضایتمندی مسکن با رویکرد فلسفه پدیدارشناسی (نمونه موردی: خانه قاجاری شیخ الاسلام و چند مجتمع مسکونی در زنجان)(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۴۰ تعداد دانلود : ۱۷۵
  سکونتگاه انسان، همواره جایگاه و اهمیت ویژه ای در تأمین آسایش، آرامش و رضایتمندی وی داشته است.  از این رو، «سر پناه» در اندیشه انسانی، دیرینه ای به درازای تاریخ زندگی گروهی و اجتماعی دارد. امروزه، شماری بر این باورند که در دوران مدرن، معماری بیشتر چشم و منظر بصری را در نظر می گیرد و به سایر ادراک حسی و بدن انسان کم توجه است. این پژوهش می کوشد، روند منطقیِ شناسایی و اولویت بندی عناصرِ تجربیِ چند حسی در ارتقای رضایتمندی مسکن را تدوین نماید. این کار پژوهشی بر اساس روش تحقیقِ آمیخته (کمی و کیفی)، همراه با استدلال منطقی انجام شده است. در بخش کیفی، روش مشاهده پدیدارشناسانه و مصاحبه،  جهت شناسایی عوامل موثر بر مطلوبیت به کار رفته است. در روشِ کمی، از پرسشنامه برای گردآوری داده های جامعه آماری (ساکنان مجتمع های مسکونی زنجان) استفاده شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که پیوند بین آگاهی مفهومی، ادراک چند حسی، این همانی با طبیعت و مطلوبیت سکونتگاه معنادار است. همچنین، مؤلفه های حسی موجود در خانه های بررسی شده، بر کیفیت محیطی آن و نیز بر مطلوبیت فضا و رضایتمندی ساکنان تاثیر دارند.   اهداف پژوهش: 1 . بررسی و شناخت مطلوبیت مسکن و مفهوم رضایتمندی از آن، با رویکرد فلسفه پدیدارشناسی. 2 . تدوین و ارایه مدل مفهومی مطلوبیت سکونتگاه. سوالات پژوهش: 1. آیا بین مؤلفه های حسی و معیارهای کیفیت یک مجموعه مسکونی رابطه معناداری وجود دارد؟ 2 . آیا خانه فقط نیاز اولیه انسان را برآورده می کند یا اینکه مفهومی فراتر از آن است؟

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان