علی اقبالی

علی اقبالی

مدرک تحصیلی: دکترای تخصصی روان شناسی، استادیار دانشگاه فرهنگیان (نویسنده مسئول)

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۹ مورد از کل ۹ مورد.
۱.

رابطه ی الگوهای شخصیتی مبتنی بر سیستم های مغزی – رفتاری با سوگیری توجه و پیش توجه در بیماران وابسته به مت آمفتامین

تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۱۲
مقدمه: امروزه، سوء مصرف مواد به یکی از مشکلات اساسی در جوامع تبدیل شده و شیوع آن در بین جوانان بیشتر شده است. هدف: هدف از مطالعه حاضر تعیین رابطه ی الگوهای شخصیتی مبتنی بر سیستم های مغزی - رفتاری با سوگیری توجه و پیش توجه در بیماران وابسته به مت آمفتامین بود. روش: طرح پژوهش از نوع علی - مقایسه ای بود. جامعه آماری شامل تمامی بیماران مرد وابسته به مت آمفتامین شهرستان تکاب بود که از بین آنها تعداد ۳۰ نفر به شیوه ی نمونه گیری در دسترس به عنوان نمونه آماری انتخاب و با همین تعداد از افراد گروه کنترل مورد مقایسه قرار گرفتند. هر دو گروه از لحاظ برخی متغیرهای جمعیت شناختی همتاسازی شدند. ابزار پژوهش شامل آزمایه «پروب دات»، پرسشنامه شخصیتی گری - ویلسون (GWPQ) ، مصاحبه بالینی ساختارنایافته و پرسشنامه اطلاعات جمعیت شناختی بود. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها علاوه بر آماره های توصیفی از ضریب همبستگی پیرسون و آزمون t مستقل استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد بیمارانی که نمرات بالایی در سیستم فعال سازی رفتاری به ویژه خرده سیستم سائق و جستجوی لذت بدست آورده اند در مقایسه با بیماران دیگر، سوگیری توجه بیشتری نسبت به کلمات محرک مربوط به مواد از خود نشان می دهند. در ارتباط با سوگیری پیش توجه تفاوتی بین افراد مشاهده نشد. نتیجه گیری: با توجه با اینکه سو گیری توجه و سیستم های مغزی – رفتاری نقش مهمی را در ابتلا به عود و مصرف مجدد مواد دارند، شناسایی و فهم این عوامل در درمان ضروری به نظر می رسد.
۳.

مقایسه اثربخشی دو رویکرد طرحواره درمانی و روان درمانی مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT) بر طرحواره های ناسازگار اولیه در بیماران وابسته به مت آمفتامین

تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۵۱
پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی دو رویکرد طرحواره درمانی و روان درمانی مبتنی بر پذیرش و تعهد ( ACT ) بر طرحواره های ناسازگار اولیه در بیماران وابسته به مت آمفتامین انجام شد. این پژوهش از نوع کارآزمایی بالینی با پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری (سه ماهه) با گروه کنترل است. جامعه آماری شامل تمامی بیماران وابسته به مت آمفتامین شهرستان های تکاب و شاهین دژ در سال 1393 بود که از بین آنها تعداد 60 نفر به روش نمونه گیری گلوله برفی انتخاب و به صورت نمونه گیری تصادفی در دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل قرار گرفتند. گروه اول آموزش طرحواره درمانی و گروه دوم روان درمانی مبتنی بر پذیرش و تعهد دریافت کرده و گروه کنترل هیچ نوع آموزشی دریافت نکردند. افراد هردو گروه آزمایش تحت 12 جلسه مداخلات درمانی به صورت جداگانه و هرهفته دوجلسه به مدت یک و نیم ساعت قرار گرفتند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه اطلاعات جمعیت شناختی و فرم کوتاه پرسشنامه طرحواره های ناسازگار اولیه یانگ ( YSQ- SF ) بود. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها علاوه بر آماره های توصیفی از تحلیل واریانس با اندازه گیری های مکرر استفاده شد. نتایج به دست آمده نشان داد که طرحواره درمانی و روان درمانی مبتنی بر پذیرش و تعهد ( ACT ) در مقایسه با گروه کنترل به طور معناداری در تعدیل طرحواره های ناسازگار اولیه در بیماران وابسته به مت آمفتامین مؤثر است ( P<0/001 ). با توجه به این که طرحواره های ناسازگار اولیه در سبب شناسی سوء مصرف مواد در بیماران وابسته به مت آمفتامین نقش عمده ای دارد، پیشنهاد می شود در مراکز پیشگیری و درمان وابستگی به مواد، طرحواره های ناسازگار اولیه مورد توجه قرار گرفته و مداخلاتی بر اساس آن انجام گیرد.
۵.

مقایسه تأثیر دو روش آموزش تنظیم هیجان و شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی، بر پریشانی روانشناختی و راهبردهای شناختی تنظیم هیجان مادران کودکان عقب مانده ذهنی

کلید واژه ها: عقب مانده ذهنیتنظیم هیجانشناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهیراهبردهای تنظیم شناختی هیجانپریشانی روانشناختی

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی روانشناسی هیجان ماهیت هیجان
  2. حوزه‌های تخصصی روانشناسی آموزش کودکان استثنایی کودکان عقب مانده ذهنی
  3. حوزه‌های تخصصی روانشناسی روانشناسی یادگیری شناخت
تعداد بازدید : ۱۱۴۹ تعداد دانلود : ۴۳۲
هدف از انجام این پژوهش مقایسه اثربخشی آموزش تنظیم هیجان و شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی در بهبود نشانه های پریشانی روانشناختی و راهبردهای تنظیم شناختی هیجان مادران کودکان عقب مانده ذهنی در شهر تبریز بود. در این مطالعه شبه تجربی، جامعه آماری شامل مادران دانش آموزان عقب مانده ذهنی آموزشگاه های استثنایی شهر تبریز بود. پس از اجرای پرسشنامه افسردگی، اضطراب، استرس، از بین آن ها، تعداد 60 نفر به شیوه تصادفی انتخاب شده و در دو گروه 30 نفره تقسیم شدند. گروه اول یک دوره درمان آموزش تنظیم هیجان را در 8 جلسه 2 ساعتی، دریافت کرد. گروه دوم در طول همین مدت، هشت جلسه شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی را طی کرد. ابزارهای استفاده شده در این پژوهش شامل پرسشنامه راهبردهای تنظیم هیجان شناختی (CERQ) و مقیاس افسردگی، اضطراب و استرس (DASS) بود. تحلیل نتایج با استفاده از روش تحلیل کواریانس چندمتغیری صورت گرفت. نتایج نشان داد که اثربخشی متغیرهای مستقل (آموزش تنظیم هیجان و شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی) بر متغیرهای وابسته افسردگی (01/5=F و 03/0=p) ، اضطراب (27/7=F و 01/0=p) و استرس (17/10=F و 00/0=p) معنی دار است. بنابراین می توان گفت که روش های درمانی آموزش تنظیم هیجان و شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر روی این متغیرها اثر بخشی متفاوتی دارند. مقایسه دو به دوی گروه ها در متغیرهای وابسته نشان می دهد که در متغیرهای افسردگی، اضطراب و استرس تفاوت میانگین ها بین دو گروه معنی دار است و این تفاوت به نفع گروه آموزش تنظیم هیجان است. یعنی این روش تأثیر بیشتری روی آزمودنی ها داشته است. در مجموع نتایج نشان می دهند که آموزش تنظیم هیجان می تواند در کاهش پریشانی روانشناختی مادران کودکان عقب مانده ذهنی موثر واقع شود.
۶.

تاثیر خودآموزی کلامی بر بهبود نشانه های مرضی کودکان مبتلا به اختلال نافرمانی مقابله ای

کلید واژه ها: خودآموزی کلامیاختلال نافرمانی مقابله ای

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۹۶ تعداد دانلود : ۸۰۹
هدف :در این پژوهش اثر خودآموزی کلامی بر علائم مرضی کودکان مبتلا به اختلال بی اعتنایی مقابله ای مورد بررسی قرار گرفت.روش :با بهره گیری از طرح نیمه آزمایشی ، نمونه ای شامل 40 نفر از دانش آموزان پایه چهارم و پنجم مبتلا به اختلال بی اعتنایی مقابله ای از مدارس ابتدایی شهر تبریز انتخاب و پس از جایگزینی تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل مورد مطالعه قرار گرفتند. ابزار جمع آوری اطلاعات : شامل ملاکهای تشخیصی DSM-IV-TR و پرسشنامه علائم مرضی کودکان (CSI-4) (فرم معلم) بود . در فرایند اجرا، گروه آزمایش به مدت 12 جلسهیک ساعتی طی 6 هفته تحت آموزش خودآموزی کلامی قرار گرفت و گروه کنترل هیچ مداخله ای دریافت نکرد. یافته ها: نتایج حاصل از روش تحلیل کوواریانس یک راهه نشان داد که کاربرد و آموزش خودآموزی کلامی موجب بهبود نشانه های مرضی دانش آموزان واجد اختلال بی اعتنایی مقابله ای می شود. نتیجه گیری : با استفاده از این روش آموزشی – درمانی می توان به بهبود نشانه های مرضی دانش آموزان دارای اختلال بی اعتنایی مقابله ای کمک کرد.
۸.

تاثیر خودآموزی کلامی بر بهبود علایم مرضی کودکان مبتلا به اختلال سلوک

کلید واژه ها: علایم مرضی اختلال سلوک

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۰۵ تعداد دانلود : ۶۲۶
هدف این تحقیق بررسی تاثیر آموزش خودآموزی کلامی بر علایم مرضی کودکان مبتلا به اختلال سلوک بود. به عبارتی دسترسی به این مساله که آیا آموزش خودآموزی کلامی می تواند در بهبود علایم مرضی کودکان مبتلا به اختلال سلوک تاثیر مثبتی داشته باشد یا خیر، هدفی بود که پژوهش به قصد دستیابی به آنها انجام پذیرفت. روش این پژوهش از نوع طرح نیمه تجربی (نیمه آزمایشی) بود که در آن نمونه ای شامل 20 نفر از دانش آموزان مبتلا به اختلال سلوک از مدارس شهر تبریز انتخاب و پس از جایگزینی تصادفی در دو گروه آزمایشی و کنترل مورد مطالعه قرار گرفتند. در فرآیند طرح، گروه آزمایشی در مدت 10 جلسه تحت آموزش خودآموزی کلامی قرار گرفت و گروه کنترل هیچ مداخله ای دریافت نکرد. نتایج حاصل از روش تحلیل کوواریانس یک طرفه، نشان داد که گروه آزمایشی در پایان نسبت به گروه کنترل از بهبود قابل توجهی در علایم مرضی اختلال سلوک برخوردار است. به عبارت دیگر کاربرد و آموزش خودآموزی کلامی موجب بهبود معنی دار نشانه های مرضی دانش آموزان دارای اختلال سلوک شده بود.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان